اینترنت «سفید» برای از ما بهتران، اینترنت «سیاه» برای مردم
الاهه نجفی - در ایرانِ امروز، «بخت سیاه» دیگر فقط در غزل حافظ نیست؛ «اینترنت سیاهِ» فیلترشده و پرهزینه سهم عموم مردم است و «اینترنت سفید» یا «سیمکارت سفید»، در انحصار و اختصاصی مقامها، نهادهای امنیتی و مدافعان سرسخت فیلترینگ. قابلیت جدید ایکس پرده را کنار زد: همانها که به مردم فیلترینگ را تحمیل میکنند، خود آزادانه در دنیای بدون مرز دیجیتال نفس میکشند. این دیگر بحث آپارتاید دیجیتال است.

منبع: شاتراستاک
اخیراً به دنیای سیاه و سفید انسان ایرانی یک مفهوم تازه هم اضافه شده است: «اینترنت سفید» که در اختیار از ما بهتران است و «اینترنت سیاه» که در اختیار عموم مردم قرار دارد. دقیقا در همین معنی مورد نظر در غزل حافط که هر ایرانی حداقل یک بار در زندگی آن را شنیده است:
به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد
گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه
این بیت حافظ، امروز در دنیای دیجیتال ایران مصداقی تلخ یافته است. همانگونه که در نظام سنتی، «بخت سیاه» را به زمزم و کوثر هم نمیتوان سفید کرد، در نظام دیجیتال کنونی نیز «اینترنت سیاه» عموم مردم، با هیچ منطق و عدالتی قابل توجیه نیست وقتی گروهی برگزیده از «اینترنت سفید» برخوردارند.
ماجرا هرچند به تازگی مجدداً در شبکههای اجتماعی بحثبرانگیز شده، اما سابقه آن به سال گذشته میرسد:
قابلیت نمایش موقعیت جغرافیایی (یا کشور/منطقهٔ محل استقرار حساب) در ایکس به عنوان بخشی از ویژگی «درباره این حساب» (About This Account)، دقیقاً در ۲۲ نوامبر ۲۰۲۴ (۲ آذر ۱۴۰۳) بهصورت جهانی راهاندازی شد. این ویژگی توسط نیکیتا بیر (Nikita Bier)، مدیر ایکس، در پستی در همان روز اعلام شد و با کلیک بر تاریخ عضویت حساب (Joined Date) در پروفایلها قابل دسترسی است. این بروزرسانی ابتدا بهصورت آزمایشی در اکتبر ۲۰۲۲ آزمایش شده بود، اما rollout رسمی و عمومی آن در نوامبر ۲۰۲۴ رخ داد و بلافاصله جنجالهایی در مورد افشای موقعیت حسابهای سیاسی به پا کرد. دامنه آن اما در ابعاد بزرگتری اکنون به ایران رسیده است.
این احتمال وجود دارد که افشاگری ناخواسته شبکه ایکس با افزودن قابلیت تشخیص جغرافیایی کاربر فرصتی برای فشار بیشتر جهت لغو فیلترینگ عمومی باشد، به شرطی که به جنگ داخلی بین کاربران تبدیل نشود و تمرکز روی خواست عمومی برای دسترسی آزاد به اطلاعات باقی بماند.
اینترنت سفید: افشای طبقاتی شدنِ فضای مجازی
«اینترنت سفید» یا «سیمکارت سفید» به دسترسی ویژه و بدون فیلتر به اینترنت جهانی اشاره دارد که بهطور انحصاری در اختیار نهادهای حاکمیتی، مقامات دولتی، چهرههای سیاسی و برخی افراد خاص قرار میگیرد. این دسترسی، برخلاف اینترنت عمومی (که بهعنوان «اینترنت سیاه» از آن یاد میشود)، محدودیتهای معمول مانند فیلترینگ سایتها و پلتفرمها را ندارد و دارنده آن میتواند آزادانه به محتوای مسدودشده برای عموم مردم دسترسی داشته باشد. این امتیاز، نماد نابرابری دیجیتالی و شکاف عمیق بین شهروندان عادی و دارندگان قدرت در فضای مجازی ایران است.
این ویژگی جدید نشان میدهد که بسیاری از چهرههای سیاسی، گردانندگان مشهور و حتی برخی از اکانتهای مدافع فیلترینگ که از داخل ایران فعالیت میکنند، در واقع از «اینترنت سفید» یا دسترسی بدون فیلتر استفاده میکنند. این افشاگری بلافاصله موجی از انتقادات و بحثهای داغ را در فضای مجازی فارسی بهویژه توییتر به راه انداخت و تناقض رفتار این افراد با مواضع عمومیشان را برجسته کرد.
