ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

«هرمز صفر»: کاهش آسیب‌پذیری امارات بدون حذف اهرم ایران

راهبرد «هرمز صفر» قرار است وابستگی امارات به تنگه هرمز را با توسعه خطوط لوله، بنادر، راه‌آهن و مسیرهای زمینی کاهش دهد، اما مسعود دلبری معتقد است فاصله زیادی میان کاهش آسیب‌پذیری و بی‌نیازی از هرمز وجود دارد. او در گفت‌وگو با زمانه، محدودیت ظرفیت زیرساخت‌ها، هزینه بالاتر حمل‌ونقل، افزایش حق بیمه و ناامنی مسیرهای جایگزین را از موانع اصلی این راهبرد می‌داند. به ارزیابی او، «هرمز صفر» می‌تواند به‌تدریج از اهرم ژئوپلیتیکی ایران بکاهد، اما تا زمانی که بخش مهمی از انرژی، صنعت و تجارت منطقه به خلیج فارس وابسته است، قادر به حذف این اهرم یا جدا کردن امنیت اقتصادی امارات از امنیت منطقه نخواهد بود.

جنگ ایران و اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز، کشورهای جنوبی خلیج فارس و به‌ویژه امارات متحده عربی را با مسئله‌ای قدیمی اما اکنون فوری‌تر روبه‌رو کرده است: چگونه می‌توان وابستگی تجارت و صادرات انرژی به یکی از آسیب‌پذیرترین آبراه‌های جهان را کاهش داد؟ ابوظبی در چارچوب راهبردی که مقام‌های اماراتی از آن با عنوان «هرمز صفر» یاد می‌کنند، در پی گسترش مسیرهای جایگزین از طریق بنادر خارج از تنگه، خطوط لوله، راه‌آهن و کریدورهای زمینی است. در همین چارچوب، صندوق L’IMAD Holding  به ریاست شیخ خالد بن محمد آل نهیان، ولیعهد ابوظبی، در حال در اختیار گرفتن کامل AD Ports Group است و بنا بر گزارش بلومبرگ، سرمایه‌گذاری‌های گسترده دیگری نیز در زیرساخت‌های بندری و لجستیکی خارج از هرمز در نظر گرفته شده است.

اهمیت این تحول تنها به امنیت تجارت امارات محدود نمی‌شود. تنگه هرمز برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس بوده و توانایی تهران برای تأثیرگذاری بر امنیت این آبراه، در محاسبات منطقه‌ای و بین‌المللی جایگاه ویژه‌ای داشته است. اکنون این پرسش مطرح است که اگر امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس بتوانند بخش قابل توجهی از صادرات انرژی و مبادلات تجاری خود را از طریق فجیره، بنادر عمان و شبکه‌های خط لوله، راه‌آهن و جاده به دریای عمان و اقیانوس هند منتقل کنند، جایگاه راهبردی تنگه هرمز و به تبع آن وزن ژئوپلیتیکی ایران چه تغییری خواهد کرد؟ همچنین باید پرسید اجرای «هرمز صفر» تا چه اندازه از نظر اقتصادی و فنی امکان‌پذیر است و آیا این راهبرد می‌تواند به تغییر پایدار جغرافیای تجارت و انرژی در خلیج فارس منجر شود؟ این پرسش‌ها را با آقای مسعود دلبری، کارشناس انرژی در میان گذاشتیم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

«هرمز صفر» آسیب‌پذیری را کاهش می‌دهد، اما وابستگی را کاملاً از بین نمی‌برد

مسعود دلبری معتقد است راهبرد «هرمز صفر» را باید فراتر از یک طرح اضطراری ابوظبی دید، اما در همان حال نباید آن را به معنای امکان بی‌نیازی کامل امارات از تنگه هرمز دانست. به گفته او، صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری L’IMAD به ریاست ولیعهد ابوظبی به یکی از محورهای این راهبرد تبدیل شده و سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زیرساخت‌های خارج از تنگه در دستور کار قرار گرفته است. از نگاه دلبری، در حوزه نفت خام امکان کاهش جدی وابستگی وجود دارد. او به ظرفیت حدود ۱٫۸ میلیون بشکه‌ای خط لوله حبشان–فجیره و طرح‌های افزایش ظرفیت اشاره می‌کند:

قرار است خط دوم تا سال ۲۰۲۷ ظرفیت را دو برابر کند. بنابراین نفت خام در سال آینده تقریباً می‌تواند از هرمز بی‌نیاز شود، اما فقط روی کاغذ و پس از تکمیل پروژه‌ای که خود هنوز یک معماست و در حال بررسی قرار دارد. مشکل اصلی فقط نفت خام نیست. گاز مایع‌شده تنها با کشتی جابه‌جا می‌شود. ترمینال داس، که ظرفیت آن حدود شش میلیون تن در سال است، درون خلیج فارس قرار دارد. فرآورده‌های پالایشگاه رویس نیز عمدتاً به مسیرهای دریایی عبوری از تنگه هرمز وابسته‌اند و در حال حاضر خط لوله جایگزینی برای آنها وجود ندارد.

