خروج از انپیتی: محدودتر شدن راه دیپلماسی و ناکارآمدی بازدارندگی هستهای
قطعنامه پایانی مراسم سیزده آبان خواستار در دستور کار قرار گرفتن خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای شده است. مهران مصطفوی، استاد دانشگاه و فعال سیاسی جمهوریخواه، در گفتوگو با رادیو زمانه میان مطالبه جریانهایی مانند جبهه پایداری و رویکرد مذاکراتی مقامهای اصلی جمهوری اسلامی تمایز میگذارد. او معتقد است حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای، مانع جنگهای محدود و خرابکاری نخواهد شد و میتواند انزوای ایران را افزایش دهد. مصطفوی همچنین توضیح میدهد که خروج از پیمان لزوماً به معنای پایان همه تعهدات نظارتی نیست.

برنامه هستهای ایران ـ عکس از Shutterstock
قطعنامه پایانی مراسم ۱۳ آبان، موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، انپیتی، را بهصراحت مطرح کرده است. در بند پنجم این قطعنامه، از مسئولان عالیرتبه و مراجع تصمیمگیر خواسته شده با بازنگری در منافع و الزامات ادامه عضویت، «خروج عزتمندانه جمهوری اسلامی ایران از این پیمان» را در دستور کار قرار دهند. همزمان، روحالله متفکرآزاد و مرتضی محمودی، سخنگوی فراکسیون مقاومت مجلس، نیز در اظهارنظرهای منتشرشده در این روز به خروج از انپیتی اشاره کردهاند. این موضعگیریها بهخودیخود به معنای اتخاذ تصمیم رسمی برای خروج نیستند، اما نشان میدهند این مطالبه در فضای سیاسی و تبلیغاتی حکومت برجستهتر شده است و با این حال نباید از نظر دور داشت که مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی به طور سربسته با خروج از ان پی تی همصدا نشده است.
پرسش این است که طرح صریح خروج در قطعنامه مراسمی سراسری، چه نسبتی با تصمیمگیری در ساختار قدرت دارد: آیا هدف، افزایش فشار در مذاکرات و ارسال پیام بازدارندگی است، یا زمینهسازی برای تغییری عملی در سیاست هستهای؟ این پرسشها را با دکتر مهران مصطفوی، فعال سیاسی جمهوریخواه و استاد دانشگاه در میان میگذاریم:
باید بین مطالبه خروج و استفاده مذاکراتی از آن تمایز قائل شد
مهران مصطفوی معتقد است که برای ارزیابی درخواست خروج از انپیتی باید میان دو رویکرد تفاوت گذاشت. او میگوید:
بخشی از حاکمیت، و دقیقتر بگویم گروههایی در کنار حاکمیت، مانند جبهه پایداری، نهتنها خواهان خروج از انپیتی، بلکه خواهان تغییر دکترین هستهای جمهوری اسلامی هستند. منظورشان این است که بمب برای ایران بازدارندگی ایجاد میکند و باید از انپیتی خارج شویم و با آژانس همکاری نکنیم.
مصطفوی یادآوری میکند که در اظهارات مقامهای اصلی جمهوری اسلامی به موردی برنخورده است که آنان صریحاً خواستار خروج شده باشند:
برای مثال آقای محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تنها یک بار در شب آخر شهریور، در مصاحبه با الجزیره گفت که در حال بررسی این موضوع هستیم که آیا از انپیتی خارج شویم یا نه. یعنی مسئله را بهصورت پرسش مطرح کرد. خود آقای رضایی حدود چهل روز بعد، در سیزده آبان، در یک گفتوگوی تلویزیونی تأیید کرد که ایران همچنان عضو انپیتی است و در صورت گفتوگوی هستهای، مطابق آنچه در این پیمان آمده است عمل خواهد کرد. اگر اظهارات آقای پزشکیان، آقای عباس عراقچی و آقای اسماعیل بقایی را نیز در نظر بگیریم، میبینیم که همگی بر ادامه عضویت ایران در انپیتی تأکید کردهاند و این عضویت را مفید میدانند.
