آتشبس و امید به کاهش تنشها؛ چه خواهد شد؟
علی کلایی: «رسانههای خارج از کشور نباید لبه دیگر قیچیِ پروپاگاندای حکومت شوند»
اعلام آتشبس دو هفتهای میان ایران و ایالات متحده پس از هفتهها درگیری، با واکنشهای متضاد اما مشابهی از سوی دو طرف همراه شد؛ هر دو آن را «پیروزی» خواندند. در حالی که مذاکرات برای دستیابی به توافقی بلندمدت آغاز شده، تحلیلها از نقش متغیرهای منطقهای و تردید درباره دوام این آتشبس حکایت دارد. علی کلایی، روزنامهنگار و فعال مدنی با بررسی نقش مخرب اسرائیل و نیاز ترامپ به یک «نمایش پیروزی»، معتقد است که نتانیاهو برای بقا در قدرت به «جنگ بقا» نیاز دارد و این بزرگترین مانع صلح است. او با نقد عملکرد رسانههای فارسیزبان خارج از کشور از خطرات «قاببندی» اخبار و غیبت صدای شهروندان داخلی به دلیل قطعی اینترنت میگوید.

تهران، ایران، 19 فروردین ۱۴۰۵ (عکس از مرتضی نیکوبزل / نورفوتو از طریق AFP)
با میانجیگری پاکستان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اعلام کرد که حمله به ایران را بهمدت دو هفته و مشروط به بازگشایی تنگه هرمز به تعویق انداخته است. او همچنین از پیشرفت مذاکرات و ارائه طرحی از سوی ایران برای دستیابی به صلحی بلندمدت در خاورمیانه خبر داد. این تحول در شرایطی رخ داد که همزمان با چهلمین روز حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، توافق آتشبس دو هفتهای در نخستین ساعات روز چهارشنبه ۱۹ فروردین (۸ آوریل) اعلام شد.
در واکنش به این توافق، هر دو طرف از «پیروزی» خود سخن گفتند. ترامپ این آتشبس را «روزی بزرگ برای صلح جهانی» و «پیروزی تمامعیار» برای آمریکا توصیف کرد و افزود که مسئله ذخایر اورانیوم ایران در چارچوب این روند حل خواهد شد. در مقابل، شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی نیز در بیانیهای این توافق را «پیروزی مردم ایران» دانست و اعلام کرد که مذاکرات برای نهاییسازی جزئیات توافق از روز جمعه در اسلامآباد آغاز میشود و حداکثر ظرف ۱۵ روز به نتیجه خواهد رسید.
با وجود اعلام رسمی آتشبس، گزارشهایی از وقوع برخی حملات پیش از اجرای کامل آن و حتی موارد محدودی پس از آغاز آتشبس منتشر شده است. با این حال، خبرگزاری هرانا، وابسته به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اعلام کرده که شواهد نشاندهنده کاهش قابل توجه سطح درگیریها در روزهای اخیر است.
در همین زمینه، علی کلایی، روزنامهنگار و فعال مدنی، در گفتوگو با «زمانه» ارزیابی خود از چشمانداز این آتشبس را مطرح کرده و با اشاره به چندجانبه بودن منازعه، تأکید کرده است که این درگیری صرفاً میان ایران و آمریکا نیست و اسرائیل بهعنوان «متغیر سوم» نقش تعیینکنندهای در سرنوشت آن دارد. به گفته او، رفتار این بازیگر میتواند روند مذاکرات را مختل کند، بهویژه آنکه بهنظر میرسد تداوم تنش به سود دولت اسرائیل باشد.
کلایی با اشاره به وضعیت ایالات متحده نیز گفت که ترامپ به دنبال نمایش یک پیروزی سیاسی و خروج از وضعیت پیچیده کنونی است و همین امر میتواند بر نحوه مواجهه او در مذاکرات تأثیر بگذارد. او همچنین با اشاره به نتایج جنگ چهلروزه، معتقد است که ایران، با وجود خسارتهای گسترده به زیرساختهای حیاتی از جمله در حوزه انرژی و صنعت، در برخی عرصهها توانسته موقعیت خود را حفظ کند و طرف مقابل به اهداف کامل خود دست نیافته است.