دلبری در ادامه به معضل جابجایی کالاهای کانتینری اشاره می‌کند:

در کالاهای کانتینری، فاصله بسیار بیشتر است. جبل‌علی در سال ۲۰۱۴ حدود ۱۵٫۵ میلیون کانتینر استاندارد جابه‌جا کرده است. قرار است ظرفیت طی ۳۶ ماه از ۳٫۵ میلیون به ۱۰ میلیون برسد. بنابراین ظرفیت موجود فعلاً بخش کوچکی از جبل‌علی است. هزینه مسیر زمینی نیز چهار تا پنج برابر عبور از تنگه هرمز برآورد می‌شود و کامیون‌ها تا ۱۲ ساعت در صف می‌مانند. راه‌آهن اتحاد هم کمک می‌کند، اما فقط بخشی از بار را می‌تواند جابه‌جا کند.

او همچنین امنیت را یکی از محدودیت‌های بنیادی این راهبرد می‌داند. به اعتقاد دلبری، حملات به فجیره نشان داده‌اند که انتقال مسیرها الزاماً خطر را از میان نمی‌برد، بلکه می‌تواند آن را به نقاط دیگری منتقل کند. او در جمع‌بندی نتیجه می‌گیرد که وابستگی صفر برای نفت خام تا حدودی دست‌یافتنی است؛ برای کالاهای کانتینری تنها با سرمایه‌گذاری چندین‌ساله امکان‌پذیر است و برای گاز مایع و پتروشیمی، که نمی‌توان آنها را از طریق خط لوله منتقل کرد، فعلاً دور از دسترس است. خود L’IMAD نیز مرحله بعدی را پیچیده، سرمایه‌بر و بلندمدت توصیف کرده است:

بنابراین بهتر است «هرمز صفر» را نه یک وضعیت نهایی، بلکه راهبردی برای کاهش شدید آسیب‌پذیری بدانیم. هدف این نیست که تنگه هرمز بی‌اهمیت شود؛ هدف این است که بسته شدن آن دیگر کل اقتصاد امارات را فلج نکند. این راهبرد دست‌کم می‌تواند اقتصاد امارات را در چنین وضعیتی زنده نگه دارد، هرچند نمی‌تواند آن را به شرایط پیش از بحران بازگرداند.

دور زدن هرمز، گلوگاه‌های قدیمی را با گلوگاه‌های تازه عوض می‌کند

دلبری می‌گوید ایجاد مسیرهای جایگزین برای هرمز بدون هزینه نیست و در عمل برخی گلوگاه‌های قدیمی را با گلوگاه‌های تازه جایگزین می‌کند. به گفته او، نخستین محدودیت به ظرفیت زیرساخت‌ها مربوط می‌شود. او با استناد به برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا می‌گوید ظرفیت مجموع شبکه‌های جایگزین عربستان سعودی و امارات حدود ۴٫۷ میلیون بشکه در روز است و بخش مهمی از زیرساخت‌های ریلی و بندری مورد نیاز نیز هنوز باید توسعه یابد.

عامل دوم از نگاه او هزینه و زمان حمل‌ونقل است:

در بنادر ساحل شرقی، کامیون‌ها تا ۱۲ ساعت در صف باقی می‌مانند، در حالی که گردش کار در جبل‌علی ۲۷ دقیقه بوده است. یکی از مقام‌های DP World هزینه مسیر زمینی را حدود چهار تا پنج برابر مسیر دریایی از هرمز برآورد کرده بود. این هزینه در نهایت به قیمت کالا و رقابت‌پذیری بازار امارات منتقل می‌شود.

