سهم کارگران از «بمبهایی رهاییبخش»: مرگ، بیکاری و گرسنگی
هدف اسرائیل و آمریکا از بمباران صنایع تولیدی چیست؟ ادامه این وضعیت چگونه زیست کارگران و همه ساکنان ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟

تهران، ایران - ۸ مارس: پس از حملات آمریکا و اسرائیل، آتشسوزی در انبار نفت شهران در تهران، ایران، در ۸ مارس ۲۰۲۶ رخ داد و تانکرهای سوخت و وسایل نقلیه متعدد در این منطقه غیرقابل استفاده شدند. عکس: Hassan Ghaedi/ AFP
اسرائیل و آمریکا ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ بخشهایی از پالایشگاههای گاز و نفت در منطقه ویژه عسلویه را بمباران کردند. پیش از این هم آمریکا گفته بود که به تاسیسات جزیره خارک حمله کرده است. همانطور که در هفته دوم جنگ، انبارهای سوخت در تهران و چند شهر دیگر بمباران شدند. بمباران اسرائیل و آمریکا تنها به پایگاههای نفتی یا پالایشگاهها محدود نمانده است؛ آنطور که رسانهها در ایران گزارش کردهاند چندین کارخانه و واحد صنعتی در شهرهای مختلف هدف حملات جنگندههای اسرائیلی قرار گرفتند.
در حالی که رسانههای فارسی زبان مدافع جنگ همچنان اصرار دارند که بگویند جنگندههای اسرائیلی تنها و تنها مقامهای دولتی یا نهادهای سرکوب را نشانه میگیرند، حمله به مخزنهای سوخت پمپ بنزینها بانکها واحدهای تولیدی و همچنین خدماتی و در کنار آن نیروهای امداد و نجات نشانههایی از یک شیوه آزموده شده در جغرافیای فلسطین و همچنین لبنان را نشان میدهد. از کار انداختن سیستم خدمات رسانی و تولید و نهایتاً فلج کردن خدمات شهری و عمومی.
همچنین تا به حال حداقل هشت کارخانه صنعت داروسازی و شرکتهای زنجیره دارویی بمباران هدف قرار گرفتهاند. حمله به صنایع تولیدی با چه هدفی صورت میگیرد و این جنگ چه پیامدهایی بر زیست کارگران دارد؟
سهم کارگران از «بمبهای رهاییبخش»
۱۶ اسفند رسانههای دولتی ایران گزارش کردند در حمله به شهرک صنعتی حیدرآباد در نقده حداقل ۱۰ کارگر کارخانه آرد و نشاسته پایارد کشته شدهاند. چند روز بعد خبر جان باختن یکی دیگر از کارگران که مجروح و بیمارستان منتقل شده بود تایید شد تا ۱۱ کارگر این کارخانه جان خود را در حمله اسرائیل و آمریکا از دست داده باشد.
فاز نخست کارخانه آرد و نشاسته پایارد در مهر ۱۴۰۲ به بهرهبرداری رسید و به گفته مسئولان محلی موجب اشتغال حداقل ۲۵۰۰ نفر شد.
در اصفهان نیز به گفته مقامهای دولتی در حمله به شهرک صنعتی جی اصفهان ۱۵ کارگر یک کارخانه تولیدی وسایل گرمایش و سرمایش کشته شدهاند بخش زیادی از این کارخانه فرسود و از بین رفته است.
در قزوین کارخانه تولید شیشه آبگینه هدف موشکهای اسرائیلی و آمریکا قرار گرفته است. مسئولان محلی در استان قزوین گفتهاند که حداقل ۱۲ کارگر زخمی شدهاند.
استاندار قم نیز گفته است که در حمله به شهرک صنعتی محمودآباد این استان یک کارخانه تولید بتن سبک به طور کامل تخریب شده است به گفته او این کارخانه حداقل ۱۱۰ شاغل دارد که همگی بیکار شدند. این حمله نظامی هفت کشته و ۱۰ مجروح به جا گذاشت.
در شهرستان ملایر استان همدان یک کارخانه کاغذ سازی هدف حمله قرار گرفت علاوه بر آن دو انبار و سوله در شهرستان بهار این استان نیز با موشکها و بمبهای آمریکا و اسرائیل تخریب شدند. به گفته مقامهای محلی سه کارگر در نتیجه حملات جان باختند و شماری نیز زخمی شدند.
