ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

تنگه هرمز و مسئله‌ قدرت در منطقه

ترجمه مصاحبه‌ای با رابرت پِیپ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو. او اخیرا در نیورک تایمز این تز را مطرح کرده که ایران با اتکا به جغرافیای خود در حال تبدیل به یک قدرت جهانی است.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

رابرت پِیپ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو، در مقاله‌ای که در تاریخ ۶ آوریل ۲۰۲۶ (۱۷ فروردین) در ستون دیدگاه نیویورک تایمز منتشر کرد، از این تز دفاع کرد که «جنگ در حال تبدیل ایران به یک قدرت بزرگ جهانی است».

نوشته‌ او این گونه آغاز می‌شود:

در سال‌های اخیر، دیدگاه رایج ژئوپلیتیک این بود که نظم جهانی به سمت سه مرکز قدرت در حرکت است: ایالات متحده، چین و روسیه. این دیدگاه فرض می‌کرد که قدرت در درجه اول از مقیاس اقتصادی و توانایی نظامی نشأت می‌گیرد. این فرض دیگر معتبر نیست. یک چهارمین مرکز قدرت جهانی در حال ظهور سریع است — ایران — که از نظر اقتصادی یا نظامی با آن سه کشور رقابت نمی‌کند. در عوض، قدرت تازه‌یافته آن از کنترلش بر مهم‌ترین گلوگاه انرژی در اقتصاد جهانی، تنگه هرمز، ناشی می‌شود.

رابرت پیپ در ادامه می‌نویسد:

بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که تسلط ایران بر تنگه هرمز موقتی است. انتظار رایج این است که نیروهای دریایی آمریکا و متحدانش به زودی اوضاع را تثبیت خواهند کرد و جریان نفت در مسیرهای آشنا از سر گرفته خواهد شد. این انتظار نادرست است. فرض می‌کند که ایران برای ادامه کنترل بر تنگه باید آن را به طور فیزیکی ببندد. اما همان‌طور که پیش از این دیده‌ایم، می‌توان تنگه را بدون بستن آن کنترل کرد. امروز تنگه برای نفتکش‌ها باز است. از زمان آغاز جنگ، ترافیک بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته، نه به این دلیل که ایران هر کشتی‌ای که وارد تنگه می‌شود را غرق کرده، بلکه به این دلیل که با توجه به تهدید موثق حمله، بیمه‌گران پوشش ریسک جنگی را لغو کردند یا قیمت آن را به شدت افزایش دادند.

او پس از تشریح حالت عدم اطمینانی که در منطقه پیش آمده، نکته اصلی نظرش را بیان می‌کند:

اگر عدم اطمینان ادامه یابد، ترتیب خلیج اجتناب‌ناپذیر تغییر خواهد کرد و جای خود را به نظم منطقه‌ای متفاوتی می‌دهد — نظمی که در آن کشورهای خلیج به طور فزاینده با بازیگری سازش می‌کنند که می‌تواند مستقیماً بر قابلیت اطمینان صادراتشان تأثیر بگذارد. آن بازیگر اکنون ایران است.

مقاله رابرت پیپ این گونه پایان می‌یابد:

جنگ ایران یک درگیری نظامی نیست که ایالات متحده بتواند ساده از آن خارج شود و همه چیز به حالت قبل برگردد. ایران مطمئناً در یک سازش جدید با ایالات متحده، بهای سنگینی طلب خواهد کرد، اما این بها مسلماً کمتر از هزینه آینده بدیل خواهد بود. این یک جنگ تحول‌آفرین است، و اگر این تغییرات حتی برای چند سال ادامه یابند، نظم جهانی به شکلی غیرقابل برگشت تغییر خواهد کرد.

مصاحبه با رابرت پیپ

ایمی گودمن از رسانه „Democracy Now!" با رابرت پیپ در مورد مقاله‌اش در نیورک تایمز مصاحبه کرده است:

ایمی گودمن: پروفسور. می‌توانید استدلال خود را توضیح دهید؟ چرا معتقدید جنگ در حال تبدیل ایران به یک قدرت بزرگ جهانی است؟

رابرت پیپ: بله، ممنون که مرا دعوت کردید.

