ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

ایران و روسیه مشغول ساخت رابطه بلندمدت‌اند، اما اجلاس بیشکک گره تحریم را باز نمی‌کند

در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین ششمین دیدار حضوری خود را برگزار می‌کنند؛ معاهده جامع راهبردی، تجارت اوراسیا، تفاهم هسته‌ای حدود ۲۵ میلیارد دلاری و ادامه رویارویی ایران با آمریکا به این دیدار معنا می‌دهد. مسعود دلبری در گفت‌وگو با رادیو زمانه این نزدیکی را ترکیبی از شراکت بلندمدت و ائتلاف اضطراری می‌داند: زیرساخت رابطه نهادینه‌تر شده، اما شتاب فعلی آن بیشتر محصول انزوای مشترک و تحریم است تا اتحاد متقارن. او تفاهم نیروگاهی با مسکو را هم اهرم چانه‌زنی در برابر غرب می‌بیند و هم مانعی برای اعتمادسازی. به گفته دلبری، خروجی ملموس بیشکک احتمالاً در کریدور شمال‌جنوب دیده می‌شود، نه در سازوکار مالی مستقل از دلار.

شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، مسعود پزشکیان و بیش از دوازده رهبر دیگر در قرقیزستان گرد هم آمده‌اند تا در نشست دو روزه سازمان همکاری شانگهای شرکت کنند.

 پوتین و پزشکیان هم در حاشیه  اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، برای ششمین بار با یکدیگر دیدار و گفت‌وگو می‌کنند. این ملاقات در شرایطی انجام می‌شود که تهران و مسکو در دو سال گذشته معاهده جامع راهبردی امضا کرده‌اند، تجارت آزاد با اتحادیه اوراسیا را پیش می‌برند و اخیراً از تفاهم‌نامه‌ای در حدود ۲۵ میلیارد دلار برای ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای جدید خبر داده‌اند. همزمان ایران همچنان درگیر رویارویی با ایالات متحده است و دولت پزشکیان تلاش می‌کند چند مسیر دیپلماتیک و اقتصادی را باز نگه دارد.

این دیدار بار دیگر این پرسش را مطرح می‌کند که نزدیکی فزاینده تهران و مسکو تا چه حد راهبردی و پایدار است و تا چه حد واکنشی به فشار غرب و نیازهای کوتاه‌مدت دو طرف. در این گفت‌وگو می‌خواهیم با مسعود دلبری بررسی کنیم که اجلاس شانگهای و دیدار دوجانبه پوتین و پزشکیان در عمل چه خروجی می‌تواند داشته باشد و آیا این سطح از تعامل، دست ایران را در معادلات منطقه‌ای و هسته‌ای قوی‌تر می‌کند یا بیشتر جنبه نمادین و مدیریت بحران دارد. با آقای مسعود دلبری، کارشناس انرژی گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

رابطه ایران و روسیه ترکیبی از شراکت بلندمدت و ائتلاف اضطراری است

مسعود دلبری در گفت‌وگو با زمانه در پاسخ به این پرسش که آیا این سطح از تعامل بین تهران و مسکو بیشتر یک شراکت راهبردی یا ائتلافی اضطراری برای مدیریت تحریم و بحران است، می‌گوید این دو تفسیر لزوماً در تضاد نیستند و رابطه کنونی ایران و روسیه ترکیبی از هر دو است، هرچند وزن آن‌ها در لایه‌های مختلف فرق می‌کند. به گفته او، در سطح ساختاری نشانه‌هایی از شراکت واقعی دیده می‌شود؛ معاهده جامع راهبردی، تجارت آزاد با اتحادیه اوراسیا و تفاهم‌نامه هسته‌ای حدود بیست‌وپنج میلیارد دلاری افقی ده‌تا بیست‌ساله دارند، نه مقطعی یک‌دو ساله. او معتقد است روسیه به شریک ژئوپلیتیک در جنوب‌غربی آسیا و کریدور شمال‌جنوب نیاز دارد و ایران نیز به بازار، فناوری و پوشش دیپلماتیک مسکو در نهادهایی مانند شورای امنیت چشم دوخته است؛ انگیزه‌هایی که با تعویض دولت‌ها به‌سادگی از میان نمی‌روند. دلبری در ادامه اما یادآور می‌شود:

اما در سطح کارکردی و روزمره، بخش بزرگی از این نزدیکی را باید واکنشی و بحران‌محور دید. هم ایران و هم روسیه، هر کدام به دلایل خود، زیر فشار سنگین تحریم غرب هستند. مسکو به‌دلیل جنگ اوکراین از بازارهای مالی و فناوری غرب تقریباً به‌طور کامل کنار گذاشته شده و تهران نیز به‌دلیل پرونده هسته‌ای و رویارویی مستقیم با آمریکاست. همین انزوای مشترک دو کشور را به سمت یکدیگر می‌کشد. این نزدیکی بیشتر از سر نداشتن گزینه بهتر است تا انتخاب راهبردی ایده‌آل.

