ائتلاف داوطلبان: تهدید ترکیبی علیه اهرم تنگه هرمز و تسریع حاشیهنشینی استراتژیک ایران
در پی تشدید تنشها در خلیج فارس و انسداد تنگه هرمز، تشکیل «ائتلاف داوطلبان» متشکل از کشورهای عضو ناتو و شرکای غیرناتو نظیر ژاپن، کره جنوبی و استرالیا با هدف تضمین آزادی ناوبری و پاکسازی مینهای احتمالی، بهعنوان تهدیدی ترکیبی علیه اهرم راهبردی ایران تلقی میشود؛ مسعود دلبری، کارشناس برجسته انرژی و مسائل ژئوپولیتیک، در گفتوگو با رادیو زمانه تأکید کرد که این ائتلاف ضمن کاهش ریسک بستهشدن تنگه، عملاً صادرات نفت ایران را تا مرز صفر کاهش داده و با تثبیت ترتیبات امنیتی جایگزین، فرآیند حاشیهنشینی استراتژیک ایران در بازار انرژی منطقه را تسریع میکند.
در پی تنشهای اخیر و انسداد تنگه هرمز، تعدادی از کشورهای عضو ناتو به همراه شرکای غیرناتو (مانند ژاپن، کره جنوبی و استرالیا) در حال تشکیل یک «ائتلاف داوطلبان» (Coalition of the Willing) هستند. هدف اصلی این ائتلاف، تضمین آزادی ناوبری، پاکسازی مینهای احتمالی و حفاظت از کشتیهای تجاری در خلیج فارس پس از برقراری آتشبس است. این ائتلاف به صورت رسمی تحت پرچم ناتو فعالیت نمیکند، بلکه مجموعهای از کشورها است که داوطلبانه برای این مأموریت همکاری میکنند.
دریاسالار جوزپه کاوو دراگونه، رئیس کمیته نظامی ناتو، در حاشیه نشست امنیتی شانگگریلا در سنگاپور (۳۱ مه ۲۰۲۶) اعلام کرد که کشورهای عضو ناتو در حال نزدیک کردن نیروهای خود به منطقه خلیج فارس هستند. او تأکید کرد که ناتو به عنوان یک سازمان رسمی نقشی مستقیم ندارد، اما کشورهای عضو از طریق ائتلاف داوطلبان آماده مداخله برای بازگشایی تنگه هرمز در صورت فراهم شدن شرایط هستند.
لازم به یادآوریست که کشورهای عضو ائتلاف (عمدتاً اروپایی و شرکای غیرناتو) از مشارکت در محاصره فعلی خودداری کردهاند و هرگونه مداخله خود برای بازگشایی تنگه هرمز، پاکسازی مینها و حفاظت از کشتیهای تجاری را مشروط به برقراری یک آتشبس پایدار و دستیابی به توافق با ایران میدانند. به بیان دیگر، این کشورها محاصره را بخشی از «مشکل» تلقی میکنند، در حالی که برقراری آتشبس پایدار را شرط لازم برای «حل مسئله» توسط ائتلاف میشمارند. در این شرایط، پیشنهاد میانجیگرانه قطر که شامل پذیرش عوارض موقت از سوی ایران در مقابل رفع محاصره و آغاز عملیات پاکسازی مین است، میتواند مسیر مناسبی برای عبور از وضعیت کنونی و ایجاد شرایط مورد نظر ائتلاف فراهم کند. پیامدهای تشکیل ائتلاف داوطلبان برای ایران را با آقای مسعود دلبری، کارشناس برجسته انرژی و مسائل ژئوپولیتیک در میان گذاشتیم:
آیا ایران با اتحاد داوطلبان اهرم تنگه هرمز را برای همیشه از دست میدهد؟
دلبری تأکید کرد که اتحاد داوطلبان تأثیر دوگانه اما در مجموع بازدارندهای بر بازار انرژی و اقتصاد ایران خواهد داشت. به گفته او، از یک طرف شاهد کاهش ریسک تنگه هرمز هستیم که مانع سقوط آزاد قیمتها میشود، اما از سوی دیگر با هدف قرار گرفتن صادرات ایران، درآمدهای ارزی این کشور تقریباً تا مرز صفر کاهش خواهد یافت.
