ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

شهرنوش پارسی‌پور: فمینیسم ادبی، رئالیسم جادویی و عرفان زنانه در روایت تاریخ ایران

حسین نوش‌آذر، نویسنده و روزنامه‌نگار، در گفت‌وگو با «زمانه» از لایه‌های پنهان آثار شهرنوش پارسی‌پور» می‌گوید؛ نویسنده‌ای که هرگز خود را فمینیست نخواند، اما با رئالیسم جادویی و عرفان زنانه‌اش، مسیر تازه‌ای در ادبیات داستانی ایران گشود. به باور او، پارسی‌پور در رمان‌هایی چون «سگ و زمستان بلند»، «زنان بدون مردان» و «طوبی و معنای شب»، تاریخ ایران را از دریچه‌ی بدن و تجربه‌ی زیسته‌ی زن روایت می‌کند و با بهره‌گیری از عناصر فراواقعی و مفاهیم عرفانی، از کلیشه‌های زنِ قربانی یا فاحشه فراتر می‌رود تا به عمق آشفتگی‌های درونی و رهایی‌های وجودی زنان بپردازد؛ رهایی‌ای که نه در انتظار تغییرات بیرونی، بلکه با «نه» گفتن به کل نظام سلطه‌گر مردسالار شکل می‌گیرد.

شهرنوش پارسی‌پور یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان ایرانی، صدایی بود که از دل سکوت‌ها، ممنوعیت‌ها و رنج‌ها عبور کرد و برای نسل‌های بسیاری از زنان و مردان، امکان دیگری برای دیدن جهان آفرید. او با شجاعتی کم‌نظیر از آزادی، تنهایی، عشق، بدن، رؤیا و حقِ زن برای روایت کردن زندگی خود نوشت؛ بی‌آنکه از هزینه‌هایش بترسد.

او نوشت؛ حتی اگر بهای نوشتن، زندان، تبعید یا سانسور بود. آثارش فقط داستان نبودند؛ بخشی از حافظه فرهنگی ما بودند، حافظه‌ای که یادآوری می‌کند ادبیات می‌تواند هم زیبا باشد و هم مقاوم.

 شهرنوش پارسی‌پور در ادبیات ایران به‌عنوان نویسنده زن چه جایگاهی دارد؟ نویسنده‌ای که هرگز خود را فمینیست نمی‌دانست، بر قربانی بودن بیشتر مردان از خشونت تأکید داشت، اما با این حال زنانه‌ترین و فمینیستی‌ترین روایت‌ها را در ادبیات فارسی خلق کرد؟ شجاعت و رادیکالیسم او در پرداختن به مسائل زنان در آثارش به‌ویژه در «زنان بدون مردان» به اوج می‌رسد. رئالیسم جادویی چقدر در متمایز کردن «زنان بدون مردان» مؤثر بوده؟ و سرانجام، تأثیر نگاه ویژه او به تاریخ ایران از زاویه بدن و تجربه زنانه، همراه با تأثیرپذیری از فلسفه و عرفان شرقی، در کدام اثرش برجسته‌تر است؟ با حسین نوش‌آذر، نویسنده و روزنامه‌نگار این پرسش‌ها را در میان گذاشتیم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

فمینیسم ادبی در برابر فمینیسم جامعه‌شناختی: نگاهی به «سگ و زمستان بلند»

نوش‌آذر در آغاز گفت‌وگو با زمانه درباره اینکه چرا شهرنوش پارسی‌پور با وجود رویکردش به موضوعات فمینیستی، هرگز خود را یک نویسنده فمینیست نمی‌دانست توضیح می‌دهد که فمینیسم در ادبیات و فمینیسم در جامعه‌شناسی هر دو در اصل به دنبال یک هدف هستند، اما تفاوت‌های اساسی با یکدیگر دارند. او معتقد است فمینیسم جامعه‌شناختی مانند یک پژوهشگر جدی عمل می‌کند که به سراغ واقعیت‌های روزمره زندگی می‌رود؛ مسائلی مانند شکاف دستمزد، خشونت خانگی، نقش خانواده و سلطه مردان در جامعه را با آمار و تحقیقات بررسی می‌کند و به دنبال تغییر قوانین و ساختارهای واقعی زندگی است. در مقابل، فمینیسم ادبی بیشتر هنری و فرهنگی‌ست؛ امری درونی‌تر به جای مشکل بیرونی:

نویسنده به خودش به درون خودش نگاه می‌کند. او از یک چیزی دردش آمده، به آن توجه می‌کند، غافل از آنکه آن مساله یک درد عمومی‌ست. امکان دارد حتی در بدو امر خیلی هم متوجه نباشد که به آن درد درونی چه می‌گویند. فمینیست می‌گوید «نابرابری جنسیتی در جامعه کجاست و چه باید کرد؟» نویسنده‌ای مثل شهرنوش پارسی‌پور می‌پرسد «این نابرابری تو داستان‌ها و ذهن ما چطور ساخته شده؟» هر دو به هم کمک می‌کنند، ولی یکی با عدد و رقم و یکی با کلمه و تخیل کار می‌کند.