آنچه بیشتر مردم می‌دانند این است که ایران از طریق سد کردن گزینشی تنگه هرمز با استفاده از پهپادها و مین‌ها باعث کمبود نفت می‌شود. من یک گام فراتر می‌روم. من در مورد قدرتی صحبت می‌کنم که این بلوکه کردن گزینشی به ایران امروز، در ماه‌های آینده و در سال‌های آینده می‌دهد. این قدرت به دلیل جغرافیاست. گلوگاه هرمز از نظر جغرافیایی در موقعیت مناسبی قرار دارد که به ایران اجازه می‌دهد تا به صورت انتخابی حمل‌ونقل از هرمز را کنترل کند، یعنی می‌تواند از این کنترل انتخابی به عنوان اهرمی برای کسب قدرت سیاسی در خلیج‌فارس استفاده کند و توازن قدرت در خلیج را به سلسله‌مراتبی تبدیل کند که ایران در رأس آن قرار دارد. اگر سایر کشورها قدرت ایران را نپذیرند، تولید ناخالص داخلی عظیمی را از دست می‌دهند.

همچنین در آسیا، قدرتی که ایران برای دور کردن کشورهای آسیایی از ایالات متحده دارد، از هم‌اکنون مشهود است و این قدرت به مرور زمان رشد خواهد کرد، زیرا آسیا کانون اصلی شوک‌های اقتصادی ناشی از محاصره انتخابی ایران است.

علاوه بر این، وقتی به ایالات متحده نگاه می‌کنید، می‌بینید که پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج‌فارس چقدر آسیب‌پذیر هستند. می‌دانیم که ایالات متحده پایگاه‌هایی در کویت، قطر و بحرین دارد، اما ببینید چقدر آن پایگاه‌ها آسیب‌پذیرند و چقدر مجبور شده‌اند عملیات خود را متوقف کنند. ناوهای هواپیمابر ما هزار مایل دورتر از خلیج‌فارس هستند، چون می‌ترسند مورد حمله قرار گرفته و غرق شوند.

همه این‌ها به معنای رشد قدرت ایران و کاهش قدرت ایالات متحده است. و در ماه‌ها و سال آینده، ۷۵ تا ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی به بانک‌های چینی ایران سرازیر خواهد شد که می‌تواند برای تبدیل مواد غنی‌شده هسته‌ای به سلاح‌های هسته‌ای عملیاتی استفاده شود. اگر نمی‌توانیم پهپادها را در آن غارهای عمیق نابود کنیم، چگونه واقعاً می‌توانیم ایران را از تبدیل شدن به یک قدرت هسته‌ای در شش ماه یا یک سال آینده باز داریم؟ وقتی همه اینها را جمع کنید، ایران در آینده نزدیک به یک هژمون هسته‌ای-نفتی تبدیل خواهد شد. این یعنی چهارمین مرکز قدرت جهانی.

ایمی گودمن: شما می‌نویسید که کنترل تنگه بدون بستن آن ممکن است. توضیح دهید این چگونه اتفاق می‌افتد.

رابرت پیپ: ما به عینه شاهد این هستیم که ایران اعلام می‌کند یا گوش به فرمان ارتش ما باشید ، یا ارتش ایران کشتی شما را هنگام عبور از تنگه هرمز غرق خواهد کرد. و این تهدید طی ۴۰ روز که واقعاً این کار را کرده، قطعی شده است. چند روز پیش، یک نفتکش کویتی تلاش کرد از تنگه عبور کند. چه اتفاقی افتاد؟ مورد حمله قرار گرفت.

برای اولین بار در این جنگ، حدود دو روز پیش، برای اولین بار که یک نفتکش اروپایی توانست از تنگه عبور کند. این اتفاق همزمان با اعلام رئیس‌جمهور ماکرون افتاد که فرانسه در هیچ اقدام نظامی برای پس گرفتن تنگه هرمز از ایران شرکت نخواهد کرد و در واقع با ایران همکاری خواهد کرد. پس می‌بینید که همکاری، یعنی سرتعظیم فرود آوردن سیاسی، به شما نفت می‌دهد. اگر این کار را نکنید، کشتی‌تان غرق می‌شود.

و ایران این کار را ۴۰ روز است که انجام می‌دهد. پس این ابزاری بسیار قطعی برای قدرت است و ایران به احتمال زیاد آن را رها نخواهد کرد. در تمام مطالعاتم در ۳۵ سال گذشته، هیچ دولتی را در ۳۰۰ سال اخیر نیافتم که داوطلبانه قدرت جهانی را واگذار کرده باشد. و به همین دلیل است که آتش‌بس در حال فروپاشی است.

ایمی گودمن: شما دیروز در شبکه‌های اجتماعی نوشتید: «قدرت فقط درباره چیزی نیست که کنترل می‌کنید. بلکه درباره چیزی است که می‌توانید در معرض خطر قرار دهید. در اقتصاد جهانی، خطر = قدرت.» منظورتان را توضیح دهید.

