آلودگی نفتی قشم؛ زخمی تازه بر پیکر شکننده اکوسیستم حرا
آلودگی نفتی اخیر در سواحل جنوبی قشم که به جنگلهای حرای نقاشه رسیده، تهدیدی جدی برای یکی از حساسترین اکوسیستمهای دریایی ایران محسوب میشود. روزبه اسکندری، کارشناس محیط زیست، هشدار میدهد که با گسترش آلودگی، نفت سنگین با پوشاندن ریشههای تنفسی درختان حرا، تبادل اکسیژن را مختل کرده و با نفوذ به رسوبات کف، زنجیره غذایی آبزیان را برای سالها تحت تأثیر قرار میدهد. او تأکید میکند که پاکسازی مکانیکی باید با احتیاط انجام شود تا خسارتی بیشتر از خود آلودگی وارد نشود. به گفته اسکندری، این رویداد تنها یکی از «هزار زخم» محیط زیستی ایران است و فقدان مدیریت پیشگیرانه، تکرار چنین بحرانهایی را اجتنابناپذیر میکند.

آلودگی نفتی در جزیره قشم ایران به جنگلهای حرا رسیده در حالی که هنوز مشخص نیست که منشاء این آلودگی چیست.
آلودگی نفتی در سواحل جنوبی جزیره قشم به محدوده جنگلهای حرای روستای نقاشه گسترش یافته است و به دنبال مشاهده این لکهها، پایش و پاکسازی آنها در دستور کار دستگاههای متولی قرار گرفته است. رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری قشم هفته گذشته با حضور در منطقه، اعلام کرد که اقدامات کنترل و پاکسازی در حال انجام است و علت دقیق آلودگی پس از بررسیهای کارشناسی اعلام خواهد شد.
جنگلهای حرا (مانگرو) قشم بهعنوان یکی از مهمترین و غنیترین اکوسیستمهای ساحلی ایران و ذخیرهگاه زیستکره یونسکو، نقش حیاتی در حفظ تنوع زیستی دارند؛ زیرا زیستگاه و محل تخمریزی و پرورش بسیاری از آبزیان (از جمله حدود ۸۰ درصد گونههای خلیج فارس)، پرندگان مهاجر و جانوران دیگر هستند، با ریشههای متراکم خود از فرسایش سواحل جلوگیری کرده و در برابر امواج و طوفانها مانند سد طبیعی عمل میکنند، کیفیت آب را با جذب رسوبات و آلایندهها بهبود میبخشند، کربن را جذب کرده و به کاهش تغییرات اقلیمی کمک میکنند و همچنین منبع معیشت محلی از طریق صیادی و گردشگری پایدار محسوب میشوند. با آقای روزبه اسکندری، پژوهشگر محیط زیست گفتوگو کردهایم:
آسیب احتمالی آلودگی نفتی به جنگلهای حرای قشم؛ فراتر از آلودگی سطحی ساحل
روزبه اسکندری در آغاز گفتوگو با زمانه یادآوری کرد که اگر آلودگی نفتی واقعاً وارد جنگلهای حرای قشم شده باشد، موضوع صرفاً به آلودهشدن چند کیلومتر ساحل محدود نمیشود، بلکه آسیبهای احتمالی به یکی از مهمترین زیستگاههای پرورش و تغذیه آبزیان مطرح است. او با اشاره به گزارشهای منتشرشده گفت که آلودگی به سواحل قشم رسیده و بخشی از آن بهصورت محدود وارد محدودهٔ جنگلهای حرا، از جمله حوالی نقاشه، شده است. اسکندری افزود که تصاویر ماهوارهای همچنان یک لکهٔ گسترده را در جنوب قشم نشان میدهند که بخشی از آن احتمالاً نفتکورهٔ سنگین است، هرچند حجم دقیق نفت مشخص نیست. او توضیح داد:
در کوتاهمدت بزرگترین خطر، خفگی فیزیکی و مسمومیت شیمیایی است. ریشههای تنفسی (پنوماتوفور) درختان حرا برای تبادل گاز از رسوبات کماکسیژن بیرون میآیند. نفت میتواند سطح این ریشهها و منافذ آنها را بپوشاند و تبادل اکسیژن را مختل کند. همزمان، بخشهای آروماتیک و سمی نفت میتوانند به برگها، ریشهها، نهالها و موجودات ساکن در این رسوبات آسیب بزنند. به همین دلیل جنگلهای مانگرو از زیستگاههایی هستند که در برابر آلودگی نفتی بسیار حساساند و پاکسازی آنها باید با احتیاط بسیار زیادی انجام شود، زیرا خود عملیات مکانیکی میتواند خساراتی حتی بیشتر از آلودگی به ریشهها و رسوبات وارد کند.
اسکندری تأکید کرد که زنجیرهٔ غذایی نیز باید مورد توجه قرار گیرد:
کف گلی این جنگلهای حرا محل زندگی خرچنگها، نرمتنان، کرمها و طیف بزرگی از میکروارگانیسمهاست و همین موجودات پایهٔ غذایی بسیاری از ماهیان و پرندگان را تشکیل میدهند. بخشی از کربنهای نفتی میتوانند وارد رسوبات و سپس وارد بدن بیمهرگان شوند. بنابراین حتی اگر پس از چند هفته سطح آب ظاهراً تمیز شود، این آلودگیها میتوانند در کف باقی بمانند و از طریق طعمه به ماهیان منتقل شوند. مطالعات بلندمدت نشان دادهاند که اثرات آلودگیهای بزرگ نفتی در باتلاقهای جزرومدی و مانگروها میتوانند سالها و گاهی تا دههها ادامه پیدا کنند.
