پشت صحنه اعتراضات فرانسه چیست؟
پشتصحنه واقعی اعتراضات میلیونها فرانسوی چیست و چرا ادعای نقش مهاجران و مسلمانان در ناآرامیها فاصله زیادی با واقعیت دارد؟ در این برنامه «عصرانه»، کامبیز غفوری در گفتوگو با دکتر مهرداد وهابی، استاد اقتصاد دانشگاه سوربن شمالی، به بررسی دقیق ریشههای اقتصادی، بحران قدرت خرید، انجماد حقوقها و بنبست سیاسی دولت مکرون در مواجهه با مطالبات معترضان میپردازد.

تجمع اعتراضی دانشآموزان در پاریس ـ ۵ نوامبر ۲۰۲۶ ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
کامبیز غفوری:
فرانسه چند هفته است که شاهد تظاهرات و اعتراضات گسترده است. دلایل این اعتراضات رو کاهش قدرت خرید، مطالبات اقتصادی، مطالبات افزایش دستمزد و همینطور خواست دانشآموزان و دانشجویان برای افزایش کیفیت آموزش و موارد بسیاری مانند این ذکر میکنند در رسانهها . عدهای از هموطنان ما هم یک سری تئوری توطئه بهش افزودند؛ گفتند که این تظاهرات رو مسلمانها و مهاجران ترتیب دادند و دارن دولت فرانسه، دولت سکولار فرانسه رو سرنگون . آخرین تجمع بزرگ روز گذشته پنجم نوامبر بود. امروز که این برنامه رو ضبط میکنیم ششم نوامبر ۲۰۲۶ است. صدها هزار نفر دیروز در شهرهای مختلف فرانسه تظاهرات کردند، مخصوصاً در لیون اکثر تجمعها مسالمتآمیز بود آنطور که گزارش شده و درگیریهای پراکندهای هم رخ داد. ماه گذشته در ماه اکتبر گزارشهایی بود که در جاهایی خشونت گزارش شد، غارت بعضی از فروشگاهها و آسیب ساختمانها گزارش شد ولی هرچه باشد این موضوع پیچیدهایست که نیاز داره با حضور متخصصان بیشتر بررسی بشه. همراه من باشید در این عصرانه با دکتر مهرداد وهابی، اقتصاددان و استاد دانشگاه سوربن شمالی پاریس، در همین مورد گفتوگو میکنیم.
بار دیگه خوشآمد میگم به شما در این عصرانه. همونطور که قول داده بودم قرار است که با دکتر وهابی صحبت بکنیم. پیشتر برنامههایی داشتیم؛ یکی از این برنامهها در مورد انفال و غارت منابع ایران بود، بهخصوص منابع نفت. سؤالهایی در این مورد مطرح شد. قرار بود برنامه سوم ما یعنی این برنامه به پاسخ سؤالها اختصاص پیدا بکنه با آقای دکتر وهابی که پیش از برنامه صحبت میکردیم، پیشنهاد کردند که اون رو یک برنامه جدایی بگذاریم و در روزهای آینده ضبط بکنیم تا این برنامه متمرکز بشه بر وقایع فرانسه و درک بهتر از اون که چه میگذره. آقای دکتر وهابی خیلی خوش آمدید به عصرانه.
دکتر مهرداد وهابی:
سلام میکنم. سلام میگم به شما آقای غفوری و به همه شنوندگان برنامههای خوب فرهنگیتون.
کامبیز غفوری:
ممنونم آقای دکتر وهابی. خیلی گزارشها و تحلیلهای ضد و نقیضی از فرانسه میاد. خیلی از مخاطبان ما، خیلی از هموطنان ما، چه اونهایی که در اروپا نیستند، چه اونهایی که در اروپا هستن، حتی ماهایی که چند کشور اونورتر از فرانسهایم، دقیقاً نمیدونیم که داره اونجا چه میگذره. شما برای ما بگید اصلاً چه میگذره و بعد بریم به ریشههاش بپردازیم. میکروفون در اختیارتون.
