سفر شهباز شریف به چین: تعمیق شراکت یا آغاز روابط مشروط؟
در سفر مهم شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان به چین که همزمان با هفتاد و پنجمین سالگرد روابط دیپلماتیک دو کشور انجام میشود، پرسش اساسی این است که آیا این شراکت راهبردی وارد مرحله جدیدی شده یا همچنان در چارچوب روابط «همهفصلی» سنتی ادامه خواهد یافت؟ علی افشاری، کارشناس مسائل سیاسی و منطقهای با بررسی ابعاد مختلف این سفر، تأکید کرد که رابطه چین و پاکستان هرگز کاملاً بدون قید و شرط نبوده و همچنان بر پایه منافع بلندمدت استراتژیک استوار است، هرچند چالشهای اقتصادی پاکستان و تحولات منطقهای ممکن است آن را به سمت همکاریهای عملیتر و مشروطتر سوق دهد.

نخستوزیر پاکستان شهباز شریف در حال صحبت و اشاره در ابتدای دیدار با رئیسجمهور چین شی جینپینگ (نامرئی در تصویر) در تالار بزرگ خلق پکن، دوم سپتامبر ۲۰۲۵. (عکس: POOL / AFP)
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان در روزهای ۲۳ تا ۲۶ مه ۲۰۲۶ (۲ تا ۵ خرداد ۱۴۰۵) عازم چین شده است. این سفر رسمی دقیقاً همزمان با هفتاد و پنجمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک اسلامآباد و پکن انجام میگیرد و نه تنها فرصتی برای تقویت شراکت همهجانبه دو کشور به شمار میرود، بلکه در بستری از چالشهای اقتصادی شدید پاکستان، تحولات سریع خاورمیانه و رقابت ژئوپلیتیک جهانی قرار دارد و میتواند تأثیرات قابل توجهی بر معادلات منطقهای داشته باشد.
اهداف اصلی این سفر شامل احیای فاز دوم کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEروC)، جذب سرمایهگذاریهای جدید چینی در حوزههای صنعتی، کشاورزی مدرن، فناوری اطلاعات و انرژی سبز، و امضای مجموعهای از تفاهمنامههای تجاری و اقتصادی است.
از منظر منطقهای، پاکستان با توجه به مرز مشترک با ایران و نقش میانجیگری اخیر خود در تنشهای آمریکا-ایران، این سفر را فرصتی برای مشورت با چین درباره تحولات خاورمیانه میبیند. پکن نیز به عنوان قدرت دارای نفوذ بر ایران، از ثبات منطقهای برای امنیت پروژههای ابتکار کمربند و جاده خود استقبال میکند.
تحلیلگران غربی این سفر را بخشی از استراتژی برقراری توازن بین قدرتهای بزرگ ارزیابی میکنند و آن را نشانهای از عمق روابط اسلامآباد-پکن میدانند. هرچند کارشناسان به چالشهایی مانند کندی اجرای پروژهها، مسائل امنیتی و بار بدهیهای پاکستان به چین اشاره دارند، اما فاز جدید کریدور اقتصادی چین-پاکستان را فرصتی برای تمرکز بر توسعه صنعتی و کشاورزی تلقی میکنند. در این مصاحبه با آقای علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، به بررسی ابعاد مختلف این سفر، پیامدهای آن برای ایران و جایگاه پاکستان در معادلات جدید آسیا میپردازیم.
روابط چین و پاکستان: همچنان همهفصلی یا مشروط به اصلاحات؟
علی افشاری تأکید کرد که رابطه چین و پاکستان هرگز کاملاً بدون قید و شرط نبوده و اساساً بر پایه منافع اقتصادی کوتاهمدت بنا نشده است. به گفته او، چین و پاکستان یکی از قدیمیترین روابط راهبردی موجود در دنیای کنونی را دارند:
بسیار مهم است که توجه کنیم این رابطه بسیار عمیق است و فراتر از منافع اقتصادی و تجاری، به همکاریهای استراتژیک و بلندمدت تبدیل شده است. سرمایهگذاریهای سنگین چین در پاکستان را هم باید در نظر گرفت. این رابطه دارای جنبههای فرهنگی، استراتژیک و ژئوپلیتیک برای هر دو کشور است و حتی نوعی درهمآمیختگی بین دو ملت ایجاد کرده است. بنابراین، ما نشانهای نمیبینیم که این رابطه راهبردی دستخوش تغییر معنادار شده باشد.
