تأثیر جنگ ایران بر انتخابات میاندورهای آمریکا؛ مسئله گرانی، نه امنیت ملی
علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با زمانه میگوید جنگ با ایران در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا نه یک برگ برنده امنیتی، بلکه بازتابی از بحران معیشت و تورم است. به گفتۀ او، شبح اقتصاد بر این انتخابات سایه انداخته و ترامپ با پذیرش احتمال شکست جمهوریخواهان، به دنبال توجیه سیاسی از راه اقداماتی نظیر فشار بر ونزوئلاست. افشاری تأکید کرد حتی در صورت پیروزی دموکراتها، تحریمهای ایران لغو نمیشود، اما در میانمدت فضا برای توافقی شبیه برجام مساعدتر خواهد شد، مشروط بر آنکه دموکراتها از رویکردهای تقابلی گذشته فاصله بگیرند.

جایگاه بنزین Costco در آمریکا؛ روی صفحه حدود ۳٫۹۶ دلار برای هر گالن ثبت شده که نزدیک به میانگین ملی است. میانگین بنزین معمولی آمریکا امروز ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۴٫۱۲ دلار است، در حالی که درست پیش از آغاز جنگ در اواخر فوریه حدود ۲٫۹۴ تا ۲٫۹۸ دلار بود؛ یعنی از شروع جنگ تقریباً ۳۸ تا ۴۰ درصد افزایش یافته است. تحلیلگران این جهش را عمدتاً به اختلال در تنگه هرمز و اثر جنگ ایران بر بازار نفت نسبت میدهند. عکس: Shutterstock / Raisa Macouzet منبع قیمت ملی: AAA و اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)
جنگ ایران در انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا بیشتر بهعنوان مسئله اقتصادی مطرح شده تا موضوع سیاست خارجی. دموکراتها در ایالتهایی مانند اوهایو، آیووا، تگزاس، کارولینای شمالی و میشیگان نامزدهای جمهوریخواه را به حمایت از جنگی متهم میکنند که قیمت کود کشاورزی، بنزین و هزینههای روزمره را بالا برده است. نظرسنجی پولیتیکو در ماه اوت نشان داد ۶۱ درصد پاسخدهندگان معتقدند این جنگ زندگی خانوادهشان را گرانتر کرده است. تحلیلگران میگویند حتی اگر جنگ فردا تمام شود، اثر اقتصادی آن تا نوامبر از بین نمیرود و همین موضوع میتواند رأیدهندگان را تحت تأثیر قرار دهد.
جمهوریخواهان تلاش میکنند روایت را به سمت موفقیت نظامی و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای ببرند، اما حتی مشاوران خود حزب اذعان دارند که مسئله اصلی برای رأیدهندگان «قدرت خرید» است نه امنیت جهانی. در تبلیغات انتخاباتی امسال، دموکراتها سهم عمده آگهیهای مربوط به قیمت بنزین را در اختیار گرفتهاند و گروههایی مثل VoteVets هم جنگ را مستقیماً به گرانی زندگی ربط میدهند. نظرسنجیها نشان میدهد هزینه زندگی برای اکثر رأیدهندگان اولویت اول است و بیثباتی جهانی در رتبههای پایینتر قرار دارد. با آقای علی افشاری تأثیر جنگ با ایران بر انتخابات میاندورهای آمریکا را به بحث گذاشتیم.
جنگ، معیشت و انتخابات میاندورهای
افشاری در آغاز گفتوگو با زمانه یادآوری میکند که در آمریکا اقتصاد همیشه عامل اصلی پیروزی یا شکست یک جناح در انتخابات بوده و حتی موضوعات دیگر هم معمولاً از منظر اثرشان بر اقتصاد دیده میشوند، اما در این دوره وزن معیشت از همیشه بیشتر شده است:
حتی غلط نیست بگوییم که شبح مارکس بر آسمان انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ کنگره آمریکا سایه افکنده و افسار دولت یعنی معیشت، الان مسئله اصلی است. جنگ با ایران هم از این منظر اهمیت یافته که باعث تورم شده، قیمت بنزین را بالا برده، برای برخی بخشها بهخصوص در کشاورزی آمریکا بحران ایحاد کرده و همچنین تأثیرات غیرمستقیم داشته است؛ مثلاً دسترسی به آب سالم و آشامیدنی در ایالت نیوجرسی با مشکلاتی مواجه شده و از این دست موارد.
افشاری در ادامه افزود که ترامپ ظاهراً قید نتیجه انتخابات را زده و با استناد به الگوی تاریخی شکست حزب حاکم در اولین میاندورهای، شکست احتمالی را توجیه میکند:
ولی ممکن است این بار حزب جمهوریخواه در انتخابات سنا هم شکست بخورد که دیگر تابع آن الگوی تاریخی نیست. البته میتواند تکرارکننده شکست تاریخی جورج بوش پسر در انتخابات ۲۰۰۶ باشد که در دور دوم ریاستجمهوریاش رخ داد؛ یعنی جمهوریخواهان به شکل سنگینی هم مجلس نمایندگان و هم سنا را باختند و به دموکراتها واگذار کردند.
