بنبست استراتژیک آمریکا و ضرورت مخالفت با جنگ
علی افشاری در تحلیلی از وضعیت کنونی جنگ ایران و آمریکا تأکید میکند که کاخ سفید در یک بنبست استراتژیک خودساخته گرفتار شده و هیچیک از سه رویکرد موجود یعنی افزایش فشار نظامی، کاهش تنش با امتیازدهی، یا تداوم محاصره اقتصادی، راهبردی واقعبینانه و به نفع مردم ایران ارائه نمیدهد. به گفتهٔ او، محاصرهٔ دریایی و فشار اقتصادی نه انسجام داخلی را تقویت میکند و نه ساختار قدرت را به شکل واقعی تضعیف میکند، بلکه به واگراییها دامن میزند. افشاری هشدار میدهد که حرکت جمهوری اسلامی به سمت بازدارندگی تهاجمی وضعیت را وخیمتر میکند و از نیروهای دموکراسیخواه میخواهد ضمن مخالفت قاطع با جنگ، مسیر گذار خشونتپرهیز از جمهوری اسلامی را ادامه دهند و در برابر گرایشهای جنگطلبانهٔ داخلی نیز موضعگیری فعال داشته باشند.

ناوگروه یواساس آبراهام لینکلن (عکس: آرشیو)
جنگ ایران آمریکا را وارد یک باتلاق استراتژیک کاملاً جدید کرده است؛ وضعیتی که در آن هیچکس استراتژی محکم و روشن برای «پیروزی» ندارد و اهداف کاخ سفید مرتب تغییر میکند. این درگیری، برخلاف جنگ عراق در دهه ۲۰۰۰، تأثیر جهانیتری دارد (بهویژه از طریق بستن تنگه هرمز و آسیب اقتصادی گسترده) و در حالی رخ میدهد که اعتبار آمریکا در حال تضعیف و جایگاه چین در حال تقویت است. مقامهای فعلی و سابق آمریکا، از جمله الیوت آبرامز و دن شاپیرو، از عدم قطعیت، بیکفایتی و بنبست خودساخته سخن میگویند و رایجترین پاسخ اولیه به پرسش «چگونه پیروز شویم؟» این است که اصلاً نباید این جنگ را آغاز میکردیم.
در این میان سه اردوگاه فکری شکل گرفته است که همگی بیش از واقعیت بر امید استوارند: شاهینها خواهان افزایش فشار نظامی (از جمله تصرف جزیره خارک یا ترورهای بیشتر) هستند؛ مهارکنندگان طرفدار کاهش تنش و توافق حتی با امتیازدهی یا کنارکشیدن کاملاند؛ و گروه سوم بر حفظ محاصره دریایی و فرسایش اقتصادی ایران تأکید دارد. هر سه رویکرد معایب جدی دارند و خطر ایجاد ایرانی قدرتمندتر، منطقهای بیثباتتر یا هزینههای اقتصادی و سیاسی سنگین برای آمریکا را در پی دارند. وضعیت یادآور مخمصههای خودساخته گذشته است و ممکن است حل آن به ریاستجمهوری بعدی آمریکا موکول شود. با آقای علی افشاری، تحلیلگر سیاسی گفتو گو کردهایم:
هیچیک از رویکردهای آمریکایی به نفع مردم ایران نیست
علی افشاری در آغاز گفتوگو با زمانه تأکید کرد که هیچیک از سه دیدگاه مطرحشده در مقالهٔ پولیتیکو به نفع مردم و کشور ایران نیست. او یادآور شد که این تحلیلها از منظر آمریکاییها ارائه شده و آمریکاییها، با وجود همهٔ تنوعهای درونیشان، طبیعتاً به دنبال منافع خود هستند و از زاویهٔ دید یک آمریکایی به موضوع مینگرند؛ در حالی که زاویهٔ نگاه ایرانی متفاوت است و این دو لزوماً با یکدیگر تطبیقپذیر نیستند.
افشاری ریشهٔ مشکل را در سیاستهای اولیهٔ جمهوری اسلامی دانست و گفت:
آنچه در ناحیهٔ ایران مشکلساز بوده این است که از ابتدا جمهوری اسلامی سیاست مبتنی بر خصومت با آمریکا و تقابل با ارزشهای تمدنی غرب را در پیش گرفته است. این امر باعث شده که روابط خارجی به جای آنکه مبتنی بر مدیریت اختلافات و تأکید بر حوزههای اشتراک باشد و به سمت تأمین منافع متقابل حرکت کند، به سمت ستیز سوق پیدا کند. دولت فعلی آمریکا نیز در واکنش به این ستیزها، از آنها بهرهبرداری کرده و آن را در خدمت ستیزی قرار داده که ناشی از برتریطلبی آمریکا و رویکرد استعماری گذشته است؛ رویکردی که ما ایرانیان در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد زخمخوردهٔ آن هستیم.
افشاری ضمن موافقت با تحلیل پولیتیکو مبنی بر گرفتار شدن ترامپ در یک باتلاق استراتژیک توضیح داد:
رویارویی نظامی افق روشنی ندارد، شانس موفقیت آن اندک است و ریسک بالایی دارد؛ میتواند کنترل اوضاع را از دست بدهد و فضا را از کنترل خارج کند. از سوی دیگر، آمریکا با کمبود تسلیحات و مهمات نیز روبهروست. بنابراین دلبستن به تشدید فشار اقتصادی و محاصرهٔ دریایی که مشابه محاصرههای غذایی دوران قدیم است و از مصادیق جنایت جنگی و نقض حقوق بشر بهشمار میرود - نیز بعید است که در رویارویی با جمهوری اسلامی موفقیتآمیز باشد و به تغییر سیاستهای هستهای آن منجر شود. این تجربه پیشتر در کمپین فشار حداکثری ترامپ، هم در دورهٔ اول ریاستجمهوریاش و هم در ماههای اولیهٔ دورهٔ دوم، آزموده شده است.