از نگاه این تحلیلگر، مطرح شدن خروج در سخنان چنین مقامهایی بیشتر در خدمت مذاکرات با واشنگتن قرار میگیرد. او تفاوت دو رویکرد را اینگونه توضیح میدهد:
گروهی واقعاً خواستار خروج از انپیتی هستند و اهداف دیگری را دنبال میکنند؛ در مقابل، مقامهای ایران بیشتر در چارچوب مذاکرات با آمریکاییها، گاه پرسشهایی در این زمینه مطرح میکنند، بدون آنکه هدف اصلیشان خروج از انپیتی باشد.
تأکید بر «استمرار راهبرد» به معنای حفظ مسیر موجود است
مصطفوی پیام سیزده آبان مجتبی خامنهای را نیز در چارچوب تمایل به ادامه راهبرد موجود تفسیر میکند. او به عبارت مربوط به رسیدن به «بازدارندگی مطلق» از راه استمرار راهبرد «ایران هرچه قویتر» در مسیر پیشرفت همهجانبه اشاره دارد.
به برداشت او، انتخاب واژه «استمرار» با اعلام تغییر راهبردی در موضوعاتی مانند عضویت در انپیتی یا ساخت سلاح هستهای همخوان نیست. مصطفوی میگوید:
وقتی آقای خامنهای از «استمرار راهبرد ایران هرچه قویتر» سخن میگوید، در اصل نمیخواهد تغییری در این راهبرد صورت بگیرد؛ برای مثال، ایران از انپیتی خارج شود یا به سمت ساخت بمب برود. به نظر من، اگر چنین منظوری نداشت، از استمرار راهبرد سخن نمیگفت.
خروج از پیمان لزوماً همه تعهدات نظارتی را پایان نمیدهد
مصطفوی در بررسی پیامدهای حقوقی خروج، مهمترین تغییر را پایان تعهد ایران به نساختن سلاح هستهای میداند. او در توصیف این برداشت حقوقی میگوید:
مهمترین تفاوت در صورت خروج از انپیتی این است که ایران دیگر تعهدی برای نساختن سلاح هستهای نخواهد داشت. دقیقتر بگویم، پس از خروج، ساخت سلاح هستهای برای ایران کاملاً مجاز میشود. تفاوت اصلی همین است.
با این حال، او میان این موضوع و پایان یافتن همه نظارتها تفاوت میگذارد. به گفته مصطفوی، بخشی از تعهدات میتواند به قراردادها و توافقهایی وابسته باشد که مستقل از عضویت در انپیتی هستند.
او برای توضیح، خرید مواد برای راکتور هستهای تهران از آرژانتین را مثال میزند: اگر قرارداد مربوط مقرر کرده باشد که ایران تا زمان حضور آن مواد تعهداتی دارد، خروج از انپیتی بهتنهایی آن تعهدات قراردادی را از میان نمیبرد.
مصطفوی همچنین به بند دوازدهم قطعنامه ۱۹۲۹ اشاره میکند که به گفته او، اجرای کامل موافقتنامه پادمان ایران را مقرر کرده است. او تعهدات مربوط به همکاری با آژانس و تعلیق فعالیتهای هستهای را نیز از موضوعات مطرحشده در این قطعنامه میداند و تأکید میکند:
پایان احتمالی مبنای قراردادی پادمان، بهتنهایی به معنای پایان هرگونه تعهد به همکاری با آژانس نیست.
البته او بررسی اعتبار فعلی قطعنامهها را ضروری میداند و میگوید باید مشخص شود کدام تعهدات همچنان برقرارند. مصطفوی در همین زمینه معتقد است با پایان دوران برجام، برخی قطعنامههایی که محدودیتها را مقرر کرده بودند، عملاً دیگر اعتبار ندارند.
با وجود این ملاحظات، برداشت سیاسی او از خروج روشن است: مصطفوی چنین اقدامی را علامتی از تمایل ایران به حرکت به سمت ساخت سلاح میداند. او میگوید:
در مجموع، اصل مسئله این است که ایران در صورت خروج از انپیتی، دیگر تعهدی به نساختن سلاح هستهای نخواهد داشت. بنابراین، خروج یک علامت روشن خواهد بود؛ به این معنا که ایران میخواهد به سمت ساخت سلاح هستهای حرکت کند.
