ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

تقویت روابط ایران و پاکستان پس از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و تأثیر آن بر تعادل استراتژیک با هند

سفر اخیر مسعود پزشکیان به پاکستان و امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نقطه عطفی در روابط تهران و اسلام‌آباد محسوب می‌شود که نه‌تنها تنش‌های مرزی را کاهش داده، بلکه پاکستان را به جایگاه یک میانجی استراتژیک و شریک اقتصادی در اولویت‌های منطقه‌ای ایران ارتقا داده است. با این حال، مسعود دلبری، کارشناس انرژی، در گفت‌وگو با «زمانه» تأکید می‌کند که این تحول به معنای کنارگذاشتن هند نیست، بلکه ایران به دنبال ایجاد دو لنگرگاه همزمان در جنوب آسیاست؛ هرچند که فشار تحریم‌های آمریکا و عقب‌نشینی تدریجی دهلی‌نو از چابهار، معادله پیچیده‌ای را پیش روی تهران قرار داده است که موفقیت در آن، نیازمند مدیریت هوشمندانه روابط با هر دو همسایه و همچنین بقای اقتصادی در سایه تحریم‌هاست.

سفر اخیر مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران به هند و دیدار او با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، در حاشیه نشست‌های منطقه‌ای، نشان‌دهنده تلاش ایران برای تقویت روابط با هر دو همسایه مهم خود در جنوب آسیا است؛ درهمان حال از یاد نبریم که پاکستان با چالش‌های اقتصادی و بدهی سنگین خارجی مواجه است و میانجی‌گری موفق آن در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نقطه عطفی در روابط دوجانبه به شمار می‌رود. این توافق نه تنها تنش‌های منطقه‌ای را کاهش داد، بلکه اعتبار دیپلماتیک اسلام‌آباد را افزایش داد و زمینه را برای گسترش همکاری‌های اقتصادی، امنیتی و مرزی میان تهران و اسلام‌آباد فراهم کرد. آیا بهبود چشمگیر روابط ایران و پاکستان پایدار است؟ چه تأثیری بر روابط ژرف اقتصادی ایران با هند خواهد داشت؟ با آقای مسعود دلبری گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

تقویت روابط ایران و پاکستان پس از میانجی‌گری اسلام‌آباد

مسعود دلبری در آغاز گفت‌وگو با زمانه گفت که سفر اخیر مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی به پاکستان، اولین سفر خارجی او پس از آغاز مذاکرات آمریکا و ایران در سوئیس بوده و بلافاصله پس از یک دستاورد دیپلماتیک بزرگ برای ایران انجام شده است. به گفته او، هدف اصلی این سفر قدردانی از نقش میانجی‌گری شهباز شریف بوده و در ادامه آن، مشورت‌های دوجانبه و پیگیری همکاری‌های اقتصادی بین دو کشور دنبال می‌شود. دلبری تأکید کرد که انتخاب پاکستان به عنوان اولین مقصد، پیام روشنی به منطقه ارسال می‌کند که اسلام‌آباد در محاسبات دیپلماتیک تهران ارتقا یافته است.

وی با اشاره به تاریخ پر فراز و نشیب روابط دو کشور، از تنش مرزی سال ۲۰۲۴ یاد کرد و افزود که چرخش سریع پاکستان به مهم‌ترین میانجی ایران در کمتر از دو سال، نشان‌دهنده تحول عمیق است:

مقامات ارشد دو کشور در این سال‌ها چندین بار به دیدار یکدیگر رفته‌اند و این حجم از تعاملات حاکی از نیاز جدی به گسترش همکاری‌هاست. در سفر نخست پزشکیان، دو طرف دوازده سند همکاری امضا کردند و هدف‌گذاری کردند که تجارت دوجانبه را از حدود سه میلیارد دلار به ده میلیارد دلار در سال برسانند. موفقیت این سفر به اجرای واقعی توافق‌ها بستگی دارد. تحول بنیادی در این رابطه نیازمند تحویل به‌موقع پروژه‌های زیرساختی، راه‌اندازی بازارهای مرزی بیشتر و گفت‌وگوهای سیاسی پایدار است.

به اعتقاد دلبری، سه محور اصلی همکاری ایران و پاکستان شامل تبدیل مرز مشترک به مرز اقتصادی، مدیریت مشترک چالش‌های افغانستان (مانند قاچاق و بی‌ثباتی) و همکاری در حوزه انرژی است.  دلبری خاطرنشان کرد:

در مجموع، پاکستان دیگر صرفاً پیام‌رسان نیست. تهران به وضوح نشان داده که اسلام‌آباد به یک بازیگر فعال سیاسی در اولویت‌های منطقه‌ای تبدیل شده و این تحول را می‌توان پایدارتر از گذشته ارزیابی کرد؛ نه به خاطر احساسات، بلکه به دلیل منافع مشترک واقعی مانند مرز امن، بازار مشترک و موقعیت ژئوپلیتیکی که دو کشور را به یکدیگر نیازمند می‌کند. سؤال کلیدی این است که آیا جهان پس از توافق سوئیس، تحریم‌ها را به اندازه کافی کاهش خواهد داد تا این گرمای دیپلماتیک به شکوفایی اقتصادی واقعی منجر شود یا این روابط دوباره قربانی فشارهای خارجی خواهند شد. این پرسش‌هایی است که باید در ماه‌های آینده به آن پاسخ دهیم.