نوش‌آذر در ادامه می‌گوید شهرنوش پارسی‌پور با انتشار رمان «سگ و زمستان بلند» در سال ۱۳۵۲، گام مهمی در تاریخ ادبیات زنان ایران برداشت. این کتاب دومین رمان چاپ‌شده توسط یک زن در ایران بود و به دلیل نگاه نو و چالش‌برانگیز به جایگاه زن و ساختارهای سنتی جامعه، جایگاه ویژه‌ای یافت. به گفته او، این رمان بیش از آنکه یک روایت خطی ساده باشد، داستان مبارزه یک زن با سنت‌های سرکوبگر و بازتاب‌دهنده آشفتگی‌های اجتماعی و روانی در فضای پیش از انقلاب ایران است. بخش اول رمان موقعیت اجتماعی حوری را نشان می‌دهد و در بخش دوم صدای ذهن عرفان‌زده او شنیده می‌شود؛ شیوه‌ای که در میان مدرنیست‌های دهه ۱۳۵۰ مرسوم بود و شامل دوری از واقعیت و پناه بردن به عوالم درونی می‌شد.

نویسنده اشاره می‌کند که این کتاب پیش از انقلاب منتشر شد، اما پس از انقلاب بارها توقیف گردید. در سال ۱۹۹۰ اجازه انتشار دوباره گرفت، ولی بلافاصله پس از چاپ و به دلیل زندانی شدن نویسنده، مجدداً جمع‌آوری شد. او معتقد است این سرنوشت پرتلاطم، خود بخشی از هویت کتاب به عنوان اثری جسور و چالش‌برانگیز شده است.

به گفته او، این رمان در لایه‌های مختلف، چند موضوع عمیق و به‌هم‌پیوسته را دنبال می‌کند: نخست، پرداختن به زنانگی و واقعیت‌های اجتماعی؛ پارسی‌پور پیچیدگی‌های زندگی یک زن در جامعه سنتی را به دقت به تصویر می‌کشد. دوم، نقد تند تعبد، تسلیم و سرسپردگی از هر نوع آن (تشکیلاتی یا عقیدتی). سوم، رویکرد تازه به عرفان؛ شخصیت‌ها تحت فشار جنگ، مرگ، رنج، گناه و تنهایی به سمت عرفان کشیده می‌شوند، اما این عرفان بازاندیشی‌شده است و از سنت‌گرایی خشک فاصله دارد.

نویسنده در پایان تأکید می‌کند که این کتاب یکی از اولین آثار جدی یک نویسنده زن در ادبیات داستانی است که از کلیشه‌های زن قربانی یا فاحشه فراتر رفته و به عمق دنیای درونی و آشفتگی‌های زنان نگریسته است. او اضافه می‌کند:

 همه این ویژگی‌ها را در آثار بعدی پارسی‌پور هم می‌شود بیش و کم دید. او در واقع در سراسر عمرش یک داستان را به شیوه‌های مختلف تعریف کرده و در همه این داستان‌ها شهرنوش پارسی‌پور بوده با همه نقاط قوت و ضعفش. هیچ کس دیگری جز خودش نیست و این خیلی ارزش دارد. ممکن است برخی‌ها بگویند که داستان‌های او نطفه توضیح دارد یا در برخی فرازها تقلید از مارکز است یا از گرایش‌های عرفانی یا ضد تشکیلاتی‌ا‌ش انتقاد کنند اما در این شکی نیست که او به درون خودش نگاه کرده و چیزی را بیان کرده که مشکل خودش بوده اما مشکل میلیون‌ها زن ایرانی هم بوده و همه نویسنده‌های بزرگ از این توانایی برخوردارند.