کلایی میگوید:
ترامپ به دنبال یک «نمایش پیروزی» است. درک من این است که او میخواهد با یک پیروزی صوری از این وضعیت دشوار خارج شود، چون نیروهایش آسیب دیدهاند. ما نمیتوانیم منکر شویم که پیروز این جنگ چهلروزه در برخی عرصهها ایران (یا به تعبیر برخی، جمهوری اسلامی) بوده است؛ چرا که طرف مقابل به اهدافی که میخواست نرسید.
این فعال مدنی در ادامه، سرنوشت آتشبس را وابسته به رویکرد حاکمیت ایران دانست و گفت که اگر «عقل بقا» بر تصمیمگیریها حاکم شود، امکان دستیابی به توافق و حتی صلح وجود دارد، اما در صورت غلبه نگاه ایدئولوژیک، احتمال بازگشت تنشها افزایش خواهد یافت. او همچنین با اشاره به رفتارهای اخیر اسرائیل، از جمله حملات به جنوب لبنان، تأکید کرد که این اقدامات میتواند نشانهای از تمایل به برهمزدن روند آتشبس باشد.
کلایی میگوید:
مسئله اینجاست که آیا حکومت با آمریکاییها کنار میآید یا نه؟ آیا «عقل بقای نظام» کار میکند یا «عقل ایدئولوژیک و شعاری»؟ اگر عقل بقا حاکم باشد، همانطور که رهبر دوم نظام پیشتر از «نرمش قهرمانانه» سخن گفت، ممکن است به آتشبس و صلح با آمریکا امیدوار بود. اما اگر عقل شعاری حاکم شود، قطعاً چالش ایجاد خواهد شد. در این میان اسرائیل متغیری خطرناک است و به نظر میرسد نتانیاهو برای بقای خود در قدرت به ادامه جنگ نیاز دارد. در نهایت، میتوان به آتشبسی پایدار میان ایران و آمریکا امید داشت، مشروط به اینکه اسرائیل در این میان «موش ندواند». فعلاً باید منتظر آتشبس و کاهش رفتارهای تهاجمی بود تا بعد بتوان به صلح پایدار فکر کرد.
علی کلایی در بخش دیگری از این گفتوگو در پاسخ به پرسشی در ارتباط با نقش رسانهها در جریان جنگ اخیر تأکید کرد که رسانهها صرفاً انتقالدهنده خبر نیستند، بلکه با «چارچوبسازی» و نحوه روایت رویدادها، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به درک و جهتگیری مخاطبان دارند. او با اشاره به عملکرد رسانههای جریان اصلی، چه در داخل و چه خارج از ایران، گفت که هر یک با دستورکارهای خاص خود عمل میکنند و در برخی موارد به ابزارهای پروپاگاندا تبدیل شدهاند.
کلایی میگوید:
در تحلیل نقش رسانهها طی این جنگ چهلروزه، نخستین نکتهای که باید مطمح نظر قرار داد این است که رسانه صرفاً مجرایی برای انتقال پیام محسوب نمیشود؛ بلکه مقولهی «قاببندی» (Framing) و چارچوبسازی رسانهای، نقشی حیاتی و تعیینکننده ایفا میکند. این فرآیند بهطور مستقیم بر نحوه ادراک مخاطب از رویدادها اثر میگذارد؛ به این معنا که چیدمان نهایی یک بسته خبری، انتخاب واژگان و ساختار گزارش، همگی در شکلدهی به فهم عمومی مؤثرند. حتی کلماتی که یک مجری یا کارشناس برای آغاز یک مناظره یا برنامه تلویزیونی برمیگزیند، واجد اهمیت راهبردی است. ما در این بازه چهلروزه شاهد بودیم که رسانههای جریان اصلی چگونه با بهرهگیری از تکنیکهای پکیجینگ و قاببندی، بر درک و حتی جهتگیریِ سیاسی مخاطبان تأثیر گذاشتند. در واقع، مخاطب بر اساس نوعِ «قاب» ارائه شده، پیام را دریافت کرده و متناسب با آن، موضعگیری خاصی اتخاذ میکند؛ موضوعی بنیادین که در تحلیلهای رسانهای حتماً باید لحاظ گردد.