به گفته افشاری، شهباز شریف قصد دارد در این سفر قراردادهای جدیدی به ارزش حدود پنج میلیارد دلار امضا کند. او یادآور شد که چین همچنان بزرگترین شریک تجاری پاکستان است و صادراتش به این کشور در دو سال گذشته حدود ده درصد افزایش یافته و به بیش از بیست میلیارد دلار رسیده است.
افشاری توضیح داد که سرمایهگذاریهای چین در پاکستان موقتی نیست و با نگاهی بلندمدت انجام شده. هرچند وضعیت بدهی و مشکلات اقتصادی پاکستان نگرانیهایی ایجاد کرده، اما چینیها هرگز به دلیل تأخیر در پرداختها، وثیقهای را تصاحب نکرده یا وامها را متوقف نکردهاند؛ بلکه معمولاً آنها را تمدید کرده و حتی تسهیلات جدیدی ارائه دادهاند:
چینیها به منافع بلندمدت و استراتژیک خود توجه دارند. رقابت ژئوپلیتیک و امنیتی با آمریکا، آسیبپذیری چین در حوزه انرژی و مواد معدنی، تنشهای خاورمیانه و نیاز به مسیرهای امن انرژی، همگی باعث شده پاکستان برای پکن اهمیت بیشتری پیدا کند. علاوه بر این، پاکستان مواد کشاورزی و نساجی به چین صادر میکند که برای طرف چینی ارزشمند است.
افشاری در ادامه یادآوری کرد:
رقابت چین با هند نیز یکی دیگر از عوامل تقویت این رابطه استراتژیک است. بنابراین حتی اگر وضعیت اقتصادی پاکستان چالشبرانگیز باشد، انتظار میرود چینیها نه تنها خواهان ادامه همکاری باشند، بلکه پیشنهادهایی برای بهبود مدیریت و اصلاحات نیز ارائه دهند.
افشاری افزود چینیها در چارچوب ابتکار کمربند و جاده و بهویژه پروژه CPEC به دنبال گسترش روابط فیمابیناند:
هرچند پروژهها با مشکلاتی مواجه شده، اما این مشکلات صرفاً مربوط به پاکستان نیست. رابطه استراتژیک و قدیمی دو کشور همچنان در حال گسترش است.
به گفته افشاری، چینیها از میانجیگری پاکستان در کاهش تنشهای خاورمیانه استقبال میکنند و همزمان خود نیز تلاش میکنند بین پاکستان و افغانستان میانجیگری کنند تا مسیرهای ارتباطی جدیدی ایجاد شود.
افشاری گفت که در این سفر، پکن قطعاً از نقش پاکستان در آرام کردن تنشهای ایران و آمریکا و ایجاد ثبات در خلیج فارس حمایت خواهد کرد، هرچند ترجیح میدهد خود مستقیماً میانجی نشود و در پشت صحنه از توافقات پشتیبانی کند.
سفر شهباز شریف به چین؛ فرصت یا تهدید برای ایران؟
علی افشاری در ادامه مصاحبه زمانه با او گفت چین به دنبال گسترش و بهبود روابط با پاکستان و تقویت نقش این کشور در خاورمیانه به عنوان یک میانجی منطقهای است و همچنین قصد دارد موقعیت پاکستان را در ترانزیت کالا و انرژی در سطح جهانی تقویت کند. به گفته او، این تحولات برای ایران هم فرصت ایجاد کرده و هم تهدید و در مجموع رابطه بسیار پیچیدهای را شکل داده است:
باید در نظر بگیریم که همیشه رابطه ایران و پاکستان در دوران تاریخ معاصر خوب بوده، یعنی مبتنی بر معادلات راهبردی و پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی است. این باعث شده مستقل از اینکه حکومت پهلوی باشد یا جمهوری اسلامی، ما رابطهای تقریباً آرام با پاکستان داشته باشیم. البته این رابطه خیلی رابطه راهبردی قوی هم نبوده، ولی به هر صورت رابطهای بوده که تا کنون دو کشور از آن استفاده کردهاند و اشتراکات منافع بالایی دارند، هرچند در حوزههایی هم رقابت وجود دارد.
