نفت در هورالعظیم؛ توسعهای فراتر از آستانه تحمل تالاب
تالاب هورالعظیم، یکی از مهمترین تالابهای ایران در خوزستان، سالهاست با کمآبی، خشکسالی و گسترش فعالیتهای نفتی دستوپنجه نرم میکند. اکنون صدور مجوز توسعه میدان نفتی «سهراب» نگرانی تازهای ایجاد کرده است؛ زیرا این پروژه قرار است در حوضچه شماره یک هورالعظیم اجرا شود، بخشی که هنوز آب، نیزار و حیات جانوری خود را تا حد زیادی حفظ کرده و بخش مهمی از آب رود کرخه نیز از همین مسیر وارد تالاب میشود. بر اساس طرح موجود، قرار است در این محدوده سکوها و چاههای نفتی جدید ساخته شود و برای دسترسی به آنها خاکریزی، جادهسازی و خطوط انتقال احداث شود.

تالاب هورالعظیم، یکی از مهمترین تالابهای ایران در خوزستان، سالهاست با کمآبی، خشکسالی و گسترش فعالیتهای نفتی دستوپنجه نرم میکند. اکنون صدور مجوز توسعه میدان نفتی «سهراب» نگرانی تازهای ایجاد کرده است؛ زیرا این پروژه قرار است در حوضچه شماره یک هورالعظیم اجرا شود، بخشی که هنوز آب، نیزار و حیات جانوری خود را تا حد زیادی حفظ کرده و بخش مهمی از آب رود کرخه نیز از همین مسیر وارد تالاب میشود. بر اساس طرح موجود، قرار است در این محدوده سکوها و چاههای نفتی جدید ساخته شود و برای دسترسی به آنها خاکریزی، جادهسازی و خطوط انتقال احداث شود.
منتقدان هشدار میدهند که این مداخلات ممکن است آخرین بخش نسبتاً سالم هورالعظیم را نیز با سرنوشتی شبیه بخشهای جنوبی تالاب روبهرو کند؛ بخشهایی که در آنها گسترش تأسیسات نفتی، در کنار عوامل دیگر، با خشک شدن و شور شدن زمین و شکلگیری کانونهای گردوغبار همراه بوده است. نگرانی دیگر، خطر نشت آب بسیار شور و آلایندههای نفتی به تالاب است. پرسش اصلی این است که توسعه میدان سهراب دقیقاً چه پیامدهایی برای هورالعظیم و زندگی مردم خوزستان خواهد داشت و آیا میتوان میان استخراج نفت و حفاظت از این اکوسیستم شکننده تعادلی برقرار کرد؟ در اینباره با دکتر منصور سهرابی، پژوهشگر و کارشناس محیط زیست، گفتوگو میکنیم.
توسعه میدان سهراب آخرین بخشهای نسبتاً زنده تالاب را تحت فشار قرار میدهد
منصور سهرابی در آغاز گفتوگو با زمانه توضیح میدهد که میدان سهراب بخشی از مجموعه توسعه نفتی دشت آبادان در مرز ایران و عراق است که شرکت ملی نفت، از طریق شرکت مهندسی و توسعه نفت و با مشارکت دانا انرژی، توسعه آن را دنبال میکند. ذخیره این میدان حدود دو میلیارد بشکه برآورد شده و هدف اولیه، برداشت روزانه حدود ۶۰ هزار بشکه نفت بوده است.
به گفته سهرابی، محل اجرای طرح در حوضه شماره یک هورالعظیم قرار دارد؛ پهنهای که هنوز آب، نیزار و مسیر ورودی آب کرخه را حفظ کرده و میتوان آن را از آخرین بخشهای نسبتاً زنده تالاب دانست. طرح اولیه شامل حفر ۲۳ چاه در محدودهای حدود ۳۰ هکتار بود، اما در پی اعتراضها، شمار چاهها به هشت حلقه و محدوده اجرای طرح به ۱۸ هکتار کاهش یافت. سهرابی با اشاره به عملیات و ساختوسازهای انجامشده در این محدوده توضیح میدهد:
در مسیر اجرا ساختوساز و عملیاتی انجام شده که بخشهایی از تالاب را کمعمق کرده و تبخیر را افزایش داده است. در جاهایی که جریان را بستهاند، حالت دایک ایجاد شده؛ مانند سدهای کوچکی در داخل تالاب. همین امر باعث راکد ماندن آب میشود و در گرمای تابستان تبخیر شدید و افزایش شوری را در پی دارد. دفع آب همراه با استخراج نفت نیز میتواند این مسئله را تشدید کند.