بمب اتم مانع جنگ محدود و خرابکاری نمیشود
حامیان خروج از انپیتی، آن را با ضرورت تقویت بازدارندگی پیوند میدهند، اما مصطفوی این استدلال را درباره جنگهای محدود نمیپذیرد.
او ابتدا به فاصله میان تصمیم به خروج و امکان اعلام برخورداری از سلاح اشاره میکند. به گفته مصطفوی، کشوری که قصد حرکت به سمت ساخت بمب دارد، معمولاً میکوشد مقدمات را پیشاپیش فراهم کند تا میان خروج و دستیابی به سلاح فاصلهای باقی نماند. او همچنین میگوید خروج به یک دوره سهماهه نیاز دارد و مقررات پیمان در این فاصله همچنان قابل اجرا هستند؛ از همین رو، اعلام خروج را نمیتوان به معنای امکان اعلام برخورداری از بمب در روز بعد دانست.
اما مسئله اصلی از نگاه او، کارآمدی چنین سلاحی در برابر تهدیدهایی است که ایران با آنها مواجه است. مصطفوی میگوید:
از دید من، داشتن بمب اتم در برابر جنگهای محدود، مانند جنگهایی که ایران تاکنون داشته، بازدارندگی ایجاد نمیکند. اسرائیل خود بمب اتم دارد، اما ایران آن را موشکباران کرده و اسرائیل نتوانسته است علیه ایران از بمب اتم استفاده کند.
او بازدارندگی هستهای را عمدتاً به وضعیتی مربوط میداند که کل حیات یک کشور در خطر باشد؛ برای مثال، کشوری با حمله اتمی روبهرو شود و بتواند با سلاح مشابه پاسخ دهد. به اعتقاد او، ایران اکنون در چنین موقعیتی قرار ندارد. مصطفوی همچنین یادآوری میکند که اسرائیل با وجود ادعای به خطر افتادن موجودیتش، تاکنون برای مقابله با ایران از بمب اتم استفاده نکرده است.
از نگاه او، برخورداری از سلاح هستهای مانع ادامه اشکال دیگر درگیری نخواهد شد. او تأکید میکند:
جنگها، خرابکاریها و عملیات تروریستی میتوانند ادامه پیدا کنند، بدون آنکه داشتن بمب به کار بیاید. حرکت به سمت ساخت بمب حتی میتواند به تشدید این عملیات بینجامد و به اسرائیل، که خود بمب دارد اما آن را اعلام نمیکند، بهاصطلاح مشروعیت بدهد.
منظور مصطفوی از این مشروعیت، امکان توجیه سیاسی و تبلیغاتی اقدامات اسرائیل و آمریکا است. به اعتقاد او، حرکت ایران به سمت ساخت بمب به این دو کشور امکان میدهد ادعا کنند هشدارهایشان از ابتدا درست بوده و اقدامات پیشین خود، از جمله بمباران سایتهای هستهای ایران، را موجه جلوه دهند. این در حالی است که خود مصطفوی آن حملات را خلاف قوانین بینالمللی و جنایت جنگی توصیف میکند.
او پیامدهای چنین مسیری را فراتر از مناسبات نظامی میبیند و میگوید:
حرکت به سمت ساخت بمب، انزوای سیاسی ایران را بیشتر میکند، راه دیپلماسی را محدودتر میسازد و ایران را به سوی کره شمالی شدن میبرد.
مصطفوی میگوید تاکنون ندیده است مقامهای اصلی جمهوری اسلامی چنین گزینهای را انتخاب کنند. او همچنین مدعی است همه آژانسهای اطلاعاتی بینالمللی بر این نظرند که ایران تاکنون فعالیتی در جهت ساخت سلاح هستهای نداشته است.
در پایان، او نقش جریانهای حامی تغییر دکترین را از زاویه تأثیر مواضعشان بر استدلالهای اسرائیل ارزیابی میکند و میگوید:
این ادعاها را اسرائیل مطرح میکند و گروههایی مانند پایداری در داخل ایران به کمک اسرائیل میآیند و بستهای طلایی برای توجیه اقداماتش در اختیار آن قرار میدهند.
*این مصاحبه توسط حسین نوش آذر انجام شده و او نیز متن را نوشته است.







نظرها
نظری وجود ندارد.