این شکاف، دیگر یک بحث فنی نیست؛ شکافی ایدئولوژیک و اخلاقی است. این اتفاق، پردهای را کنار زد که سالها بسیاری از صاحبان قدرت پشت آن پنهان شده بودند. اکنون این سؤال اساسی مطرح است: اگر اینترنت آزاد، غربی و مفسدهآور است، چرا همان مفسده برای شما ضرورت کاری و دسترسی ویژه است؟
این بحث فقط درباره فیلترینگ نیست؛ درباره برابری، شفافیت و عدالت دیجیتال است. جنبشی که میتواند از دل این افشاگری بیرون آید، دیگر فقط خواهان رفع فیلتر نیست، بلکه خواهان برچیدن نظام دوگانه و تبعیضآمیز دسترسی به اطلاعات است.
از «قلعه حیوانات» تا «سیمکارتهای خونین»: سلسلهمراتب پنهان قدرت
طبق مقررات، دسترسی به اینترنت بدون محدودیت، به طور رسمی برای برخی گروههای خاص مانند بخشی از کسبوکارها، دانشگاهیان و روزنامهنگاران پیشبینی شده است. اما آنچه در عمل رخ داده، فراتر از این مشروعیت ادعایی است؛ شبکهای گسترده از کاربران حامی دولت و نهادهای امنیتی-نظامی، از جمله خبرگزاریهای امنیتی مانند فارس و تسنیم، و نیز چهرههای تندرویی چون امیرحسین ثابتی و حمید رسایی که خود از مدافعان عمومی محدودسازی اینترنت برای مردم هستند نیز بهصورت فعال از این دسترسی ویژه برخوردارند.
افزون بر این، بررسیهای مستقل از جمله توسط «فیلتربان» نشان میدهد که بخشی از دارندگان این امتیاز نهتنها از فیلترینگ معاف هستند، که حتی از پرداخت هزینههای اینترنت نیز معاف شدهاند. در همان حال گروهی دیگر از دارندگان «سیمکارت سفید»، ملزم به پرداخت هزینه هستند. این تفاوت در برخورداریها، نه تنها گویای سلسلهمراتب نانوشته و تبعیضآمیز در توزیع امکانات دیجیتال است، بلکه این پرسش را در میان میآورد که دارندگان سیمکارت سفید در ازای این امتیازات چه وظیفهای در قبال حاکمیت به عهده دارند؟
بیگمان صحنهای از قلعه حیوانات جورج اورول در ذهن بسیاری از ایرانیان در این روزها زنده شده است: آنجا که خوکهای حاکم، بر روی دیوار قلعه حک میکنند که «همه حیوانات باهم برابرند، اما برخی برابرترند.» این جمله، که روزی طنزی تلخ بر نظامهای توتالیتر بود، امروز برای کاربران ایرانی اینترنت، به واقعیتی ملموس و روزمره بدل شده است.
بر اساس فقه شیعه جعفری انسانها به دو گروه تقسیم میشوند: مؤمن قویالایمان» میتواند در مجاورت گناه قرار بگیرد (اگر مصلحت مهمی داشته باشد)، اما «مؤمن ضعیفالایمان» باید از آن محیط دوری کند، چون حفظ دینش واجبترین واجبهاست. این تفکیک یکی از ظرایف و امتیازات فقه جعفری است که در فقه اهل سنت (بهویژه حنبلی و برخی حنفیهای متشدد) کمتر دیده میشود و گاهی آنها هر نوع ماندن در محیط فاسد را مطلقاً حرام میدانند.
و با این حال حتی با این منطق هم وضعیت «اینترنت سفید» تبعیض آشکار است. این نه بر اساس «قوت ایمان» یا «مصلحت شخصی»، بلکه بر پایه قدرت و نزدیکی به حاکمیت توزیع میشود. اینترنت عمومی (سیاه) برای عموم، نماد جبر دیجیتال است که هزینههای اقتصادی، روانی و اطلاعاتی آن بر دوش شهروندان عادی افتاده، در حالی که «از ما بهتران» از اینترنت سفید (بدون فیلتر و حتی گاهی بدون هزینه) بهره میبرند.
پس طبیعیست که این وضعیت، خشم و حس تحقیر عمیقی را در مردم برانگیخته است. آنها میبینند که همان کسانی که برایشان «اینترنت امن و پاک» را تجویز میکنند و دسترسی به دنیای بیرون را «گناه» میدانند، خود پشت دیوار بلند اینترنت سفید، آزادانه در دنیای مجازی گردش میکنند. این دوگانگی، دیگر یک بحث فنی نیست؛ یک توهین تمامعیار به شعور شهروندانی است که سالهاست با انبوهی از محدودیتهای دیجیتال دست و پنجه نرم میکنند. این ناخشنودی، ریشه در احساس بیعدالتی و فریبخوردگی دارد؛ احساسی که از درک این حقیقت ساده نشأت میگیرد: قاعدهای که برای عوام وضع میشود، برای خواص اصلاً وجود ندارد.
