ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

آیا کنگره ایالات متحده می‌تواند ترامپ را در جنگ علیه ایران مهار کند؟

شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان هزینه ادامه جنگ علیه ایران را برای دونالد ترامپ افزایش داده، اما آیا این فشار سیاسی می‌تواند به پایان جنگ منجر شود؟ کنگره جدید آمریکا ممکن است قدرت مانور کاخ سفید را محدود کند، در حالی که اختلاف در دولت ترامپ و بن‌بست مذاکرات، چشم‌انداز صلح را همچنان مبهم نگه داشته است. حتی توقف حملات گسترده نیز لزوماً به معنای پایان جنگ نیست؛ محاصره دریایی، تحریم‌ها و تهدید نظامی می‌توانند ادامه یابند. در این میان، پرسش اصلی آن است که آیا شکست سیاسی جنگ در واشنگتن به کاهش رنج مردم ایران خواهد انجامید یا تنها شکل اعمال فشار را تغییر خواهد داد؟

شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده یک پرسش مهم درباره آینده جنگ علیه ایران ایجاد کرده است. آیا افزایش هزینه سیاسی جنگ می‌تواند دونالد ترامپ را به پایان عملیات نظامی وادار کند، یا فقط شیوه ادامه جنگ را تغییر خواهد داد؟ پاسخ را باید در اختیارات کنگره، اختلافات درون دولت ایالات متحده و شرایطی جست‌وجو کرد که پایان جنگ را به تصمیمی سیاسی و پرهزینه تبدیل کرده‌اند.

جنگ برای ترامپ هزینه انتخاباتی داشته است. خود او این موضوع را پذیرفته و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری، حتی صریح‌تر گفته است که «دلیل شکست ما جنگ است». اما ترامپ همچنان از تصمیم آغاز جنگ دفاع می‌کند. این اختلاف نشان می‌دهد که پذیرش هزینه سیاسی یک تصمیم، الزاماً به بازنگری در خود آن تصمیم منجر نمی‌شود.

قدرت کنگره تا کجا می‌رسد؟

مجلس نمایندگان ایالات متحده اواخر شهریور ماه (۱۵ سپتامبر) با ۲۲۰ رأی موافق در برابر ۲۰۴ رأی مخالف، قطعنامه‌ای برای خروج نیروهای ایالات متحده از عملیات علیه ایران تصویب کرد. هفت جمهوری‌خواه نیز همراه دموکرات‌ها رأی دادند. با وجود این، جنگ ادامه یافت.

اهمیت این رأی در همین فاصله میان تصمیم پارلمان و رفتار دولت است. قطعنامه‌های اختیارات جنگی می‌توانند مخالفت کنگره را ثبت کنند و مبنای فشار حقوقی و سیاسی قرار گیرند، اما اختلاف بر سر الزام‌آوربودن آن‌ها، اختیارات رئیس‌جمهوری و نبود ضمانت اجرایی مؤثر، مانع توقف خودکار عملیات شده است.

دموکرات‌ها اکنون کنترل هر دو مجلس را به دست آورده‌اند و از دی ماه (سوم ژانویه ۲۰۲۷) می‌توانند درباره هزینه‌های جنگ تحقیق کنند، مقام‌های نظامی را برای پاسخ‌گویی فرا بخوانند و محدودیت‌هایی را در لوایح بودجه بگنجانند. اما اگر دموکرات‌ها بخواهند تأمین مالی عملیات را محدود کنند، باید مشخص کنند کدام هزینه‌ها متوقف می‌شوند و چه منابعی همچنان برای حفاظت از نیروهای مستقر در منطقه اختصاص می‌یابد. قانون محدودکننده نیز ممکن است با وتوی ترامپ روبه‌رو شود. عبور از وتوی ریاست جمهوری در ایالات متحده به حمایت گسترده‌تری از اکثریت ساده نیاز دارد.

