بلاتکلیفی ریاست صداوسیما؛ بازآرایی قدرت بدون تغییر مأموریت
علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با رادیو زمانه میگوید تأخیر در تمدید یا صدور حکم ریاست صداوسیما سابقه داشته و وضعیت کنونی را نمیتوان لزوماً نشانه بحران دانست. او احتمال کنار رفتن جبلی را بیشتر از تمدید حکم او ارزیابی میکند و معتقد است جریانهای مختلف سیاسی از تغییر معنادار در صداوسیما استقبال خواهند کرد. بااینحال، افشاری تأکید میکند که مشکلات این سازمان ساختاری است و تغییر رئیس آن، بهتنهایی، به دگرگونی مأموریت سیاسی و سیاستهای رسانهای جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی
بلاتکلیفی ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما، افزون بر ابهامات حقوقی، پرسشهایی درباره مناسبات قدرت و رقابت جریانهای سیاسی درون جمهوری اسلامی مطرح میکند. صداوسیما در دوره ریاست جبلی و قائممقامی وحید جلیلی، برادر سعید جلیلی، به دلیل جهتگیریهای سیاسی و نزدیکی به جبهه پایداری، حتی از سوی برخی جریانهای اصولگرا نیز با انتقاد روبهرو بوده است. از این منظر، تأخیر در تمدید حکم جبلی یا تعیین جانشین او میتواند نشانهای از اختلاف بر سر کنترل رسانه رسمی حکومت تلقی شود. بااینحال، شرایط جنگی و سابقه تأخیر در تعیین تکلیف مدیریت برخی نهادهای حکومتی، تبیین دیگری را نیز پیش میگذارد: آیا بلاتکلیفی جبلی ناشی از رقابتهای جناحی و دشواری تصمیمگیری در رأس جمهوری اسلامی است، یا باید آن را در چارچوب ملاحظات مدیریتی و امنیتی دوران جنگ بررسی کرد؟
پرسش دیگر به آینده سیاسی و رسانهای صداوسیما مربوط میشود. آیا جریانهای مختلف درون حاکمیت، با وجود اختلافنظرهایشان، بر سر ضرورت تغییر مدیریت کنونی و تعدیل جهتگیریهای جناحی سازمان توافق دارند؟ و اگر چنین است، آیا تغییر احتمالی جبلی میتواند به بازنگری معناداری در سیاستهای رسانهای و فرهنگی صداوسیما منجر شود، یا ساختار سیاسی و نظارتی این سازمان مانع چنین تحولی خواهد بود؟ این پرسشها را با آقای علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، در میان میگذاریم:
احتمال کنار رفتن جبلی بیشتر است، اما تغییر ساختاری بعید به نظر میرسد
علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با رادیو زمانه، بلاتکلیفی ریاست پیمان جبلی بر صداوسیما را پدیدهای بیسابقه نمیداند. به گفته او، در دوره رهبری پیشین نیز مواردی وجود داشته که حکم انتصاب یا تمدید مسئولیت یک مقام پس از پایان دوره قانونی او صادر شده است. بنابراین، تأخیر کنونی لزوماً به معنای تصمیم برای برکناری جبلی نیست. بااینحال، افشاری میگوید:
اخبار پشت پرده حاکی از آن است که احتمال تغییر او نیز کم نیست و افراد متعددی برای جانشینیاش پیشنهاد شدهاند. شرایط جنگی، وضعیت مجتبی خامنهای که بهنوعی «حاضرِ غایب» است، وضعیت کنونی جمهوری اسلامی و مطرح شدن چهرههای مختلف برای ریاست صداوسیما، همگی در طولانی شدن روند تصمیمگیری نقش داشتهاند. قطعاً جناحهای مختلف نیز برای گزینههای موردنظر خود لابی میکنند.
افشاری همچنین به اختلاف علنی دولت و شخص رئیسجمهوری با صداوسیما و پیمان جبلی اشاره میکند. به گفته او، موضعگیری تند رئیسجمهوری و پاسخ متقابل جبلی نیز بخشی از زمینه سیاسی این تصمیم است.
