ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

طرح «چهار دریا»؛ سوریه می‌تواند جایگزین هرمز شود؟

پروژه «چهار دریا» قرار است سوریه را به کریدور جدید انتقال انرژی میان خلیج فارس، ترکیه و اروپا تبدیل کند؛ طرحی که برخی آن را بدیلی برای تنگه هرمز می‌دانند. اما مسعود دلبری، کارشناس انرژی، در گفت‌وگو با زمانه می‌گوید این پروژه با موانع عظیم مالی، امنیتی و ژئوپلیتیکی روبه‌روست و در بهترین حالت تنها می‌تواند بخشی محدود از نقش هرمز را پوشش دهد. او همچنین هشدار می‌دهد تهدید اصلی برای ایران نه جایگزینی فوری هرمز، بلکه کاهش تدریجی وزن ژئوپلیتیک آن در معماری جدید انرژی منطقه است.

پروژه «چهار دریا» که با نام «ابتکار کریدور ۹» نیز شناخته می‌شود، یک طرح جامع زیرساختی برای حمل‌ونقل و انتقال انرژی است که توسط دولت جدید سوریه به رهبری احمد شرع مطرح شده است. هدف اصلی این ابتکار، ایجاد شبکه‌ای یکپارچه از خطوط لوله نفت و گاز، راه‌آهن و جاده‌ها برای اتصال چهار دریای کلیدی منطقه - خلیج فارس، دریای مدیترانه، دریای خزر و دریای سیاه - است. این طرح سوریه را به عنوان کریدور مرکزی ترانزیت انرژی و کالا از خلیج فارس به ترکیه و سپس به اروپا معرفی می‌کند.

این ابتکار در آوریل ۲۰۲۶ طی نشست سران اتحادیه اروپا در قبرس رسماً معرفی شد. اجزای کلیدی طرح شامل بازسازی و ارتقای خط لوله نفت کرکوک-بانیاس (با هزینه تخمینی حدود ۴٫۵ میلیارد دلار)، گسترش خط گاز عربی از مصر به ترکیه، و ایجاد مسیر جدید صادرات گاز قطر از طریق اردن و سوریه به اروپا است. طرح مکمل «۴+۱» که در مارس ۲۰۲۶ رونمایی شد، بر توسعه کریدورهای یکپارچه زمینی، ریلی و دریایی با محوریت سوریه تأکید دارد. برآورد کلی هزینه این پروژه‌ها کمتر از ۵۰ میلیارد دلار است و مقامات سوریه درآمد سالانه حدود ۲۰۰ میلیون دلار از حق ترانزیت (فقط برای خطوط اولیه) را پیش‌بینی کرده‌اند.

از نظر فنی، این طرح عمدتاً بر پایه احیای زیرساخت‌های خطوط لوله سوریه استوار است که پیش از جنگ داخلی ۲۰۱۱ فعال بودند. مسیر پیشنهادی، میادین نفتی عراق و خلیج فارس را به بنادر مدیترانه سوریه (بانیاس و لاذقیه) متصل کرده و سپس از طریق ترکیه به بازارهای اروپایی می‌رساند. سوریه با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی خود، قصد دارد نقش یک هاب منطقه‌ای را ایفا کند و مسیرهای سنتی دریایی را با کریدورهای زمینی نوین ترکیب کند. این پروژه در کنار طرح‌های رقیب مانند کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) قرار می‌گیرد، اما بر خلاف آن، محوریت را از اسرائیل و کشورهای جنوبی خلیج فارس به سمت سوریه و ترکیه منتقل می‌کند. با آقای مسعود دلبری، کارشناس برجسته انرژی گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

تحلیل ظرفیت و محدودیت‌های طرح چهار دریا

مسعود دلبری ابتدا یادآئری کرد که طرح چهار دریا برای اولین بار در سال ۲۰۰۹ مطرح شده بود اما هرگز به مرحله اجرا نرسید. او افزود که در آوریل ۲۰۲۶، احمد شرع در اجلاس سران اتحادیه اروپا در قبرس، سوریه را به عنوان کریدور بدیل و امن انرژی معرفی کرد که آسیای مرکزی و خلیج فارس را از طریق شبکه‌ای از راه‌آهن، جاده‌ها و خطوط لوله به قلب اروپا متصل می‌کند.