در این شرایط، کنگره می‌تواند ادامه جنگ را دشوارتر کند، اما توانایی آن برای وادارکردن رئیس‌جمهوری به توقف عملیات هنوز قطعی نیست.

اختلاف جمهوری‌خواهان درباره چیست؟

انتقاد ونس از جنگ اهمیت دارد، زیرا از درون دولت مطرح می‌شود. با این حال، همه جمهوری‌خواهانی که از طولانی‌شدن جنگ انتقاد می‌کنند، درباره اصل استفاده از نیروی نظامی یا شرایط پایان آن توافق ندارند. برای برخی، جنگ از ابتدا تصمیمی اشتباه بوده است. گروهی دیگر ممکن است همچنان اهداف اعلام‌شده را درست بدانند، اما معتقد باشند دولت نتوانسته آن‌ها را به‌سرعت محقق کند.

این اختلاف می‌تواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد. یک جریان ممکن است خواهان توافق فوری شود و جریان دیگر از عملیات نظامی تازه برای تحمیل نتیجه‌ای روشن حمایت کند. هر دو می‌توانند از وضعیت موجود ناراضی باشند، اما راه‌حل‌های کاملاً متفاوتی پیشنهاد دهند.

گزارش‌هایی از اختلاف در حلقه مشاوران ترامپ چنین وضعیتی را توصیف می‌کند. در کنار طرفداران توافق، مقام‌هایی حضور دارند که ادامه محاصره دریایی و فشار اقتصادی بدون بازگشت به جنگ گسترده را ترجیح می‌دهند. گزینه حملات تازه نیز کنار گذاشته نشده است. به همین دلیل، اختلاف در دولت را نمی‌توان به‌سادگی نشانه تقویت سیاست صلح دانست. اختلاف اصلی اکنون بر سر چگونگی دستیابی به نتیجه‌ای است که واشنگتن بتواند آن را پایان قابل قبول جنگ معرفی کند.

ادامه جنگ بدون بمباران گسترده

شاید مهم‌ترین گزینه‌ای که در بحث‌های انتخاباتی کمتر به آن توجه شده، حفظ وضعیت موجود باشد. دولت ایالات متحده می‌تواند از حملات گسترده خودداری کند و هم‌زمان محاصره دریایی، تحریم‌ها و تهدید نظامی را ادامه دهد. چنین سیاستی ممکن است هزینه فوری عملیات برای واشنگتن را کاهش دهد، بدون آنکه اختلاف اصلی با تهران حل شود.

این رویکرد پیش از انتخابات نیز مطرح بود. مشاوران ترامپ برای جلوگیری از تشدید جنگ تا زمان رأی‌گیری تلاش می‌کردند، در حالی که دولت فشار اقتصادی بر ایران را افزایش داد و محاصره بنادر و محدودیت صادرات نفت زندگی اقتصادی مردم ایران را بیش از گذشته مختل کرد.

در اینجا پیامدهای جنگ برای دو جامعه متفاوت می‌شود. در ایالات متحده، افزایش قیمت انرژی و نارضایتی اقتصادی می‌تواند به شکست انتخاباتی حزب حاکم منجر شود. در ایران، مردم هزینه محاصره، تخریب و اختلال در زندگی روزمره را تحمل می‌کنند، اما امکان بسیار محدودتری برای تأثیرگذاری سازمان‌یافته بر تصمیم‌های نظامی و دیپلماتیک دارند.

این تفاوت به حکومت‌ها امکان می‌دهد هزینه‌های جنگ را به شکل نامتوازنی میان جامعه و ساختار قدرت توزیع کنند. کاهش هزینه سیاسی جنگ برای واشنگتن می‌تواند با ادامه هزینه‌های سنگین آن برای مردم ایران همراه باشد.

چرا توافق دشوار شده است؟

مشکل دیگر در خود شرایط پایان جنگ قرار دارد. ایالات متحده و اسرائیل ادعاهای زیادی مطرح کردند. آنها جنگ را با سواستفاده بیرحمانه از اعتراضات داخلی تا ادعای رژیم چنج و تضعیف توان نظامی و هسته‌ای ایران آغاز کردند. اما در جریان جنگ، تنگه هرمز به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شد.