با این حال، به گفته سهرابی، تاکنون ارزیابی یا مدلسازی مستقل و مشخصی که بهطور اختصاصی اثرات میدان سهراب را بررسی کرده باشد، در دسترس نیست.
آنچه در دسترس است را میتوان در دو دسته جای داد: نخست، ارزیابیهای رسمی سازمان حفاظت محیط زیست که عمدتاً در قالب اقدامات کاهنده است و متن آن هرگز منتشر نشده است. دوم، پژوهشهای آکادمیک مستقل که در مقیاسی بزرگتر کار کردهاند و مقالات متعددی نیز در این زمینه منتشر شده است. در حقیقت، تحلیلی که فقط همین بخش را جداگانه بسنجد در اختیار نداریم تا بتوان بر اساس آن نظر دقیقی داد.
هورالعظیم پیش از صدور مجوزهای جدید به ارزیابی جامع اثرات تجمعی نیاز دارد
منصور سهرابی معتقد است یکی از مشکلات اساسی در ارزیابی پیامدهای توسعه نفتی در هورالعظیم، پروژهمحور بودن ارزیابیهای محیط زیستی در ایران است و اثرات همزمان چند پروژه مانند یاران، آزادگان و سهراب را در نظر نمیگیرند.
سهرابی تأکید میکند که پیش از صدور مجوزهای جدید برای پروژههای نفتی در هورالعظیم، باید ارزیابی جامعی از اثرات تجمعی این پروژهها انجام شود. به گفته او، رژیم بینالمللی حاکم بر حفاظت از تالابها نیز بر چنین رویکردی تأکید دارد و در کنوانسیون رامسر و مطالعات مرتبط با آن، توجه به مجموعه فشارهای واردشده بر اکوسیستم تالابی از اصولی است که باید رعایت شود. با این حال، سهرابی میگوید:
در هورالعظیم هیچ نشانهای از تلاش رسمی برای مدلسازی یا ارزیابی تجمعی در سطح تالاب وجود ندارد؛ یا دستکم من با آن برخورد نکردهام.
به اعتقاد او، ارزیابی جامع مورد نیاز باید دستکم چهار مؤلفه اساسی داشته باشد.
نخست باید بیلان آبی دقیقی تهیه شود که آب ورودی از کرخه را بهعنوان منبعی محدود و مشترک در نظر بگیرد و سهم تالاب، کشاورزی و عملیات نفتی را مشخص کند؛ ارزیابیای که نباید صرفاً به میدان سهراب محدود بماند. در گام دوم، باید سامانهای برای ثبت تجمعی مساحتهای اشغالشده و خاکریزیهای انجامشده از سوی همه میدانهای نفتی ایجاد شود تا محل و ابعاد این مداخلات بهطور مستمر قابل پیگیری باشد.
سهرابی سنجش بیلان شوری، پساب و اثر تجمعی دفع آب را سومین مؤلفه ضروری این ارزیابی میداند. چهارمین و مهمترین مؤلفه، به گفته او، تعیین یک آستانه اکولوژیک مشخص برای تالاب است؛ معیاری که بر اساس آن بتوان درباره صدور مجوز برای پروژهها تصمیم گرفت و مشخص کرد یک پروژه امکان اجرا دارد یا باید متوقف شود. او یادآوری میکند:
همهٔ اینها مستلزم همکاری وزارت نفت، سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت نیرو است و نیازمند اراده برای انجام چنین کاری.
تجربه جنوب هورالعظیم از خطر تکرار الگوی تخریب در میدان سهراب حکایت دارد
منصور سهرابی تجربه توسعه نفتی در بخش جنوبی هورالعظیم را نمونهای هشداردهنده برای آنچه ممکن است در محدوده میدان سهراب رخ دهد، میداند. به گفته او، شمار چاههای نفتی در محدوده مورد اشاره از ۱۲ حلقه به بیش از ۷۰۰ حلقه افزایش یافته و کارشناسان مختلف نیز به پیامدهای این گسترش و مشکلات ناشی از آن اشاره کردهاند.
