ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

تعادل شکننده نفت در بحران هرمز؛ ذخایر و مسیرهای جایگزین تا کجا دوام می‌آورند؟

مسعود دلبری، کارشناس انرژی و مسائل بین‌الملل، معتقد است بازار نفت یک سیستم خودتنظیم‌گر است که با کاهش خرید چین، استفاده از ذخایر استراتژیک، مسیرهای جایگزین و ظرفیت مازاد اوپک‌پلاس فشار را کنترل کرده. او در گفت‌وگو با زمانه سه سناریو برای آینده قیمت ترسیم می‌کند و هشدار می‌دهد که این تعادل در بلندمدت شکننده است. دلبری همچنین پیامدهای تورمی جهانی و آسیب به پروژه‌های تنوع‌بخشی اقتصادی کشورهای منطقه را بررسی می‌کند.

با وجود تنش‌های شدید در تنگه هرمز و باب‌المندب که جریان عادی نفت جهان را مختل کرده، قیمت نفت برنت هنوز حول و حوش ۸۶ تا ۸۷ دلار مانده و به سطوح خیلی بالاتر مثل ۱۵۰ دلار نرسیده است. بسیاری انتظار داشتند با قطع یا کاهش شدید صادرات خاورمیانه، بازار دچار شوک بزرگ شود، اما این اتفاق نیفتاده. دلیل اصلی این است که بازار با ابزارهایی مثل کاهش خرید (به‌ویژه از سوی چین)، استفاده از ذخایر و مسیرهای جایگزین، خودش را تا حدی تنظیم کرده و فشار قیمت را کنترل کرده است. با این حال، در بلندمدت ممکن است این روش‌ها دیگر پاسخگو نباشند و اگر اختلال‌ها ادامه پیدا کند یا شدیدتر شود، بازار نتواند به همین راحتی تعادل را حفظ کند. با آقای مسعود دلبری کارشناس انرژی و مسائل بین‌الملل گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

چرا قیمت نفت هنوز منفجر نشده است؟

دلبری معتقد است علت اصلی باقی ماندن قیمت نفت برنت در محدوده نسبتاً معتدل، با وجود تنش جدی در تنگه هرمز و باب‌المندب، این است که بازار نفت برخلاف تصور عمومی سیستمی ایستا نیست، بلکه یک سیستم خودتنظیم‌گر است که در برابر شوک‌های عرضه با چند مکانیزم همزمان واکنش نشان می‌دهد.

به گفته او، نخست و شاید مهم‌ترین عامل رفتار چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است. چین در دوره‌های تنش ژئوپلیتیک معمولاً خرید نفت از بازار آزاد را موقتاً کاهش می‌دهد و آن را با برداشت از ذخایر استراتژیک و تجاری خود جایگزین می‌کند؛ ذخایری که در سال‌های اخیر به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته‌اند. همزمان واردات از منابعی مانند روسیه و ایران را با تخفیف قیمتی و خارج از کانال‌های رسمی افزایش می‌دهد. این رفتار فشار تقاضا روی بازار جهانی نفت را کم می‌کند و باعث می‌شود قیمت به‌جای واکنش تند، به‌صورت تدریجی و کنترل‌شده تعدیل شود.

او همچنین به وجود مسیرهای جایگزین اشاره می‌کند و می‌گوید:

عربستان سعودی از طریق خط لوله شرق به غرب و امارات از طریق خط لوله حبشان-فجیره بخشی از صادرات خود را می‌توانند بدون عبور از تنگه هرمز به آب‌های آزاد برسانند. این ظرفیت هرچند محدود است، اما به بازار این پیام را می‌دهد که حتی در بدترین سناریو، کل صادرات خلیج فارس متوقف نخواهد شد.

دلبری عامل سوم را وجود ذخایر استراتژیک جهانی در آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی می‌داند که آژانس بین‌المللی انرژی در صورت کمبود واقعی می‌تواند بخشی از آن را وارد بازار کند. به باور او، صرف وجود این ذخایر حتی بدون استفاده عملی، به‌عنوان عامل روانی هیجان بازار را کاهش می‌دهد.

او ظرفیت مازاد تولید اوپک‌پلاس، به‌ویژه عربستان و امارات را نیز به عنوان عامل چهارم برمی‌شمارد که در صورت لزوم می‌تواند بخشی از کاهش عرضه را جبران کند.  دلبری سپس تأکید می‌کند:

باید به این واقعیت مهم اشاره کرد که در این لحظه، با وجود تنش‌های شدید، جریان واقعی عبور نفت از تنگه هرمز به‌طور کامل قطع نشده است. آنچه بازار با آن مواجه است بیشتر ریسک احتمالی و افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل است تا توقف واقعی و صددرصدی صادرات. بازار نفت معمولاً به ریسک بالقوه با احتیاط واکنش نشان می‌دهد، نه با وحشت، و سعی می‌کند اختلال را تا مرحله وقوع عملی مدیریت و کنترل کند.

سه سناریو برای آینده قیمت نفت

دلبری معتقد است اگر تنش در تنگه هرمز و دریای سرخ طولانی‌تر و شدیدتر شود، باید این موضوع را به‌صورت سناریویی بررسی کرد، چون پاسخ قطعی و یک‌رقمی برای آن وجود ندارد.

