ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

میراث خامنه‌ای: استبداد پایدار، امید تعلیق‌شده

در شرایطی که ایران پس از نزدیک به چهار دهه رهبری علی خامنه‌ای، با میراثی از سرکوب گسترده، انزوای بین‌المللی، بحران اقتصادی و شکاف عمیق حکومت-ملت روبه‌روست، علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، در گفت‌وگو با «زمانه» این دوران را با وجود برخی دستاوردهای ادعایی در حوزه موشکی و نفوذ منطقه‌ای، «کارنامه‌ای سیاه و خاکستری پررنگ با سایه‌های بسیار تیره» توصیف می‌کند و تأکید می‌کند که هزینه‌های سنگین اقتصادی، امنیتی و اجتماعی، هر گونه موفقیت محدود را تحت‌الشعاع قرار داده و امروز اپوزیسیون دموکراتیک برای عبور از این میراث استبدادی، با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه است که نیازمند سازماندهی مجدد و پیمودن «مسیر سوم»ی فراتر از اصلاحات درونی یا مداخله خارجی است.

شاید اگر جنگ اتفاق نمی‌افتاد و اگر دست اسرائیل به خون خامنه‌ای آلوده نشده بود، و در یک کلام او در بستر، مانند یک مرد سالخورده چشم بر جهان فرومی‌بست، ساده‌تر می‌توانستیم درباره دوران حکمرانی او سخن بگوییم. اما او در مرگ هم جامعه را دوقطبی کرد.

اپوزیسیون می‌گوید علی خامنه‌ای در بیش از سه دهه رهبری، نماد اصلی استمرار یک نظام سرکوبگر بوده است. از کشتار گسترده معترضان در جنبش سبز ۸۸ و اعتراضات آبان ۹۸ گرفته تا سرکوب خونین جنبش زن، زندگی، آزادی، او سیاست حذف مخالفان، اعدام‌های دسته‌جمعی، زندان‌های سیاسی و سانسور شدید رسانه‌ای را به‌عنوان ابزار اصلی حفظ قدرت تثبیت کرد. اقتصاد ویران، تورم مزمن، فقر گسترده و مهاجرت اجباری میلیون‌ها ایرانی نتیجه مستقیم سیاست‌های اوست که اولویت را به ایدئولوژی و بقا رژیم داد نه رفاه و آزادی مردم. خامنه‌ای با تکیه بر نهادهای امنیتی و نظامی، هر صدای منتقد را به عنوان «دشمن» قلمداد کرد و ایران را به یک زندان بزرگ تبدیل نمود.

با این حال، از دید کارشناساسن حامی جمهوری اسلامی، خامنه‌ای در نظام‌سازی سیاسی، تقویت برنامه موشکی و گسترش نفوذ منطقه‌ای موفق بوده است. او با تکمیل ساختار ولایت فقیه و نهادهای موازی، قدرت را در حلقه‌ای بسته متمرکز کرد، برنامه موشکی را به عنوان اهرم بازدارندگی توسعه داد و از طریق شبکه شبه‌نظامیان منطقه‌ای (از حزب‌الله تا حوثی‌ها) نفوذ جمهوری اسلامی را از لبنان تا یمن گسترش داد. این ادعاها تا چه حد واقعی هستند و تا چه اندازه هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد، معیشت مردم و انزوای ایران تحمیل کرده‌اند؟ با آقای علی افشاری، تحلیلگر سیاسی گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

دستاوردهای ادعایی در برابر هزینه‌های واقعی

علی افشاری در آغاز گفت‌و‌گو با زمانه گفت که ارزیابی‌های موجود درباره کارنامه علی خامنه‌ای نه تنها غیرعلمی، بلکه بسیار مخدوش‌اند، زیرا بیشتر به جزئیات توجه دارند و تصویر کلی را نادیده می‌گیرند. او تأکید کرد که برای قضاوت درباره فردی که نزدیک به ۳۷ سال تصمیمات اصلی حاکمیتی را گرفته، باید مجموعه‌ای از شاخص‌ها از جمله رضایت عمومی، وضعیت اقتصادی، توسعه زیرساخت‌ها، جهت‌گیری فرهنگی جامعه، روند مشکلات روانی و جرم و جنایت، و به‌ویژه جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی مورد بررسی قرار گیرد. افشاری افزود که سیاست خارجی مورد نظر خامنه‌ای عملاً به انزوای ایران منجر شده و فرصت‌های رشد کشور را سلب کرده است. او با اشاره به برنامه هسته‌ای گفت که هرچند ایران به برخی قابلیت‌ها دست یافته، اما این دستاوردها از نظر فناوری در سطح بالایی نیستند و هزینه مستقیم و غیرمستقیم آن بین یک تا دو تریلیون دلار برآورد می‌شود. به گفته او، این برنامه نه تنها بازدارندگی ایجاد نکرد، بلکه زمینه‌ساز تهدید حمله نظامی به کشور شد.

وی در ادامه به پیشرفت برنامه موشکی اشاره کرد اما آن را رشدی ناموزون دانست. افشاری توضیح داد که در حالی که در حوزه موشکی پیشرفت‌هایی حاصل شده، در بخش‌های پدافندی، آفندی و به‌ویژه ناوگان هوایی نظامی آسیب جدی دیده‌ایم و امروز ایران در آسمان تقریباً بی‌پناه است. افشاری سپس در ادامه به این جمعبند رسید:

وقتی همه اینها را در کنار هم بگذاریم، کارنامه حکومتی علی خامنه‌ای سیاه است. حتی اگر بخواهیم برای هر حاکمی نقاط قوت و ضعف در نظر بگیریم، کارنامه او بیشتر خاکستری پررنگ با سایه‌های بسیار تیره است. کافی است به رشد GDP ایران، افزایش جمعیت زیر خط فقر مطلق و نسبی، و کاهش مشارکت سیاسی نگاه کنیم.