«زنان بدون مردان» و رهایی درونی زنان از نگاه شهرنوش پارسی‌پور

نوش‌آذر می‌گوید که شهرنوش پارسی‌پور را ابتدا با رمان «زنان بدون مردان» شناخت:

در آلمان بودم که این کتاب در ایران منتشر شد و مثل یک بمب در فضای آن سال‌ها ترکید. من پس کتاب را در جوانی با یک جور پیش‌داوری به دست گرفتم. انتظار داشتم مثلا یک شاهکار بی‌بدیل کلاسیک یا مدرن کلاسیک بخوانم. زنان بدون مردان بود. فقط همین. یک اثر درخشان ایرانی که مثل هر چیز دیگر ایرانی باید باهاش اول کنار بیایی.

او توضیح می‌دهد که رمان «زنان بدون مردان» روایت درهم‌تنیده پنج زن متفاوت است که هر کدام به دلیل سرکوب و خفگی در جامعه مردسالار پس از کودتای ۲۸ مرداد، از زندگی روزمره می‌گریزند و در باغی اسرارآمیز در کرج به یکدیگر می‌پیوندند. نوش‌آذر تأکید می‌کند که حرف اصلی پارسی‌پور در این اثر این است که رهایی واقعی زنان نه در انتظار تغییرات سیاسی یا اجتماعی بیرونی، بلکه با «نه» گفتن قاطع به کل نظام سلطه‌گر مردسالار و ساختن فضایی مستقل برای بازتعریف هویت خود آغاز می‌شود. او با نشان دادن پناه بردن زنان به باغ کرج  که نماد گسست فمینیستی و خودآگاهی است بر این نکته پافشاری می‌کند که زنان باید از تعریف شدن توسط مردان، سنت‌ها و حتی سیاست فاصله بگیرند و هویت خود را بر اساس خواسته‌های درونی‌شان بسازند. این رهایی، وجودی و درونی است نه صرفاً قانونی؛ و حتی اگر موقتی و شکننده باشد، ارزشمند است.

به گفته او، پارسی‌پور با بهره‌گیری از رئالیسم جادویی نشان می‌دهد که این «نه» گفتن می‌تواند قوانین طبیعت و جامعه را به چالش بکشد و راهی تازه برای زیستن زنان باز کند. او یادآوری می‌کند که برای درک اهمیت این داستان باید به شرایط اجتماعی خفقان‌آمیز سال ۱۳۶۸، به‌ویژه پس از قتل‌عام زندانیان سیاسی، توجه داشت.

او می‌افزاید که بسیاری از مردان نویسنده از این داستان خوششان نیامده بود و هنوز هم بسیاری از آن استقبال نمی‌کنند:

برخی مردان نویسنده خیلی خوششان نیامده بود از این داستان. هنوز هم بسیارانی خوششان نمی آید. کسانی که خوششان نمی آید که یک نویسنده اینقدر پیشرو و تکرو باشد مدام به نثر و به فرم فکر می‌کنند. اما این کتاب یک اثر ویژه است. چون اتفاقاً از نثر و فرم فراتر می‌رود و به یک معنا خودش روایت‌شناسی خودش است. این نکته خیلی مهمی‌ست.

رئالیسم جادویی؛ قلب تپنده و ابزار رهایی در «زنان بدون مردان»

نوش‌آذر برای توضیح رئالیسم جادویی مثالی می‌آورد:

خب، اول ببینیم رئالیسم جادویی، یعنی چی؟ من و شما داریم در خیابان قدم می‌زنیم، ناگهان یک کبوتر از راه می‌رسد و جلوی چشم ما به یک نامه‌رسان تبدیل می‌شود و نامه‌ای به دست من و شما می‌دهد که در آن یک چیز مهم نوشته شده. مثلاً درباره جنگ و پیشگویی آینده. این رئالیسم جادویی‌ست.

به گفته او عناصری مانند تبدیل مهدخت به درخت، مرگ و زندگی دوباره مونس، دیدن سرهای بی‌جسم توسط زرین‌کلاه، یا عروج زرین‌کلاه با باغبان، در «زنان بدون مردان» صرفاً تزیین داستانی نیستند، بلکه ابزارهای قدرتمندی به شمار می‌روند که مرزهای شکسته‌شده واقعیت و تخیل را نشان می‌دهند. این عناصر نماد رهایی از قیدهای منطق مردسالارند و قدرت درونی و تحول وجودی زنان را بیان می‌کنند؛ تحولاتی که در دنیای واقعی غیرممکن به نظر می‌رسند. او تأکید دارد که این شیوه، نقد عمیق‌تری از جامعه ارائه می‌دهد بدون آنکه به دام رئالیسم خشک و گزارش‌گونه بیفتد. نوش‌آذر سپس در ادامه می‌افزاید:

این سبک باعث شد کتاب هم از نظر هنری نوآورانه و ماندگار شود و هم پیام فمینیستی‌اش عمیق‌تر و به‌یادماندنی‌تر برسد. بدون رئالیسم جادویی، «زنان بدون مردان» احتمالاً به یک رمان اعتراضی معمولی تبدیل می‌شد، اما با آن به یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار ادبیات معاصر زنان ایران تبدیل شد که هنوز هم در سطح جهانی مورد بحث قرار می‌گیرد.

