شکاف نهادها و محدودیتهای ولایت فقیه در برابر تفاهمنامه
بیانیه جمعی ۶۳ عضو مجلس خبرگان پرده از شکاف عمیقی برداشت که نه تنها میان جناحهای تندرو و رویکرد نهادی-وحدتگرا، بلکه بر سر حدود اختیارات و ماهیت ولایت فقیه در تصمیمگیریهای کلان کشور جاری است. علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ما این رویدادها را نه صرفاً نشانهای از اختلافات جناحی، بلکه بازتابی از «محدودیتهای ساختاری و عقبنشینی تاکتیکی ولی فقیه» در مواجهه با بحرانها ارزیابی میکند و معتقد است که ادعای تصمیمگیری نهادی درباره تفاهمنامه، بیش از آنکه واقعیت داشته باشد، «آرزویی» در میان بخشی از نخبگان است که با چالشهای حلنشدنی در ساختار متمرکز ولایت فقیه مواجه شده است.

ژرفتر شدن اختلافات جناحی بر سر تفاهمنامه با آمریکا. عکس: رادیو زمانه با استفاده از امکانات هوش مصنوعی
تفاهمنامه ایران و آمریکا در خرداد ۱۴۰۵ میان رؤسای جمهور دو کشور (پزشکیان و ترامپ) امضا شد تا به درگیریهای اخیر پایان دهد. آتشبس شکننده است و جدال بر سر تنکه هرمز همچنان در سطح سیاسی ادامه دارد و در همان حال تفاهمنامه به اختلافات جناحی هم دامن زده است.
تفاهمنامه به تازگی با بیانیه جمعی حدود ۶۳ نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری مواجه شد که در آن بر رعایت دقیق خطوط قرمز رهبری، ضرورت انتقام از ترامپ و نتانیاهو، خروج زودهنگام تنگه هرمز به عنوان اشتباه راهبردی، و تعیین مهلتهای کوتاه برای جلوگیری از خرید زمان دشمن تأکید شد. دبیرخانه مجلس خبرگان با صدور اطلاعیه، این روش انتشار را نامرسوم خواند و بر لزوم حفظ وحدت، تبعیت کامل از نظر رهبر و اعلام مواضع رسمی از طریق هیئت رئیسه تأکید کرد. این رویداد نشاندهنده شکاف جناحی عمیق میان جریانهای سختگیر (تندرو) و رویکرد به اصطلاح نهادی-وحدتمحور در ساختار نظام است.
رویکرد نهادی-وحدتمحور بر اولویت حفظ وحدت نظام، تبعیت دقیق از رهنمودهای رهبر و اعلام مواضع از کانالهای رسمی (هیئت رئیسه یا دبیرخانه) تأکید دارد.
حسامالدین آشنا در توییتهای اخیر خود به این رویکرد نزدیک است و با اشاره به خطرات تفرقه، نوشته که «هر سه قوه، نیروهای مسلح، مردم و نهادهای مدنی به خطرات تفرقه و فروپاشی پی بردهاند و فصلالخطاب بودن جمعبندی نهادی را پذیرفتهاند.» این دیدگاه، بیانیه جمعی برخی اعضای خبرگان را نوعی موازیکاری یا تهدید وحدت میبیند و بر لزوم انسجام پشت تصمیمات نهادی و رهبری برای موفقیت تفاهمنامه اصرار دارد. با آقای علی افشاری، تحلیلگر سیاسی گفتوگو کردهایم.
رویکرد نهادی-وحدتمحور: آرزو بیش از واقعیت
علی افشاری در پاسخ به پرسش اول گفت که رویکرد نهادی وحدتمحور بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیت موجود باشد، بیانگر خواست و اشتهای بخشی از نخبگان حاکم جمهوری اسلامی است. به گفته او، در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، چه از نظر حقوقی و چه از نظر عملی، چنین رویکردی تاکنون محقق نشده و با چالشها و موانع جدی روبرو است:
انتقال به رهبری جدید و تضعیف نسبی و فعلاً موقتی نهاد ولایت فقیه، این امید را ایجاد کرده که بوروکراسی کشور بتواند از زیر دستاندازیهای نهاد ولایت فقیه تا حدی خود را رها کند. اما مراتب این روندی که پیش میرود، برخلاف آن است که بگوییم فصلالخطاب رهبر نیست.
افشاری در ادامه افزود:
این نیست که در واقع مثلاً در نهاد شورای عالی امنیت ملی، برآیند نظرات نهادهای تصمیمگیری در مورد امضای تفاهمنامه انجام شده باشد. ما وقتی مراجعه میکنیم و نظرات پزشکیان، قالیباف و دیگران را میبینیم، همه آنها ارجاع میدهند به موافقت سید مجتبی خامنهای. یعنی هم مخالفان و هم موافقان در اینجا به وحدت میرسند.