دلبری اشاره کرد که این پروژه در همان ماه توسط وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان، در دیدار با احمد شرع در دمشق مورد تأکید قرار گرفت و گزارش‌هایی نیز حاکی از حمایت توماس باراک، فرستاده ویژه آمریکا به سوریه، از این طرح به عنوان بدیلی برای تنگه هرمز است. او به زیرساخت‌های موجود مانند خط لوله گاز آذربایجان به حلب (که در اوت ۲۰۲۵ بهره‌برداری شد) و طرح تمدید خط گاز عربی از مصر از طریق سوریه به ترکیه اشاره کرد.

به گفته دلبری، با وجود این نقاط مثبت، طرح با مشکلات جدی روبه‌رو است. او توضیح داد که تنگه هرمز در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت و بخش قابل توجهی از تجارت جهانی LNG را جابه‌جا می‌کرد، در حالی که حداکثر ظرفیت نفتی طرح چهار دریا به ۳ تا ۳٫۵ میلیون بشکه در روز و ظرفیت گازی آن به حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد مترمکعب در سال می‌رسد. بنابراین حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، این طرح تنها قادر است ۱۵ تا حداکثر ۲۴-۲۵ درصد از ظرفیت تنگه هرمز را پوشش دهد و اجرای کامل آن نیز ۴ تا ۶ سال زمان می‌برد.

دلبری در ادامه به موانع ساختاری پرداخت و گفت:

یکی از موانع ساختاری و چالش‌های اجرایی، ناپایداری سیاسی در سوریه است. قطر برای احیای رسمی پروژه در ابتدای سال ۲۰۲۵ تردید داشت و دلیل آن نگرانی از ثبات دولت جدید سوریه و توانایی آن در تضمین امنیت خطوط لوله برای ۲۵ تا ۳۰ سال آینده بود. محدودیت‌های فیزیکی و مسیرهای زمینی هم وجود دارد. مسیرهای زمینی هرگز نمی‌توانند جایگزین مناسبی برای حجم عظیم ترافیک دریایی باشند.

او در ادامه آسیب‌پذیری طرح را یادآور شد:

 خط لوله عربستان (ابقیق به یانبو) با ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز و خط لوله امارات (خطوط فجیره) با ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه در روز، هر دو قبلاً توسط حملات منتسب به ایران هدف قرار گرفته‌اند. یعنی این مسیرها در صورت افزایش تنش، آسیب‌پذیری بالایی دارند.

 دلبری تأکید کرد که به دلایل یاد شده طرح چهار دریا نمی‌تواند جایگزین یا حتی رقیب جدی تنگه هرمز باشد و صرفاً یک مکمل راهبردی است که نهایتاً ۲۰ تا ۲۳ درصد از جریان‌های ترانزیتی هرمز را دور می‌زند.

دلبری نگرانی اصلی ایران را نه جایگزینی فوری تنگه هرمز، بلکه کاهش تدریجی وزن ژئوپلیتیک آن دانست:

هر کیلومتر خط لوله جدیدی که از خاک ایران و تنگه هرمز عبور نمی‌کند و آن را دور می‌زند، به تدریج وزن ژئوپلیتیک تهران را در معادلات انرژی منطقه‌ای کاهش می‌دهد. این بزرگ‌ترین نگرانی بلندمدت است که در طول زمان قدرت چانه‌زنی ایران را به تدریج از بین می‌برد.

تناقض‌های ساختاری و موانع اجرای طرح چهار دریا

مسعود دلبری در ادامه گفت‌وگو با زمانه گفت که طرح چهار دریا در یک تناقض بنیادی گرفتار است؛ دقیقاً در زمانی که تقاضای بین‌المللی برای آن به اوج رسیده، سوریه در ضعیف‌ترین وضعیت نهادی، مالی و امنیتی برای اجرای چنین پروژه‌ای قرار دارد.

