ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

آیا ترامپ به دنبال توافق است یا ادامه فشار حداکثری؟

ایران بر ضرب‌الاجل یک‌ماهه برای بازگشایی کامل تنگه هرمز و خروج نیروهای آمریکایی تأکید دارد، ترامپ اما این طرح را «غیرقابل پذیرش» خوانده. علی افشاری، تحلیلگر و فعال سیاسی، در گفت‌وگو با رادیوزمانه تأکید کرد که رفتار واقعی دولت ترامپ نشان می‌دهد «فضای واقعی برای توافق وجود ندارد» و هدف واشنگتن همچنان «تغییر رژیم یا تسلیم» از طریق فشار حداکثری است، نه دستیابی به یک توافق متوازن. این تقابل راهبردی، چشم‌انداز صلح پایدار را با تردید جدی روبه‌رو کرده است.

پیشنهاد ۱۴ ماده‌ای ایران که از طریق میانجی‌گری پاکستان ارسال شده، ساختار دو مرحله‌ای دارد. در مرحله اول، تهران خواستار ضرب‌الاجل یک‌ماهه برای بازگشایی کامل کشتیرانی در تنگه هرمز، پایان محاصره دریایی بنادر توسط نیروی دریایی آمریکا و اعلام رسمی پایان جنگ است. مرحله دوم بر مذاکرات هسته‌ای و توافق جدید در برابر لغو تحریم‌ها متمرکز خواهد بود. محورهای کلیدی طرح شامل تضمین کتبی عدم حمله نظامی آینده، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و پرداخت غرامت جنگی است. ایران همچنین بر ایجاد سازوکار بومی برای مدیریت تنگه هرمز تأکید دارد و برخلاف پیشنهاد آتش‌بس دو ماهه واشنگتن، اصرار دارد که کل پرونده ظرف ۳۰ روز حل شود.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در واکنش به پیشنهاد ۱۴ ماده‌ای ایران اعلام کرد که متن دقیق این طرح را بررسی خواهد کرد اما تصور نمی‌کند قابل پذیرش باشد. او به خبرنگاران گفت چارچوب کلی پیشنهاد را دریافت کرده و به‌زودی جزئیات کامل آن را مرور می‌کند، اما تأکید کرد که «در حال حاضر از آنچه ایران پیشنهاد داده رضایت ندارد» و «آنها چیزهایی درخواست کرده‌اند که من نمی‌توانم قبول کنم». ساعاتی بعد ترامپ در پیام خود در تروث سوشال نوشت: «نمی‌توانم تصور کنم که این طرح قابل قبول باشد، زیرا حکومت ایران هنوز بهای کافی برای آنچه در ۴۷ سال گذشته علیه بشریت و جهان انجام داده پرداخت نکرده است» و همزمان گزینه نظامی را باز نگه داشت و گفت آمریکا یا باید به توافق برسد یا «آنها را به شدت بزند.»

تاکر کارلسون در مصاحبه با بی‌بی‌سی، ترامپ را «برده» یا «گروگان» نتانیاهو و اسرائیل خوانده و گفته است که مساله آمریکا تغییر رژیم بود و نه الزاماً مساله هسته‌ای. پیش از آن هم سناتور لیندزی گراهام (از حامیان ترامپ) جنگ با ایران را «سرمایه‌گذاری خوب» خواند و گفت ونزوئلا و ایران حدود ۳۱ درصد از ذخایر نفت جهان را در اختیار دارند و پس از تغییر رژیم، آمریکا شریک این منابع عظیم خواهد شد که «کابوس چین» است. این پرسش پیش می‌آید که بحث بر سر چیست؟ نفت؟ یک توافق هسته‌ای پایدار یا تغییر رژیم؟ با آقای علی افشاری، تحلیلگر و فعال سیاسی گفت‌وگو کرده‌ایم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

رویکرد دو مرحله‌ای ایران و اراده ترامپ

 آیا ساختار دو مرحله‌ای پیشنهاد ایران می‌تواند به کاهش تنش‌های فوری منطقه‌ای و ایجاد فضای مناسب برای مذاکرات سیاسی کمک کند یا خطر آن وجود دارد که پرونده هسته‌ای به ابزاری برای خرید زمان رژیم تبدیل شود و در نهایت به بن‌بست سیاسی عمیق‌تری منجر گردد؟ آقای افشاری در پاسخ گفت که ابتدا باید بررسی کنیم آیا ترامپ و دولت او اراده جدی برای رسیدن به یک توافق متعارف - یعنی توافقی متوازن که مزایا و امتیازاتی برای هر دو طرف داشته باشد - دارند یا خیر.

به گفته او، رفتار دولت ترامپ چنین اطمینانی ایجاد نمی‌کند. این دولت همچنان همان خواسته‌های پیش از جنگ را در مذاکرات دنبال می‌کند و می‌خواهد آنها را به طرف مقابل تحمیل کند. رویکردش غیرواقع‌بینانه و زیاده‌خواهانه است و علی‌رغم شکست راهبردی در جنگ، تلاش دارد آن شکست را جبران کند.

