Share

سال ۲۰۱۸ هم برای سوریه، سال صلح نخواهد بود، اما می‌تواند آخرین سال جنگی طولانی و مرگبار باشد. آنچه مشخص است، اسد و متحدانش جنگ را برده‌اند. غرب نیز از آنجایی که فکر می‌کند اردوگاه اسد ابزارها و وسائل لازم برای بازسازی سوریه را ندارد، بر آن است که از بازسازی همچون اهرمی برای تغییرات سیاسی استفاده کند. کشورهای غربی اما همان‌طور که در مورد جنگ نظامی در سوریه اشتباه کردند، در این مورد نیز برخطا هسند. و این طور به نظر می‌رسد که رژیم سوریه با کمک‌های ایران و روسیه، می‌تواند به لحاظ اقتصادی دوباره روی پای خویش بایستد.

بیمارستانی ویران در استان ادلب، سپتامبر۲۰۱۷

در سطح نظامی، سال ۲۰۱۸ به طور پیشینی سال هجوم به استان ادلب خواهد بود. قبل از آن، اما ارتش سوریه باید بتواند کار آخرین پایگاه‌های شورشی در اطراف دمشق و الرستن را یکسره کند. بازپس‌گیری حومه دمشق اما کار آسانی نخواهد بود و همچون نقاط دیگر، به ناگزیر و در نهایت، با مذاکره و انتقال شورشیان به ادلب، صورت خواهد پذیرفت. استان درعا نیز، علی‌رغم تفاهنامه «تنش‌زدایی» میان آمریکا و روسیه، از جنگ در امان نخواهد ماند. ارتش سوریه درصدد است مسیر بزرگراه به سمت اردن و ایستگاه مرزی نصیب را بازگشایی کند، و این جز با تصرف بخش شرقی این ایالت، در حد فاصل جاده درعا-دمشق و جبل الدروز، ممکن نخواهد بود. وضعیت در بخش غربی استان، میان جاده دمشق-درعا و جولان، کم و بیش آرام و بدون تغییر است. دلیل آن، توافق آمریکا و روسیه، و تضمین پوتین است که حزب‌الله و نیروهای ایرانی، از ۴۰ کیلومتری خط آتش‌بس ۱۹۷۳، بیشتر به اسرائیل نزدیک نخواهند شد. پوتین بر سر این توافق خواهد ماند، چرا که بعدتر به او این امکان را می‌دهد که نقش میانجی اعراب و اسرائیل را بازی کند، امری که برای روسیه اهمیت و ارزش دیپلماتیک زیادی دارد.

روسیه و مسأله اقوام

مسأله کرد از مسائل مهم پیش روی آمریکا است. آیا ارتش سوریه با نیروهای دموکراتیک سوریه که امروز نزدیک به ۳۰ درصد این کشور را اشغال کرده، وارد رویارویی نظامی خواهد شد؟ همه چیز وابسته به اراده آمریکا است که بخواهد در شمال-شرقی کشور باقی بماند و با پرداخت چه هزینه‌ای از نظر نظامی، اقتصادی، و دیپلماتیکی (به ویژه با توجه به حساسیت ترکیه به این موضوع).

این احتمال وجود دارد که آمریکا کردهای سوریه را یکباره به حال خود وابگذارد. بی‌شک، این آمادگی نزد کردها وجود دارد که در ازای خودگردانی کانتون‌های کرد عفرین، کوبانی و جزیره، سرزمین‌های عربی را که از داعش گرفته‌اند، به دولت سوریه پس بدهند. علی‌رغم آنکه نمایندگان روژاوا به هیچ کفنراس صلحی دعوت نشده‌اند، سرنوشت آنها موضوع اصلی مذاکرات دیپلماتیک است.

در سطح دیپلماتیک، کنگره «مردم سوریه»، که در اواخر ژانویه در سوچی برگزار خواهد شد، به حل منازعات سوریه، در کادری بیرون مذاکرات ژنو، نزدیک شده است. در حالی‌ که مخالفان سوریه و حامیان آنها هرگز مستقیماً به مسأله قومیت‌ها نپرداخته‌اند، روسیه این مسأله را در دستور کار قرار داده: «ملت سوریه» چاره‌ای جز به رسمیت شناختن اجتماعات قومی و مذهبی‌اش ندارد؛ این چیزی نیست که دمشق، با توجه به عقاید صلب حاکمان سوریه، بدان راغب باشد. بازنویسی قانون اساسی سوریه در جهت بازشناسی سیاسی هویت‌های اجتماعی مختلف، می‌تواند یکی از موضوعات مورد بحث کنگره سوچی، و برون رفتی برای گذر از بحران سیاسی کنونی باشد.