دکتر مهرداد وهابی:
بسیار ممنونم. پس اجازه بدید که من در سه سطح این بحث رو پیش ببرم. سطح اول همون سطحیه که وقایع رو یادآوری باید کرد در مورد فرانسه. سطح دوم به مشابه این نوع وقایع در کشورهای دیگه اروپایی باید اشاره داشته باشم و سطح سوم بحث یه مقداری عمیقتره؛ در یک برهه تاریخی باید بهش نگاه بشه، یعنی از زمان به اصطلاح جنگ جهانی دوم بدین سوی و بالاخص پایانه دهه ۷۰ میلادی. دورهای که در واقع در اروپا بسیاری اون رو از دوره ما بعد فوردیسم یا دوره نئولیبرالیسم پارهای ازش یاد کردند و اینکه ما امروز کجا قرار گرفتیم در سال ۲۰۲۶. خب اون سومی یه مقداری راجع به آتیه این جنبشه، چشماندازهاست، یا اینکه آیا اونچه که امروز داریم میگذرونیم یک شمای موقت و گذراست یا طرحهایی دیرپاست و چه اتفاقاتی در این ساختارهای درازمدتتر داره اتفاق میفته؟
پس بگذارید اول از نکتهای که بسیار داغ هست آغاز کنم. دیروز پنجشنبه تظاهرات برگزار شد و خب همیشه میدانید ارقامی که از جانب سندیکاهای کارگری مثل «سژته» ( ) ارائه میشه در مورد تعداد شرکتکنندگان در تظاهرات، هیچ مشابهتی با آماری که پلیس وزارت کشور ارائه میده نداره . دیروز آماری که از جانب پلیس برای تظاهرات در کل فرانسه داده شد ۵۷۵ هزار نفر بود که خب با توجه به ارقامی که دولت میده رقم بسیار بزرگی هست. خود دولتیان واقف بودند که واقعه بزرگی رخ داد، بعد از یک بسیج اعتراضی که از نیمه سپتامبر تاکنون آغاز شده و در این اواخر گفته میشد شاید از نفس. بعد از دوره به اصطلاح طوسن یا هالووین در پایانه اکتبر، در نوامبر انتظار داشتن که از این دوشنبه اوضاع یه مقداری رو به آرامش بره و توافقاتی بتونه صورت بگیره یا به هر حال جنبش از حرکت بیفته]. ۵۷۵ هزار نفر به گفته پلیس، و به گفته سژته ۱ میلیون و ۵۷۳ هزار نفر در کل فرانسه وارد تظاهرات شدند .
در پاریس به تنهایی پلیس اعلام کرد که ۶۵ هزار نفر بوده و البته همه کسانی که دیروز در اون محل جمع شدند و تعدادشون بیشمار بود، از جوان، کودک، میانسال، مسن، همه گروههای اجتماعی رو شما بلااستثنا میدیدید۰ ۶۵ هزار رقم واقعاً شوخیهای؛ ۳۵۰ هزار نفر به گفته سژته فقط در پاریس تجمع کرده بودند. و خب مطابق معمول، این تظاهرات و اعتراضات خصوصیتشون طبعاً اعتراضه ولی نه خشونت؛ این یک نکتهایست که باید یادآوری بشه در مورد همه این اعتراضات . بنابراین این جنبش نه تنها از نفس نیفتاده، بلکه به طور بسیار قوی دنبالکننده خواستههاش است .
خواستهاش هم از اون حرکتی که مقدمتاً از جانب تعدادی از معلمین بین تاریخ ۱۷ تا ۲۱ سپتامبر در منطقه جنوب شرقی کرتی در یکی از مدارسی به نام «سنت اگزوپری» آغاز شد شکل گرفت. اینا خواهان این بودند که تعداد استخدامشوندهها افزایش پیدا بکنه، برای اینکه پست معلمین کم بوده. این اعتراضاتی که در اون موقع شروع شد، بلافاصله در میان دانشآموزان یک واکنش بسیار جدی داشت. ما شاهد این هستیم که وضعیت دبیرستانها («لیسه» در واقع در فرانسه) به طور کلی بسیار وخیمه از خیلی جهات. خب یکی از این جهاتی که باید بهش اشاره کرد اینه که تعداد معلمین بسیار کمه، لااقل میزان اشتغالی که معلمین احتیاج دارند به چندین هزار نفر میرسه؛ لااقل ۳۰۰ نفر به طور بیواسطه خواهان استخدام بودن که این یک طرف بود .