او در ادامه افزود:

ایران در دوران ریاست‌جمهوری رفسنجانی و خاتمی در حوزه اقتصادی و توسعه روند مثبتی داشت و اگر همان مسیر ادامه پیدا می‌کرد، می‌توانست وضعیتی مشابه ترکیه یا حتی بهتر داشته باشد. اما مداخلات گسترده خامنه‌ای آن روند را متوقف و معکوس کرد. نتیجه‌اش سرکوب فعالان سیاسی و مدنی، ریزش شدید پایگاه اجتماعی حکومت، و ایجاد شکاف عمیق و غیرقابل ترمیم بین حکومت و ملت بوده است.

آینده اپوزیسیون: عبور از استبداد و چالش‌های تغییر ساختاری

علی افشاری در ادامه با اشاره به سرکوب گسترده فعالان سیاسی و مدنی گفت که علی خامنه‌ای در پایان دوران رهبری خود، یک نظام نامشروع را به یادگار گذاشت و شکاف میان حکومت و ملت را به حدی عمیق و گسترده کرد که دیگر قابل ترمیم نیست.

او تأکید کرد که استبداد سیاسی و اقتدارگرایی ساختار ذاتی جمهوری اسلامی از زمان خمینی بوده، اما خامنه‌ای پس از جنگ هیچ فرصتی برای اصلاح و تغییر این ساختار نداد.

در این زمینه مشکلات ساختاری هم وجود داشت. ظرفیت‌های ذاتی ساختار جمهوری اسلامی برای دموکراسی و مشارکت سیاسی واقعی وجود نداشت. حتی در چارچوب همان قانون اساسی، خامنه‌ای اجازه تنفس و حرکت به جنبش اصلاح‌طلبی دوم خرداد را نداد و آن را سرکوب کرد. بعد هم شاهد اعتراضات جنبش سبز، اعتراضات دی ۹۶، آبان ۹۸ و جنبش زن، زندگی، آزادی بودیم. درست کمتر از یک ماه پیش از مرگش، او فرمان بزرگ‌ترین جنایت تاریخ معاصر ایران را صادر کرد. حتی اگر آمار کشته‌شدگان اعتراضات آبان ۹۸ را حدود شش هزار نفر در نظر بگیریم، این یک نقطه تاریک بسیار بزرگ در کارنامه سیاسی اوست.

افشاری با اشاره به فقدان اعتقاد خامنه‌ای به دموکراسی و توسعه، گفت که او تمام تلاش خود را برای تحکیم نظام ایدئولوژیک اقتدارگرا به کار بست. از نظر او، اپوزیسیون دموکراتیک امروز در شرایط بسیار دشواری قرار دارد:

اپوزیسیون ایران در شرایط بسیار سختی قرار گرفته است. پایان دوران خامنه‌ای با تهدید تهاجم نظامی و جنگ همراه بود و این وضعیت را بدتر کرد. نیروهای جامعه مدنی امروز در تنگنای بیشتری هستند، آسیب‌های بیشتری دیده‌اند و سیاست به معنای واقعی‌اش در ایران تا حد زیادی متزلزل و به تعلیق درآمده است.

او در ادامه افزود:

بسیاری از دستاوردهای نسبی نیروهای سیاسی و مدنی ایران از دست رفته، آنها به عقب رانده شده‌اند و دوباره باید از نو فعالیت‌هایشان را شروع کنند. آواربرداری و بازگشت به موقعیت قبلی زمان‌بر است و کار ساده‌ای نیست. فضای امنیتی هم گسترش پیدا کرده و نیروهای اقتدارگرا به دلیل وضعیت جنگی جان تازه‌ای گرفته‌اند. این شرایط کار مبارزات سیاسی و اجتماعی را دوچندان سخت کرده است.

او در ادامه به لزوم تغییر اساسی در ساختار نظام اشاره کرد و گفت که روند تحولات به جایی رسیده که دیگر اصلاحات درونی کافی نیست و دگرگونی ساختاری و تحولات انقلابی روی میز است. افشاری اولویت‌های اپوزیسیون را سازماندهی مجدد نیروهای اجتماعی و سیاسی خواهان تغییر، ایجاد انگیزه و امید، و جلوگیری از گسترش فضای سرکوب و مدیریت امنیتی دانست.

به اعتقاد او، اپوزیسیون باید مسیر سومی را دنبال کند: نه پذیرش ساختار قدرت جمهوری اسلامی و بازی در درون آن، و نه دل بستن به مداخله خارجی و جنگ. افشاری تأکید کرد که مبرم‌ترین وظیفه فعلی، خارج کردن کشور از وضعیت جنگی و جلوگیری از گسترش بیشتر فضای پلیسی-امنیتی است تا جریان دموکراتیک بتواند قوای خود را بازسازی کند.

*این مصاحبه توسط حسین نوش‌آذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • mashang

    متاسفانه آقای علی افشاری هنوز از کلمهء «جمهوری »بجای «خلافت استبدادی نظامی اسلام در ایران» استفاده میکنند و هنوز معنای جمهوری برای خواننده مجهول مانده، نمیدانیم بعنوان مثال فرانسه را جمهوری بنامیم یا خلافت استبدادی نظامی را !!!بویژه بارهبری جدیدش امامزمان معاصر امام مجتبی «ع» که در غیبت کبری بسر میبرد و امت یاجمهور مردم در انتظار ظهور اوست۰