اینترنت سفید؛ دیوار آهنین طبقاتی و ابزار سرکوب پنهان
افشاگریها درباره بهرهمندان از اینترنت سفید، موجی از طعنههای تلخ، خشم از شکست وعدههای سیاسی و انتقاد از تبعیض را به دنبال داشت. این احساس عمومی که نه آزادی، که حتی فساد نیز سهمیهبندی شده و «شهروندان درجه یک و دو» وجود دارند، چنان قوی بود که حتی موجب عذرخواهی برخی از برخورداران موقت این امتیاز شد.
یکی از شهروندان با توجه به حساب کاربری امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس و از حامیان سرسخت حجاب اجباری و فیلترینگ و با کنایه به استفاده او از گوشی آیفون گفت: «گوشی آمریکایی، اپلیکیشن آمریکایی، اینترنت سفید. نسخهپیچی برای مردم: اقتصاد مقاومتی.»
یک کاربر دیگر هم در ایکس نوشت: «این روزها حقیقت دیگر پنهان نمیماند؛ خودش از لابهلای لوکیشنها بیرون میزند و رسوا میکند که چه کسانی در سایه سیمکارت سفید نفس میکشند و چه کسانی در قفس فیلتر خفه میشوند.»
او افزود: «همان صاحبان امتیاز با چهرهای آرام میگویند: ضرورت کاری بود، نیاز حرفهای داشتیم، برای امنیت است. اما واقعیت این است که این "ضرورت" فقط بوی رانت میدهد و این "امنیت" فقط دیوار بلندتری دور مردم میکشد.»
یک ابزار عملیاتی حیاتی برای لشکر سایبری
علاوه بر تبعیض اجتماعی و اخلاقی، ماجرای «سیمکارت سفید» یا «اینترنت سفید» دارای بُعدی بهغایت جدی امنیتی-اطلاعاتی است که در واقع سنگبنای اصلی این نظام دوگانه به شمار میرود. بر اساس گزارشهای متعدد و اظهارات منتقدان، این دسترسی بدون فیلتر و بدون محدودیت، توسط وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بهصورت هدفمند در اختیار نیروهای عملیاتی، چهرههای وابسته و شبکههای تبلیغاتی حامی حکومت قرار میگیرد تا حتی در شرایط قطعی کامل یا اختلال گسترده اینترنت ملی، این گروه همچنان به شبکه جهانی بدون فیلتر متصل بمانند و بتوانند بدون وقفه به رصد، شناسایی، عملیات روانی، مدیریت فضای مجازی به نفع نظام و جهتدهی به افکار عمومی ادامه دهند؛ در حالی که صدای مخالفان و دسترسی شهروندان عادی کاملاً خاموش یا به شدت محدود شده است.
بدین ترتیب، «اینترنت سفید» دیگر صرفاً یک امتیاز رفاهی یا طبقاتی نیست، بلکه یک ابزار کنترلی و عملیاتی حیاتی است که حکومت برای تضمین بقای خود در شرایط بحران ساخته و حفظ میکند؛ شبکهای امن، همیشه فعال و فراقانونی که اولویت مطلق آن نه حقوق دیجیتال مردم، بلکه تداوم کنترل و سرکوب حتی در بدترین سناریوهای اعتراضی است و دقیقاً به همین دلیل، بحث را از سطح نابرابری اجتماعی به سطح «امنیتسازی طبقاتی» و ایجاد یک زیرساخت اختصاصی برای بقای قدرت ارتقا میدهد.
باید توجه داشت که قابلیت فنی ایکس در تشخیص جغرافیایی کاربر، صد درصد قطعی نیست. با وجود هدف اعلامشده ایکس برای افزایش شفافیت، این قابلیت جدید در حال حاضر با برخی چالشهای فنی روبروست که از دقت آن میکاهد. بنا بر اطلاعرسانی «اینترنت آزاد برای همه» این سیستم ممکن است در مواردی مانند استفاده از سرویسهای تغییر آیپی (مانند VPN) پیکربندیهای سرورلس، یا حتی به دلیل سفر کاربران و فعالیت رسانههای بینالمللی، موقعیت را بهاشتباه «ایران» نمایش دهد. حتی طبق هشدارهای کاربران، امکان تغییر دستی این لوکیشن نیز وجود دارد. بنابراین، این قابلیت معیار قطعی و کاملاً قابل اطمینانی برای تشخیص دارندگان «اینترنت سفید» نیست.
آقایان چندان دلخوش نباشند: اگرچه قابلیت جدید ایکس ممکن است دارای خطاهایی باشد، اما جنبش اعتراضی که از دل این افشاگری برخاسته، دیگر تنها خواهان «رفع فیلتر» نیست. این جنبش، خواستار برچیدن کل نظام دوگانه و تبعیضآمیز دسترسی به اطلاعات است. این خواسته، دیگر یک مطالبه فنی نیست، بلکه به نمادی برای عدالتخواهی و مقابله با ریاکاری ساختاری حاکمیت تبدیل شده است.



نظرها
نظری وجود ندارد.