رابرت پیپ: بله، در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، تمام معیارهای قدرت خام را داریم. به تولید ناخالص داخلی نگاه می‌کنیم. به نیروهای نظامی نگاه می‌کنیم. به سلاح‌های هسته‌ای نگاه می‌کنیم. همه آن شاخص‌های ایستا درباره توانایی یک دولت برای تهدید دولت‌های دیگر هستند، به عبارت دیگر، برای آسیب‌پذیر کردن دولت‌های دیگر.

آنچه با ایران می‌بینید این است که جغرافیای آن، ترکیب شده است با سطحی از فناوری پهپادی که ما به سادگی نمی‌توانیم آن را نابود کنیم؛ می‌توانیم ۵۰٪ یا ۷۰٪ آن را نابود کنیم، اما ایران، به لطف جغرافیای تنگه، تنها به مقدار کمی از قدرت تهاجمی نیاز دارد تا کشورها را آسیب‌پذیر کند.

این در واقع شبیه به جنگ ویتنام است، جایی که آمریکا با قدرت هوایی توانست ۸۰ تا ۹۰ درصد توان لجستیکی مسیر هوشی‌مین را قطع کند، اما هرگز نتوانست ۱۰٪ آخر را بگیرد، و به همین دلیل بود که ویت‌کنگ برنده شد.

ایمی گودمن: پروفسور پیپ، صفحه ساب‌استک شما «تله تشدید» نام دارد. این چیست؟

رابرت پیپ: تله تشدید زمانی است که یک کشور قوی، ایالات متحده، از زور نظامی، قدرت هوایی، استفاده می‌کند که می‌تواند از نظر تاکتیکی موفق باشد، یعنی بمب‌ها به اهداف اصابت می‌کنند و بمب‌ها رهبران را می‌کشند، اما موفقیت استراتژیک ایجاد نمی‌کند. و همین چشم‌انداز شکست قریب‌الوقوع برای قدرتی که آن حمله را آغاز کرده، آن دولت را به بالا رفتن از نردبان تشدید وادار می‌کند تا پله‌ای بیابد که در آن پیروز شود.

و این دقیقاً همان چیزی است که با دونالد ترامپ می‌بینید. ترامپ این جنگ را با یک برنامه هوایی سه روزه شروع کرد. بله، پشتیبانی‌هایی داشت، اما به ما می‌گفت «این در سه روز تمام می‌شود.» اما به جای از پا درآوردن و سقوط رژیم ایران، این رژیم قوی‌تر شد. این رژیم اکنون از قبل خشن‌تر و قوی‌تر است. پس حمله هوایی را آغاز کرد. حمله هوایی قرار بود ایران را تضعیف کند و ما موشک‌انداز‌ها را نابود کردیم، اما این کار باعث شد ایران در یک تشدید افقی تلافی کند و تنگه هرمز را تصرف کند.

حالا، پس از ۴۰ روز، ایران فقط کنترل تنگه هرمز را به دست نگرفته. بلکه قدرت خود را احساس می‌کند. دارد از قدرتش استفاده می‌کند. دارد یاد می‌گیرد که این فقط توانایی قدرت نظری نیست؛ این توانایی قدرت واقعی است. و این را در رابطه با هند می‌بینید. هند به طور موثری با ایران همکاری می‌کند، در برابر ایران تعظیم می‌کند، و به همین دلیل است که تعدادی از نفتکش‌های هندی توانسته‌اند عبور کنند. و فرانسه را که قبلاً ذکر کردم.

و با گذشت زمان، ایران قدرت عظیمی بر کشورهای خلیج‌فارس اعمال خواهد کرد، یکی از دلایلی که سعودی‌ها و امارات اینقدر ناامید هستند. اما برای حفاظت به کجا می‌روند؟ به سوی دونالد ترامپ؟ او ثابت کرده که حمایتش ارزشی ندارد. پس با گذشت زمان، احتمالاً بیشتر و بیشتر شاهد روآوری این کشورها به سمت ایران خواهید بود. در غیر این صورت، ایران احتمالاً دولت‌های آنها را سرنگون خواهد کرد.

