جنگ حجاب: کارزار تندروها برای تحمیل خط قرمز به دولت پزشکیان
حسین نوشآذر ـ درحالی که دولت مسعود پزشکیان با احتیاط تلاش میکند از بازگشت به روشهای قهری گشت ارشاد اجتناب کند، انتشار یک فایل صوتی منتسب به قرارگاه جهاد تبیین و سپس استناد به «پاراف تاریخی رهبری»، به موجی از فراخوانهای راهپیمایی اصولگرایان و بسیج خیابانی منجر شده؛ بخشی از یک عملیات سیاسی ـ رسانهای هماهنگ برای فشار حداکثری بر کابینه «وفاق» و عقبراندن آن از رویکرد فرهنگی در موضوع حجاب و همزمان آمادهسازی زمین بازی برای انتخابات مجلس آینده در ۱۴۰۶.

بازگشت به «شیوههای منسوخ»: طرح جدید ۸۰ هزار نیروی حجاب در پی چه هدفی است؟ عکس: فروردین ۱۴۰۴ در میدان تجریش تهران
در روزهای اخیر، یک فایل صوتی ۱۱ دقیقهای توسط فردی به نام عظیم ابراهیمپور، مسئول «قرارگاه جهاد تبیین»، بهطور گسترده در فضای مجازی منتشر شد که در آن مدعی ارائه جزئیات یک گزارش محرمانه وزارت اطلاعات به رهبر جمهوری اسلامی درباره وضعیت حجاب و «ناهنجاریهای اجتماعی» است. گوینده در این فایل ادعا کرد که در این گزارش به وخامت اوضاع حجاب اشاره شده و خامنهای هم دستوراتی قاطع صادر کرده است، همچنین مدعی شد سه عضو کابینه دولت مسعود پزشکیان (از جمله الیاس حضرتی، زهرا بهروزآذر و علی ربیعی) با دستورات رئیسجمهور برای برخورد جدی با بدحجابی مخالفت کردهاند و این موضوع باعث تنش در هیئت دولت شده است؛ این ادعاها بلافاصله با واکنش تند اصولگرایان، انتشار پوسترهای فراخوان راهپیمایی در حمایت از حجاب و تکذیب دولت همراه شد.
صبح ۴ آذر ۱۴۰۴، حسین رفیعی، معاون تبلیغ حوزههای علمیه، در همایش جامعهالزهرا با استناد به گزارش محرمانه وزارت اطلاعات، از «پاراف تاریخی» رهبر پس از پایان جنگ ایران و عراق خبر داد و سه دستور قاطع او (برخورد اطلاعاتی، مقابله فرهنگی و گفتوگوی اقناعی) را نقل کرد؛ ساعتی بعد، کانالهای اصولگرا با انتشار پوستری حاوی نقلقول «جریانات فرهنگی و مساجد پای کار بیایند» و شعار «حجاب؛ خط قرمز امت»، فراخوان راهپیمایی سراسری در حمایت از حجاب و عفاف را صادر کردند که بهسرعت به موج گسترده دعوت به تجمعهای خیابانی تبدیل شد.
در ادامه، الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت مسعود پزشکیان، در واکنش رسمی به فایل صوتی و سخنان حسین رفیعی، تأیید کرد که گزارش محرمانه وزارت اطلاعات درباره «ناهنجاریهای اجتماعی» از جمله حجاب به رهبری ارائه شده و ابلاغیهای از سوی او به دولت رسیده است، اما تأکید کرد که ادعاهای مطرحشده در فایل صوتی درباره مخالفت سه عضو کابینه (خودش، زهرا بهروزآذر و علی ربیعی) با دستورات رئیسجمهور «صحت ندارد» و محتوای فایل بر اساس شنیدههای نادقیق، نارس و ناقص است؛ حضرتی افزود که گزارش وزارت اطلاعات به بیش از ۲۳ مسئله اجتماعی مانند اوباشگری و شرب خمر اشاره دارد و حجاب تنها یکی از آنهاست، و دولت بهجای بازگشت به روشهای شکستخوردهای چون گشت ارشاد یا حجاببان، به دنبال رویکردهای نوین و فرهنگی است، که این امر با تشکیل کمیته ویژهای در دولت برای بررسی ابعاد موضوع، پیگیری میشود.
عملیات هماهنگ تندروها: حجاب به مثابه اهرم فشار بر دولت و بازسازی پایگاه اجتماعی تندروها
انتشار فایل صوتی «قرارگاه جهاد تبیین» و سپس سخنان حسین رفیعی در ۴ آذر ۱۴۰۴، به وضوح بخشی از یک عملیات هماهنگ سیاسی-رسانهای از سوی جریان تندروی اصولگرا و حلقههای نزدیک به نهادهای امنیتی-تبلیغی است که دو هدف اصلی را دنبال میکند: در وهله نخست، ایجاد فشار حداکثری بر دولت مسعود پزشکیان برای عقبنشینی از رویکرد ملایم و فرهنگی در موضوع حجاب و بازگشت به سیاستهای سختگیرانه پیشین و سپس بسیج دوباره پایگاه اجتماعی اصولگرایان و نیروهای ارزشی در آستانه انتخابات مجلس آینده و همزمان با کاهش محسوس اقبال عمومی به شعارهای ایدئولوژیک.