اگر به خاطر داشته باشید، در فوریهٔ ۲۰۱۴ وزیر نفت وقت گفت ما هستیم که تالاب را خشک کردیم؛ یعنی به تخریبهایی که از سوی دولت یا حاکمیت صورت گرفته اعتراف کردند. نتیجه مشخص است: خشک شدن نیزار، شور شدن خاک و تشکیل کانونهای گردوغبار در جنوب تالاب. این دقیقاً همان سرنوشتی است که بسیاری نگران تکرار آن در طرح سهراب هستند؛ موضوعی که کمتر به آن توجه شده است.
خشک شدن هورالعظیم بر سلامت، آب و معیشت مردم خوزستان فشار میآورد
منصور سهرابی در ادامه گفتوگو با زمانه میگوید پیامدهای توسعه نفتی و تخریب هورالعظیم را باید در چند سطح، از سلامت عمومی و اقتصاد گرفته تا کیفیت آب و معیشت جوامع محلی، بررسی کرد. به گفته او، پژوهشهای متعددی نشان دادهاند که ریزگردها و مشکلات تنفسی ناشی از آنها باعث مراجعه شمار زیادی از مردم به بیمارستانها و مراکز درمانی شده و هزینههای درمانی قابلتوجهی به همراه داشته است. این پیامدها به حوزه اشتغال نیز گسترش مییابد، زیرا بیماری و مشکلات جسمی میتواند توانایی افراد برای کار کردن و ساعات کاری آنها را کاهش دهد و در مجموع خسارت اقتصادی ایجاد کند.
سهرابی با این حال درباره وجود رابطهای مستقیم و مطلق میان تخریب هورالعظیم و افزایش ریزگردها با احتیاط سخن میگوید:
اما دربارهٔ رابطهٔ مستقیم میان تخریب هورالعظیم و افزایش کانونهای گردوغبار باید گفت نمیتوان بهصورت مطلق گفت که حتماً رابطهٔ مستقیمی وجود دارد و لزوماً به همان ختم میشود. با این حال، خشک شدن تالابها میتواند کانون و منبعی جدی ایجاد کند که خود تحت تأثیر عوامل اقلیمی و جوی قرار میگیرد و در آن شرایط مشکلاتی پدید میآورد.
او در این زمینه به سدسازی در حوضه کرخه نیز اشاره میکند. به گفته سهرابی، احداث سدهای متعدد، از جمله سد کرخه، باعث کوچکتر شدن دشت سیلابی منتهی به تالاب شده است؛ کاهشی که در برخی برآوردها تا حدود ۵۰ درصد عنوان شده است. او معتقد است این روند در کنار عوامل دیگر میتواند در افزایش روزهای گردوغبار در خوزستان مؤثر باشد، هرچند نمیتوان تأثیر آن را مستقل از سایر عوامل اقلیمی و محیط زیستی سنجید.
سهرابی کاهش کیفیت آب را یکی دیگر از پیامدهای وضعیت کنونی هورالعظیم میداند:
با وضعیتی که در هورالعظیم ایجاد شده، گاهی ماهیهای مرده و گاومیشهای گرسنه دیده میشود و اعتراض مردم نیز وجود دارد. همهٔ اینها ناشی از همان وضعیت است؛ حقابهٔ هورالعظیم پشت سدها به گروگان گرفته شده است. واحدهای پتروشیمی و پالایشگاهها هم اثر دارند.
کشاورزی پاییندست نیز، به گفته سهرابی، از کاهش کیفیت و افزایش شوری آب آسیب میبیند. آبی که با کیفیت پایینتر و شوری بیشتر به کشاورزان میرسد، مشکلات تولید را افزایش میدهد و در نهایت مستقیماً بر معیشت جوامع محلی اثر میگذارد.
سهرابی معتقد است تضعیف منابع معیشتی، شماری از ساکنان منطقه را به ترک روستاها و مهاجرت وادار کرده و از این منظر میتوان از شکلگیری مهاجرت محیط زیستی و اقلیمی سخن گفت. او در جمعبندی تأکید میکند:
در هر صورت مسئله بسیار مهم است و ابعاد مختلفی دارد و باید با دقت و نگاه علمی با آن برخورد کرد؛ نگاهی که متأسفانه در حال حاضر در جمهوری اسلامی حاکم نیست.







نظرها
نظری وجود ندارد.