افشاری نتیجه گرفت ترامپ بهجای پذیرش واقعیت در یک دنیای موازی از واقعیتها فاصله میگیرد:
ترامپ به دنبال این است که با اتفاقات دیگری مثل همین دستاندازی و تملک نامشروع میدانهای نفتی ونزوئلا آن را توجیه کند. او کلاً به واقعیتها و فکتها احترام نمیگذارد و به همان دنیای موازی با واقعیت دل بسته که کارکردش تقریباً از دست رفته است.
تبلیغ پیروزی در تهران، انفعال در میان مخالفان
افشاری گفت جمهوری اسلامی قطعاً روی گزارشهایی رسانهای که جنگ ایران را عامل گرانی و فشار انتخاباتی در آمریکا معرفی میکنند مانور خواهد داد و با تشبیه وضعیت ترامپ به تجربه کارتر، آن را پیروزی تاریخی خود معرفی میکند؛ اما تأثیر این روایت بر شکاف حکومت و ملت را ضعیف و کم اهمیت دانست:
اثرگذاریاش برای آن بخشی از جامعه ایران است که معترض و منتقد و مخالفاند و دلبسته مداخله خارجی بودهاند یا فکر میکردهاند برخورد سنگین دولت ترامپ میتواند فرصتی برای تغییر و خلاص شدن از جمهوری اسلامی و بیرون آمدن از زیر بار مشکلات اقتصادی کمرشکن باشد. این وضعیت آنها را تحت تأثیر منفی قرار میدهد، ناامیدتر و منفعلتر میکند و شاید به برخی رویکردهای افراطیتر سوقشان دهد. اما مهمترین حساسیتش مسئله انفعال خواهد بود.
افشاری تأکید کرد شکست جمهوریخواهان در کنگره به معنای برداشته شدن فشار اقتصادی از ایران نیست؛ تا وقتی تحریمها و بهویژه محاصره دریایی برقرار باشد، معیشت مردم بدتر و در بهترین حالت فقط آهنگ این بدتر شدن کند میشود:
ترامپ کماکان در کاخ سفید هست و میتواند از فرامین اجراییاش استفاده کند. دموکراتها هم در تقابلی که با ترامپ دارند، مسئله ایران در اولویتهای بالای آنها نیست. آنها حداکثر میتوانند جنگ را متوقف کنند؛ اما اینکه به تفاهمی رسیده شود و تحریمها برداشته یا کمتر شود، فعلاً نه در حوزه توجه دموکراتهاست و نه توانایی آن را دارند که با اتکا صرف به کنگره این سیاستها را جلو ببرند یا دولت ترامپ را وادار کنند خواستههایش را لزوماً تعدیل کند.
به نظر او نتیجه انتخابات ترامپ را نسبتاً ضعیفتر میکند، اما عبور او از لجاجت شخصی، جناح باز جمهوریخواه و فشار لابی اسرائیل همچنان دشوار است و شکست انتخاباتی این احتمال را فقط بهطور نسبی افزایش میدهد، نه بهصورت قطعی.
پیروزی دموکراتها: فرصت میانمدت، نه گشایش فوری
افشاری پیروزی دموکراتها در کنگره را، بهویژه با فعالتر شدن گرایش چپ و رویکردهای جنبشی، در میانمدت و درازمدت دارای اثر مثبت بر سیاست ایران دانست:
یعنی آن موجی که در اصل از برآمد راست افراطی در جهان برخاست و به سمت نگاهی نوستالژیک به سیاست، پروژه بازسازی پهلوی و دل بستن به مداخله خارجی رفت (و همه اینها با دور اول ورود ترامپ به کاخ سفید مرتبط بودند) افول میکند. این افول، رویکردهای جنبشی پایینبهبالا و مشارکتی را در ایران تقویت میکند و ارزشهایی مثل عدالت، آزادی، حضور نخبگان و روشنفکری را برجسته میکند.
او افزود حتی اگر ترامپ در دو سال باقیمانده به توافق نرسد، فضای دولت بعدی آمریکا برای توافقهایی از جنس برجام مساعدتر خواهد شد؛ البته به شرط آنکه دموکراتها سیاستی کاملاً متفاوت با خط جمهوریخواهان اتخاذ کنند، از تجربه گذشته درس بگیرند و منافع متقابل دو کشور را مبنا قرار دهند. افشاری تأکید کرد:
سیاست تازه آمریکا باید از نقاط سیاه رویارویی که بهطور مشخص کودتای ۲۸ مرداد نقطه شروع آن است تا همین جنگ اخیر فاصله اساسی بگیرد و از نقاط الهامبخش تاریخ معاصر ما استفاده کند؛ مثل باسکرویل در انقلاب مشروطه که در شکست استبداد صغیر بهعنوان یک آمریکایی از شهدای انقلاب مشروطه ایران محسوب میشود، یا کاری که مورگان شوستر در سازماندهی سیستم مالی جدید ایران انجام داد تا کشور متکی و مستقل باشد و مداخلات استعماری روسیه و بریتانیا جلویش گرفته شود. اینها نکات الهامبخش مناسبی برای ریلگذاری جدید سیاست آمریکا در مواجهه با ایران هستند.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.








نظرها
نظری وجود ندارد.