صلح از موضع قدرت یا صلح با حاکمیت مردم؟
نامه سرگشاده سیدمصطفی تاجزاده به دونالد ترامپ را با علی افشاری به بحث گذاشتم. این تحلیلگر سیاسی معتقد است که جمهوری اسلامی «نظامی اصلاحناپذیر» است و ترامپ نیز «نه به دموکراسی بها میدهد و نه قابل گفتوگو»ست؛ بنابراین نامهٔ تاجزاده اگرچه در نشان دادن «تنوع مخالفان جنگ» مفید است، اما در حد یک نصیحت باقی میماند. افشاری تأکید میکند که تا پایان جنگ، «دفاع از ایران» (به معنای استقلال و تمامیت ارضی) بر هر نقدی مقدم است و پس از آن باید با مبارزهی مردمی و نه انتظار اصلاحات از بالا در پی تغییر جمهوری اسلامی بود.

دیوارنوشته: زن، زندگی، آزادی − دی ۱۴۰۱
سیدمصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی زندان اوین، در نامهای سرگشاده به دونالد ترامپ که در میانه بمبارانهای هفته ششم جنگ نوشته شده، مخالفت قاطع خود را با جنگی اعلام کرده که به تعبیر او «غیرقانونی، غیرانسانی و فاجعهبار» است، بهویژه اگر با بمباران زیرساختهای غیرنظامی همراه شود. او با اشاره به کودتای 28 مرداد علیه مصدق هشدار میدهد که ادامه این جنگ، برخلاف نیت ترامپ، احساسات ضدآمریکایی را شعلهور میکند و احتمالاً به تقویت استبداد داخلی و تغییری ناخواسته شبیه انقلاب ۵۷ منجر خواهد شد. تاجزاده تأکید میکند که ایرانیان خواهان دموکراسی هستند (چنانکه جنبش «زن، زندگی، آزادی» نشان داد) اما نیازمند دخالت نظامی خارجی نیستند. او از ترامپ به عنوان آغازگر جنگ میخواهد فوراً آن را متوقف کند و به دیپلماسی برد‑برد بازگردد، در حالی که از جمهوری اسلامی نیز میخواهد به مطالبات دموکراتیک مردم و نگرانیهای هستهای بینالمللی پاسخ دهد.
پیش از آن محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، در مقالهای در فارن افرز استدلال کرده بود که ایران پس از یک ماه جنگ «به وضوح در حال پیروزی» است، اما ادامه جنگ تنها به نابودی بیشتر زیرساختها و تلفات غیرنظامیان میانجامد. او پیشنهاد داده بود که ایران از موضع قدرت اعلام پیروزی کند و وارد مذاکرهای جامع با آمریکا شود: ایران هرگز به دنبال سلاح هستهای نرود، مواد غنیشده را کاهش دهد و پروتکل الحاقی را تصویب کند، در مقابل آمریکا همه تحریمها را لغو کند، راه برای صادرات نفت بگشاید و در بازسازی خسارتها مشارکت کند. این مقاله با واکنش تندرویان مواجه شد.
تفاوت اصلی این دو در نقطه اتکا و مخاطب است. ظریف از درون حاکمیت و با فرض «پیروزی ایران» سخن میگوید و راهکارش توافقی دولتی‑دولتی با آمریکاست که توسط همان نهادهای موجود (وزارت خارجه، شورای عالی امنیت ملی) اجرا شود. او از مردم میخواهد از «موضع قدرت» حمایت کنند، اما نقشی در تعیین مفاد توافق ندارند. تاجزاده اما از بیرون حاکمیت (به عنوان زندانی سیاسی مخالف) سخن میگوید و راهکارش دوگانه است: هم توقف جنگ توسط آمریکا، هم اصلاحات دموکراتیک در داخل ایران. او مردم را نه تماشاگر که عامل اصلی تغییر میداند – همان مردمی که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» کنش مدنی خشونتپرهیز را نشان دادند. به عبارت دیگر، ظریف به دنبال صلح میان دو دولت است، اما تاجزاده به دنبال صلحی است که در آن مردم نیز صاحب حق تعیین سرنوشت باشند. نامه آقای تاجزاده را با آقای علی افشاری، تحلیلگر سیاسی به بحث گذاشتیم:
در دفاع از واقعیت میانه جنگ
افشاری با تأکید بر اینکه «در میانه یک جنگ، امکان انتخابهای متعدد اصلاً وجود ندارد»، رویکرد دوگانهٔ تاجزاده (توقف جنگ توسط ترامپ و همزمان اصلاحات دموکراتیک در ایران) را غیرواقعبینانه میداند. به باور او، نیروهای مخالف و دموکراسیخواه پیش از شروع جنگ همواره تلاش میکردند از وقوع آن جلوگیری کنند، اما «الان که این جنگ اتفاق افتاده، و اتفاقاً جمهوری اسلامی هم تلاش کرد که این جنگ رخ ندهد». افشاری تصریح میکند که خواستههای ترامپ، حتی اگر یک دولت ملی غیر از جمهوری اسلامی هم بر سر کار بود، به دلیل ناسازگاری با امنیت ملی و منافع ایران قابل پذیرش نبوده است. او میگوید: «در نامهٔ سرگشادهای که آقای تاجزاده خطاب به ترامپ نوشته، این رویکرد دیده نمیشود» و در عوض تصویری غیرواقعی از ترامپ ارائه شده که گویا قابل گفتوگوست، در حالی که ترامپ «یا تسلیم کامل میخواهد یا هیچ امتیازی نمیدهد» و «اگر ایران در برابر این خواستهها تسلیم شود، دیگر ایران نخواهد بود». به تعبیر افشاری، «به قول هگل، جنگ، اعتراضات، نارامیها و انقلابها را مهار و تضعیف میکند و برعکس، قدرت دولت مستقر را مستحکم میسازد» – و ما همین را در تجاوز کنونی شاهد هستیم.