افشاری افزود که جنگ هنوز تمام نشده و آنچه پایان یافته، تنها یک نبرد محدود بوده است. فشار حداکثری اقتصادی که پیش از جنگ وجود داشت، اکنون ابعاد گسترده‌تری یافته و حتی صحبت از تبدیل آن به محاصره غذایی است. هدف اصلی دولت ترامپ، تحمیل اراده خود بر ایران، تسلط بر منابع کشور و قرار دادن ایران در چارچوب نظم مورد نظر راست افراطی منطقه است.

او تأکید کرد که آنها یا از طریق تغییر رژیم و روی کار آوردن نیروهای همسو، یا با الگوی مشابه ونزوئلا و با اعمال فشار شدید بر نیروهای درون نظام برای همراهی، این هدف را پیگیری می‌کنند. بنابراین فضای واقعی برای توافق وجود ندارد. عملیات نظامی به جنگ اقتصادی تبدیل شده تا با فشار تدریجی و گسترده به همان اهدافی برسد که در جنگ نظامی نرسید.

آقای افشاری «پل طلایی» ترامپ را رویکردی فریبکارانه توصیف کرد و آن را به افسانه معروف «پل آه» [۱] تشبیه کرد: زندانیان را به کاخی باشکوه می‌بردند، محاکمه می‌کردند و امیدوار بودند آنها را متقاعد کنند، اما در نهایت از همان پل به زندان تاریک و قدیمی بازمی‌گرداندند.

او در ادامه گفت از منظر منطقی و فنی، پس از یک جنگ بزرگ، ابتدا باید مسئله جنگ به طور کامل حل و فصل شود. آتش‌بس موقتی کافی نیست؛ باید به آتش‌بس دائمی و صلح پایدار رسید تا احتمال تکرار جنگ از بین برود. پس از آن و با ایجاد اعتمادسازی، می‌توان به حل اختلافات عمیق‌تر پرداخت.

افشاری یادآوری کرد که سابقه مذاکرات هسته‌ای با ایران هم تردیدبرانگیز است، زیرا طرف مقابل همیشه از روش مرحله‌ای استفاده کرده و عملاً در همان مرحله اول متوقف مانده است؛ تجربه برجام نمونه بارز آن است.

در پایان تأکید کرد که اگر فرض کنیم هر دو طرف واقعاً خواهان توافق باشند، راه‌حل معقول این است که اختلافات دسته‌بندی شوند: ابتدا مسائل با اولویت زمانی بالاتر حل شوند و سپس به سراغ مسائل پیچیده‌تر، زمان‌بر و دارای اختلافات گسترده‌تر بروند.

اهداف واقعی آمریکا: تغییر رژیم یا توافق هسته‌ای؟  

آقای افشاری گفت که شواهد موجود، به‌ویژه رفتار واقعی دولت ترامپ در حال حاضر، نشان می‌دهد که گزینه تغییر رژیم همچنان در دستور کار قرار دارد. ترامپ به صورت محدود سلاح به ایران ارسال کرده و از صحبت‌هایش برمی‌آید که این روند ادامه دارد. بنابراین دلیل محکم و متقنی وجود ندارد که بگوییم تغییر رژیم از اولویت دولت آمریکا خارج شده است.

به گفته او، دولت ترامپ امیدوار است با تداوم فشار اقتصادی شدید، فروش نفت جمهوری اسلامی کاهش یابد، حقوق کارمندان پرداخت نشود، مراکز تولیدی تعطیل شوند، بیکاری افزایش پیدا کند و تورم به حدی برسد که اعتراضات گسترده دوباره شکل بگیرد و بی‌ثباتی ایجاد شود. آنها یا انتظار تسلیم شدن جمهوری اسلامی را دارند یا امیدوارند با بخشی از نیروهای درون نظام به توافق برسند؛ هرچند تاکنون این اتفاق نیفتاده و احتمال آن نیز کم است.

افشاری تأکید کرد که باید این فشار اقتصادی را از زاویه دیگری هم دید. برخلاف محاسبات واشنگتن، تنها تهران متضرر نیست. جمهوری اسلامی همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و ترامپ کارت بازی تعیین‌کننده‌ای ندارد. قربانی اصلی این فشار، همه جهان است. کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز در تنگنا قرار گرفته‌اند، فروش نفت و درآمدهای گردشگری امارات و قطر به شدت کاهش یافته، قیمت کالاها در سطح جهانی بالا رفته و زنجیره تأمین انرژی، مواد غذایی، کود شیمیایی، گاز هلیوم، آلومینیوم و بسیاری از کالاهای دیگر مختل شده است.

او افزود که در واقع با یک هماوردی سیاسی-اقتصادی مواجه هستیم که واکنشی به بحران اقتصادی جهانی است. این رقابت یک‌طرفه نیست که آمریکا بتواند به راحتی آن را به ایران تحمیل کند. فشار ممکن است در کوتاه‌مدت بر ایران بیشتر باشد، اما ایرانی‌ها مقاومت نسبی بیشتری در برابر مشکلات اقتصادی دارند. بنابراین به نظر نمی‌رسد ترامپ قمار بزرگی کرده باشد.

