اعتراضهای کارگری: تداوم مطالبات در غیاب تشکلهای قدرتمند
علیرضا نوایی، فعال و تحلیلگر مسائل کارگری، در گفتوگو با زمانه میگوید اعتراضهای کارگری مهرماه ۱۴۰۵، با وجود تداوم فشارهای معیشتی و برخوردهای قضایی، نسبت به نیمه نخست سال تغییر کیفی مشخصی نداشتهاند. او با اشاره به وضعیت کارگران پتروشیمی ماهشهر، ضعف نظارت بر اجرای قانون کار و فقدان تشکلهای مستقل و قدرتمند را از موانع اصلی تحقق مطالبات کارگران میداند. نوایی همچنین از تداوم اعتراضهای بازنشستگان نفت و گسترش حمایت از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سخن میگوید، اما تأکید میکند که تشکلهای مستقل و تجمعهای موجود هنوز بخش محدودی از کارگران شاغل و بازنشسته را نمایندگی میکنند.

اعتراض چهارروزه کارگران هپکو؛ راهپیمایی در اراک و وعده تغییر مدیریت
در مرداد ۱۴۰۵، اعتراضهای کارگری در ایران تحت تأثیر پیامدهای جنگ، تشدید بحران معیشتی و ناامنی شغلی جریان داشت. کارگران صنایع نفت و پتروشیمی، در کنار مطالبه افزایش دستمزد، حذف سقف حقوق و مقابله با قراردادهای موقت و پیمانکاری، با تعطیلی واحدهای تولیدی و خطر بیکاری نیز روبهرو بودند. همزمان، همبستگی تشکلهای کارگری، معلمان و دیگر گروههای اجتماعی با کارزار «نه به اعدام» نشان میداد که مطالبات صنفی بهتدریج با خواستههای سیاسی و اجتماعی گستردهتری پیوند میخورند. در مهرماه، این اعتراضها ادامه یافت، اما نمونههای مشخصی از شکاف میان حقوق قانونی کارگران و امکان تحقق عملی آنها برجسته شد: کارگران پتروشیمی ماهشهر، با وجود پیگیری قضایی و صدور احکام بازگشت به کار، همچنان با ممانعت کارفرما روبهرو بودند؛ کارگران گروه ملی فولاد اهواز به شیوه تعیین سقف دستمزد اعتراض داشتند و کارگران هپکوی اراک، ایرانبرک رشت و واحدهای نساجی گیلان همچنان با بحران تولید، مطالبات معوق و ناامنی شغلی دستوپنجه نرم میکردند.
در همین حال، صدور حکم شلاق و جریمه برای کارگران اخراجی پتروپارس هویزه، فشارهای قضایی و امنیتی بر فعالان صنفی معلمان و تداوم اعتراضهای بازنشستگان نشان میدهد که مسئله فقط کاهش قدرت خرید یا پرداخت نشدن دستمزد نیست؛ حق اعتراض، امنیت شغلی و امکان پیگیری مؤثر مطالبات نیز محل مناقشهاند. تکرار حوادث مرگبار کار، از جمله مرگ دهها کارگر در حوادث شغلی مازندران، بُعد دیگری از این بحران را آشکار میکند: به خطر افتادن جان کارگران در کنار معیشت آنان. با مقایسه رویدادهای کارگری در فاصله بین مرداد تا مهر سال جاری،میتوان گفت که کانون توجه اعتراضها، از مقابله با پیامدهای فوری بحران و گسترش همبستگی، به پرسش از ناکارآمدی سازوکارهای قانونی و نهادی در تأمین حقوق کارگران نیز کشیده شده است. با این حال، هنوز روشن نیست که این همگرایی مطالبات به هماهنگی میان بخشهای مختلف جنبش کارگری انجامیده باشد. با آقای علیرضا نوایی، فعال کارگری گفتوگو کردهایم:
احکام قانونی بدون نظارت مستقل اجرا نمیشوند
علیرضا نوایی، فعال و تحلیلگر مسائل کارگری، معتقد است تصویب قانون و اجرا نشدن آن در ایران و دیگر کشورهای استبدادی سابقهای طولانی دارد. به گفته او، کارگران ایران سالهاست با اجرا نشدن قانون کار، با وجود نقاط ضعف و قوت آن، و تحمیل بیحقوقی دستوپنجه نرم میکنند.