او با اشاره به اهمیت مضاعف این موضوع برای قشم گفت که این جنگل نقش مهد طبیعی بسیاری از آبزیان را ایفا میکند و کاهش بیمهرگان کفزی و آسیب به نهالهای حرا ابتدا تعداد ماهیان جوان را کاهش میدهد و سپس با تأخیر در ذخایر ماهی و صید محلی نمایان میشود. از بین رفتن پوشش ریشهای نیز به ناپایداری رسوبات و افزایش فرسایش ساحلی میانجامد.
اسکندری تجربهٔ جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ را هشدار جدی دانست و یادآور شد که در آن حادثه، زیستگاههای جزرومدی و رسوبات کمانرژی بهشدت آلوده شدند، نفت به لایههای عمیق نفوذ کرد و بیش از دو دهه بعد همچنان آثار آن در برخی مناطق قابل اندازهگیری بود. او افزود:
دربارهٔ قشم نمیتوانم از اعدادی مانند ده، بیست یا سی سال برای زمان بازیابی کامل زیستگاههای گلی عمیق سخن بگویم. اگر نفت عمدتاً سطحی باشد و سریع مهار شود، ممکن است بخش مهمی از پوشش حرا طی چند سال بازیابی شود. اما اگر نفت سنگین وارد رسوبات بیهوازی شده و به ریشهها و نهالها آسیب زده باشد، میتواند تا چند دهه ادامه یابد. بهطور کلی، نفت در رسوبات کماکسیژن مانگرو بسیار کند تجزیه میشود و همین امر میزان خسارت را افزایش میدهد.
اسکندری در پایان تأکید کرد که مهمترین اقدام فوری، پرهیز از ارزیابی صرفاً بر اساس مساحت لکهٔ نفتی است. باید بلافاصله نمونهبرداری از آب، رسوب و آبزیان انجام شود و شاخصهایی مانند PAH و TPH در رسوبات پایش گردد. همچنین مرگومیر، ریزش برگ، وضعیت ریشههای تنفسی و زادآوری نهالها باید تا چند سال رصد شود. او هشدار داد:
در غیر این صورت ممکن است چند ماه بعد سطح آب پاک به نظر برسد، در حالی که بخش اصلی آسیب همچنان در رسوبات و زنجیرهٔ غذایی باقی مانده است. از این منظر، پاکشدن نفت از روی آب به معنای پایان بحران نیست؛ در اکوسیستم حرا بخش واقعی بحران ممکن است تازه پس از ناپدیدشدن لکهٔ نفتی آغاز شود.
آلودگی نفتی قشم در چارچوب «هزار زخم» محیط زیست ایران
با در نظر گرفتن ضعفهای ساختاری در حکمرانی محیط زیستی ایران، از جمله کمبود سامانههای هشدار زودهنگام، نظارت ناکافی بر تردد نفتکشها و پاسخدهی کند دستگاههای مسئول، این پرسش پیش میآید که چه راهکارهای فوری و ساختاری برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی در مناطق حساس ساحلی مانند قشم وجود دارد.
اسکندری تأکید کرد که این حادثه را باید در چارچوب مفهوم «هزار زخم» محیط زیست ایران دید و افزود که یک لکهٔ نفتی تنها مشکل نیست. به گفتهٔ او، اکوسیستم حرای خلیج فارس همزمان تحت فشار آلودگی، توسعهٔ ساحلی، صید بیرویه و تغییر اقلیم قرار دارد و هر حادثهٔ جدید، تابآوری این اکوسیستم را کاهش میدهد. او درباره راهکارها گفت:
در کوتاهمدت مهمترین اقدام باید ایجاد سامانهٔ هشدار سریع باشد؛ پایش ماهوارهای و راداری نفتکشها و استقرار دائمی تجهیزات مهار نفت در قشم و بندرعباس، نه آنکه پس از رسیدن نفت به جنگلهای حرا تازه واکنشها آغاز شود. در بلندمدت نیز به یک سازماندهی واحد برای حوادث دریایی نیاز داریم؛ شفافیت در اطلاعرسانی، پایش مستقل آلودگیها و همکاری جدی با سایر کشورهای خلیج فارس. باید گفت که آلودگی نفتی بهویژه مرز سیاسی نمیشناسد.
او با اشاره به اینکه بارها گفته شده مشکل اصلی در ایران کمبود دانش فنی نیست، تصریح کرد:
مشکل بزرگ این است که مدیریت و حکمرانی محیط زیست غالباً واکنشی است، نه پیشگیرانه. اگر پس از هر حادثهای تنها یک لکهٔ نفت را جمع کنیم و ساختار را اصلاح نکنیم، از این مشکل تا مشکل بعدی تنها مسئلهٔ زمان است.
اسکندری در پایان تأکید کرد که مفهوم «هزار زخم» را بیش از یک استعارهٔ رسانهای میداند و آن را توصیفی از فرسایش تدریجی تابآوری سرزمین ایران میشمارد. او افزود:
مواردی مانند دریاچهٔ ارومیه و خشکیدگی رودخانهها، فرونشست زمین، تالابهای خشکشده، جنگلهای زاگرس، آلودگی هوا و اکوسیستمهای دریایی جنوب ظاهراً موارد جداگانهای هستند، اما وجه مشترکی دارند: فشار محیطی مزمن همراه با حکمرانی واکنشی بهجای پیشگیری.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.






نظرها
نظری وجود ندارد.