برآیند این عوامل، به ارزیابی افشاری، احتمال کنار رفتن جبلی را نسبت به تمدید حکم او بیشتر کرده است. بااینحال، او میان تغییر مدیر و تغییر عملکرد سازمان تمایز میگذارد:
اما پرسش اصلی این است که آیا رفتن جبلی به تغییرات معناداری در عملکرد صداوسیما منجر خواهد شد؟ من چنین تصوری ندارم و در این زمینه تردید جدی وجود دارد. مشکلات صداوسیما بیش از آنکه به افراد مربوط باشد، ساختاری و سیستماتیک است. تا زمانی که مسئله نهاد ولایت فقیه در ایران حل نشود، بازوی رسانهای اصلی آن، یعنی صداوسیما، نیز دستخوش تغییر اساسی نخواهد شد و مشکلات آن برطرف نخواهد شد.
جریانهای مختلف از تغییر معنادار صداوسیما استقبال میکنند
افشاری در پاسخ به پرسشی درباره میزان حمایت جریانهای سیاسی از مدیریت کنونی صداوسیما، میان نیروهای نزدیک به هسته اصلی قدرت و دیگر جریانهای سیاسی تفاوت قائل میشود:
طبیعتاً نیروهای نزدیک به نهاد ولایت فقیه از گفتمان کلاسیک و قدیمی جمهوری اسلامی دفاع میکنند و خواهان تداوم وضعیت موجود هستند. بهطور مشخص، سپاه پاسداران و چهرههای تندرو بسیج از وضعیت کنونی صداوسیما حمایت میکنند. در مقابل، از جریانهای میانهرو در میان اصولگرایان گرفته تا اصلاحطلبان و همچنین نیروهای مخالف و منتقد حکومت و عموم مردم، در صورت وقوع تغییری معنادار در صداوسیما، از آن استقبال خواهند کرد.
او تأکید میکند که چنین تغییری لزوماً به تحولات بسیار گسترده نیاز ندارد. بهعنوان نمونه، به دورهای اشاره میکند که چهرههایی مانند عادل فردوسیپور و مهران مدیری در صداوسیما برنامه تولید میکردند و برنامههایشان از استقبال نسبتاً گسترده مخاطبان برخوردار بود. از نگاه افشاری، باز شدن فضای فعالیت رسانهای و فرهنگی، حتی در سطحی محدودتر از تغییرات ساختاری، میتواند بر میزان استقبال مخاطبان تأثیر بگذارد. بااینحال، او یادآور میشود که جایگاه صداوسیما در ساختار رسانهای کشور نسبت به دهههای ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰ بهشدت تغییر کرده است:
صداوسیما دیگر موقعیت انحصاری دهههای ۱۳۶۰، ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ را ندارد؛ هرچند همچنان از طریق نظارتی که بر شبکه نمایش خانگی اعمال میکند، اثرگذار است. امروزه رسانههای چندرسانهای، شبکههای اجتماعی و رسانههای خارجی رقبای مهمی برای صداوسیما هستند. دسترسی به محصولات فرهنگی خارجی نیز در ایران، به دلیل نبود اجرای مؤثر قوانین حق نشر، در مواردی آسانتر است و افراد میتوانند بهصورت رایگان فیلمها و سریالهای خارجی را تماشا کنند.
به اعتقاد افشاری، مجموعه این تحولات سبب شده است صداوسیما بخش مهمی از اهمیت و اثرگذاری گذشته خود را از دست بدهد و با کاهش مخاطب روبهرو شود.