افشاری با اشاره به الگوی دوگانه عقبنشینی تاکتیکی ولی فقیه گفت:
اگر شیوه کلاسیک و قدیمی جمهوری اسلامی را در نظر بگیریم، هر وقت که در یک بحران جدی قرار میگیرند، ولی فقیه عملاً به عقبنشینی تاکتیکی و مذاکرات با آمریکا یا کشورهایی که دشمن و متخاصم نامیده میشوند رضایت میدهد، ولی در ظاهر مسئولیت را قبول نمیکند و یک فاصلهگذاری میکند. این رویکرد دوگانه در دوران رهبری خامنهای اول خیلی برجسته بود؛ در برجام شاهد بودیم و الان هم شبیه این دارد پیش میرود.
او سپس خاطرنشان کرد که حتی ادعای تصمیمگیری نهادی در این فرآیند محل تردید جدی است، زیرا مجلس و سایر نهادها نقش واقعی و مؤثری نداشتهاند:
مشکلات هم به نظر من قابل حل نیست. اختلافات وجود دارد و این اختلافات با مدیریت نهاد ولایت فقیه حل میشود. در آن رویکرد نهادی هم مشکلات زیادی وجود دارد، چون اگر قرار بود رویکرد نهادی باشد، خب مجلس باید فعال میبود. به هر حال نمایندگان مجلس، مستقل از اینکه کسانی که الان هستند، آن اعتبار را ندارند، ولی به لحاظ شکلی و حقوقی، وقتی چنین موضوع مهمی بررسی میشود، نمایندگان مجلس باید در جریان قرار بگیرند، در تصمیمسازی حضور داشته باشند یا در نظارت. این نیست. بنابراین حتی این ادعا که مسیری که منجر به امضای تفاهمنامه شده، در چارچوب نهادهای مهم بوده، محل تردید است.
شکاف درون اصولگرایان و محدودیتهای نهاد ولایت فقیه
افشاری در ادامه گفتوگو با زمانه با اشاره به دو دستگی عمیق درون نظام پیرامون مذاکرات گفت که برخلاف گذشته، حامیان توافق در درون نظام اکنون بیشتر از دوران برجام هستند و بخش قابل توجهی از این اختلافات درون خود اصولگرایان جریان دارد.
او در مورد مجلس خبرگان و بیانیه انتقادی اکثریت قاطع نمایندگان آن و دخالت دبیرخانه به نکته مهمی اشاره کرد: مجلس خبرگان برای دخالت در امور جاری طراحی نشده است:
در مورد مجلس خبرگان هم باید توجه کنیم که اصلاً شصت و چند نفر، اکثریت قاطع نمایندگان این مجلس، ادعاهایی را مطرح کردند ولی دبیرخانه مجلس خبرگان ادعای آنها را رد کرد و این میتواند نشانگر ناخشنودی الان مجموعه حامیان یا نهاد ولایت فقیه هم باشد که از موضعگیری آنها به طور کامل رضایت نداشته است. البته فقط هم موضوع مصداقی نیست. اساساً مجلس خبرگان اگر بخواهد مستقلانه ورود کند، خب این برای اعمال حکومتی اقتدارگرایانه ولی فقیه مشکلساز است و خامنهای اول مجلس خبرگان را تبدیل به یک نهاد تشریفاتی کرده بود و صد درصد تأییدکننده.
به گفته او، حامیان فعلی رهبری نیز همین تصور را دارند و مجلس خبرگان را نوعی محدودیت برای خود تلقی میکنند. افشاری وضعیت کنونی را نامعلوم ارزیابی کرد:
فعلاً ما در یک وضعیت نامعلوم هستیم. باید منتظر ماند و دید که این تحولات به چه سمتی میرود. تا به امروز ما تغییر اساسی و کلان این را شاهد نیستیم و کشمکشها هنوز همون وضعیت کلی هست که در دوران رهبری خامنهای اول برقرار بود. حالا باید منتظر ماند و تا دید در ماههای آینده وضعیت آیا دستخوش تغییراتی خواهد شد یا نه.
تصمیمگیری متمرکز ولایت فقیه و ثانویه بودن اختلافات جناحی
علی افشاری تأکید کرد که در جمهوری اسلامی، اختلافات جناحی و دو دستگی میان تندروها و میانهروها هرچند وجود دارد، اما در نهایت موضوعی ثانوی به شمار میرود. به گفته او، مسئله اصلی در تصمیمگیری متمرکز نهاد ولایت فقیه حل و فصل میشود و تا به این لحظه تغییری اساسی در این ساختار مشاهده نشده است. افشاری افزود:
بخش عمده این منازعات هم به نظر من برای خود تفاهمنامه نیست، برای بعد از تفاهمنامه هست. برای خود توافقنامه هست که آن شروط مورد نظر محقق شود، جایگاه ولی فقیه آسیب نبیند و از همه مهمتر اصل سیاست خارجی مبتنی بر دشمنی با مبانی تمدنی غرب، با خود آمریکا و با نابودی اسرائیل، دستخوش تغییر اساسی نشود.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.





نظرها
نظری وجود ندارد.