او در اشاره به وضعیت کارگران پتروشیمی ماهشهر میگوید باید بررسی کرد که آیا مقررات قانون کار درباره اخراج، تعلیق قرارداد و جلوگیری از ورود کارگران به محل کار رعایت شده است یا نه. نوایی به مواد ۱۰ تا ۱۴ قانون کار و همچنین مواد ۱۵۷ تا ۱۶۶ درباره مراجع حل اختلاف اشاره میکند و معتقد است شواهد موجود از اجرای مؤثر این مقررات حکایت ندارند.
از نگاه نوایی، یکی از دلایل اصلی این وضعیت، رویکرد وزارت کار است:
وزیر کار در واقع وزیر سرمایه است و در رأس اولویتهای او تأمین حداکثر سود برای کارفرمایان دولتی و خصوصی قرار دارد. از همین رو، تمایلی به اجرای آن دسته از مواد قانون کار که به سود کارگران است، وجود ندارد.
نوایی دلیل دیگر را فقدان تشکلهای مستقل و قدرتمند کارگری عنوان میکند:
ما تشکلهای مستقل و قدرتمند کارگری نداریم. حتی اگر چنین تشکلهایی وجود داشته باشند، حکومت اسلامی به آنها اجازه نمیدهد بر اجرای قوانین نظارت کنند. تشکلهای کارگری وابسته به حکومت و نمایندگان آنها تنها اجازه دارند اعتراضهای محدودی مطرح کنند. اگر از این حد فراتر بروند، ممکن است موقعیت خود را در این تشکلها از دست بدهند؛ در نتیجه، منصب و درآمدی که از این طریق دارند نیز به خطر میافتد. از سوی دیگر، پشتوانه کارفرمایان و مدیران بسیار قدرتمند است. این پشتوانه به آنها اجازه میدهد نهتنها مراجع حل اختلاف و اداره کار، بلکه حتی قوه قضائیه را نیز نادیده بگیرند.
برخوردهای قضایی نتوانستهاند اعتراضهای کارگری را متوقف کنند
نوایی در واکنش به گزارشهای مربوط به محکومیت کارگران اخراجی پتروپارس هویزه به شلاق میگوید:
این مسئله، پیش از هر چیز، ماهیت ضدکارگری حکومت اسلامی و قوه قضائیه آن و همچنین انفعال وزارت کار را بیش از پیش آشکار میکند. طبیعتاً در برابر چنین اقدام وحشیانه و قرونوسطایی، صدای کنشگران اجتماعی، از جمله فعالان کارگری، بلندتر میشود.
او در ادامه یادآوری میکند:
البته چنین برخوردهایی ممکن است بر این یا آن کارگر در یک واحد تولیدی مشخص تأثیر منفی بگذارد، اما در مجموع نمیتواند مانع ادامه و گسترش اعتراضهای کارگری شود. چرا؟ زیرا اکنون کارد به استخوان کارگران شاغل و بازنشسته رسیده است. همانطور که میبینیم، در تجمعهای بخشهای مختلف کارگری، این عبارت روی بنرها دیده میشود: «کارد به استخوان رسیده است. از همین رو، کارگران مصمماند به کنشهای خود برای دستیابی به مطالبات برحقشان ادامه دهند. همانطور که در تجمعها شعار میدهند: «نه گرما، نه سرما، نیست جلودار ما.» این شعار بیانگر عزم راسخ آنان است.