پیشتر نیز گفته شده بود در حمله به ساختمان مجلس خبرگان در قم دو کارگر ساختمانی جانشان را از دست دادند. همچنین در بمباران پالایشگاه شهرری نیز مرگ سه کارگر گزارش شد.
احتمال اینکه کارگران بیشتری در نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل جان خود را از دست داده باشند وجود دارد. از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل مقامهای دولتی ایران از حمله به مراکز خدمات مراکز درمانی و امدادی و همچنین رستورانها نانواییها بانکها و دیگر مراکز خدمات عمومی خبر دادهاند.
حمله به صنعت دارویی و زنجیره درمان
مهمتر از تمام اینها اما حمله به کارخانههای داروسازی و همچنین انبار دارو و شیر خشک در استان همدان است. ۲۲ دی رسانهها از بمباران یک کارخانه داروسازی و همچنین انبار دارو و شیر خشک در شهرک صنعتی بوعلی همدان خبر داد.
مقامهای دولت ایران گفتند که از آغاز حملات تا به حال حداقل ۸ شرکت داروسازی یا مرتبط با بخش صنعت دارویی هدف حمله قرار گرفتهاند.
روزنامه هم میهن ۲۷ اسفند به نقل از رئیس سازمان غذا و دارو گزارش کرد تاکنون حدود ۸ کارخانه داروسازی به صورت جزئی یا کلی آسیب دیدهاند. این مقام دولتی همچنین گفت چندین شرکت پخش دارو مورد آسیب واقع شدهاند و داروخانهها در شهرهای مختلف هدف حمله قرار گرفتهاند.
او همچنین کشته شدن یک داروساز در داروخانه را تایید کرد اما محل آن را نگفت.
در نخستین روز فروردین ۱۴۰۵ هم رئیس دانشگاه جندی شاپور اهواز گفت که بیمارستان «امام علی» اندیمشک دو مرتبه هدف حمله نظامی اسرائیل و آمریکا قرار گرفت و به همین دلیل «سقف بخشهای مختلف بستری، اتاق عمل و دیگر واحدهای بیمارستان فرو ریخته است و به دلیل آسیبهای جدی به تأسیسات و خطر ریزش بخشها، به طور کامل تخلیه شد.»
سازمان بهداشت جهانی طی ۱۰ روز نخست حمله به ایران تایید کرد که ۱۸ مرکز درمانی هدف بمب و موشکهای آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند. یک نمونه در تهران بیمارستان گاندی بود که بخشی از آن فروریخت.
مدیرکل سازمان بهداشت جهانی، ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ نسبت به بحرانی شدن وضعیت سلامت و دارو در ایران و لبنان با ادامه حملات هشدار داد و گفت:
اختلال در زنجیره تامین پزشکی به دلیل محدودیتهای حریم هوایی منجر به عقبماندگی قابل توجهی در منابع بهداشتی ضروری برای بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در ۲۵ کشور میشود.
علاوه بر این بر اساس گزارشهای منتشر شده از سوی خبرنگاران در ایران شمار زیادی از مراکز نگهداری از کودکان، سالمندان و بیماران در حملات اسرائیل و آمریکا آسیب دیده و تعطیل شدهاند.
سیاست کُشتن «غیرمستقیم»: نسخهای آزمایش شده
حمله به زیرساختهای انرژی یا همچنین کارخانههایی که کاربرد دوگانه دارد تولیدات آنها به این بهانه که ممکن است به توان نظامی ایران کمک کنند توجیه شده است، اما حمله به کارخانههای داروسازی به چه هدفی صورت میگیرد؟ برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا وضعیت «بحرانی» دسترسی به دارو را در ایران دید.
ایران حتی پیش از آغاز جنگ نیز برای تامین داروی بیماران خاص و حتی برخی از اقلام داروی پرمصرف با مشکل روبرو بود. از زمانی که دونالد ترامپ به مقام ریاست جمهوری بازگشت و حلقه تحریمها را تنگتر و تنگتر کرد برای ایران واردات دارو مشکل شد. همچنین کمبود منابع ارزی و حذف ارز برای واردات دارو از سوی دولت تامین دارو در ایران را بسیار مشکل و در برخی موارد ناممکن کرده بود.