در نگاه اول حدود دو سال فاصله تا انتخابات مجلس میتواند «زود» به نظر برسد. اما اگر با دقت بیشتری به نقشه راه سیاسی جریانهای تندرو نگاه کنیم، این اقدام را آغاز مرحله جدیدی از مانورهای تاکتیکی برای تعیین شرایط بازی سیاسی در دو سال آینده باید دید. آنها میخواهند از هماکنون، میدان را تعریف کنند، جامعه مدنی را در موضع دفاعی قرار دهند، و خود را برای یک نبرد انتخاباتی که ممکن است ماهیت آن کاملاً ایدئولوژیک باشد، آماده کنند. در این استراتژی، زود بودن به لحاظ تقویمی مفهوم ندارد؛ به موقع بودن مطرح است.
در این میان باید توجه داشت که بحث حجاب از یک مسئله اجتماعی صرف فراتر رفته و به نماد تعیین حدود قدرت بین قوای مختلف تبدیل شده است. جریانهای تندرو با پیشدستی در ایجاد بحران حجاب، در پی تعیین «خط قرمز» برای دولت هستند. هدف این است که هرگونه گشایش در عرصه بینالملل، با نشان دادن دست و پابستگی فرهنگی و اجتماعی در عرصه داخلی متوازن شود. این استراتژی تعادل تلافیجویانه میتواند به جریانهای اصولگرا این امکان را بدهد که همزمان با هر پیشرفت دیپلماتیک، بر روایت مقاومت در برابر نفوذ فرهنگی غرب تأکید کنند.
در شرایط ورشکستگی تام و تمام گفتمان ایدئولوژیک، حجاب به یکی از معدود محورهای باقیمانده برای بسیج پایگاه سنتی تبدیل شده است. ایجاد بحران پیرامون حجاب میتواند با انحراف توجه از مسائل اقتصادی و معیشتی، زمینه را برای بازسازی پایگاه اجتماعی جریانهای تندرو فراهم کند.
استفاده سریع از نقلقولهای منتسب به «پاراف رهبری» و تبدیل آن به پوسترهای فراخوان راهپیمایی نشاندهنده آمادگی قبلی این جریان برای بهکارگیری موضوع حجاب به عنوان اهرم فشار خیابانی و رسانهای است. در مقابل، واکنشهای محتاطانه و با تأخیر دولت (تأیید اصل گزارش و ابلاغیه، اما تکذیب اختلاف کابینه و تأکید بر روشهای غیرامنیتی) حاکی از تلاش کابینه پزشکیان برای مدیریت بحران بدون ورود به تقابل مستقیم با رهبری یا نهادهای امنیتی است؛ تشکیل کمیته ویژه و تکرار عبارت «روشهای شکستخورده گذشته» نیز پیام روشنی به جامعه مدنی و زنان است که دولت قصد بازگشت به مدل گشت ارشاد را ندارد.
سند محرمانه، روایتهای متضاد؛ دولت در تله ابهام و فشار خیابانی
ابهامات متعددی این ماجرا را احاطه کرده. برای مثال هیچکس به طور عمومی تأیید نکرده که محتوای دقیق گزارش محرمانه وزارت اطلاعات چه بوده است. آیا این گزارش صرفاً به «وضعیت حجاب» پرداخته یا همانطور که الیاس حضرتی ادعا کرد، به ۲۳ مسئله اجتماعی مختلف از جمله اعتیاد و خانههای فساد و خودسوزی و مانند آن اشاره داشته و حجاب تنها یکی از موارد بوده است؟ همچنین، صحت و اعتبار منبع اولیهای که این اطلاعات از آن نشت کرده، کاملاً نامشخص است.
اگرچه مقامات دولتی دریافت یک ابلاغیه را تأیید کردهاند، اما ماهیت دقیق، دامنه و جزییات دستورات منسوب به رهبری (یا پاراف) در هالهای از ابهام قرار دارد. همچنین، تناقض بین ادعای فایل صوتی درباره اختلاف در کابینه و تکذیب قاطع مقامات دولتی، این پرسش کلیدی را ایجاد میکند که آیا دولت در اجرای دستورات با چالش داخلی مواجه است یا خیر.
این ابهامات فضایی را ایجاد کرده که در آن، بازی سیاسی عمدتاً حول روایتهای مختلف از یک سند و دستور محرمانه در حال شکلگیری است، در حالی که حقیقت اصلی برای عموم ناشناخته باقی مانده است.
صرفنظر از ابهامات یاد شده، پیامدهای احتمالی این ماجرا را میتوان در چند محور برشمرد: نخست، تشدید فضای اجتماعی و قطبیتر شدن جامعه پیرامون مسئله حجاب که میتواند به تنشهای خیابانی و اعتراضات متقابل بین دو جریان اجتماعی بینجامد. افزون بر این، افزایش فشار بر دولت پزشکیان که در میانه میدان گیر افتاده است؛ از یک سو با تهدید نهادهای امنیتی ـ انتظامی و جریان تندرو برای بازگشت به سیاستهای قهری، و از سوی دیگر با خطر از دست دادن اعتبار خود در نزد اصلاحطلبان در صورت عقبنشینی. و سرانجام این بحران میتواند به آزمونی برای تعیین حدود و ثغور قدرت دولت در برابر نهادهای غیرانتخابی تبدیل شود و توازن قوا در نظام حکمرانی ایران را برای دوره پسابرجام مشخص کند.
در مجموع دولت پزشکیان در یک وضعیت پیچیده گرفتار شده است. از یک سو، نیاز به فضای تنفسی بینالمللی برای حل بحرانهای اقتصادی دارد. از سوی دیگر، نمیتواند در برابر فشارهای داخلی برای سختگیری در موضوع حجاب بیتفاوت باشد. راهحل دولت تاکنون، مدیریت زمان با تشکیل کمیتهها و تأکید بر روشهای فرهنگی بوده است. اما این استراتژی در درازمدت در برابر فشارهای خیابانی دوام نمیآورد.






نظرها
نظری وجود ندارد.