او همچنین یادآوری میکند که پیشتر کارگران معدن طلای آقدره با مجازات شلاق روبهرو شده بودند، اما این برخورد به توقف اعتراضهای کارگری منجر نشد. به گفته او، گزارشها نشان میدهند تجمعهای هفتگی کارگران اخراجی پتروپارس نیز با وجود برخوردهای قضایی ادامه یافته است.
با این همه، نوایی تأکید میکند که شخصاً در اعتراضهای مهرماه نسبت به ششماهه نخست سال ۱۴۰۵ تغییر کیفی مشخصی مشاهده نمیکند.
او در عوض به چند ویژگی اشاره دارد: نخست، تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و گسترش حمایت از آن در داخل و خارج ایران است. به گفته او، برخی شخصیتها در نهادهای بینالمللی نیز با اعتصاب غذای نمادین در روزهای سهشنبه و در دست گرفتن پلاکارد از این کارزار حمایت میکنند.
ویژگی دیگر، ازسرگیری اعتراضهای هفتگی بازنشستگان صنعت نفت برای افزایش حقوق، پرداخت بهموقع مطالبات و مخالفت با دخالت دولت در صندوق بازنشستگی نفت است. در مقابل، به گفته او، کارگران رسمی صنعت نفت اعتراضهای هفتگی خود درباره کف و سقف حقوق را متوقف کردهاند.
همبستگی صنفی هنوز به جنبشی فراگیر تبدیل نشده است
نوایی معتقد است دفاع از حق تشکل، تجمع، اعتراض و اعتصاب و همچنین مطالبه آزادی زندانیان، از طریق بیانیههای تشکلهای مستقل و شعارهای تجمعهای بازنشستگان همچنان ادامه دارد. او میگوید:
از جمله شعارهایی که در این تجمعها مطرح میشود، این است: «کارگر زندانی، معلم زندانی، معترض زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.» این فعالیتها ادامه روندی است که در ماهها و سالهای گذشته جریان داشته است.
با این حال، نوایی تأکید میکند که این فعالیتها عمدتاً از سوی بخش متشکل کارگران شاغل و بازنشسته انجام میشود؛ بخشی که به دلیل برخورداری از حدی از سازمانیافتگی میتواند تجمع برگزار کند، بیانیه صادر کند و مطالبات مشترک را مطرح سازد.
به اعتقاد او، برای ارزیابی میزان گسترش همبستگی کارگری باید بررسی کرد که این تشکلها و تجمعکنندگان چه سهمی از مجموع کارگران شاغل و بازنشسته را نمایندگی میکنند. نوایی میگوید:
واقعیت این است که شمار کارگرانی که در تجمعهای بازنشستگان شرکت میکنند، در مقایسه با کل بازنشستگان کشور، درصد بسیار کوچکی را تشکیل میدهد. به همین ترتیب، تشکلها و نهادهای مستقل کارگری نیز درصد بالایی از کارگران شاغل را نمایندگی نمیکنند. از این رو، تا زمانی که این شعارها و مطالبات به خواستههای اکثریت کارگران شاغل و بازنشسته تبدیل شوند، راهی طولانی در پیش است.
نوایی به دو ویژگی دیگر اعتراضهای مهرماه نیز اشاره میکند: نخست، افزایش استفاده از تصاویر شخصیتهای حکومت اسلامی در کنار بنرهای تجمعهای کارگران شاغل و جوانان جویای کار است. او احتمال میدهد که معترضان با این شیوه قصد دارند شدت برخوردهای امنیتی را کاهش دهند. ویژگی دوم، فروکش کردن بحثها و وعدههای مربوط به حذف شرکتهای پیمانکاری است. به گفته او، نهتنها وعدههای پیشین در این زمینه کمرنگ شده، بلکه موضوع پرداخت مستقیم دستمزد کارگران پیمانی نیز همچنان نامشخص مانده است.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.







نظرها
نظری وجود ندارد.