در آذر ماه ۱۴۰۴ محمد عبدزاده که زمانی در سازمان غذا و دارو سکاندار بود در نقش رئیس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق بازرگانی تهران به خبرگزاری ایلنا گفت که کمبود دارو مسئله مزمن و دائمی است. او مشکل شرکتهای دارویی را حاد خوانده و گفته بود که بسیاری از تولید کنندگان وارد کنندگان از خرداد ۱۴۰۴ هزینه تامین مواد اولیه را به صورت ریالی پرداخت کردهاند اما بانکهای عامل این مبالغ را بلوکه کردهاند و با وجود تخصیص ارز از سوی بانک مرکزی همچنان ارز را به تامین کنندگان خارجی منتقل نمیکنند.
به گفته عبدزاده این بینظمی موجب نرسیدن مواد اولیه، توقف یا اختلال در واردات و در نهایت گسترش کمبود دارو شده و بدهی به صنایع دولتی به ۱۵۰ هزار میلیارد تومان رسید است.
همچنین محمد مهدی مجاهدیان معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی ایران در گفتگو با شبکه تهران گفته بود که کمبود دارو را نمیتوان کتمان کرد. او دی ۱۴۰۴ با بیان اینکه هنوز کمبود دارو به «وضعیت بحرانی نرسیده» این وضعیت را «زنگ هشداری» برای مسئولان دانست که «تلاش بیشتری بکنند».
پیش از آن نیز سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی گفته بود که قیمت داروهای سرطانی به بیش از یک میلیارد و هشتصد هزار تومان رسیده است. او تامین هزینه دارو را برای کارگران و کارمندان غیر ممکن دانسته بود و گفته بود که نهادهای دولتی باید سریعتر در این باره اقدام کنند.
در پیوند با همین موضوع هادی احمدی عضو هیئت مدیره انجمن داروسازان ایران ۲۴ آذر گفته بود که هرچند بخشی از مواد اولیه دارویی با ارز ترجیحی تامین میشود اما سهم اصلی قیمت دارو به روندی اجتناب ناپذیر تبدیل افزایش قیمت دارو دانسته بود و گفته بود بسیاری از بیماران در داروخانهها قادر به تهیه همه داروها نسخه شده نیستند و ناچارند یا به طور کلی از دارو صرف نظر نند یا درمان خود را ناقص پیگیری کنند موضوعی که در نهایت هزینه درمان را افزایش میدهد او هم تایید کرده بود که کمبود دارو وجود دارد و برخی از اقلام دارویی یا به طور کامل نایاب شدهاند یا به صورت محدود و سهمیهای در اختیار داروخانهها قرار میگیرند.
در یک خبر دیگر محمد جمالیان عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ۵ دی ۱۴۰۴ به خبرگزاری ایلنا گفت که کمبود واقعی دارو در کشور جدی است. او در هشداری خطاب به بانک مرکزی گفت اگر ارز مورد نیاز واردات دارو را تامین نکند «شمار داروهای کمیاب تا پایان سال به ۴۰۰ تا ۵۰۰ قلم خواهد رسید».
او عامل بخش مهمی از بحران کمبود دارو را «ناتوان بودن بانک مرکزی در تامین به موقع ارز و همچنین بدهی سنگین شرکتهای دارویی» دانست.
همچنین محسن عبداللهزاده عضو هیئت مدیره سندیکای توزیع کنندگان دارو دوم دی ماه گفته بود که با وجود افزایش ۵۰ درصدی تولید دارو در ایران مشکل دارو همچنان پابرجاست.
دارو در ایران به مسئله تحریمها گره خورده بود. کاهش درآمدهای ارزی تحت تاثیر کاهش صادرات نفت و همچنین مشکل انتقال ارز از ایران به شرکتهای بیرون از ایران واردات دارو را محدود کرده بود. ایران از سالها پیش مدعی بود که توانسته است در صنعت دارو به خودکفایی برسد. این گزاره نادرست بود چرا که برای تولید دارو در داخل میبایست تولید کنندگان مواد اولیه را با ارز خارجی خریداری و وارد کنند.