افشاری افزود که هرچه نقش پاکستان در خاورمیانه پررنگتر شود، این امر با منافع ایران تعارض پیدا میکند، زیرا پاکستان کشور اسلامی سنی است و روابط نزدیکتری با عربستان سعودی - رقیب اصلی ایران در خلیج فارس و خاورمیانه - و ترکیه دارد. این وضعیت تا حدی ایران را به دوران صفویه و رقابتهای تاریخی با عثمانیها و گورکانیان هند بازمیگرداند. به اعتقاد او، پاکستان در واقع بخش کوچکی از هند آن دوره محسوب میشود؛ بنابراین از منظر راهبردی، این موضوع برای ایران کاملاً خوشایند نیست و نیازمند ایجاد تعادل است.
با این حال، افشاری یادآوری کرد که اگر رابطه پاکستان با ایران بهبود یابد، برعکس میتواند به عنوان یک لنگر تعادلبخش عمل کند و به ایجاد شرایط باثبات و پایدار در حوزه اقتصادی و ژئواکونومیک کمک کند:
الان پاکستان به دنبال این است که بندر گوادر را که خیلی نزدیک به بندر چابهار ماست و شباهتهای زیادی دارد، به هاب انرژی و کالا تبدیل کند، بهخصوص با مشکلاتی که در تنگه هرمز ایجاد شده، به عنوان یک مسیر جایگزین عمل کند.
به گفته افشاری گسترش روابط دفاعی و نظامی عربستان سعودی و پاکستان و تلاش برای ایجاد مسیرهای ارتباطی بین چین، پاکستان و افغانستان به سوی آسیای میانه بدون حضور ایران، جای خوشبینی برای ایران ندارد و انتظار نمیرود جمهوری اسلامی از این روند استقبال کند. با وجود این، اگر ابتکاراتی برای ایجاد منافع مشترک و حتی بازار مشترک انجام شود، حتی رقابت بین بندر گوادر و چابهار لزوماً به تقابل تمامعیار منجر نخواهد شد.
آیا میانجیگری پاکستان میتواند به نفع ایران تمام شود
افشاری گفت بهبود روابط پاکستان با آمریکا از سال ۲۰۱۸ به بعد برای چینیها خوشایند نیست و آنها تمایل ندارند پاکستانیها بیش از حد به سمت آمریکاییها گرایش پیدا کنند یا تحت تأثیر قرار بگیرند. با این حال، اگر این مسئله را کنار بگذاریم، در حوزه اقتصادی وضعیت به این شکل است که ادامه انزوای ایران در دنیا قطعاً به ضرر ایران خواهد بود.
او بیان کرد که اگر از میانجیگری پاکستان استفاده شود و پاکستانیها بتوانند همزمان روابط خوبی با ایران، عربستان و ترکیه داشته باشند، تعادل میان چین و آمریکا را حفظ کنند و به کاهش اختلافات بین ایران و آمریکا کمک نمایند، نه تنها جایگاه خودشان در آمریکا تقویت میشود، بلکه اشتراک منافع با ایران نیز ایجاد خواهد شد.
افشاری در پایان خاطرنشان کرد:
رقابت هم هست. در هر صورت پاکستان در حوزه ترانزیت انرژی و حوزه اقتصادی برای ما رقیب است، حتی در حوزه مسائل ایدئولوژیک هم رقابت وجود دارد. ولی در عین حال نقاط اشتراک هم هست و میشود این رقابت را مدیریت کرد که تبدیل به خصومت، دشمنی یا تهدید نشود.
او همچنین گفت که گسترش همکاریهای اطلاعاتی و نظامی بین چین و پاکستان را برای ایران مشکلساز نمیداند و حتی معتقد است که این همکاری در شرایط تحریمهای تسلیحاتی غربی علیه ایران، میتواند تا حدی راهگشا باشد.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.











نظرها
نظری وجود ندارد.