تغییر رئیس صداوسیما مأموریت سیاسی سازمان را دگرگون نمیکند
افشاری معتقد است مدت سپریشده از پایان حکم جبلی هنوز بهاندازهای نیست که بتوان از بحران در روند انتخاب رئیس صداوسیما سخن گفت. او میگوید برای ارزیابی دقیقتر باید منتظر تصمیم نهایی ماند و تأخیر کنونی را در چارچوب شرایط جنگی و تحولات درونی ساختار قدرت بررسی کرد. از نگاه او، مجتبی خامنهای یا کسانی که به نام او تصمیم میگیرند، احتمالاً در حال بررسی گزینههای مختلف و پیامدهای سیاسی انتصاب هر یک از آنها هستند. این ملاحظات میتواند شامل میزان نزدیکی جانشین احتمالی به رویکرد جبلی، تندروتر یا معتدلتر بودن او و امکان نمایش تغییری محدود یا ظاهری در مدیریت سازمان باشد. افشاری همچنین یادآور میشود که جبلی دارای مجموعهای از مدیران و نیروهای نزدیک به خود در صداوسیماست و تغییر او بر مناسبات درونی این مجموعه نیز تأثیر خواهد گذاشت. افشاری میگوید:
بر اساس آنچه شنیدهام، گزینههایی که برای جانشینی او مطرح شدهاند، تفاوت چندانی با جبلی ندارند. حتی برخی از آنها تندروتر هستند؛ مانند فروغی که پیشتر مدیریت شبکه سه را بر عهده داشت. بنابراین، این رقابت را باید بیشتر در چارچوب شرایط جنگی و همچنین ضرورت چینش دوباره نیروها در دوره رهبری جدید بررسی کرد. به نظر میرسد آرایش تازهای در درون بلوک قدرت در حال شکلگیری است. به همین دلیل، تصمیمگیرندگان از یکسو برای انتخاب رئیس جدید عجله ندارند و از سوی دیگر، به زمان نیاز دارند تا بتوانند آرایش موردنظر خود را با کمترین مقاومت و دلخوری در میان نیروهای حکومتی محقق کنند.
بااینحال، افشاری بعید میداند که تغییر احتمالی رئیس سازمان به دگرگونی مأموریت اصلی آن منجر شود. او مأموریت سیاسی صداوسیما را ترویج ارزشهای رسمی جمهوری اسلامی، تقویت تکصدایی سیاسی و بازنمایی هواداران نهاد ولایت فقیه بهعنوان نمایندگان اصلی جامعه توصیف میکند. به گفته او، حتی در میان نیروهای موسوم به «حزباللهی» و «ولایتمدار» نیز صداوسیما بیشتر به جریانهایی میدان میدهد که از دیدگاههای افراطیتر حمایت میکنند.
افشاری میپذیرد که در حاشیه فعالیتهای سازمان، برنامههایی با رویکردهای متفاوت نیز تولید میشود، اما معتقد است این موارد خطمشی اصلی صداوسیما را در عرصه سیاسی تغییر نمیدهند. او روند تشدید این جهتگیری را بهویژه از دهه ۱۳۹۰ به بعد برجسته میکند. به ارزیابی او، در این دوره حضور نیروهای بسیجی و شبهامنیتی در ساختار صداوسیما افزایش یافت و فضای سازمان نسبت به دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ محدودتر شد.
افشاری همچنین تغییرات گسترده در حوزههای هنری، فرهنگی و ورزشی صداوسیما را با مداخلات مستقیم رهبر پیشین جمهوری اسلامی و افزایش کنترل نهاد ولایت فقیه بر سازمان مرتبط میداند.
او انتظار دارد که در دوره رهبری مجتبی خامنهای نیز دستکم تلاش برای تداوم همین رویکرد صورت گیرد، هرچند درباره توانایی ساختار قدرت برای اجرای آن تردید وجود دارد:
امروز صداوسیما با رقبای جدی روبهروست. علاوه بر این، در جامعه و حتی در میان برخی جناحهای درون حکومت، تقاضا برای پذیرش تکثر رسانهای و پایان دادن به انحصار در حوزه رسانههای تصویری و چندرسانهای افزایش یافته است. به اعتقاد من، این مسائل چالشهای اساسیتر صداوسیما هستند و اهمیت بیشتری از این دارند که چه کسی به ریاست سازمان منصوب شود.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.







نظرها
نظری وجود ندارد.