به گفته او، قطع گسترده اینترنت در داخل ایران نیز موجب شده تا صدای شهروندان بهطور مستقیم به بیرون منتقل نشود و در نتیجه روایتهای رسانهای خارج از کشور نقش پررنگتری پیدا کنند. کلایی همچنین با مرور روند تحولات رسانهای پس از سال ۱۳۸۸، تأکید کرد که گسترش شبکههای تلویزیونی فارسیزبان در خارج از کشور، تأثیر قابل توجهی بر افکار عمومی داشته است.
در ارزیابی آینده، این روزنامهنگار با تفکیک چشمانداز کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، پیشبینی کرد که در کوتاهمدت، حاکمیت ایران تلاش خواهد کرد اقتدار خود را تثبیت کند و احتمالاً از فضای پساجنگ برای تشدید سرکوبها بهره خواهد گرفت. او به افزایش اعدامها و بازداشتها در هفتههای اخیر اشاره کرد و گفت که نشانهای از عقبنشینی در سیاستهای داخلی دیده نمیشود.
کلایی میگوید:
در کوتاهمدت، حاکمیتی که تازه بر تخت نشسته، تلاش میکند اقتدار خود را تثبیت کند. متأسفانه جنگ بهانه خوبی برای سرکوب به دست حکومت داد و ما در این چهل روز شاهد موج شدید بازداشتها بودیم. اگر حکومت بخواهد حس ملیگرایی مردم در زمان جنگ را به نفع نظام فاکتور بزند، دوباره با مقاومت مردم و تضادهای ناشی از فشار اقتصادی و گرانی مواجه خواهد شد که میتواند منجر به خیزشهای اجتماعی جدید شود. این جنگ برای جنبشهای مدنی یک مصیبت بود. تا پیش از سال ۱۴۰۳ و قبل از وقایع اخیر، جامعه در حوزه مقاومت مدنی (مثل موضوع حجاب) گامهایی به پیش برداشته بود، اما سرکوبهای خونبار سال ۱۴۰۴ هزینههای سنگینی تحمیل کرد.
با این حال، کلایی معتقد است که در میانمدت و بلندمدت، با وجود آسیبهای جدی به جامعه مدنی و جنبشهای اجتماعی، این نیروها همچنان فعال و پویا باقی خواهند ماند. به گفته او، تحولات اجتماعی در ایران تدریجی است و با وجود هزینههای سنگین، امکان تداوم و بازسازی این جنبشها وجود دارد.
او در پایان با تأکید بر نقش مردم و جامعه مدنی در تعیین آینده، گفت که تحولات سیاسی و منطقهای لزوماً در راستای منافع شهروندان ایران نیست و بازیگران خارجی نیز بیشتر به دنبال منافع خود هستند. با این حال، به باور او، جامعه ایران با وجود فشارها همچنان «زنده و پویا» است و میتوان به آینده آن امیدوار بود.
علی کلایی به زمانه میگوید:
ما نباید به «جنگسالاران» دل ببندیم؛ چرا که مسائل مردم ایران برای قدرتهای خارجی اولویت نیست. آنها به دنبال منافع سیاسی و اقتصادی خود هستند. این ملت ایران است که در ۱۲۰ سال اخیر دو انقلاب بزرگ کرده و همواره پویا بوده است... جامعه ایران زنده و پویاست و من به نسلهای جدید که آگاهتر از پیش عمل میکنند، بسیار امیدوارم.
کلایی در پایان، با شعری از هوشنگ ابتهاج (سایه) صحبتهای خود را به پایان رساند:
به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند
رونده باش
امید هیچ معجزهای ز مرده نیست
زنده باش




نظرها
شهروز
با تشکر از شما و در تایید نقش مخرب رسانه های خارجی، اغلب این رسانه ها این گونه وانمود می کنند که بسیاری از ایرانیان خواهان بازگشت نظام سلطنتی و مشخصا رضا پهلوی هستند.