ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

استراتژی بلندمدت آمریکا برای دور زدن ایران در عراق؛ از تنگه هرمز تا نفوذ در بغداد

در شرایطی که جنگ آمریکا و ایران عبور از تنگه هرمز را با اختلال جدی مواجه کرده و قیمت نفت را به نوسان انداخته، دولت عراق و شرکت‌های آمریکایی با امضای بسته‌ای ۶۰ میلیارد دلاری از قراردادها و توافق‌نامه‌های همکاری، گام بلندی برای ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات نفت و کاهش وابستگی به این آبراه راهبردی برداشته‌اند. این طرح‌ها در ظاهر به دنبال تأمین امنیت انرژی و ثبات اقتصادی در منطقه پرتنش خاورمیانه است، اما مسعود دلبری، کارشناس انرژی، با اشاره به سابقه طولانی این پروژه‌ها و چالش‌های پیش رو، آنها را نه یک واکنش تاکتیکی به جنگ کنونی، بلکه بخشی از استراتژی بلندمدت آمریکا برای کاهش تدریجی نفوذ ژئوپولیتیک ایران در عراق و بازتعریف معماری انرژی منطقه می‌داند؛ استراتژی‌ای که اگرچه با شتاب جنگ به فاز عملیاتی وارد شده، اما به دلیل هزینه‌های بالا، آسیب‌های زیرساختی و ریسک‌های امنیتی، تا پیش از اوایل دهه ۲۰۳۰ به نتیجه ملموس نخواهد رسید.

شرکت‌های آمریکایی جمعه ۱۷ ژوئیه/۲۶ تیر حدود ۶۰ میلیارد دلار قرارداد و توافق‌نامه همکاری با دولت عراق امضا کردند که مهم‌ترین بخش آن ایجاد مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت و کاهش وابستگی به تنگه هرمز است. این قراردادها شامل سرمایه‌گذاری در خطوط لوله جدید، افزایش تولید نفت توسط شرکت شورون و احیای خط لوله عراق-سوریه می‌شود و با حمایت دولت آمریکا همراه است. هدف اصلی، تأمین امنیت انرژی در شرایطی است که به دلیل جنگ آمریکا و ایران، عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز به شدت کاهش یافته و قیمت جهانی نفت نوسان شدیدی را تجربه می‌کند.

این ابتکارات با حضور مقامات بلندپایه عراقی و آمریکایی انجام شده و قرار است خطوط لوله جدید روزانه میلیون‌ها بشکه نفت را از مسیرهای زمینی عراق به سوریه و ترکیه منتقل کنند. تحلیلگران معتقدند این پروژه‌ها در بلندمدت (تا حدود ۲۰۳۰) می‌توانند بخش قابل توجهی از صادرات نفت منطقه را از تنگه هرمز دور کنند. آیا این تحولات نشان‌دهنده تلاش مشترک آمریکا و عراق برای ایجاد ثبات اقتصادی و انرژی در منطقه پرتنش خاورمیانه است؟ آیا واقعا غرب می‌تواند خود را از تنگه هرمز برای همیشه بی‌نیاز کند؟ با آقای مسعود دلبری، گفت‌وگو کرده‌ایم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

زمان‌بندی واقع‌بینانه و پیامدهای ژئوپولیتیک پروژه‌های نفتی عراق

مسعود دلبری نخست دو بخش اصلی چالش انعقاد این قراردادها از یکدیگر جدا کرد: زمان‌بندی واقعی اجرای پروژه‌ها و تأثیر ژئوپولیتیکی آنها بر موقعیت ایران در منطقه. او تأکید کرد که آنچه در واشنگتن امضا شده، عمدتاً توافق‌نامه و تفاهم‌نامه است و نه پروژه‌ای که به زودی وارد مرحله اجرا شود. دلبری مهم‌ترین بخش این بسته را احیای خط لوله کرکوک-بانیاس دانست و گفت کارشناسان هزینه بازسازی آن را بین ۴.۵ تا ۸ میلیارد دلار تخمین زده‌اند و زمان تکمیل آن را حدود ۲ تا ۳ سال برآورد می‌کنند. او با اشاره به سابقه این پروژه افزود:

در سال ۲۰۰۷ میلادی بغداد و دمشق قرارداد مشابهی امضا کردند که در سال ۲۰۰۹ به دلیل هزینه‌های بسیار بالا لغو شد. به علاوه زیرساخت خط لوله در طول سال‌های جنگ سوریه به شدت آسیب دیده و وضعیت امنیتی در مسیر آن، به‌ویژه در استان‌های شرقی سوریه، هنوز چالش‌برانگیز است. بنابراین اگر واقع‌بین باشیم، رسیدن این خط لوله به ظرفیت کامل چیزی نزدیک به اوایل ۲۰۳۰ خواهد بود.

