دریاچه ارومیه: یک تنفس موقت تا چرخه بعدی خشکسالی
افزایش چشمگیر تراز آب دریاچه ارومیه در سال جاری اگرچه امیدوارکننده به نظر میرسد، اما کارشناسان آن را تنها یک «تنفس موقت» میدانند که با شروع فصل تبخیر رو به کاهش خواهد گذاشت. منصور سهرابی، کارشناس محیط زیست هشدار میدهد که بدون اصلاح بنیادین الگوی کشت و کاهش برداشت آب از حوضه آبریز، دریاچه ارومیه در چرخه بعدی خشکسالی دوباره به کف بحرانی بازخواهد گشت. او تأکید دارد که بهجای هزینههای هنگفت برای پروژههای سازهای و انتقال آب، باید همان منابع مالی مستقیماً در اختیار کشاورزان قرار گیرد تا با تغییر الگوی کشت به سمت محصولات کمآببر و گلخانههای هوشمند حرکت کنند، چنانکه برداشت از آبهای زیرزمینی به نصف کاهش یابد و آبِ صرفهجوییشده به بستر دریاچه بازگردانده شود.

دریاچه ارومیه ــ عکس: مجتبی اسماعیلزاد
دریاچه ارومیه در سال جاری با دریافت حدود چهار میلیارد مترمکعب آب، بیشترین میزان ورودی را در شش سال گذشته تجربه کرده و نفس تازهای کشیده است. با این حال، مسئولان و کارشناسان نسبت به خوشبینی کاذب ناشی از بارشها هشدار میدهند. شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، تأکید کرده که وسعت اراضی کشاورزی در حوضه آبریز از ظرفیت اکولوژیک منطقه فراتر رفته و باید توسعه صنایع آببر متوقف شود. بهرام سرمست، استاندار آذربایجان شرقی نیز بخش کشاورزی را اصلیترین مصرفکننده آب دانسته و خواستار هدایت آن به سمت بهرهوری بالاتر و کشت ارقام کمآببر شده است؛ چراکه بدون همسویی کشاورزان با الگوی کشت جدید، طرحهای احیا عملاً بینتیجه خواهند ماند.
در آستانه فصل تبخیر که وسعت دریاچه از حدود سه هزار کیلومتر مربع به نزدیک ۲۸۵۰ کیلومتر مربع کاهش یافته، این پرسشها بیش از پیش اهمیت یافتهاند. منصور سهرابی در مقاله اخیر خود با عنوان «دریاچه ارومیه؛ از آستانهٔ نابودی تا بهبودی شکننده» بارشهای استثنایی را فرصت میداند نه راهحل، و هشدار میدهد که بدون اصلاح ساختاری در تخصیص آب حوضه، دریاچه در چرخه خشکسالی بعدی دوباره به کف بحرانی بازخواهد گشت. ضرورت اصلاح الگوی کشت بهعنوان کلید اصلی احیای پایدار این اکوسیستم را با دکتر منصور سهرابی به بحث گذاشتیم:
گسترش بیرویه کشت آبی و وابستگی به محصولات پرمصرف
منصور سهرابی در آغاز گفتوگو با رادیو زمانه تأکید کرد که سطح زیر کشت آبی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه بهشدت افزایش یافته است:
ابتدا مراتع به زمینهای دیم و سپس زمینهای دیم به اراضی آبی تبدیل شدند. همزمان الگوهای کشت نیز متناسب با این تغییرات دگرگون شد و محصولات پرمصرف آب مانند چغندرقند، ذرت و باغات سیب جایگزین گونههای قبلی شدند.
او با اشاره به آمارهای غیررسمی، سطح اراضی آبی را بیش از ۷۰۰ هزار هکتار و حتی تا ۹۰۰ هزار هکتار برآورد کرد و افزود که بیش از ۱۰۴ هزار حلقه چاه، عمدتاً غیرمجاز، در این حوضه حفر شده است. سهرابی همچنین از احداث دهها سد فعال، در دست ساخت و در مرحله مطالعه سخن گفت که مجموع آنها از ۱۰۰ مورد فراتر میرود و نشاندهنده بهرهبرداری بیش از حد از آبهای تجدیدپذیر است؛ بهرهبرداریای که به گفته برخی آمارها به بیش از ۸۰ درصد میرسد، در حالی که استاندارد سازمان ملل متحد حداکثر ۴۰ درصد را مجاز میداند.