درباره مخالفان دموکراسی‌خواه نیز افشاری گفت: دموکراسی برای آنها در چارچوب حاکمیت ملی، استقلال کشور و نفی مطلق سلطه‌گری و مداخله تعریف می‌شود؛ چه این مداخله به شکل استبدادی داخلی باشد و چه به شکل استعماری خارجی. نیروهای دموکراسی‌خواه ملی در برابر هر دو موضع مخالف‌اند؛ هم در برابر جمهوری اسلامی و هم در برابر دولت ترامپ، راست افراطی بین‌المللی و جریان‌های اقتدارگرا.

در پایان، افشاری تأکید کرد که او هیچ توافقی فراتر از ایجاد یک آتش‌بس دائمی را در چشم‌انداز نزدیک نمی‌بیند. به نظر او جمهوری اسلامی نمی‌تواند با دولت ترامپ به توافقی بیش از این برسد. ویژگی‌های شخصی ترامپ دستیابی به توافق متوازن، عادلانه و قابل دفاع را تقریباً ناممکن کرده است. اسرائیلی‌ها نیز کارشکنی خواهند کرد، اما نباید فراموش کرد که اسرائیل یک متغیر وابسته است، نه مستقل. آنها بدون وجود اراده همسو در داخل دولت آمریکا، نمی‌توانند بازیگر تعیین‌کننده باشند.

عملیات بشردوستانه ترامپ؛ کمک واقعی یا فشار روانی؟

در همان حال که این گفت‌وگو انجام می‌شد، دونالد ترامپ اعلام کرد که عملیات بشردوستانه آمریکا در خلیج فارس آغاز شده است. هدف این عملیات، کمک به کشتی‌هایی است که از روز دوشنبه نزدیک تنگه هرمز گرفتار شده‌اند و به دلیل مشکلات غذایی و بهداشتی در مضیقه قرار دارند. نیروهای آمریکایی قرار است به این کشتی‌ها کمک کنند تا بتوانند عبور کنند. این اقدام با واکنش بدبینانه جمهوری اسلامی مواجه شده که آن را به مثابه نقض آتش‌بس و خطر درگیری نظامی ارزیابی کرده است. آقای افشاری گفت این اقدام ترامپ بیشتر جنبه تبلیغاتی و روانی دارد تا یک ابتکار بشردوستانه واقعی. او سعی می‌کند خود را به عنوان ناجی کشتی‌های گرفتار در تنگه هرمز نشان دهد و همزمان فشار روانی بر ایران را افزایش دهد.

جمهوری اسلامی هم کاملاً حق دارد نسبت به این موضوع بدبین باشد، چون سابقه نشان می‌دهد که آمریکا از بهانه‌های بشردوستانه برای حضور نظامی بیشتر در منطقه و ایجاد تنش استفاده کرده است. اعلام چنین عملیاتی، به‌ویژه در شرایطی که هنوز آتش‌بس به طور کامل تثبیت نشده، می‌تواند به راحتی به یک درگیری ناخواسته منجر شود.

این نوع رفتارها دقیقاً همان چیزی است که تردیدها را تقویت می‌کند. ترامپ همزمان از «پل طلایی» و توافق سخن می‌گوید، اما در عمل با این‌گونه اقدامات پیش‌دستانه و تبلیغاتی، فضا را ملتهب نگه می‌دارد. به نظر می‌رسد اولویت او همچنان نمایش قدرت و حفظ فشار حداکثری است، نه حرکت جدی به سمت یک توافق پایدار و صلح.

این برخوردها نشان می‌دهد که تا وقتی اراده واقعی برای پایان دادن به تنش وجود نداشته باشد، هرگونه گفت‌وگوی دیپلماتیک با خطر بازگشت سریع به بحران همراه خواهد بود.

[۱] «پل آه» یا «پل افسوس» نام یک پل سرپوشیدهٔ مشهور در شهر ونیز ایتالیا است که در سال ۱۶۰۰ میلادی ساخته شده است. این نام را نخستین بار «لرد بایرون»، شاعر شهیر انگلیسی در قرن نوزدهم بر این پل گذاشت. داستان از این قرار است که زندانیان هنگام عبور از این پل به سمت سلول‌های تاریک خود، از میان پنجره‌های کوچک آن برای آخرین بار منظرهٔ زیبای شهر ونیز و آسمان را می‌دیدند و به نشانهٔ حسرت و تأسف آهی عمیق می‌کشیدند. تعبیر آقای افشاری از این پل دقیقاً به جنبهٔ فریبنده و تلخ این افسانه اشاره دارد. همان‌طور که در توصیف ایشان آمد، این پل اگرچه از نظر معماری باشکوه است و زندانی را به امید محاکمه و شاید آزادی به قصر می‌برد، اما در عمل مسیری یک‌طرفه به سوی حبس ابد و تاریکی بوده است. این تصویر کاملاً منطبق با استعارهٔ ایشان از «پل طلایی» ترامپ است: وعده‌های فریبندهٔ همکاری که در نهایت جز بازگشت به وضعیت تاریک سابق (یا بدتر از آن) نتیجه‌ای در پی ندارد.

بیشتر بخوانید و بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.