دلبری همچنین بر عدم تقارن رابطه تأکید می‌کند و می‌گوید:

روسیه در قبال ایران تعهدات امنیتی محکمی، از نوع معاهدات دفاعی کلاسیک، ارائه نمی‌دهد؛ یا اگر می‌دهد، چشمگیر نیست. در بحران‌های اخیر منطقه‌ای، از جمله حملات به تأسیسات ایران، حمایت مسکو بیشتر لفظی و دیپلماتیک بوده تا عملیاتی. این نشان می‌دهد مسکو رابطه با تهران را ابزاری برای افزایش اهرم چانه‌زنی خود با غرب می‌بیند، نه لزوماً اتحادی راهبردی و متقارن با تعهد دوطرفه کامل.

جمع‌بندی دلبری این است که زیرساخت رابطه در حال راهبردی‌تر و نهادینه‌تر شدن است، اما شدت و شتاب فعلی آن، به‌ویژه در دیپلماسی و امنیت، محصول فشار همزمان غرب بر هر دو کشور است: ایران و روسیه زیربنای بلندمدت می‌سازند، اما موتور گشایش کنونی عمدتاً تحریم و بحران کوتاه‌مدت است.

تفاهم هسته‌ای با روسیه هم اهرم چانه‌زنی است و هم مانع اعتمادسازی با غرب

دلبری درباره تفاهم هسته‌ای حدود بیست‌وپنج میلیارد دلاری با روسیه، در کنار تلاش تهران برای باز نگه داشتن مسیر مذاکره یا تفاهم با غرب می‌گوید این موضوع را باید از سه زاویه اقتصادی، سیاسی و پیام‌رسانی دید و پاسخ در هر لایه کمی فرق می‌کند. به گفته او، از نظر اقتصادی و فنی مسیر روسیه و مسیر غرب لزوماً رقیب یکدیگر نیستند؛ نیروگاه‌های غیرنظامی که روس‌ها می‌سازند معمولاً زیر نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌اند و به‌خودی‌خود مشمول سخت‌ترین تحریم‌های غرب نمی‌شوند. او نیروگاه بوشهر را نمونه می‌آورد و تأکید می‌کند این تفاهم به معنای کنار گذاشتن مسیر هسته‌ای صلح‌آمیز در برابر غرب نیست، چون سخن از فناوری غیرنظامی است نه برنامه غنی‌سازی.

با این حال، به روایت دلبری، رقم و مقیاس چند نیروگاه جدید آن‌قدر بزرگ است که نمی‌توان آن را صرفاً قراردادی تجاری دانست و خود یک بیانیه سیاسی هم هست. او معتقد است در لایه سیاسی این دو مسیر بیشتر با هم در تنش‌اند تا در همراهی کامل:

وقتی تهران همزمان که برای احیای مذاکرات هسته‌ای یا رفع تحریم‌ها با غرب تلاش می‌کند، وابستگی زیرساختی و انرژی خود را به روسیه عمیق‌تر می‌کند، این پیام به واشینگتن و اروپا می‌رسد که ایران گزینه جایگزین دارد و اگر مذاکره به جایی نرسد، دست‌کم تا مدتی بی‌پناه نخواهد ماند. این می‌تواند اهرم چانه‌زنی باشد. تهران به غرب می‌گوید در را برای شما باز گذاشته‌ام؛ اگر نیایید، مسیر جایگزین من روسیه است که اکنون هم آماده است.

او هشدار می‌دهد که این اهرم قیمت دارد. تعمیق رابطه با مسکو، آن هم در بزنگاهی که روسیه خود با غرب در تقابل امنیتی حادی است، اعتمادسازی با اروپا و آمریکا را دشوارتر می‌کند و غربی‌ها می‌توانند قرارداد را نشانه چرخش کامل تهران به شرق بخوانند؛ حتی اگر پرونده هسته‌ای لفظاً باز مانده باشد.