او یادآوری کرد که بهبود روشهای آبیاری بهتنهایی کافی نیست:
تا زمانی که میزان برداشت آب کشاورزی کاهش نیابد، حتی آبیاری تحت فشار نیز کمکی به احیای دریاچه نخواهد کرد و چه بسا با افزایش عملکرد در واحد سطح و تبدیل زمینهای دیم به آبی، فشار بیشتری ایجاد کند. بنابراین نخست باید برداشت آب کشاورزی در این حوضه دستکم به نصف کاهش یابد و سپس با همان حجم محدود، از روشهای مدرن آبیاری استفاده شود.
وی تأکید کرد که در این شرایط باید از کشت چغندرقند، یونجه، ذرت علوفهای و ذرت پرهیز شود، سطح کشت گندم بهشدت کاهش یابد و به محصولات دیم یا کمآببر روی آورده شود. سهرابی پیچیدگی این تغییر را ناشی از وجود کارخانههای قند متعدد، وابستگی شغلی و گسترش باغات سیب دانست و یادآور شد:
در زمان فعالیت ستاد احیا نیز پیشنهاد کرده بودم بهجای صرف هزینههای سنگین برای تونل، انحراف آب و سدهایی مانند کانیسیب، همان منابع مالی به کشاورزان پرداخت شود تا برای مدتی (مثلاً ده سال) کشت آبی نداشته باشند و آب به دریاچه بازگردد تا تراز اکولوژیک محقق شود. اما این رویکرد به نفع سرمایهگذاران پروژههای سازهای نبود و در نتیجه مسیر سازهای در اولویت قرار گرفت.
سیاستهای بالادستی و دشواری اصلاح الگوی کشت
منصور سهرابی در ادامه گفتوگو با رادیو زمانه تأکید کرد که مسئله الگوی کشت بهشدت تحت تأثیر سیاستهای بالادستی قرار دارد:
هنگامی که کشاورزی بهعنوان محور توسعه تعریف میشود و بر خودکفایی و رونق آن تأکید میگردد، کشاورزان بهطور طبیعی به دنبال سود بیشتر و امکانات گستردهتر میروند، بدون آنکه عواقب اکولوژیک این رویکرد را در نظر بگیرند. هزینه این نوع توسعه در حوضه آبریز دریاچه ارومیه پرداخت شده است. بنابراین باید به سمت کشتهایی حرکت کرد که آب بسیار کمتری مصرف میکنند یا جایگزینهایی مانند گلخانههای هوشمند و پیشرفته با بازدهی اقتصادی بالا را توسعه داد.
سهرابی تصریح کرد که تحقق این تغییر نیازمند زیرساختهای اساسی از جمله اراده جدی دولت، سرمایهگذاری مناسب و حمایت مالی از کشاورزان است. به باور او، بهجای صرف هزینههای هنگفت برای انتقال آب، بهتر است همان منابع برای تسهیل این انتقال الگو هزینه شود تا کشاورزان به سمت روشهای کمآببر هدایت شوند و آب به دریاچه بازگردد. با این حال، وی یادآور شد:
با این حال، این تحول ساده نیست و با توجه به ساختار موجود نظام جمهوری اسلامی، اجرای عملی آن بسیار دشوار به نظر میرسد.
احیای واقعبینانه: دریاچهای کوچکتر اما پایدارتر
منصور سهرابی بهترین رویکرد را حرکت بهسوی گلخانههای هوشمند و حذف کشاورزی پرمصرف آب دانست و تأکید کرد که ساختار کشاورزی منطقه باید بهطور اساسی تغییر کند:
البته این تحول باید با در نظر گرفتن معیشت مردم و شرایط اجتماعی، سیاسی و امنیتی موجود انجام شود. در نهایت باید از روشی که در احیای دریای آرال شمالی بهکار گرفته شد، الگو بگیریم و بهجای تلاش برای احیای کامل، بخشی از دریاچه را احیا و حفظ کنیم.
سهرابی تصریح کرد که احیای تمام پنج هزار کیلومتر مربع مساحت تاریخی دریاچه دیگر امکانپذیر نیست:
میتوان حدود دو هزار کیلومتر مربع را نگه داشت و برای ایجاد یک دریاچه ارومیه کوچکتر اما با ماندگاری بیشتر، پروژههای مشخصی تعریف کرد. در غیر این صورت، دریاچه همچنان بهصورت تالاب فصلی باقی خواهد ماند و پس از دورههای متعدد خشکسالی پیاپی، کاملاً خشک خواهد شد.
سهرابی هشدار داد که در چنین شرایطی حتی ماندگاری آب در تالاب فصلی نیز بهشدت کاهش مییابد و اگر روند کنونی ادامه یابد، ممکن است تنها برای چند روز یا چند هفته شاهد حضور آب در بستر دریاچه باشیم.







نظرها
نظری وجود ندارد.