در تحلیل‌های مختلفی امده است که ایران با ایجاد اختلال در کشتیرانی توانست هزینه جنگ را به بازار انرژی و اقتصاد جهانی منتقل کند و در مقابل ایالات متحده نیز محاصره دریایی را به ابزار فشار برای گرفتن امتیاز تبدیل کرد. اکنون هر طرف برای رسیدن به توافق باید درباره محدودکردن ابزار فشار خود تصمیم بگیرد.

تهران، طبعا رفع محاصره و محدودیت‌های اقتصادی را پیش‌شرط گام‌های بعدی می‌داند. واشنگتن اما خواهان تضمین امنیت کشتیرانی و توافق بر سر برنامه هسته‌ای ایران است. امنیتی که پیش از حمله وجود داشت. گزارش‌های مربوط به مذاکرات با میانجیگری قطر نشان می‌دهند که ترتیب اجرای این تعهدات همچنان محل اختلاف است.

در چنین وضعیتی، افزایش هزینه جنگ می‌تواند طرف‌ها را به مذاکره تشویق کند، اما ممکن است آنان را به افزایش فشار برای گرفتن امتیاز بیشتر نیز سوق دهد.

این احتمال درباره محاسبات تهران هم وجود دارد. قالیباف پس از انتخابات ایالات متحده گفته است مردم این کشور به جنگ «نه» گفته‌اند. او در همان پیام هشدار داد که ادامه حملات با پاسخ شدید ایران روبه‌رو خواهد شد. تهران از شکست سیاسی ترامپ برای تقویت موقعیت مذاکره استفاده می‌کند، اما هنوز روشن نیست این ارزیابی چه تأثیری بر انعطاف جمهوری اسلامی در شروط توافق خواهد داشت.

چه چیزی پایان جنگ را ممکن می‌کند؟

به نظر می‌رسد شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان یک محدودیت سیاسی واقعی برای ترامپ ایجاد کرده است. ادامه جنگ اکنون با هزینه بیشتری برای دولت همراه خواهد بود و کنگره جدید می‌تواند نظارت و فشار مالی را افزایش دهد. اما هنوز شواهد کافی وجود ندارد که نشان دهد این محدودیت‌ها به تصمیمی الزام‌آور برای توقف عملیات تبدیل شده‌اند.

برای تشخیص تغییر واقعی مسیر جنگ، باید رفتار دولت‌ها را بررسی کرد. آیا کنگره محدودیت مشخصی بر تأمین مالی عملیات اعمال می‌کند؟ آیا واشنگتن برای کاهش محاصره در برابر تعهدات قابل راستی‌آزمایی آمادگی نشان می‌دهد؟ آیا تهران حاضر است درباره ترتیبات پایدار عبور کشتی‌ها توافق کند؟ و آیا طرف‌های درگیر می‌توانند سازوکاری برای جلوگیری از بازگشت حملات ایجاد کنند؟

تا زمانی که پاسخ این پرسش‌ها روشن نشده، کاهش موقت شدت عملیات یا ادامه مذاکرات برای اعلام نزدیک‌بودن صلح کافی نیست. شکست سیاسی جنگ در واشنگتن می‌تواند فرصت تازه‌ای برای پایان آن ایجاد کند. اما همین شکست ممکن است دولت ترامپ را به تغییر شیوه اعمال فشار سوق دهد، بی‌آنکه اهداف و شروط خود را کنار بگذارد.

آنچه اکنون تغییر کرده، هزینه ادامه جنگ برای تصمیم‌گیرندگان در ایالات متحده است. هنوز معلوم نیست این تغییر تا چه اندازه بر اختیار نظامی آنان اثر خواهد گذاشت و چه سهمی در کاهش هزینه‌هایی خواهد داشت که مردم ایران می‌پردازند.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.