تفاهم ایران و آمریکا: فرصت تاریخی یا تنفس موقت برای نظام؟
در حالی که مرحله نخست تفاهمنامه (MoU) ایران و آمریکا نهایی شده، پرسش اساسی این است که آیا این توافق آغاز یک پارادایمشیفت واقعی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی خواهد بود یا تنها یک تاکتیک کوتاهمدت برای تنفس اقتصادی و تثبیت قدرت؟ مهدیه گلرو، فعال سیاسی در گفتوگو با رادیو زمانه به بررسی این موضوع پرداخت و با مقایسه تاریخی این تفاهم با قطعنامه ۵۹۸، شکافهای درونی نظام، واقعبین شدن بخشهایی از تندروها و سرنوشت مطالبات مردمی، زنان و حقوق بشر را تحلیل کرد.

انتقام، انتقام تا قیام امام. تجمعات شبانه در میدان انقلاب تهران. عکس: تابناک
مرحله نخست تفاهمنامه (MoU) میان ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان، قطر و امارات نهایی شده است. این توافق اولیه بر «پایان جنگ در همه جبههها» (شامل لبنان)، بازگشایی فوری تنگه هرمز برای کشتیرانی غیرنظامی، برداشته شدن محاصره دریایی آمریکا و برخی مزایای اقتصادی اولیه مانند آزادسازی بخشی از داراییهای مسدود (حدود ۲۴-۲۵ میلیارد دلار گزارششده) و لغو تحریم نفت تمرکز دارد. امضای رسمی احتمالاً ۱۹ ژوئن (۲۸ خرداد) در سوئیس یا به صورت الکترونیکی انجام خواهد شد.
مذاکرات مرحله دوم (۶۰ روزه) بر سر مسائل هستهای شامل محدودیت غنیسازی، رقیقسازی بخشی از اورانیوم، رفع ساختاری تحریمها و مکانیسمهای نظارت آغاز خواهد شد. تفاوت دیدگاهها همچنان وجود دارد: ایران بر حفظ حاکمیت بر تنگه هرمز (با امکان دریافت هزینه خدمات) و عدم تعهد به مسائل موشکی/نیابتی تأکید دارد، در حالی که آمریکا توافق را «بدون عوارض» و با موانع دائمی هستهای توصیف میکند. وضعیت پویا است و متن کامل هنوز عمومی نشده.
اگر این تفاهمنامه به توافق جامع تبدیل شود، چه پیامدهایی برای مطالبهگری مردم ایران خواهد داشت؟ راههای واقعی و عملی برای رسیدن به جامعه باز، دموکراتیک و گذار مسالمتآمیز به چه صورت است؟ با خانم مهدیه گلرو، فعال سیاسی گفتوگو کردهایم:
مقایسه تاریخی با قطعنامه ۵۹۸ و احتمال پارادایمشیفت
مهدیه گلرو در آغاز مصاحبه اعلام کرد که تعیین تاریخ امضا بیشتر جنبه نمادین دارد و عملاً توافق نهایی شده است. او افزود که تفاوت معناداری تا زمان امضای رسمی رخ نخواهد داد.
گلرو سپس با مقایسه وضعیت فعلی با دوران پس از قطعنامه ۵۹۸، گفت که در پایان جنگ ایران و عراق، بسیاری از نیروهای جبههای و فرماندهان سپاه و بسیج به شدت ناامید و خشمگین بودند زیرا تصور میکردند مسیر قدس از کربلا میگذرد و جنگ نباید پیش از دستیابی به آن هدف تمام شود. به گفته او، حتی با وجود قدرتی که خمینی در آن زمان داشت، اعتراضات و تلاشهایی برای مقابله با توافق ادامه یافت و برخی تا سالها بعد آن را قبول نکردند. گلرو گفت:
فکر میکنم الان هم در موقعیت مشابهی هستیم. جمهوری اسلامی فضایی در افکار عمومی ایجاد کرده بود که به هیچوجه قرار نیست به این توافق برسد، همانطور که قبلاً گفته بودند، قرار نیست با «قاتل حاج قاسم» مذاکره کند، اما در نهایت این اتفاق افتاده است. حالا باید ببینیم که این ترمزی که میخواهد اتفاق بیفتد، چه امکانهایی دارد.
او در ادامه افزود:
واقعیت این است که بعد از پایان جنگ، در دوره سازندگی و سپس اصلاحات، فضا نسبت به قبل و بعد از آن بهتر به نظر میرسد. جمهوری اسلامی یک جنگ و کشتار را پشت سر گذاشت، رهبر اولش هم فوت کرد و ما وارد دوره دیگری از جمهوری اسلامی شدیم. الان هم میتوان گفت که همین اتفاق در حال رخ دادن است: یک جنگ، یک کشتار و مرگ یک رهبر. اینکه از اینجا به بعد ماجرا چه شباهتها و تفاوتهایی میتواند داشته باشد، جای بحث دارد. یعنی بستگی به این دارد که خود خامنهای را الان کجای معادلات قرار دهیم.