ایمی گودمن: می‌خواهم پاسخ شما را به سخنان وزیر دفاع هگست پس از اعلام آتش‌بس بشنوم. او گفته است: وزیر دفاع پیت هگست: عملیات خشم حماسی یک پیروزی تاریخی و کامل در میدان نبرد بود، یک پیروزی نظامی، یک پیروز مؤکد. پاسخ شما به این سخنان چیست، به خصوص در پرتو اینکه نوشتید: «تصور کنید ایران با کنترل حدود ۲۰٪ از نفت جهان، روسیه با حدود ۱۱٪ و چین که می‌تواند بخش عمده‌ای از آن عرضه را جذب کند. آنها یک کارتل تشکیل می‌دهند تا ۳۰٪ از نفت جهان را از غرب دریغ کنند.»

رابرت پیپ: دقیقاً. آنچه از وزیر هگست می‌شنوید یک روایت پیروزی است، اما با واقعیت «تشدید» روبرو می‌شود. واقعیت این است که ایران بسیار قوی‌تر از ۴۰ روز پیش است. در کنترل ۲۰٪ از نفت جهان است. اکنون یک مرکز قدرت چهارم در حال ظهور است، و سایر مراکز قدرت همه با هم رقابت نمی‌کنند. ایالات متحده در یک طرف است و رقبا چین، روسیه و اکنون ایران هستند. و حتی اگر آن سه رقیب یک ساختار فرماندهی یکپارچه شبیه ناتو تشکیل ندهند، به دلیل ماهیت توازن قدرت، به طور ضمنی یا صریح با هم همکاری خواهند کرد.

و همانطور که توضیح دادید، در مقاله‌ام یک سناریوی کاملاً قابل قبول را با ۲۰٪ نفت جهان در اختیار ایران ترسیم می‌کنم. روسیه ۱۱٪ دارد. چرا دقیقاً آنها در آینده نزدیک با هم کار نخواهند کرد تا آن ۳۰٪ نفت جهان را از اروپا و غرب دریغ کنند و اساساً به چین اجازه دهند آن نفت را جذب کند؟ این اهرم عظیمی خواهد بود که آنها اعمال خواهند کرد. و مگر اینکه شروع به تشخیص این موضوع کنیم، ممکن است این واقعیت شود، زیرا ۳۰٪ از نفت جهان فشار عظیمی است، و حتی آمریکا هم نمی‌تواند از عواقب آن فرار کند.

ایمی گودمن: آیا راهی برای خروج از تله تشدید وجود دارد؟ و می‌توانید درباره آنچه قرار است اتفاق بیفتد نظر دهید؟ معاون رئیس‌جمهور ونس از مجارستان به اسلام‌آباد می‌رود تا به همراه ویتکوف و جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور ترامپ، با ایران مذاکره کند.

رابرت پیپ: خب، تنها دو راه برای حل این مسئله وجود دارد: یکی، در میدان نبرد — که همان تله تشدید است؛ دیگری، پشت میز مذاکره. مشکل میز مذاکره این است که با توجه به افزایش قدرت ایران، قیمتی که باید پرداخت شود تا ایران حتی از یک ذره یا نیمی از آن قدرت دست بکشد، دارد بالا و بالاتر می‌رود. پس معاملاتی که در ۲۷ فوریه پیشنهاد شده بود، دیگر کافی نخواهند بود. ایران از قبل هم اورانیوم ۳,۵٪ غنی‌شده خود را می‌خواست. حالا توجه داشته باشید که قدرت بیشتری دارد، پس به معامله قدیمی برنمی‌گردد.

تنها کارتی که می‌توان بازی کرد و واقعاً اهمیت داشته باشد، که من معتقدم توجه ایران را جلب کند، یک مهار نظامی قابل اجرا از اسرائیل است. می‌بینید، ایران بسیار صریح گفته که می‌خواهد اطمینان یابد از اینکه در آینده مورد حمله از سوی ایالات متحده و اسرائیل قرار نخواهد گرفت. خب، شاید فکر کنید که ایالات متحده به اندازه کافی کنف شده و ممکن است عقب‌نشینی کند. اسرائیل داستان کاملاً متفاوتی دارد. پس یک مهار نظامی واقعی اسرائیل، احتمالاً حتی اسرائیل پیوستن به NPT و پذیرش بازرسی‌، همانند بازرسی مراکز هسته‌ای ایران در تأسیسات تولید مواد هسته‌ای در دیمونا - حالا داریم حرف می‌زنیم. اما اگر آن از نظر سیاسی ممکن نباشد، اگر بگوییم این هرگز اتفاق نمی‌افتد، پس چطور واقعاً می‌توانید از این تله خارج شوید؟ به ایران چه می‌دهید تا از قدرت جهانی دست بکشد؟ فکر نمی‌کنم در این مرحله بپذیرد که سرش کلاه بگذارند.

در همین زمینه

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.