او با بررسی دقیقتر علل این تأثیرات افزود که اولین تأثیر مربوط به قیمت نفت و بازار جهانی است. واکنش اولیه بازار به تشکیل چنین اتحادهایی، کاهش حد بیمه جنگ و در نتیجه اوجگیری قیمتها بوده است. اعلام ائتلاف داوطلبان در ماه مارس باعث کاهش پنج درصدی قیمت نفت برنت شد و قیمت از حوالی ۱۱۹ دلار به سطوح پایینتر بازگشت. طبق سناریوی بازگشایی سریع تنگه پس از آتشبس، انتظار میرود قیمت برنت تا پایان سال ۲۰۲۶ به حدود ۸۰ دلار برسد و در سال ۲۰۲۷ بیش از ۵ دلار دیگر کاهش یابد. دلیل اصلی این موضوع، مازاد عرضه جهانی است که حتی پیش از بحران نیز پیشبینی میشد. با این حال، به دلیل هزینههای لجستیکی، بیمه و خدمات زیرساختی، بعید است قیمتها به سطح پیش از بحران یعنی کمتر از ۶۰ دلار بازگردد.
دلبری ادامه داد که دومین تأثیر مهم، مربوط به صادرات و درآمدهای نفتی ایران است. این اتحاد هرچند ظاهراً برای بازگشایی تنگه تشکیل شده، در عمل فشار محاصره بر صادرات ایران را تشدید میکند و هدف اصلی آن کاهش صادرات نفت ایران به نزدیک صفر است. طبق آمار فعلی، ایران حدود ۳.۳ میلیون بشکه نفت خام در روز تولید میکند و ۱.۳ میلیون بشکه میعانات گازی نیز دارد، اما با توجه به محاصره و تحریمها، بیش از ۹۰ درصد صادرات آن به چین محدود شده است. این کاهش شدید درآمدهای ارزی، فشار بر اقتصاد متورم و پربحران ایران را - که هماکنون با تورم بالای ۶۰ درصد دست و پنجه نرم میکند - به شدت افزایش خواهد داد.
این کارشناس مهمترین پیام این تحول را از دست رفتن اهرم تنگه هرمز دانست و گفت که اتحاد داوطلبان با تضمین امنیت ناوبری، عملاً توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز را از بین میبرد. بنابراین حتی پس از برقراری آتشبس، ایران بخش قابل توجهی از مزیت چانهزنی خود در معادلات منطقهای را از دست خواهد داد.
مسعود دلبری در ادامه افزود که از منظر ایران، اتحاد داوطلبان یک تهدید ترکیبی محسوب میشود. در کوتاهمدت، قیمتهای بالای نفت (حتی در محدوده ۸۰ تا ۱۰۰ دلار) تا حدی کاهش حجم صادرات را جبران میکند، اما در میانمدت، از بین رفتن اهرم تنگه هرمز و تثبیت ترتیبات امنیتی جایگزین در خلیج فارس، قدرت دیپلماتیک و اقتصادی تهران را به شدت تضعیف خواهد کرد.
آیا ایران پس از بازگشایی تنگه هرمز قادر به جبران خسارتها و حفظ نقش خود در بازار انرژی خواهد بود؟
مسعود دلبری با اشاره به شرایط پس از بازگشایی تنگه هرمز و تصویب آتشبس، تأکید کرد که ایران در معادلات جدید انرژی منطقه با سه سناریوی محتمل مواجه خواهد شد. به گفته او، هرچند این تحولات فرصتهایی برای بقا ایجاد میکند، اما امکان جبران کامل خسارتهای اقتصادی بحران بسیار دور از انتظار است. تحلیلها حاکی از آن است که اهرم تنگه هرمز برای همیشه تضعیف خواهد شد و ایران باید خود را با نقشی جدید و بسیار محدودتر در معماری امنیت انرژی جهان تطبیق دهد.