اصلاحناپذیری جمهوری اسلامی و ضرورت توقف جنگ
افشاری با اشاره به سابقهٔ نامهنگاریهای پیشین تاجزاده به خامنهای، این رویکرد را «نصیحتگویی تخیلی» میخواند و تأکید میکند که «جمهوری اسلامی نظامی اصلاحناپذیر است و خود آقای تاجزاده هم که سالهاست شجاعانه در زندان مقاومت میکند، این را به خوبی میداند.» به باور او، در میانه جنگ «زمینهای برای تغییر استبداد داخلی وجود ندارد» و «باید هرچه سریعتر جنگ متوقف شود تا دوباره فضای سیاسی در ایران فعال شود». افشاری معتقد است اصلاحات و دموکراتیزاسیون تنها «با تغییر جمهوری اسلامی ممکن است؛ آن هم از مسیر مبارزات مردمی» – اما مبارزات در فضای جنگ سخت میشود و «اصلاً ظرفیتی الان در داخل جامعهٔ ایران وجود ندارد». او میگوید: «نگاه آقای تاجزاده به نظرم از واقعیت دور است. فرض بر این گذاشته شده که فردی مثل ترامپ به دموکراسی بها میدهد یا تجربه مداخله آمریکا (مثل کودتای ۲۸ مرداد) را غلط میداند. اما ترامپ اصلاً چنین نیست.»
در ضرورت تفکیک «ایران» از «جمهوری اسلامی»
افشاری در عین حال تأثیر سخنان تاجزاده را در نشان دادن «تنوع مخالفان جنگ» مثبت ارزیابی میکند. او میگوید موضع صریح و بدون لکنت مخالفت با تجاوز خارجی از زاویهٔ میهنی، حقوق بشری و دموکراتیک مهم است. «باید نشان دهیم که بخشی از نیروهای سیاسی و مدنی ایران بین «ایران» (به معنای دولت مستقل و تاریخی ایران با بیش از ۲۶۰۰ سال سابقه) و «جمهوری اسلامی» (حکومت مستقر موقتی) تفکیک قائل هستند.» به باور او، این نیروها از کشور و ملتشان دفاع میکنند، نه از جمهوری اسلامی، و پس از پایان جنگ به سمت تغییر آن حرکت خواهند کرد. افشاری در پایان تأکید میکند: «دولتهای خارجی مثل دولت ترامپ و اسرائیل اصلاً به دموکراسی در ایران اهمیت نمیدهند.» و ترامپ اقبالی به نیروهای دموکراسیخواه و مخالف استبداد ایران ندار د و عملکردش هم کاملاً مشخص بوده». بنابراین بعد از پایان جنگ، «دوباره مقاومت در برابر سرکوب و مخالفت با دستگاه سرکوب باید ادامه یابد». او همچنین دربارهٔ دیپلماسی میگوید: «من نمیگویم به هیچ فرمی راهی برای دیپلماسی نیست. به محض اینکه دولت آمریکا عقبنشینی کند و جا برای یک توافق منطقی باز شود، من از دیپلماسی دفاع میکنم» – اما تا وقتی خواستههای زیادهخواهانهی ترامپ (فراتر از مسئلهٔ هستهای، شامل محدودیت در برنامهٔ نظامی و دفاعی و دیکته کردن سیاستهای منطقهای) پابرجاست، راه توافق باز نیست.
گفتوگو را از طریق افزونه پخشکننده صدا هم میتوانید بشنوید:





نظرها
نظری وجود ندارد.