افشاری سپس خاطرنشان کرد که مقاومت در برابر ترامپ، چه در برابر رویکرد نظامی و چه در برابر فشار اقتصادی، فراتر از جمهوری اسلامی یک نیاز برای ایران است؛ زیرا هدف ترامپ تسلیم ایران و تثبیت زورگویی و تعرض به حق حاکمیتی این کشور بهعنوان یک دولت قدیمی است. او تأکید کرد تا زمانی که این نگاه در کاخ سفید تغییر نکند، امکان توافق وجود نخواهد داشت.
محاصرهٔ دریایی انسجام داخلی را تقویت نمیکند
علی افشاری در ادامه گفتوگو با زمانه یادآور شد که محاصرهٔ دریایی ایران فشار زیادی بر اقتصاد این کشور وارد خواهد کرد. به باور او، این فشار نه در داخل حکومت و نه در درون جامعهٔ ایران به افزایش انسجام یا هماهنگی منجر نمیشود؛ بلکه برعکس، تا درجاتی به واگراییها دامن میزند. او افزود:
چنین وضعیتی نمیتواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و به همین دلیل است که اکنون مقامات جمهوری اسلامی در حال تهدید و هشدار دادن به آمریکاییها هستند.
افشاری با اشاره به افرادی که در رأس نهادهای نظامی و امنیتی قرار گرفتهاند، متن احکامی که مجتبی خامنهای برای آنها صادر کرده و حضور محسن رضایی در رأس دبیرخانهٔ شورای عالی امنیت ملی، نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی از رویکرد بازدارندگی دفاعی و مبتنی بر واکنش در برابر واکنش (تلافیجویی) به سمت بازدارندگی تهاجمی و اقدامات پیشدستانه حرکت میکند. او توضیح داد:
اگر قیمت نفت دوباره به محدودهٔ ۱۰۰ دلار نزدیک نشود، طبیعتاً فشاری که از ناحیهٔ محاصرهٔ دریایی خلیج فارس بر سواحل ایران توسط آمریکا ایجاد میشود، تأثیر بیشتری خواهد داشت. از سوی دیگر، محدودیتها و تأثیرات منفی بستن تنگهٔ هرمز و همچنین محدودیتها در بابالمندب بر اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا نیز مطرح است. در چنین شرایطی ممکن است جمهوری اسلامی وادار به واکنشهایی شود؛ اما اگر قیمت نفت بالاتر رود، فشار بر آمریکا بیشتر خواهد شد.
ضرورت مخالفت با جنگ و تداوم مبارزهٔ خشونتپرهیز
علی افشاری سپس تأکید کرد که هنوز نمیتوان گفت حوزهٔ هستهای کنار گذاشته شده است:
شاهده میکنیم که ترامپ در موضع هستهای نیز مانور میدهد و باز شدن تنگهٔ هرمز از دید دولت آمریکا پایان ماجرا نیست، بلکه پایان یک مرحله است و دوباره بر مسئلهٔ هستهای متمرکز خواهد شد. با توجه به فروپاشی تفاهمنامه، افتوخیزهای قبلی و اینکه مشکلات بارها تکرار شده و درگیریها شدیدتر گشتهاند، اکنون بحث توافق میان دولتهای ایران و آمریکا به امری بعیدتر و دورتر تبدیل شده است. تردیدها بسیار بیشتر شده و به نظر نمیرسد توافقاتی حتی از جنس برجام، چه برسد به توافقات گستردهتر، اساساً محتمل باشد.
افشاری خاطرنشان کرد که تا زمانی که سایهٔ جنگ به شکل تحمیلی برقرار است، سیاست به تعلیق درآمده و کار برای نیروهای دموکراسیخواه دشوار شده است. او این وضعیت را یادآور جملهٔ معروف هگل دانست که میگوید وقتی جنگ میشود، سیاست و مسائل داخلی همه به حاشیه میروند.
به باور افشاری، آنچه همچنان برای نیروهای دموکراسیخواه و نیروهای مستقلِ میهندوست اهمیت دارد، مخالفت با جنگ، خروج از وضعیت جنگی و ادامهٔ مسیر مبارزه برای گذار خشونتپرهیز از جمهوری اسلامی است. او نکتهٔ مهمی را نیز یادآور شد:
حرکت جمهوری اسلامی به سمت اقدامات پیشدستانه وضعیت را بدتر میکند. همچنین برخی گرایشهای جنگطلبانه در داخل جمهوری اسلامی وجود دارند که میخواهند از این وضعیت برای دیدگاههای غلط و مخرب خود بهرهبرداری کنند؛ در عین حال که با تهدید خارجی مخالفت میورزند. با این دیدگاهها نیز باید فعالانه مخالفت کرد و اساساً واکنشهای نظامی ایران باید صرفاً به رویکرد دفاعی محدود شود، نه تهاجمی.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.







نظرها
نظری وجود ندارد.