وی افزود که سه سناریو را محتمل میداند. سناریوی نخست، تثبیت کریدور مشروط است که محتملترین گزینه به نظر میرسد. در این سناریو ایران موفق به حفظ نقش خود به عنوان یک گذرگاه پرهزینه میشود. یکی از اهداف راهبردی تهران در این بحران، رسمیسازی دریافت عوارض ناوبری یا هزینههای خدمات در قبال تضمین امنیت کشتیها بوده است. دلبری تخمین میزند که این درآمد میتواند سالانه به ۵ تا ۶ میلیارد دلار از محل تانکرهای نفتی برسد. روابط با چین و هند که بیش از ۸۰ درصد نفت عبوری از تنگه را دریافت میکنند، بسیار مهم خواهد بود. این کشورها مجبور به تعامل با مکانیسم جدید ایران میشوند، اما این روابط با بیاعتمادی دائمی همراه خواهد بود و جایگاه ایران را به یک دروازهبان منطقهای با درآمد ثابت اما نامطمئن تبدیل خواهد کرد.
دلبری سناریوی دوم را کنارگذاشتن تدریجی ایران دانست که در حال حاضر غالب بوده و در حال وقوع است. مشتریان سنتی ایران به سرعت در حال دور زدن تنگه هرمز هستند. چین خرید نفت از روسیه، آفریقا و آمریکای لاتین را به شدت افزایش داده و از ذخایر استراتژیک خود استفاده میکند. هند نیز خرید نفت روسیه را جایگزین کرده و طرحهای تبدیل زغالسنگ به کود شیمیایی را برای جبران کمبود گاز ایران و قطر فعال کرده است. کشورهای عربی خلیج فارس نیز خطوط لوله جایگزین را توسعه دادهاند؛ عربستان خط لوله شرق به غرب پترولاین را تا ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز به کار گرفته و امارات خط لوله ابوظبی به فجیره را گسترش میدهد. این زیرساختها دسترسی به بازارهای آزاد را بدون نیاز به تنگه هرمز فراهم میکنند.
دلبری سناریوی سوم را بازگشت مشروط به نظم قدیم توصیف کرد که کماحتمالترین گزینه به نظر میرسد. این سناریو نیازمند تغییر اساسی در رویکرد غرب و رفع کامل تحریمها است. حتی در صورت تحقق آن و تبدیل ایران به هاب انرژی و ترانزیت در اوراسیا ظرف پنج سال، با توجه به تثبیت خطوط لوله جایگزین و افزایش عرضه نفت شیل آمریکا، ایران به سطح نفوذ پیش از بحران باز نخواهد گشت.
ائو در ادامه به یک پرسش اساسی پرداخت و گفت که تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد پاسخ به اینکه آیا ایران قادر به جبران خسارتها خواهد بود، نسبتاً منفی است. کارت تنگه هرمز یکی از مهمترین سرمایههای ایران بود که با عملیاتی شدن خطوط لوله جایگزین و افزایش عرضه جهانی، برای همیشه بیاثر شده است. هزینه جنگ حدود ۲۷۰ میلیارد دلار معادل ۵۷ درصد تولید ناخالص داخلی به اقتصاد وارد کرده، صادرات نفت تقریباً به صفر رسیده، صنایع پتروشیمی و فولاد آسیب جدی دیدهاند و فرار سرمایه شدت گرفته است. مشتریان آسیایی مانند چین، هند، کره جنوبی و ژاپن سبد تأمین انرژی خود را به طور ساختاری تغییر میدهند. ژاپن نیروگاههای هستهای خود را بازگشایی کرده و چین سرمایهگذاری در زغالسنگ و انرژیهای تجدیدپذیر را گسترش میدهد. این روند تقاضای ساختاری برای نفت ایران را کاهش میدهد.
