ناامنی شغلی امروز، فقر دوران سالمندی را بازتولید میکند
ایران در حالی با افزایش سریع سهم سالمندان از جمعیت روبهروست که بخشهایی از نیروی کار با اشتغال غیررسمی، دستمزد پایین و پوشش ناکافی بیمهای به سالهای بازنشستگی نزدیک میشوند. علیرضا نوایی، فعال کارگری، در گفتوگو با زمانه میگوید فقر سالمندان مسئلهای مربوط به آینده نیست و بازنشستگان همین امروز نیز با آن مواجهاند. به اعتقاد او، گسترش اشتغال بدون بیمه، تضعیف منابع تأمین اجتماعی و کاهش توان خانوادهها برای حمایت از والدین سالمند میتواند وضعیت نسلهای بعدی را دشوارتر کند. نوایی مسئله سالمندی را از وضعیت عمومی نیروی کار جدا نمیداند و معتقد است سرنوشت بازنشستگان آینده از شرایط اشتغال و تأمین اجتماعی کارگران امروز آغاز میشود.

فقر در سالمندی، خبرگزاری ایسنا
ایران با شتابی کمسابقه به سوی سالمندی جمعیت حرکت میکند. بر اساس اعلام وزارت بهداشت و پیشبینی مرکز آمار ایران، سالمندان که اکنون حدود ۱۲ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند، تا سال ۱۴۳۰ به بیش از ۲۶ درصد جمعیت خواهند رسید؛ یعنی در کمتر از ۲۵ سال، بیش از یکچهارم جمعیت ایران سالمند خواهد بود. اما مسئله فقط افزایش شمار سالمندان نیست. بخش قابل توجهی از نسلی که در دهههای آینده وارد سالمندی میشود، سالهای اشتغال خود را در اقتصادی با تورم مزمن، بیکاری، دستمزدهای پایین، اشتغال غیررسمی و بیثبات، قراردادهای موقت و پوشش ناکافی بیمهای سپری کرده است. در نتیجه این پرسش مطرح میشود که آیا ایران در کنار «سالمندی جمعیت»، با گسترش «فقر در سالمندی» نیز روبهرو خواهد شد و نظام بازنشستگی و تأمین اجتماعی تا چه اندازه برای چنین تحولی آمادگی دارد؟
نشانههای این بحران را میتوان از هماکنون در زندگی کارگران سالمند و روزمزدی دید که پس از دههها کار، بدون مستمری، بیمه یا پسانداز به سنین بالا رسیدهاند و برای تأمین ابتداییترین هزینههای زندگی همچنان ناچار به کارند. گسترش اشتغال غیررسمی و محرومیت از بیمه میتواند همین وضعیت را در مقیاسی بسیار بزرگتر برای نسلهای بعدی بازتولید کند؛ بهویژه با ورود متولدین پرشمار دهه ۱۳۶۰ به سن سالمندی. از این منظر، مسئله سالمندی در ایران تنها یک تحول جمعیتشناختی یا بهداشتی نیست، بلکه مسئلهای در حوزه اقتصاد سیاسی، بازار کار و عدالت اجتماعی است: چه بر سر نسلی خواهد آمد که پیر میشود، اما بخشهایی از آن از حق بازنشستگی، درآمد پایدار و شبکه مؤثر حمایت اجتماعی برخوردار نیست؟ با آقای علیرضا نوایی، فعال کارگری این پرسشها را به بحث گذاشتیم:
سالمندان همین امروز نیز با فقر روبهرو هستند
علیرضا نوایی افزایش شمار سالمندان و بالا رفتن امید به زندگی را فینفسه نشانهای مثبت میداند، اما میگوید افزایش سهم سالمندان در جمعیت ایران را باید در کنار کاهش زاد و ولد نیز در نظر گرفت. از نگاه او، مسئله فقر در سالمندی پدیدهای مربوط به آینده نیست و کارگران بازنشسته و سالمندان همین امروز نیز با آن دستوپنجه نرم میکنند. نوایی تأکید میکند:
باید بگویم که همین اکنون نیز کارگران بازنشسته و سالمندان با فقر دستوپنجه نرم میکنند. همانند کارگران شاغل، فقر در یک جامعه فقط به میزان مستمری یا حقوق سالمندان محدود نمیشود. مسئله درمان نیز مطرح است؛ همچنین چگونگی استفاده از دوران بازنشستگی، به این معنا که سالمندان بتوانند از امکاناتی مانند سفر استفاده کنند، برنامههای فرهنگی و ورزشی داشته باشند و اگر برای زندگی روزمره خود به کمک نیاز دارند، از حمایت برخوردار شوند.
به گفته او، حمایتهای دولتی و اجتماعی باید امکان زندگی مستقل و تأمین نیازهای سالمندان را فراهم کند:
از این منظر باید بگویم که سالمندان هماکنون نیز با فقر دستوپنجه نرم میکنند و خطر مواجهه آنها با فقر بیشتر نیز قابل مشاهده است. البته من پیشگو نیستم و نمیتوانم پیشبینی کنم؛ فقط میتوانم بگویم اگر سیاستهایی که در بیش از چهار دهه گذشته در جمهوری اسلامی ایران در قبال کارگران شاغل، بازنشستگان و سالمندان پیش رفته است، ادامه پیدا کند، طبیعتاً سالمندان با فقر و فلاکت بیشتری روبهرو خواهند شد.