او موانع را به صورت لایه‌به‌لایه بررسی کرد و توضیح داد که اولین لایه، شکاف مالی عمیق است. بر اساس گزارش بانک جهانی در اکتبر ۲۰۲۵، هزینه بازسازی سوریه ۲۱۶ میلیارد دلار برآورد شده که رقم محافظه‌کارانه‌ای است و وزیر اقتصاد سوریه حتی از نیاز به حداقل یک تریلیون دلار برای ساختن سوریه نوین سخن گفته است. با این حال، سرمایه‌گذاری اعلام‌شده در شش ماه پس از اصلاح قوانین سرمایه‌گذاری تنها ۲۸ میلیارد دلار بوده که بخش عمده آن هنوز در حد تفاهم‌نامه روی کاغذ مانده و سرمایه واقعی وارد کشور نشده است. دلبری افزود که سوریه حتی امروز توان پرداخت حقوق کارمندان دولتی خود را هم ندارد.

دلبری لایه دوم و مهم‌ترین چالش را مسئله امنیت دانست و گفت بیش از هزاران کیلومتر خطوط لوله در شمال شرق سوریه - که دقیقاً مسیر اصلی طرح از آنجا عبور می‌کند - نیاز به بازسازی کامل دارند. مذاکرات ادغام نیروهای کرد و دولت مرکزی به بن‌بست رسیده و ریسک‌های امنیتی در شمال شرق، جنوب و مناطق ساحلی همچنان بالا است. او با اشاره به سابقه خط لوله کرکوک-جیحان در عراق تأکید کرد که حتی در شرایط بهتر، چنین خطوطی بارها هدف حملات و اختلالات سیاسی قرار گرفته‌اند.

لایه سوم به ضعف نهادی مربوط می‌شود. به گفته دلبری، فرستاده ویژه آمریکا توماس باراک و وزیر دارایی سوریه هر دو بر ضعف شدید نهادها، نبود چارچوب حقوقی روشن برای تقسیم درآمد و ناکارآمدی سیستم بانکی تأکید کرده‌اند.

در لایه چهارم، پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک برجسته است. قطر به عنوان سرمایه‌گذار بالقوه هنوز وارد نشده زیرا نگران تضمین امنیت خطوط لوله برای ۲۵ تا ۳۰ سال آینده است و مسئله کردها برای ترکیه همچنان یک متغیر انفجاری به شمار می‌رود.

دلبری درباره زمان‌بندی گفت:

سازمان ملل متحد اعلام کرده حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریوها، بازسازی سوریه حداقل یک دهه طول خواهد کشید. در سناریوی خوش‌بینانه با ثبات سیاسی، سرمایه‌گذاری کافی و حل مسئله کردها، حدود ۸ تا ۱۰ سال زمان می‌برد. سناریوی واقع‌بینانه ۱۰ تا ۱۵ سال و در حالت بدبینانه با گسترش ناامنی و بن‌بست‌های سیاسی، ممکن است ۲۰ تا ۲۵ سال طول بکشد.

دلبری در ادامه نتیجه‌گیری کرد:

بنابراین طرح چهار دریا با موانع بسیار جدی روبه‌رو است: تأمین مالی ناکافی، ثبات شکننده، ضعف ساختاری شدید سوریه و پیچیدگی‌های منطقه‌ای. این موانع در کنار هم نشان می‌دهد که پروژه بیشتر در افق ۳۰ ساله برای سرمایه‌گذاری جدی قابل بررسی است و فعلاً بیشتر به عنوان ابزاری دیپلماتیک برای سوریه و احمد شرع عمل می‌کند تا از آن برای حضور در گفتمان‌های جهانی، جذب سرمایه و نشان دادن اهمیت کشور در آینده منطقه استفاده شود.

پیامدهای راهبردی طرح چهار دریا برای بازار انرژی و ایران

مسعود دلبری در ادامه یادآوری کرد که برای درک پیامدهای طرح چهار دریا باید به زمینه شکل‌گیری و احیای آن توجه کرد. آژانس بین‌المللی انرژی در آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرده بود که عرضه جهانی نفت در مارس همان سال با کاهش ۱۰ میلیون بشکه‌ای به ۹۷ میلیون بشکه در روز رسیده که یکی از بزرگ‌ترین اختلالات بازار نفت در سال‌های اخیر به شمار می‌رود.