نرخ ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی که برای تامین هزینه واردات دارو و کالاهای ضروری پیش بینی شده بود در قانون بودجه ۱۴۰۴ به ۲۸۵۰۰ تومان افزایش پیدا کرد. دولت در قانون بودجه سال ۱۴۰۵ تصمیم داشت ارز ترجیحی برای واردات دارو و کالاهای اساسی را حذف کند که این موضوع با مخالفت نمایندگان مجلس روبرو شد. اما حمله آمریکا و اسرائیل به ایران بحث بر سر قانون بودجه را به حاشیه راند و ایران را ناچار کرد برای مقابله با حملات هزینه بسیاری بپردازد.
علاوه بر هزینه مادی ناشی از تخریب کارخانهها به دلیل حملات آمریکا و اسرائیل، نرخ تورم نیست تحت تاثیر این وضعیت افزایش یافته است. در بهمن ۱۴۰۴ نرخ تورم به حدود ۶۰ درصد رسیده بود. تورم گروه کالاهای سلامت و بهداشت در بهمن ماه ۵۷ و چهار دهم درصد گزارش شده بود که یکی از بالاترین رقمها در گروه کالاهای غیر خوراکی بود.
در چنین شرایطی نابود کردن کارخانههای داروسازی و انبارهای دارویی میتواند به یک فاجعه در ایران بیانجامد. فاجعهای که پیشتر در غزه اسرائیل آن را بر شهروندان آن تحمیل کرده است یعنی کمبود دارو و تجهیزات پزشکی که میتواند روند درمان را مختل کند.
در بلند مدت نیز این وضعیت به معنای وابستگی بیشتر ایران به واردات داروست. ایران همین حالا نیز برای واردات با کمبود منابع ارزی روبروست و تلاش میکند کسری بودجه را با کاستن از بودجه خدمات اجتماعی و رفاهی جبران بکند. آنیترین پیامد جنگ نیز افزایش دوباره نرخ تورم و همچنین کسری بودجه دولت خواهد بود که به معنای افزایش هزینه معیشت برای مزد بگیران است.
غزه را به یاد آر
ارتش اسرائیل هنگام نسل کشی در غزه نه تنها با سلاح بلکه از غذا و دارو نیز به عنوان دو سلاح نظامی استفاده کرد تا در نهایت بتواند آنچه را که میخواهد در آن جغرافیا به دست بیاورد.
مقامهای اسرائیلی به صراحت در هنگام حمله به غزه گفته بودند که تمام آنها را خواهیم کشت با استفاده از غذا و آب. در هنگامه نسل کشی اسرائیلیها مانع انتقال کمکهای امداد و نجات به باریک غزه میشدند. بیمارستانها را به بهانه اینکه نظامیان در آن پناه گرفتهاند بمباران میکردند. به گونهای که بخش زیادی از توان درمانی و سلامت غزه از کار افتاد. کودکانی که امکان درمان آنها وجود نداشت عملهای جراحی که بدون بیهوشی صورت میگرفت و مادران باردار و کودکانی که به دلیل کمبود غذا و دارو دچار بیماریهای طولانی مدت شدند.
گزارش نهادهای بینالمللی از وضعیت سلامت در غزه پس از آنچه که آتش بس نامیده شد بسیار بسیار نگران کننده بود. دیده بان حقوق بشر اروپا مدیترانه پس از اعلام آتش بس در یک گزارش وضعیت را چنین توصیف کرد:
ساکنان نوار غزه اکنون با ناامنی غذایی حاد، محرومیت از مراقبتهای بهداشتی و آموزشی و آسیبهای روانی عمیقی روبرو هستند که یک نسل کامل را که در محاصره زندگی میکنند، فرا گرفته است.
اسرائیل در باریکه غزه ۳۳۰۰ کارگاه صنعتی را به طور کامل تخریب کرد. دیدهبان حقوق بشر اروپا مدیترانه پس از اعلام آتشبس گزارش کرد تمام بیمارستانها در باریکه غزه «کامل تخریب شده یا آسیب فراوانی دیدهاند». به گفته این سازمان؛
طی دو سال ۱۹۴ پزشک و ۳۷۶ پرستار به دست اسراییلیها کشته و حدود ۲۱۹۵ نفر دیگر از کادر درمان زخمی شدند.
