دور زدن هرمز و الگوی دوگانه رقابت ـ همکاری ایران و امارات
امارات متحده عربی با احداث بندر جدید در فجیره، گامی راهبردی برای دور زدن تنگه هرمز و کاهش وابستگی به جبل علی برداشته است؛ پروژهای که در بحبوحه تنشهای نظامی اخیر در خلیج فارس، الگوی تازهای از «رقابت-همکاری» را در لجستیک منطقه رقم میزند. مسعود دلبری، کارشناس انرژی، در گفتوگو با زمانه این ابتکار را پاسخی به سقوط ۹۵ تا ۹۷ درصدی ترافیک کانتینری جبل علی میداند و تأکید میکند که امارات با شتابی بیسابقه به دنبال کاهش کامل وابستگی به آبراه حساس هرمز است؛ درحالیکه ایران با وجود ظرفیت راهبردی چابهار، بهدلیل تحریمها و ریسک امنیتی حملات آمریکا، قادر به رقابت در این عرصه نیست و ناگزیر به بازتعریف چارچوبی باثباتتر در روابط منطقهای است.

تاپشات - کشتیهای باری و نفتکشها در سواحل شهر فجیره، در تنگه هرمز در شمال امارت مشاهده میشوند. ۲۵ فوریه ۲۰۲۶. (عکس از جوزپه کاکاچه / AFP)
بر اساس گزارش فایننشال تایمز شرکت DP World دبی در حال برنامهریزی برای احداث یک بندر جدید چندمنظوره و ترمینال کانتینری در ساحل شرقی امارات، بهویژه در منطقه فجیره فوجایره است. این پروژه با هدف دور زدن تنگه هرمز و کاهش وابستگی به بندر اصلی جبل علی اجرا میشود. کشتیها میتوانند کانتینرها را در بندر جدید (خارج از تنگه هرمز و در ساحل دریای عمان) تخلیه یا بارگیری کنند و سپس کالاها با کامیون به دبی، ابوظبی و سایر نقاط خلیج فارس منتقل شوند. این ابتکار میتواند ظرف ۱۸ ماه تکمیل شود و پاسخی مستقیم به تنشهای منطقهای و اختلالات احتمالی در عبور و مرور از تنگه هرمز است.
این طرح بخشی از استراتژی بلندمدت امارات برای افزایش تابآوری لجستیکی و کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی است. امارات قبلاً با توسعه بنادر شرقی مانند فجیره و خور فکان و همچنین خطوط لوله نفتی جایگزین، گامهایی در این جهت برداشته بود. اجرای این پروژه نه تنها امنیت زنجیره تأمین دبی را تقویت میکند، بلکه موقعیت امارات را بهعنوان هاب تجاری منطقهای تثبیت خواهد کرد و میتواند الگوی حملونقل دریایی در خلیج فارس را تغییر دهد. با آقای مسعود دلبری، کارشناس انرژی گفتوگو کردهایم.
بحران امنیتی و لزوم توسعه بنادر شرقی ایران
مسعود دلبری در آغاز گفتوگو با زمانه تأکید کرد که تحولات اخیر در آبهای خلیج فارس و دریای عمان فراتر از یک رقابت اقتصادی ساده میان بنادر ایران و امارات است و بازتاب مستقیم یک بحران امنیتی گسترده به شمار میرود که از اوایل سال جاری الگوهای تجارت دریایی منطقه را کاملاً دگرگون کرده است. او درباره پروژه دبی گفت:
ژئوپلیتیک این پروژه نه صرفاً تقویت زیرساخت، بلکه فراتر از آن، کاهش کامل وابستگی به تنگه هرمز را هدف قرار داده است. دلیل این شتاب هم روشن است. ترافیک کانتینری بندر جبل علی، بزرگترین بندر دبی، در اوج بحران تا حدود ۹۵ تا ۹۷ درصد سقوط کرده. این رقم به تنهایی نشان میدهد که امارات دیگر منتظر یک راهحل دیپلماتیک نخواهد ماند و مستقیماً سرمایهگذاری را آغاز کرده است.