غربی‌ها چندان توجهی به این فرآیند سیاسی ندارند، و تنها روی اهرم اقتصادی برای تأثیرگذاری بر آینده سوریه حساب می‌کنند. بانک جهانی هزینه بازسازی را ۲۵۰ میلیارد دلار برآورد کرده است؛ در برآوردهای دیگر، از ۴۰۰ میلیارد، و حتی ۶۰۰ میلیارد، نیز سخن گفته‌ شده است. نه دمشق و نه متحدانش قادر به تخصیص چنین بودجه‌ای نیستند؛ برای بازسازی در سطح حداقلی، اما این امیدواری در دمشق وجود دارد که با چند ده میلیارد، سوریه بتواند روی پای خودش بایستد.

به نظر می‌رسد تجار و سرمایه‌داران ساکن خارج از سوریه، حاضر به سرمایه‌گذاری در بخش مسکن هستند، اما بازسازی بخش تولید و کارخانه‌ها بسیار دشوارتر است، چرا که مخاطرات سرمایه‌گذاری بلندمدت بسیار بالا است. علاوه بر آن، سطح فساد عامل بازدارنده مهمی برای بازسازی زیرساخت‌های تولیدی پیش از جنگ است. از این بابت، مخاطره رکود اقتصادی طولانی‌مدت وجود دارد، به ویژه اگر کشورهای غربی تحریم‌ها را ادامه دهند و به سوریه کمک نکنند.

سوریه‌ای «توخالی»

نظر به فقدان رشد اقتصادی محسوس، اکثریت پناهندگان سوری در کشورهای میزبانش باقی خواهند ماند، و البته موج مهاجرت ادامه خواهد یافت. چنین چشم‌اندازی البته برای اسد نگران‌کننده نیست؛ از هم اکنون، او به این نتیجه رسیده که جمعیت سوریه در سال ۲۰۱۱، با توجه به توانایی‌ها و امکانات اقتصادی کشور، بیش از اندازه بوده، و همین از دلایل خیزش مردم بوده است. تا امروز چیزی در حدود هفت میلیون (بنا به آمار کمیساری عالی پناهندگان، شش میلیون و سیصد هزار) پناهنده سوری وجود دارد، و با ادامه روند و ریتم کنونی خروج، تا سه سال آینده، چیزی در حدود ده میلیون نفر دیگر —که عمدتاً سنی‌های فقیر هستند— کشور را ترک خواهند کرد. و این یعنی، یک سوریه «توخالی» شده.

آوارگان و پناهندگان سوریه اکثراً اعراب سنی فقیر هستند

این خلأ را احتمالاً ایران پر خواهد کرد که درصدد ایجاد گذرگاهی تا جنوب لبنان است. نتیجه ادغام اقتصادی سوریه، عراق و ایران خواهد بود، که به این فهرست می‌توان لبنان را نیز اضافه کرد. برای سوریه اسد، که رابطه‌اش با کشورهای حاشیه خلیج فارس قطع شده، و اروپا نیز بایکوتش کرده است، راه‌حل روی گرداندن به سمت بازار کشورهای همسایه خواهد بود. در این سناریو، عراق احتمالاً اولین مشتری تولیدان کشاورزی و صنعتی خواهد بود. اگر خط لوله نفت اسلامی-شیعی ساخته شود، سوریه می‌تواند از صادرات نفتی و گازی ایران و عراق بهره‌مند شود. بنادر سوریه به همین ترتیب، دروازه‌های حوزه اقتصادی خواهند بود که تا تهران گسترده است. می‌ماند مسأله منابع هیدوکربن دریایی، که استخراج آنها سال‌ها طول خواهد کشد، و احتمالاً درآمد آن صرف پرداخت بدهی‌های انباشه به روسیه و ایران خواهد شد.

مردم سوریه به شرایط سخت زندگی عادت کرده‌اند و حکومت سوریه منابع لازم برای بقای خود را دارد. پیش از آغاز جنگ سوریه، اسد جاه‌طلبی‌های اقتصادی بزرگی داشت، اما تغییر پاردایم کشور را به لحاظ اقتصادی متزلزل کرد و حتی نزدیک بود به سرنگونی او بیانجامد. از این به بعد، تصمیمات اقتصادی دمشق برحسب ملاحظات سیاسی صورت خواهد گرفت، حتی اگر این امر باعث کندی رشد اقتصادی شود. پس از این جنگ طولانی و مرگبار، این طور به نظر می‌رسد که ناراضیان، دستکم برای یک نسل، تبعید را به اعتراض ترجیح بدهند.

آنچه مشخص است، رژیم اسد توانسته از جنگ جان سالم به در ببرد؛ اکنون همه بازیگران بین‌المللی این مسأله را پذیرفته‌اند، نه متحدان اسد حاضر به قبول خروج اسد از قدرت‌اند، و نه مخالفان بین‌الملی او بدیل دیگری برای عرضه دارند. این رژیم اما همان رژیم پیش از آغاز درگیری‌ها نیست؛ در عمل، نوعی تمرکززدایی به نفع مناطق پیرامونی صورت پذیرفته است؛ و اسد ناگزیر است به رهبران قبایل و کردها جایی در آینده سوریه اختصاص دهد.

منبع: l’Orient-le-Jour


در همین زمینه

Share