جمع‌بندی دلبری این است که دو مسیر نه کاملاً مکمل‌اند و نه کاملاً متضاد:

تهران بازی موازنه‌ای پرریسک را دنبال می‌کند: از یک سو با تعمیق همکاری با مسکو می‌کوشد حداقل امنیت انرژی و سیاسی خود را تضمین کند و اهرم بسازد؛ از سوی دیگر تلاش می‌کند در گفت‌وگوهای احتمالی با غرب همچنان قابل‌اتکا به نظر برسد. مسئله این است که این دو هدف در بلندمدت به‌سختی همزمان قابل دستیابی‌اند. احتمال دارد این تفاهم هسته‌ای بیشتر به‌عنوان پیام و اهرم فعلی عمل کند تا جایگزینی کامل برای مسیر غرب.

 دیدار بیشکک فقط در کریدور شمال‌جنوب امید به پیشرفت ملموس دارد

دلبری درباره چشم‌انداز مذاکرات پزشکیان – پوتین در بیشکک می‌گوید باید سطح بیانیه‌ای را از سطح اجرایی جدا کرد، چون دیدارهای از این دست در این دو لایه عملکرد متفاوتی دارند. به گفته او، در سطح نمادین تقریباً می‌توان انتظار خروجی داشت: بیانیه مشترک، تأکید دوباره بر تعمیق مشارکت راهبردی و احتمالاً اشاره به همکاری هسته‌ای و کریدور شمال‌جنوب. او کارکرد این خروجی را بیشتر پیام به آمریکا، اروپا و حتی چین می‌داند؛ یعنی نشان دادن اینکه محور تهران‌ـ‌مسکو زنده و در حال گسترش است.

اما در سطح اجرایی باید انتظار را پایین آورد:

ایران و روسیه سال‌هاست درباره اتصال نظام‌های پیام‌رسان بانکی، جایگزینی سوئیفت و تسویه با ارز ملی صحبت می‌کنند، اما پیشرفت ملموس کند بوده است. زیرساخت بانکی ایران بسیار محدود است و ریسک تحریم ثانویه برای بانک‌های روسی بالاست. حتی بانک‌های روسیه گاهی برای معامله با نهادهای ایرانی محتاطانه‌تر عمل می‌کنند تا خود گرفتار تحریم ثانویه نشوند. بعید است این دیدار به‌تنهایی این مانع ساختاری را حل کند. در بهترین حالت اعلام کارگروه یا سازوکار پیگیری خواهیم دید، نه یک نظام عملیاتی واحد و قابل اجرا.

در مورد کریدور شمال‌جنوب دلبری خوشبین‌تر است و می‌گوید این پروژه واقعاً پیش می‌رود و بخش‌های ریلی و جاده‌ای در حال تکمیل‌اند. او این حوزه را یکی از معدود جاهایی می‌داند که دیدار بیشکک می‌تواند بدان شتاب دهد؛ از جمله با بودجه یا زمان‌بندی برای بخش‌های باقی‌مانده مانند خط آهن رشت‌ـ‌آستارا. به گفته او به‌دلیل منافع مستقیم اقتصادی، خروجی ملموس در این بخش محتمل‌تر است و شخص پوتین نیز پروژه را پیگیری می‌کند.

درباره موضع هماهنگ در برابر مکانیسم ماشه، دلبری یادآور می‌شود:

روسیه فعال‌سازی مکانیسم ماشه را در شورای امنیت غیرقانونی خواند و از آن حمایت رسمی نکرد. این حمایت سیاسی برای تهران ارزشمند بود و احتمالاً تکرار خواهد شد. اما حمایت لفظی است. روسیه اهرم واقعی برای متوقف کردن آثار عملی بازگشت تحریم‌های سازمان ملل ندارد و نمی‌تواند آن‌ها را وتو یا خنثی کند. بنابراین موضع هماهنگ‌تر سیاسی ممکن است، اما راه‌حل اجرایی برای دور زدن تحریم‌ها نیست.

جمع‌بندی دلبری این است که دیدار بیشکک ترکیبی خواهد بود: تداوم رابطه در سطح نمادین به نمایش گذاشته می‌شود و در کریدور شمال‌جنوب می‌توان پیشرفت قابل سنجش دید؛ اما گره‌های اصلی، یعنی نظام مالی مستقل از دلار و راه‌حل عملی برای آثار مکانیسم ماشه، ساختاری‌اند و با یک دیدار سران باز نمی‌شوند.

*این مصاحبه را حسین نوش‌آذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید و بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.