او  نتیجه می‌گیرد که به عبارت ساده، رئالیسم جادویی قلب تپنده و امضای هنری این رمان است و  پارسی‌پور این سبک را وامدار تب مارکزدوستی در ایران در آن سال‌ها بوده است.

عرفان شرقی و روایت زنانه تاریخ در آثار شهرنوش پارسی‌پور

 شهرنوش پارسی‌پور در آثارش نگاه بسیار ویژه‌ای به تاریخ ایران دارد و اغلب آن را از زاویه بدن و تجربه زیسته‌ی زن روایت می‌کند. اما در مورد تأثیرپذیری از فلسفه و عرفان شرقی (به‌ویژه عرفان ایرانی-اسلامی و تصوف)،   بیشترین و عمیق‌ترین نمود این تأثیر را می‌توان در رمان «طوبی و معنای شب» دید.

در این اثر بزرگ (که یکی از مهم‌ترین رمان‌های پارسی‌پور است)، داستان زندگی طوبی از دوران قاجار تا پس از انقلاب را دنبال می‌کنیم. او نه تنها شاهد تحولات تاریخی است، بلکه سفری درونی و عرفانی را طی می‌کند. پارسی‌پور در این رمان عمیقاً از مفاهیم عرفانی مانند سیر و سلوک، مرشد، کشف و شهود، وحدت وجود، و تناقض‌های عرفان و زندگی واقعی بهره می‌برد. نگاه او به تاریخ هم از دریچه عرفان و تجربه زنانه غنی شده و لایه‌های فلسفی بسیار پیچیده‌ای به اثر داده است.

البته در «سگ و زمستان بلند» هم نقد عرفان سنتی دیده می‌شود و در «زنان بدون مردان» عناصر عرفانی-جادویی وجود دارد، اما «طوبی و معنای شب» جایی است که تأثیر عرفان شرق و فلسفه ایرانی در آثار پارسی‌پور به اوج می‌رسد و با روایت تاریخی زنانه درهم تنیده شده است.

نوش‌آذر توضیح می‌دهد که شهرنوش پارسی‌پور در آثارش نگاه بسیار ویژه‌ای به تاریخ ایران دارد و اغلب آن را از زاویه بدن و تجربه زیسته زن روایت می‌کند. او معتقد است بیشترین و عمیق‌ترین نمود تأثیرپذیری پارسی‌پور از فلسفه و عرفان شرقی (به‌ویژه عرفان ایرانی-اسلامی و تصوف) را می‌توان در رمان «طوبی و معنای شب» مشاهده کرد.

به گفته او، در این اثر بزرگ که یکی از مهم‌ترین رمان‌های پارسی‌پور به شمار می‌رود، داستان زندگی طوبی از دوران قاجار تا پس از انقلاب دنبال می‌شود. طوبی نه تنها شاهد تحولات تاریخی است، بلکه سفری درونی و عرفانی را نیز طی می‌کند. پارسی‌پور در این رمان عمیقاً از مفاهیم عرفانی مانند سیر و سلوک، مرشد، کشف و شهود، وحدت وجود، و تناقض‌های عرفان و زندگی واقعی بهره برده و نگاه خود به تاریخ را از دریچه عرفان و تجربه زنانه غنی کرده است. این رویکرد لایه‌های فلسفی بسیار پیچیده‌ای به اثر بخشیده است. او در ادامه می‌گوید:

البته در «سگ و زمستان بلند» هم نقد عرفان سنتی دیده می‌شود و در «زنان بدون مردان» عناصر عرفانی-جادویی وجود دارد، اما «طوبی و معنای شب» جایی است که تأثیر عرفان شرق و فلسفه ایرانی در آثار پارسی‌پور به اوج می‌رسد و با روایت تاریخی زنانه درهم تنیده شده است.

این مصاحبه توسط زهرا باقری شاد انجام شده است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.