ساکنان باریکه غزه به دلیل جلوگیری اسرائیل از ورود کامیونهای حامل مواد غذایی و دارویی با گرسنگی روبرو شدند. در آبان ۱۴۰۳ رأفت المجدلاوی، مدیر انجمن «العوده» با بیان اینکه ۱۵۴ کودک فلسطینی به دلیل سؤ تغذیه جان باختند، وضعیت در باریکه را «فاجعه انسانی بیسابقه» توصیف کرد. او گفت: «بیش از ۵۱ هزار کودک از بیماریهای گرسنگی رنج میبرند» و «۴۰ هزار نوزاد به شیر خشک و ۱۷۱ هزار کودک به غذای جایگزین نیاز فوری دارند، اما ذخیره موجود تنها بخش اندکی از این نیاز را تامین میکند».
در انتظار روزهای سختتر
در ایران مقامهای دولتی در وزارت بهداشت، جهادکشاورزی و صنعت، معدن و تجارت چند مرتبه مدعی شدهاند ذخیره غذایی و دارویی به اندازه کافی وجود دارد و «جایی برای نگرانی نیست». این ادعا را نمیتوان راستآزمایی کرد اما گزارههای خبری پیش از آغاز جنگ آن را نقض میکند؛ چرا که قبل از جنگ هم دسترسی به غذا و دارو برای بسیاری سخت ممکن بود. بر اساس گزارش رسمی رئیس سازمان بهزیستی در دی ۱۴۰۴ حداقل ۴۰ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر قرار دارند.
از آغاز جنگ بسیاری از کارگران غیررسمی و مشاغل خدماتی که اغلب بدون قرارداد و بیمه بودند، بیکار شدهاند. میکائیل صدیقی، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی شهرستان مریوان ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ به خبرگزاری کار ایران گفت:
حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد و چه بسا بیش از این میزان از کارگاههای ساختمانی به حالت تعطیل درآمدهاند. در واقع فعالیتهای ساختمانی به طور کامل متوقف شده است و کارفرمایان نیز صراحتاً اعلام میکنند که به دلیل شرایط جنگی و نااطمینانی حاکم بر بازار، استمرار پروژهها برایشان مقدور یا دارای توجیه اقتصادی نیست.
به گزارش «شرق» با شروع هفته سوم جنگ «برخی کارخانجات در شهرکهای صنعتی تخریب شدهاند و کارگران برای گرفتن بیمه بیکاری به اداره کار معرفی شدهاند؛ در مواردی کارفرمایان به کارگران فصلی مثل بنایان و کارگران ساختمانی گفتهاند که تا اطلاع ثانوی به خانه بروند. اوضاع رانندگان هم تعریفی ندارد؛ با اختلال GPS و مسیریابها بسیاری از رانندگان تاکسیهای آنلاین دست از کار شستهاند و مرغداران نگران جوجهریزی هستند و دامداران دغدغه تلفات حیوانات را دارند؛ چرا که آنها نمیدانند تا چه زمانی خوراک دام و طیور در بازار بهراحتی یافت میشود.»
همچنین برخی واحدهای تولیدی اگر در حملات به شهرکهای صنعتی تخریب نشده باشند، تولید روزانه را کاهش و شمار زیادی از کارگران را برای دریافت حقوق بیکاری به اداره کار معرفی کردهاند.
بیکاری و همزمان با آن افزایش نرخ تورم به دلیل کمبود دارو و مواد غذایی تحت تاثیر ادامه جنگ، در وضعیتی که دولت برای تامین بودجه نظامی، اعتبار دیگر بخشها را کم خواهد کرد، فقر را گسترده و خشنتر خواهد کرد و ممکن است همانطور که مدیرکل سازمان بهداشت جهانی هشدار داد به یک فاجعه انسانی بیانجامد.
حالا شاید بتوان به پرسش «دلیل حمله نظامی به زیرساختها و صنایع تولیدی چیست؟» پاسخ داد؛ بحرانیترین کردن وضعیت با نابود کردن زیرساختها و واحدهای تولیدی و صنعتی تا مرحله بعدی جنگ، همان «داخلی کردن جنگ» پیش برود.




نظرها
نظری وجود ندارد.