او بیمه را یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌ها می‌داند. به گفته دلبری، افزایش شدید حق بیمه ریسک جنگ تنها به هرمز محدود نیست و دریای عمان را نیز دربر می‌گیرد، زیرا بیمه‌گران ریسک را در مقیاس منطقه‌ای ارزیابی می‌کنند. علاوه بر این، مسیرهای عبوری از عمان را هم باید در نظر گرفت:

مسیر جایگزین از خاک عمان می‌گذرد و به تصمیم مسقط وابسته است. این مسیر به ریل مشترک، گمرک و مقررات یکپارچه نیاز دارد و عمان نیز به دنبال سهم خود است. شرکت OQ قصد دارد ظرفیت ذخیره‌سازی دقم را طی سه سال به حدود ۱۰ میلیون بشکه برساند. این یک فرصت طلایی است، اما در عین حال نشان می‌دهد که ابوظبی تنها بازیگر این روند نخواهد بود و بنادر عمان نیز اهمیت زیادی خواهند داشت.

با این همه، دلبری امنیت را بزرگ‌ترین مانع می‌داند. به اعتقاد او، سرمایه و زمان می‌توانند ظرفیت بندر، خط لوله و راه‌آهن را افزایش دهند، اما امنیت را نمی‌توان به همین شیوه تأمین کرد. اگر فجیره و سواحل عمان نیز در معرض حمله قرار گیرند، مسیرهای جایگزین خود به گلوگاه‌هایی تازه تبدیل خواهند شد.

«هرمز صفر» اهرم ایران را کاهش می‌دهد، اما حذف نمی‌کند

دلبری معتقد است امارات قادر است دامنه آسیب‌پذیری خود را کاهش دهد، اما نمی‌تواند امنیت اقتصادی‌اش را به‌طور کامل از امنیت خلیج فارس جدا کند. به گفته او، دلیل نخست جغرافیاست: بخش مهمی از زیرساخت اقتصادی، صنعتی و انرژی امارات، از جبل‌علی و بندر خلیفه گرفته تا پالایشگاه‌ها و ترمینال داس، همچنان در داخل خلیج فارس قرار دارد. مسیرهای جایگزین می‌توانند محل خروج کالا و انرژی را تغییر دهند، اما محل تولید و زیرساخت‌های اصلی را جابه‌جا نمی‌کنند.

از نگاه او، ناامنی نیز محدود به خود تنگه نیست. حملات به فجیره و سواحل عمان نشان داده‌اند که ریسک می‌تواند به مسیرهای جایگزین منتقل شود. افزون بر این، بیمه، گردشگری و سرمایه‌گذاری خارجی به وضعیت امنیتی کل منطقه واکنش نشان می‌دهند. دلبری همچنین بر نقش امارات به‌عنوان مرکز تجارت مجدد منطقه تأکید می‌کند و می‌گوید ادامه ناامنی هرمز می‌تواند این نقش را حتی در صورت توسعه فجیره تحت تأثیر قرار دهد. اما آیا «هرمز صفر» اهرم ایران را کاهش می‌دهد؟ دلبری می‌گوید:

بر اساس برآوردی که امروز منتشر شده، در ماه‌های اخیر حدود ۴۰ درصد نفت خام منطقه از تنگه هرمز گذشته و فقط ۴۰ درصد از خط لوله و مسیرهای دیگر، در حالی که پیش از جنگ ۴۰ درصد از تنگه عبور می‌کرد. هرچه نفت بیشتری بدون توقف جابه‌جا شود، قدرت اجبار ایران کمتر می‌شود. تحلیلگران همچنین هشدار می‌دهند که همان اقدامات فوق‌العاده‌ای که برای ادامه جریان نفت لازم است، نشان می‌دهد تنگه هرمز همچنان می‌تواند منبعی برای اهرم سیاسی، اقتصادی و نظامی باشد.

دلبری نتیجه می‌گیرد که «هرمز صفر» می‌تواند اهرم ژئوپلیتیکی ایران را کاهش دهد، اما قادر به حذف آن نیست. به گفته او، گاز مایع، محصولات پتروشیمی و بخش بزرگی از تجارت کانتینری همچنان به تنگه وابسته‌اند و ظرفیت مسیرهای جایگزین نیز محدود است. از این رو، او راهبرد امارات را بیش از هر چیز نوعی «بیمه» می‌داند: ابزاری برای کاهش هزینه و اثر تهدید، نه جدا کردن اقتصاد امارات از امنیت خلیج فارس. از نگاه او، اهرم ایران در صورت توسعه و ایمن ماندن مسیرهای جایگزین، نه ناگهانی بلکه به‌تدریج فرسوده خواهد شد.

*این مصاحبه را حسین نوش‌آذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.