دلبری با اشاره به حملات اخیر آمریکا به بنادر جنوبی ایران از جمله بندرعباس، قشم، جاسک، سیرک، بوشهر و بهویژه چابهار، گفت که این درگیریها کنترل ترافیک دریایی چابهار را به شدت آسیب زده و حتی منجر به قطعی برق در بخشهایی از شهر شده است یادآوری کرد:
امارات دارد دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که ایران سال هاست باید انجام میداد؛ یعنی کاهش وابستگی از یک گلوگاه واحد. بندر چابهار به دلیل موقعیتش در دریای عمان و خارج از تنگه هرمز، از نظر جغرافیایی میتواند نقش مشابهی برای ایران ایفا کند؛ هم به عنوان دروازه تجارت آسیای مرکزی و افغانستان از طریق کریدور شمال-جنوب و هم به عنوان یک بیمه ژئوپلیتیکی در برابر بسته شدن احتمالی تنگه هرمز، چه توسط دشمنان ایران و چه به عنوان ابزاری برای فشار خود حکومت جمهوری اسلامی. از این منظر، توصیه به توسعه چابهار و بنادر شرقی از منظر اقتصادی و راهبردی کاملاً موجه به نظر میرسد.
دلبری نتیجهگیری کرد که تنوعبخشی به زیرساختهای بندری ایران همچنان یک ضرورت راهبردی بلندمدت است، اما بدون ایجاد چارچوبی باثباتتر در روابط با آمریکا و متحدانش، هر سرمایهگذاری بزرگی در بنادر شرقی ممکن است در معرض همان خطراتی قرار بگیرد که امروز چابهار را هدف قرار داده است:
حتی اگر چابهار در کوتاهمدت آسیبپذیر باشد، تنوعبخشی به زیرساختهای بندری همچنان یک ضرورت راهبردی و بلندمدت محسوب میشود. چرا که تمرکز کامل ظرفیت صادراتی و وارداتی کشور در تنگه هرمز، هر بار که تنشها بالا میرود، اقتصاد ایران را در معرض خطر کامل قرار میدهد. آنچه احتمالاً اولویت واقعیتری را ایجاب میکند، نه صرفاً شتاب در ساخت زیرساختها، بلکه ایجاد چارچوبی باثباتتر در روابط با آمریکا و متحدانش در منطقه است.
به اعتقاد او، رقابت با پروژههایی مانند فجیره در شرایط فعلی برای ایران به دلیل تحریمها، انزوای مالی و درگیری مستقیم نظامی، بسیار دشوارتر خواهد بود
الگوی دوگانه رقابت و همکاری ایران و امارات در لجستیک منطقه
مسعود دلبری در ادامه گفتوگو با زمانه با اشاره به پروژه DP World در فجیره، توضیح داد که این ابتکار از منظر لجستیک و سرمایهگذاری، الگوی جدیدی را در سطح منطقه تثبیت میکند که میتوان آن را «افزایش زیرساخت موازی» نامید. او افزود که پیش از این، بنادر خلیج فارس عمدتاً بر اساس کارایی اقتصادی و مسیرهای ارزان طراحی میشدند، اما اکنون ساخت زیرساختهای موازی حتی با هزینه بالاتر حملونقل، صرفاً برای تضمین تداوم جریان کالا در زمان بحران پیگیری میشود و در صورت موفقیت در فجیره، سایر بازیگران منطقه از جمله عربستان، قطر و احتمالاً ایران را تحت فشار قرار خواهد داد تا مدل مشابهی را دنبال کنند.
اگر این مدل در فجیره موفق شود، تقریباً قطعی است که سایر بازیگران منطقه، از عربستان گرفته تا قطر و حتی خود ایران، تحت فشار این جریان قرار میگیرند که مدل مشابهی را دنبال کنند. به این معنا که بله، این میتواند یک الگوی جدید منطقهای برای کاهش وابستگی به آبراههای حساس مانند تنگه هرمز ایجاد کند. اما نکتهای که خیلی کلیدی است این است که اجرای این الگو برای کشورهایی که در حاشیه درگیری قرار دارند، بسیار راحتتر از کشورهایی است که خودشان را در کانون تعارض نظامی قرار میدهند.