تأثیر تحولات ایران-پاکستان بر روابط ایران و هند

مسعود دلبری در ادامه گفت‌وگو با زمانه گفت روابط ایران و هند در طول تاریخ بر پایه منافع مشترک استراتژیک شکل گرفته و همواره به عنوان موازنه‌ای در برابر نفوذ پاکستان عمل کرده است. ایران از طریق بندر چابهار دسترسی هند به افغانستان و آسیای مرکزی را فراهم می‌کند؛ مسیری که پاکستان همواره آن را مسدود نگه داشته است. بنابراین دو کشور تا پیش از این در جبهه‌ای مشترک برای جلوگیری از سلطه پاکستان بر مسیرهای ترانزیتی حرکت می‌کردند.

به گفته دلبری، انتخاب پاکستان به عنوان میانجی اصلی ایران در بحران بزرگ، برای دهلی‌نو معنادار است. در بهار ۲۰۲۶، وقتی درگیری میان نیروهای آمریکایی و ایرانی شدت گرفت، واشنگتن برای کانال پشت‌پرده به پاکستان روی آورد، نه به هند یا متحدان اروپایی یا کشورهای خلیج فارس. این سکوت استراتژیک هند در مقابل نقش برجسته پاکستان، یکی از تمایزهای قابل توجه این دوره به شمار می‌رود. دلبری افزود:

 هند در وضعیتی قرار دارد که تعامل جدی با ایران به خاطر معماری تحریمی که واشنگتن وضع کرده، هزینه سنگینی دارد. ترامپ صراحتاً گفته هر کشوری که با ایران تجارت کند با تعرفه‌های اضافی روبرو خواهد شد. برای هند که از پیش با تعرفه‌های سنگین آمریکا مواجه بود، این فشار قابل تحمل نیست. نتیجه این است که هند از چابهار به صورت تدریجی عقب‌نشینی می‌کند. هند توانست معافیت تحریمی چابهار را تا پایان آوریل ۲۰۲۶ تمدید کند، اما در بودجه سالانه اعتباری برای آن در نظر نگرفته و این اولین بار در مدت طولانی است که هند چابهار را به طور کامل کنار گذاشته است.

دلبری تأکید کرد که این تحول به معنای دور شدن کامل تهران از دهلی‌نو نیست. هند همچنان ایران را به عنوان دروازه ژئوپلیتیک خود به آسیای مرکزی و اوراسیا می‌بیند و جلوگیری از انحراف کامل ایران به مدار چین-پاکستان برای آن حائز اهمیت است. از سوی دیگر، ایران نیز انگیزه حفظ رابطه با هند را دارد، زیرا این رابطه ذاتاً مکمل است: هند سرمایه و فناوری می‌آورد و ایران منابع، مسیرها و موقعیت ژئوپلیتیک ارائه می‌دهد. این تعامل به ایران کمک می‌کند تا نفوذ سنگین چین را از طریق گوادر متعادل سازد. دلبری در ادامه تصویر کلی را یک بازی چندجانبه توصیف کرد:

تصویر واقعی این است که ایران در پی یک بازی چندجانبه است. پاکستان دیگر صرفاً پیام‌رسان نیست و تهران نشان داده که اسلام‌آباد به یک بازیگر فعال سیاسی در اولویت‌های منطقه‌ای تبدیل شده، اما این به معنی قربانی کردن رابطه با هند نیست، بلکه به معنی داشتن دو لنگرگاه به جای یک لنگرگاه است.

او در ادامه افزود که تهران در پی داشتن دو لنگرگاه (هند و پاکستان) به جای یکی است تا به عنوان گره حیاتی میان جنوب آسیا و خاورمیانه عمل کند. با این حال، این تعامل شکننده است و در صورت ادامه تحریم‌ها، هر دو مسیر چابهار و همکاری با پاکستان آسیب خواهند دید. دلبری نتیجه‌گیری کرد:

درس اصلی سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ این است که شکاف میان ارزش نمادین سیاست خارجی ایرانی و عملکرد استراتژیک واقعی، دیگر سخت‌تر از همیشه قابل چشم‌پوشی است. و این همان چالشی است که تهران باید با آن کنار بیاید: هم ارزش خود را برای پاکستان حفظ کند، هم برای هند جذاب بماند و هم در دل بحران تحریم و فشار آمریکا راهی برای بقای اقتصادی خود پیدا کند. سه هدف یک بازیگر در یک منطقه پرتلاطم. در نهایت، تهران است که باید این معادله چندوجهی و چندپارامتری را به نفع منافع ملی خود مدیریت کند و از این شرایط بحرانی به سلامت عبور کند.

*این مصاحبه توسط حسین نوش‌آذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید و بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.