دلبری در ادامه به ظرفیت این خط لوله اشاره کرد و گفت ظرفیت اعلام‌شده دو میلیون بشکه در روز است، در حالی که ظرفیت تاریخی آن تنها سیصد هزار بشکه بوده و اجرای پروژه نیازمند ساخت زیرساخت‌های جدید و هزینه‌های بسیار بیشتر است.

از منظر ژئوپولیتیک، دلبری توصیه کرد که باید با احتیاط بیشتری به روایت‌های رسمی آمریکا و عراق نگریست. به گفته او، این پروژه‌ها در صورت تحقق می‌توانند بخشی از صادرات نفت عراق را از تنگه هرمز دور کنند و اهرم فشار ایران را تا حدی کاهش دهند، اما این به معنای بی‌نیازی کامل از تنگه هرمز نیست. او در ادامه توضیح داد:

این خط لوله فقط نفت شمال عراق را پوشش می‌دهد، نه کل صادرات جنوب عراق که بخش اصلی تولید این کشور در مناطق بصره قرار دارد. ثانیاً خود ایران هم صادرات نفتش را عمدتاً از همین تنگه هرمز انجام می‌دهد. بنابراین این پروژه به طور مستقیم اهرمی علیه صادرات ایران نیست، بلکه بیشتر ابزاری برای کاهش آسیب‌پذیری بازار جهانی در برابر اختلال‌های احتمالی در این تنگه است.

دلبری در پایان تأکید کرد که تأثیر اصلی این توافق‌ها نه در کوتاه‌مدت بر بازار نفت، بلکه در تقویت محور همکاری اقتصادی و امنیتی میان عراق، سوریه جدید و آمریکا است که می‌تواند به تدریج نفوذ سیاسی و اقتصادی ایران در عراق را تحت فشار قرار دهد. او این روند را تدریجی، بلندمدت و همراه با چالش‌های جدی ارزیابی کرد، نه یک تغییر ناگهانی در معادلات قدرت منطقه‌ای.

ترکیب راهبرد بلندمدت و شتاب جنگی در سیاست انرژی آمریکا

مسعود دلبری در پاسخ به این پرسش که آیا تمرکز بر مسیرهای صادراتی عراق-سوریه-ترکیه را می‌توان بخشی از استراتژی بلندمدت آمریکا برای کاهش نفوذ ایران در بازار انرژی خاورمیانه دانست، یا بیشتر یک اقدام تاکتیکی کوتاه‌مدت در شرایط جنگی فعلی است، گفت که واقعیت ماجرا ترکیبی از دو جنبه است: یک چارچوب راهبردی بلندمدت که جنگ کنونی آمریکا و ایران صرفاً به عنوان محرک و شتاب‌دهنده آن عمل کرده است.او با اشاره به سابقه تاریخی افزود:

ایده کاهش نفوذ ایران در بازار انرژی عراق و سوریه موضوع تازه‌ای نیست. آمریکا از سال‌ها پیش،  دنبال این بوده که با نزدیک‌تر کردن بغداد و دمشق جدید به خودش، فضای مانور اقتصادی و سیاسی ایران در این دو کشور را محدود کند. حضور مستمر شرکت‌های مهندسی شورون در اقلیم کردستان، از سرگیری فعالیت‌های این شرکت در میدان‌های نفتی پس از دوره‌ای که متوقف شده بود، و همچنین قرارداد اخیر، همه نشان می‌دهد که این روند حتی پیش از جنگ فعلی هم در جریان بوده است. برخی از مدیران سابق شرکت نفت بصره هم چندی پیش به همین نکته اشاره کرده و این تصمیمات را نشانه یک تغییر سیاست آگاهانه آمریکا در عراق توصیف کرده‌اند، نه صرفاً یک واکنش موقتی.