اشتغال غیررسمی منابع تأمین اجتماعی را نیز تضعیف میکند
نوایی یکی از ریشههای وضعیت کنونی را در سیاستهای اقتصادی میبیند که با ارزانسازی نیروی کار همراه بوده است. او معتقد است سیاستهای ریاضتی با هدف تأمین سود بیشتر برای کارفرمایان و اختصاص منابع به نهادهای مذهبی، امنیتی و نیروهای نیابتی در منطقه، به جای گسترش امکانات اجتماعی، در شکلگیری وضعیت کنونی نقش داشتهاند.
به گفته او، یکی دیگر از عوامل مؤثر، نادیده گرفتن گسترش کار سیاه توسط حکومت، اشتغال غیررسمی و کار پلتفرمی است. نوایی همچنین به ارسال فهرستهای ناقص بیمه، پرداخت نشدن حق بیمه مشاغل سخت و زیانآور، معافیت برخی کارفرمایان از پرداخت حق بیمه و پرداخت نشدن سهم دولت اشاره میکند:
از سوی دیگر، در میان کارگران شاغل نیز با مواردی مانند ارسال فهرستهای بیمه ناقص، پرداخت نشدن حق بیمه مشاغل سخت و زیانآور، معافیت کارفرمایان در بخشهایی از مشاغل از پرداخت حق بیمه و همچنین پرداخت نشدن سهم حق بیمه از سوی دولت مواجه هستیم. این موارد برای سازمان تأمین اجتماعی مشکلاتی ایجاد کرده است؛ بهگونهای که این سازمان هماکنون نیز در پاسخگویی به نیازهای کارگران بازنشسته و مستمریبگیران با مشکل مواجه است؛ چه از نظر سطح پایین حقوق آنان و چه از نظر درمان و سایر امکانات اجتماعی که تأمین آنها باید از وظایف سازمان تأمین اجتماعی باشد.
او اعتراضهای مستمر بازنشستگان را نشانهای از همین وضعیت میداند:
گواه ادعای من نیز اعتراضات کارگران بازنشسته و مستمریبگیران در بخشهای مختلف است. از جمله در روزهای یکشنبه و دوشنبه، بازنشستگان تأمین اجتماعی و مخابرات تجمع میکنند. همچنین بازنشستگان صنعت نفت، هواپیمایی جمهوری اسلامی و بخشهای دیگر نیز در اعتراض به سطح حقوق و وضعیت نامتناسب درمان تجمع و اعتراض میکنند.
شبکه سنتی حمایت خانوادگی نیز در حال تضعیف است
نوایی چشمانداز سالمندی نسلهای کنونی نیروی کار را به وضعیت اشتغال و تأمین اجتماعی آنان پیوند میزند. به گفته او، آینده تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا کارگران غیررسمی تحت پوشش بیمه قرار میگیرند، با کار سیاه مقابله میشود، سطح دستمزدها افزایش مییابد و حمایتهای اجتماعی گسترش پیدا میکند یا نه. او معتقد است اگر سیاستهای سالهای گذشته تغییر نکند، وضعیت سالمندان در آینده نابسامانتر خواهد شد. نوایی در همان حال به تغییر دیگری در ساختار خانواده اشاره میکند:
در گذشته، وقتی نسل ما با پدران خود صحبت میکرد، آنها میگفتند «بیمه ما فرزندان ما هستند». اما اکنون وضعیت به گونهای شده است که اگر فرزندان بتوانند از پس زندگی خودشان برآیند، باید هفتخان رستم را پشت سر بگذارند. گذشته از این، اکنون بخشی از بازنشستگان یا سالمندان، فرزندان بزرگسال بیکار در خانواده دارند. وقتی در تجمعهای بازنشستگان شعار داده میشود «آقازاده تو گنجه، فرزند بازنشسته تو خونه نشسته»، به همین مسئله اشاره دارد. در ایران و برخی کشورهای منطقه، پیشتر وضعیت فرزندان شاغل به گونهای بود که میتوانستند بخشی از هزینههای والدین خود را تأمین کنند، اما این امکان نیز اکنون با مشکل روبهرو شده است.
از نگاه نوایی، فقر و مشکلات سالمندان مسئلهای فردی یا منحصر به بازنشستگان نیست، بلکه مسئلهای جمعی و مرتبط با وضعیت تمام نیروی کار است. او تأکید میکند که کارگران شاغل نیز در مطالبات مربوط به تأمین اجتماعی و حقوق بازنشستگان ذینفعاند، زیرا در صورت ادامه وضعیت کنونی، آنچه امروز بر بازنشستگان میگذرد میتواند با شدت بیشتری به آینده کارگران شاغل منتقل شود.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.








نظرها
نظری وجود ندارد.