گلرو در پایان این بحث اشاره کرد که این تحول میتواند فرصتی برای عبور از بحران باشد، اما تحقق آن نیازمند تغییر واقعی رویکرد حاکمیت است.
تندروهای واقعبین و دو رویکرد متفاوت برای حفظ نظام
بسیاری از تندروها پا به سن گذاشتهاند، به مقامهای مهم رسیدهاند و به دلیل درگیری مستقیم با واقعیتهای سیاسی و اقتصادی، واقعبینتر شدهاند. گلرو گفت: کسانی که بیشتر در قدرت و تصمیمگیریها دخیل بودهاند، نگاه متفاوتی نسبت به نیروهای صرفاً ایدئولوژیک دارند. او تفاوت رویکرد قالیباف را که هرچند نیمهایدئولوژیک است اما عملاً به مسائل نگاه میکند با جلیلی مقایسه کرد که بیشتر ایدئولوژیک عمل مینماید. به گفته او، هر دو در سطح ایدئولوژیک رادیکال هستند، اما نسخه و راهحلشان برای آینده متفاوت است. او در ادامه به نکته بسیار مهمیب اشاره کرد: تفاوت ماهیت تندروها با عملگرایان:
یکی از آنها ارزشهای جمهوری اسلامی و ارزشهای نظام را در اولویت قرار میدهد و میگوید باید این ارزشها را حفظ کنیم، در غیر این صورت حکومت وجود نخواهد داشت. ولی در رویکردی که قالیباف و تیپهای مشابه قالیباف دارند، اینگونه است که باید حکومت را حفظ کنیم تا بتوانیم ارزشهای حکومت را هم حفظ کنیم. برای اینکه بتوانیم حکومت را حفظ کنیم، باید این جنگ تمام شود. من فکر میکنم ما با دو رویکرد به حفظ نظام مواجه هستیم: یکی ایدئولوژی نظام را در اولویت قرار میدهد و دیگری ساختار حاکمیت نظام را.
شکاف داخلی، مطالبات مردمی و نقش رسانهها
مهدیه گلرو تأکید کرد که شکافهای موجود در جمهوری اسلامی عمیق و دیرینه هستند و حل آنها به این سادگی ممکن نیست. او به دو سوی این شکاف اشاره کرد: از یک طرف مردمی که مخالف نظام هستند و بزرگترین کشتار تاریخی خود را پشت سر گذاشتهاند و به این راحتی کوتاه نمیآیند؛ و از طرف دیگر حامیانی که سالها با شعار «آمریکا دشمن ماست» و با تکیه بر ترورهایی مانند ترور سلیمانی تربیت شدهاند و در ماههای اخیر شعار «بزن که خوب میزنی» سر دادهاند. به گفته او، این شور و هیجان یکشبه فروکش نخواهد کرد. گلرو افزود:
فکر میکنم حل این شکاف قطعاً نیاز به زمان دارد و این زمان هم میتواند خیلی کوتاه باشد با آمدن مجابی خامنهای و صحبت کردن. اگر بخواهند هوشمندانه عمل کنند، طبیعتاً میدانند که جمعیت مخالفشان، یعنی ایرانیهای مخالف جمهوری اسلامی، تعدادشان به مراتب بیشتر از آن پایگاههایی است که مخالف توافق هستند اما حامی جمهوری اسلامیاند.
در ادامه، گلرو به نقش رسانههای رسمی اشاره کرد و گفت که خبرگزاری فارس و رسانههای نزدیک به تندروها عملاً صداهای مخالف توافق در خیابانها را بازتاب نمیدهند و با موضعگیریهای ملایم و مثبت، در حال چرخاندن افکار عمومی به سمت نمایش این توافق به عنوان «پیروزی جمهوری اسلامی» هستند. او نتیجه گرفت که نحوه مدیریت رسانهای در روزهای آینده بسیار تعیینکننده خواهد بود و میتواند خشم تندروها را کاهش دهد یا برعکس تشدید کند.
او در مورد مطالبات مردم، زنان، حقوق بشر و مطالبات اقتصادی نیز گفت که حاکمیت ممکن است همزمان به هر دو سمت (تحکیم قدرت و پاسخ نسبی به مطالبات) حرکت کند، اما شکافها به سرعت ترمیم نخواهند شد.
* این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و او نیز متن را نوشته است.






نظرها
نظری وجود ندارد.