دلبری در ادامه خاطرنشان کرد که با وجود این سابقه، زمان‌بندی امضای بسته ۶۰ میلیارد دلاری و سرعت گرفتن مذاکرات خط لوله کرکوک-بانیاس مستقیماً تحت تأثیر جنگ اخیر و اختلال در تنگه هرمز قرار گرفته است. به گفته او، عراق پیش از جنگ این پروژه را با سرعت کم دنبال می‌کرد، اما پس از توقف نزدیک به ۹۵ درصد صادرات نفتش و مطرح شدن نگرانی‌های امنیتی در نشست‌های بین‌المللی، بغداد و واشنگتن انگیزه جدی برای خروج پروژه از حالت نمادین و ورود به فاز اجرایی پیدا کرد. او افزود:

این پروژه‌ها تک‌بعدی نیستند و صرفاً به نفت محدود نمی‌شوند. در کنار خط لوله کرکوک-بانیاس، عراق مسیر شمالی کرکوک-فیشخابور به ترکیه را هم با ظرفیتی نزدیک به یک میلیون بشکه در روز هدف‌گذاری کرده و همزمان پروژه‌هایی مثل خط بصره-عقبه به سمت اردن نیز در دستور کار قرار گرفته تا وابستگی به خلیج فارس کاهش یابد. توافق با جنرال الکتریک برای برق و ورود رسمی استارلینک به عراق نشان می‌دهد که آمریکا در حال پایه‌ریزی یک بسته کامل‌تر از نفوذ اقتصادی، زیرساختی و حتی فناوری در عراق است که فراتر از یک واکنش تاکتیکی به جنگ فعلی است.

مسعود دلبری جمع‌بندی کرد که آمریکا در حال اجرای یک استراتژی بلندمدت برای بازتعریف جایگاه عراق و سوریه در معماری انرژی منطقه است؛ استراتژی‌ای که هدف اصلی آن کاهش تدریجی اهرم ژئوپولیتیک ایران، هم از طریق تنگه هرمز و هم از طریق نفوذ سیاسی در بغداد است. به اعتقاد او، جنگ اخیر این پروژه‌ها را از مرحله برنامه‌ریزی کاغذی و مذاکرات کند به فاز عملیاتی وارد کرده و همین امر باعث شده ظاهر ماجرا تاکتیکی به نظر برسد، در حالی که زیربنای آن یک نگاه راهبردی چندساله است که احتمالاً حتی پس از فروکش کردن جنگ نیز ادامه خواهد یافت.

تغییر تدریجی توازن قدرت به نفع آمریکا و تشدید رقابت ایران ـ ترکیه

مسعود دلبری در پایان گفت‌وگو با زمانه خاطرنشان کرد که اگر این محور همکاری واقعاً شکل بگیرد، می‌تواند در بلندمدت توازن قدرت منطقه را به نفع آمریکا و متحدانش تغییر دهد، هرچند این تغییر تدریجی خواهد بود و نه فوری.

به گفته او، مهم‌ترین اثر این پروژه‌ها این است که ایران دیگر تنها بازیگر دارای کنترل بر مسیرهای انرژی عراق نخواهد بود؛ اهرمی که سال‌ها به عنوان ابزار فشار تهران بر بغداد عمل کرده است. دلبری افزود:

از طرف دیگر، این محور ترکیه را هم به بازیگر انرژی مهم‌تری در معادلات منطقه‌ای تبدیل می‌کند و می‌تواند رقابت آنکارا و تهران را بر سر نفوذ در عراق و سوریه بسیار تشدید کند.اما باید محتاط بود، چون این پروژه‌ها هنوز با ریسک‌های امنیتی جدید در سوریه، ثبات سیاسی شکننده در بغداد و رقابت روسیه و چین روبرو هستند.

او نتیجه‌گیری کرد که تا زمانی که خطوط لوله به ظرفیت کامل نرسند، تغییر واقعی در توازن قدرت بیشتر در حد حرف و برنامه خواهد ماند تا یک واقعیت اجرایی و عملیاتی. دلبری شخصاً تحقق سریع این تغییرات را در کوتاه‌مدت بسیار سخت و حتی بعید ارزیابی کرد.

*این مصاحبه توسط حسین نوش‌آذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.