دلبری توضیح داد که در صورت موفقیت طرح، ظرفیت نفتی آن نهایتاً به ۳ تا ۳٫۵ میلیون بشکه در روز (و در فاز اولیه تنها ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار بشکه) و ظرفیت گازی آن به حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب در سال می‌رسد که بخش قابل توجهی از صادرات گاز قطر را پوشش خواهد داد و عمدتاً به غرب اروپا هدایت می‌شود. این رقم در مقیاس جهانی معنادار است اما تحول بزرگی ایجاد نمی‌کند. با این حال، بازارهای جهانی همچنان در برابر بسته شدن احتمالی تنگه هرمز آسیب‌پذیر خواهند ماند:

بزرگ‌ترین برنده احتمالی موفقیت این طرح، اروپا است و در صورت شکست نیز بزرگ‌ترین بازنده خواهد بود.

او در ادامه توضیح داد: بحران اخیر باعث جهش شدید قیمت گاز در اروپا شد و قراردادهای آتی تا ۴۹ درصد افزایش یافت. پس از قطع تولید انرژی قطر و وابستگی اروپا به گاز طبیعی مایع قطر پس از بحران ۲۰۲۲، اجرای طرح چهار دریا می‌تواند گاز قطر را از طریق اردن، سوریه و ترکیه به اروپا برساند، جای خالی گاز روسیه را پر کند و برای نخستین بار یک مسیر خشکی امن و مستقل از خلیج فارس و تنگه هرمز برای اروپا ایجاد نماید که یک تحول راهبردی محسوب می‌شود.

دلبری در بخش مربوط به ایران تأکید کرد که این طرح بحران‌های صادراتی ایران را تشدید می‌کند، زیرا تقریباً تمام صادرات نفت کشور از مسیر دریایی خلیج فارس انجام می‌شود. پایانه جاسک که قرار بود مسیر بدیلی باشد، پس از یک محموله آزمایشی در اواخر ۲۰۲۴ عملاً متوقف شده و دیگر گزینه قابل اتکایی نیست. کارشناسان معتقدند ساخت معماری چندکریدوری تنها راه حفظ جایگاه ایران است و هر خط لوله جدیدی که از خاک ایران عبور نکند، وزن راهبردی تنگه هرمز را کاهش می‌دهد.

او دو رویکرد را برای ایران مناسب دانست:

رویکرد مناسب برای ایران، همکاری فعال است. ایران دارنده بزرگ‌ترین ذخایر گاز اثبات‌شده جهان به میزان ۳۷ تریلیون مترمکعب است، اما تاکنون نتوانسته به طور کامل از این پتانسیل بهره‌برداری کند. اگر ایران بتواند با رفع تحریم‌ها به شبکه خطوط لوله چهار دریا بپیوندد، می‌تواند از یک بازیگر منفرد به بازیگر فعال در این کریدور بدیل تبدیل شود؛ هرچند این سناریو را بسیار بعید می‌دانم.

او در ادامه افزود:

 رویکرد دوم، ساخت کریدور مستقل است؛ مثلاً تکمیل کریدور شمال-جنوب که روسیه را از طریق دریای خزر به خلیج فارس متصل کند. این مسیر مستقیماً با طرح چهار دریا رقابت نمی‌کند اما می‌تواند بازارهای آسیای جنوبی و روسیه را به هم وصل کند و برای ایران یک کریدور مستقل ایجاد نماید.

دلبری در مجموع موفقیت طرح چهار دریا را برای ایران نه یک فاجعه فوری بلکه یک تهدید تدریجی خواند که با پیشرفت هرساله آن، قدرت چانه‌زنی ایران در معادلات انرژی منطقه‌ای کاهش می‌یابد. بنابراین ایران نباید در برابر این روند مقاومت کند، بلکه باید با ساخت کریدورهای موازی و ترسیم نقشه جدید معماری انرژی منطقه، پیش از کم‌رنگ شدن نقش خود اقدام نماید.

*این مصاحبه توسط حسین نوش‌آذر انجام شده و او نیز متن را نوشته است.

بیشتر بخوانید و بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.