به گفته او، در سناریوی نخست که تنش‌ها ادامه پیدا کند اما بدون بسته شدن کامل تنگه هرمز، یعنی همان وضعیتی که هم‌اکنون نیز تا حدی جاری است، احتمالاً قیمت نفت در محدوده ۹۰ تا ۱۰۰ دلار برای هر بشکه نوسان خواهد داشت. چرا که ریسک ژئوپلیتیک به‌تدریج در قیمت لحاظ می‌شود اما مکانیسم‌های تعدیل‌کننده همچنان باقی می‌مانند. او می‌گوید:

در سناریوی دوم اگر یک اختلال جدی‌تر رخ دهد، مثلاً حمله مستقیم به کشتی‌های نفتکش، کاهش محسوس در تعداد سفرها به دلیل افزایش شدید حق بیمه، یا بسته شدن موقت و جزئی بخشی از تردد در تنگه هرمز، قیمت می‌تواند به سمت محدوده ۱۲۰ تا ۱۴۰ دلار حرکت کند. این وضعیت بیشتر به دلیل صرف ریسک، افزایش هزینه حمل‌ونقل و تنش روانی در بازارهای مالی رخ می‌دهد تا کمبود فیزیکی واقعی نفت.

دلبری سناریوی سوم را بدترین حالت می‌داند؛ یعنی بسته شدن کامل و طولانی‌مدت تنگه هرمز که از نظر تاریخی هرگز به‌طور کامل رخ نداده است. به گفته او برخی تحلیل‌گران احتمال جهش قیمت به بالای ۱۵۰ دلار و حتی سطوح بسیار بالاتر در کوتاه‌مدت را مطرح می‌کنند. اما او تأکید می‌کند:

نکته مهم این است که این سناریو از نظر اقتصادی برای خود کشورهای منطقه از جمله ایران بسیار پرهزینه است، چون بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت خود ایران نیز از این تنگه عبور می‌کند و همین محاصره‌ای که وجود دارد خودش یک بحران در بحران را رقم زده است.

به باور دلبری، هرچند بسته شدن کامل و پایدار تنگه هرمز از نظر نظامی ممکن است، اما از نظر اقتصادی و راهبردی برای بازیگران منطقه هزینه بسیار بالایی دارد و احتمال وقوع کامل و طولانی‌مدت آن نسبت به دو سناریوی اول بسیار پایین‌تر است.

پیامدهای جهانی و منطقه‌ای تنش‌های انرژی

دلبری پیامدهای این وضعیت را در دو سطح جهانی و منطقه‌ای بررسی می‌کند. به گفته او، در سطح جهانی مهم‌ترین تأثیر مستقیم افزایش هزینه انرژی و به‌دنبال آن فشار تورمی در اقتصادهای واردکننده نفت است. کشورهایی که هنوز از تورم بالای دوران پساکرونا و جنگ اوکراین به‌طور کامل خارج نشده‌اند، در صورت افزایش پایدار قیمت نفت ممکن است دوباره با فشار تورمی و سیاست‌های انقباضی بانک‌های مرکزی مواجه شوند. این موضوع می‌تواند رشد اقتصادی جهانی را کند کند و حتی ریسک رکود در برخی اقتصادهای بزرگ را افزایش دهد.

او اثر دوم را افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی و بیمه‌های کشتیرانی می‌داند، به‌ویژه برای مسیرهایی که از دریای سرخ و باب‌المندب عبور می‌کنند:

تداوم ناامنی در باب‌المندب باعث می‌شود بسیاری از کشتی‌ها مسیر طولانی‌تری از طریق دماغه امید نیک در آفریقای جنوبی را انتخاب کنند که هم هزینه و هم زمان حمل‌ونقل را به‌طور محسوس و چشمگیری افزایش می‌دهد و این هزینه در نهایت به قیمت کالاهای مصرفی در بازارهای جهانی منتقل می‌شود.

در سطح منطقه‌ای، دلبری معتقد است کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس در وضعیتی دوگانه قرار دارند. از یک سو افزایش قیمت نفت در کوتاه‌مدت می‌تواند درآمدهای ارزی آن‌ها را افزایش دهد، اما از سوی دیگر ادامه ناامنی و ریسک حمله به تأسیسات و کشتی‌ها می‌تواند سرمایه‌گذاری خارجی، بیمه صادرات و اعتماد بلندمدت بازار را به‌شدت تضعیف کند. او تأکید می‌کند کشورهایی مانند مصر که درآمد قابل‌توجهی از عبور کشتی‌ها از کانال سوئز دارند نیز از کاهش تردد در دریای سرخ به‌شدت متضرر می‌شوند. دلبری هشدار می‌دهد:

تداوم این تنش‌ها می‌تواند روند تنوع‌بخشی اقتصادی کشورهای مهم منطقه‌ای مانند عربستان و امارات را که تلاش می‌کنند وابستگی به نفت را روزبه‌روز کاهش دهند، تحت تأثیر قرار دهد؛ چرا که ثبات و امنیت منطقه‌ای پیش‌شرط اصلی جذب سرمایه‌گذاری خارجی برای این نوع پروژه‌های تنوع‌بخشی است.

*این مصاحبه را حسین نوش‌آذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید و بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.