دلبری تأکید کرد که ایران صرفاً با بازگشایی تنگه هرمز نمیتواند جایگاه سابق خود را باز یابد. در بهترین سناریو، ایران به یک شریک تجاری عادی با درآمد متغیر و تحت نظارت قدرتهای جهانی تبدیل خواهد شد، اما در میانمدت پنج تا ده ساله به سمت حاشیهنشینی ساختاری بیشتر در بازار انرژی حرکت میکند. فشارهای اقتصادی ناشی از این بحران میتواند مسیر را برای تغییر سیاسی داخلی یا فروپاشی تدریجی نظام هموار کند. بنابراین تهران باید این سناریوها را با جدیت پیگیری کند و بهترین راه را برای کاهش آسیبپذیری انتخاب نماید.
آیا اتحاد داوطلبان پایان هژمونی آمریکا در خلیج فارس را تسریع میکند؟
مسعود دلبری در ادامه گفتوگو با زمانه با بررسی ابعاد ژئوپلیتیک و انرژی تأکید کرد که اتحاد داوطلبان حرکتی است که در کوتاهمدت ماهیت بازدارنده و موقتی دارد، اما میتواند در بلندمدت به بازارمحور و غیرقابل بازگشت تبدیل شود. به گفته او، ارزیابی دقیق این موضوع نیازمند تفکیک نیت کشورهای عضو از پیامدهای ساختاری آن بر زیرساخت انرژی است.
او افزود که ارزیابی ماهیت این اتحاد نشان میدهد که این ائتلاف، موقتی، بازدارنده اما همراه با چالشهای داخلیست. در کوتاهمدت، این اتحاد بیشتر یک ابزار بازدارنده و سیاسی است تا یک تغییر ساختاری. در داخل ناتو نیز با تنشهای جدی همراه بود. جلوگیری از فروپاشی ناتو، که این ابتکار عملا تلاشی برای حفظ انسجام این پیمان در برابر تحریک ترامپ برای خروج از آن بود. ترامپ اروپا را متهم کرد که در جنگ با ایران کمک نمیکند و ناتو را «ببر کاغذی» توصیف کرد. کشورهای اروپایی قاطعانه اعلام کردند که این جنگ انتخابی ترامپ است و ربطی به ناتو ندارد. حضورشان در ائتلاف صرفاً برای حفظ منافع اقتصادی خود و کاهش قیمت انرژی است، نه حمایت بیقیدوشرط از واشنگتن. فرانسه حتی تأکید کرد که مأموریت در تنگه هرمز مطابق قوانین بینالمللی نیست.
دلبری ادامه داد که پیامد بلندمدت این تحول، تغییر توازن قدرت و کاهش وابستگی جهانی به تنگه هرمز است. جدا از نیت سیاسی کشورها، پیامد اصلی این بحران در اتحاد، تغییر بنیادین در توازن قدرت و زیرساختهای انرژی خلیج فارس خواهد بود. کاهش وابستگی جهانی به این محور که تاکنون یک ضرورت حیاتی بوده- با توسعه خطوط لوله جایگزین تسریع میشود. خط لوله شرق به غرب عربستان با ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز به دریای سرخ، خط لوله حبشان به فجیره امارات با ظرفیت ۱.۸ میلیون بشکه در روز به دریای عمان، و پروژههای جدید عراق، ترکیه و اردن با بودجه ۱۵ تا ۲۰ میلیون دلاری، همه با هدف کاهش وابستگی به تنگه هرمز اجرا میشوند.
دلبری گفت این اتحاد هرچند در ظاهر برای جلب رضایت ترامپ و ایجاد موقعیتی کوتاهمدت به نظر میرسد، اما در عمل فرایندی را سرعت میبخشد که در آن هژمونی کامل آمریکا در خلیج فارس جای خود را به یک نظم چندقطبی و مبتنی بر معامله میدهد. در ساختار جدید، تنوعبخشی مسیرها، پذیرش نفوذ کمتر ایران و خروج کشورها از پرداخت عوارض عبور تنگه، موضوع مهمی است. بنابراین، این اتحاد هرچند ظاهراً موقتی است، در عمل ساختار قدیم را تمدید نمیکند و ایران ممکن است برای همیشه کارت تنگه هرمز را در این شرایط از دست بدهد.
*این مصاحبه توسط حسین نوش آذر انجام شده و او نیز متن را نوشته است.
















نظرها
نظری وجود ندارد.