از منظر سرمایهگذاری نیز تفاوت وضعیت دو کشور برجسته است؛ شرکت DP World به دلیل رتبه اعتباری بالا و دسترسی به بازارهای جهانی، میتواند ظرف ۱۸ ماه صدها میلیون دلار سرمایه جذب کند، در حالی که پروژههای مشابه در چابهار و بنادر شرقی ایران با تحریمهای مالی و ریسک امنیتی مستقیم حملات آمریکا مواجه هستند و بنابراین سرعت و حجم سرمایهگذاری بهشدت به ضرر ایران خواهد بود.
او در ادامه به بخش فرصت همکاری یا رقابت اشاره کرد و گفت که برخلاف تصور رایج، اقتصاد ایران و امارات بهشدت به هم گره خوردهاند:
امارات سالهاست دومین شریک تجاری بزرگ ایران بعد از چین بوده و دبی عملاً به عنوان هاب بازصادرات ایران عمل میکند. چیزی در حدود یک سوم کالاهای وارداتی ایران از قبیل موبایل، قطعات خودرو، خودروهای وارداتی، لوازم و تجهیزات از مسیر امارات وارد کشور میشود. صرافیهای ایرانی مستقر در دبی نیز نقش محوری در دور زدن تحریمها و انتقال ارز دارند. این یعنی زیرساخت همکاری، حتی در بدترین شرایط سیاسی، هرگز کاملاً از بین نرفته است.
با این حال، به گفته دلبری، در سطح سیاسی و امنیتی اعتماد دو طرف آسیب جدی دیده است:
در همین چندین هفته پیش شاهد بودیم که با کمرنگ شدن موج درگیریها، ترمینال جبل علی دوباره به روی محمولههای ایرانی باز شد و پروازهای مستقیم از سر گرفته شد. اما جنگ همین امسال این تصور را پیچیدهتر کرده، چون مقامات اماراتی در بحبوحه تنشها، دهها صرافی و شرکت مرتبط با سپاه پاسداران را در امارات بازداشت یا تحت تعقیب قرار داده، مدارس و برخی مراکز ایرانی در دبی را بسته و بحث انجماد داراییهای ایرانی در امارات را مطرح کردهاند. این نشان میدهد که در سطح سیاسی و امنیتی، اعتماد میان دو طرف آسیب جدی دیده است.
دلبری پیشبینی کرد که آینده رابطه لجستیکی دو کشور به الگوی دوگانه تبدیل خواهد شد: رقابت راهبردی در سطح زیرساخت بنادر و مسیرهای دریایی، همراه با همکاری پراگماتیک تجاری در سطح شرکتهای خصوصی و بازرگانان.
دلبری در پایان نتیجهگیری کرد که تداوم نوسان بین قطع و وصل تجارت، بزرگترین مانع برای هر نوع همکاری بلندمدت و پایدار است. تا زمانی که ریسک بسته شدن ناگهانی مسیرها وجود دارد، سرمایهگذاری خارجی و برنامهریزی زنجیره تأمین پایدار دشوار خواهد بود:
بنابراین طرف واقعی برای تبدیل این وضعیت به یک فرصت اقتصادی پایدار، نه صرفاً سختافزار فیزیکی بنادر، بلکه ثبات نسبی در روابط سیاسی و امنیتی منطقه است؛ چیزی که با توجه به تناوب حملات و پاسخها، هنوز برای هر دو طرف به دست نیامده است. امارات سعی میکند روابط تجاری خود را با ایران تا جایی که میتواند حفظ کند و اگر نتواند، به صورت موقت متوقف کند، اما این توقف همیشه قطعی نخواهد بود.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.











نظرها
نظری وجود ندارد.