طرف دوم اینه که به طور کلی تسهیلات یعنی خود مدرسه از حیث تعمیرات مشکلات داره در فصل زمستان، و این خاص فقط دبیرستانها نیست؛ بسیاری از دانشگاهها هم با این روبرو هستند . فصل زمستان ما به اندازه کافی گرما نداریم، از جمله دانشگاه ما. در فصل تابستون به طور کلی ما با این مسئله روبرو هستیم که هیچ نوع تهویه مطبوعی نیست برای خنک کردن هوا، هیچ امکاناتی نداریم .بسیاری از دبیرستانها، به ویژه در مناطقی که فقیر محسوب میشن—همون مناطقی که پاره اوقات من دیدم صحبت میکنند از نسل مهاجرین که سرکش و آسی شدند و غیره—در این دبیرستانها کمتر بهشون رسیدگی میشه . طبیعتاً دبیرستانهایی مثل سنلوئی و دیگر دبیرستانهای بزرگتر مثل هانری چهارم در منطقه ۵ پاریس اونا امکانات زیادتری دارند یا مدارس خصوصی. ولی مدارسی که در منطقه ۹۳ (سن-سن-دنی) مثلاً هست، یا آرژانتوی هست، کلمب هست، اینا مدارسی هستند که به شدت وضعیت سختی دارند؛ سقفشون در حال فروریزشه، دیوارها در حال ریزشه. بنابراین شما از لحاظ امکانات روزمره تحصیل دچار مشکلید؛ حتی پارهای از این سقفهای پیشساخته اخیراً اومده رو سر دانشآموز پایین .
خب شما این قصه رو در مورد میزان حقوق «سیویل سروانت» به قول انگلیسیا یا «فونکسیونرها» (اونهایی که کارمندان مادمالعمر دولت هستند) هم میبینید. از سال ۲۰۲۳ تاکنون، یعنی ۳ سال و ۴ ماهه که حقوق اساتید و معلمین در واقع فریز شده و منجمد شده . در حالی که از اون طرف شما تورم فرانسه رو نگاه کنید؛ بر حسب دادههای مربوط به شاخص قیمت کالاهای مصرفی (CPI)، این رقم ۳.۴ درصد است .البته بررسی یوروستات در سطح اروپایی وقتی تطبیق میده میگه ۳.۸ درصده . شما در نظر بگیرید که درآمد معلمین و درآمد اساتید از سال ۲۰۲۳ تا حال حاضر—یعنی یکی دو سال بعد از کووید—به این صورت اصلاً کاملاً منجمد شده؛ چقدر قدرت خرید اینها رو در واقع پایین آورد .از اینجا شما میتونید به ابعاد اینها رجوع بکنید.
و در عین حال خشونت در مدارس؛ و باید بگم که خشونت در مدارس هم سوابق طولانی داره، این هم از سال ۱۹۹۰ شما میتونید این قصه رو ببینید در زمانی که آقای میشل روکار نخستوزیری رو داشت .و البته این خشونت فقط در داخل دبیرستانها نیست که هست، پاره اوقات از بیرون بوده. مثلاً در سال ۱۹۹۰ بود که به یک دختر ۱۵ ساله در مدرسهای در سنتاون تجاوز شد که پشت سرش اعتراضات وسیع دانشآموزی شکل گرفت . و روکار که تجربه ملک هوسیکین (دانشجوی الجزایری که در تظاهرات به قتل رسید) رو داشت، روش سرکوب رو در پیش نگرفت و همون موقع حدود ۴ و نیم میلیارد فرانک برای آموزش و پرورش پرداخت کرد که تا حدودی بتونه از این مشکلات بکاهه۰. ولی خب این قصه به هیچ وجه در بلندمدت حل نشد. دانشجویان اولین کسانی بودند که به این جمع اعتراضی پیوستند به دلایلی کاملاً مشابه؛ ما از اوایل اکتبر با این مسئله روبرو هستیم و دیگه کلاسها عملاً با مشکلات زیادی برای تشکیل همراه هستش .
بعد از این، ما شاهد یک روند دیگهای هم هستیم که این روند خیلی روند عمیقیه و شاید از یه جهاتی بشه با وضعیت در ایران مقایسه کرد. چون این جنبش مثلاً فقط به دانشآموزان و دانشجویان محدود نشد، بلکه به دلیل اتفاقاً بالا رفتن شدید قیمت گازوئیل و نفت و به طور کلی سوخت و مواد سوختی به دو دلیل: هم جنگ خلیج فارس (که باعث بسته شدن تنگه هرمز شد) و هم جنگ بین اوکراین و روسیه . به هر دو دلیل مشکلات قیمت نفت و گاز به شدت بالا آمد و در عین حال هم حقوق کارمندان دولت ثابت مانده، هزینههای زندگی و بهخصوص مواد خوراکی به شدت بالا رفته. میدانیم بسته شدن تنگه هرمز در عین حال بر روی قیمت آفتکشها، کودهای شیمیایی و یک رشته از غلات تأثیر داشته و بنابراین قیمت مواد خوراکی رو هم تحت تأثیر قرار داده . بنابراین ما یک موج مرتبط با فضاهای ملتهب و جنگی داریم که قیمتها رو افزایش داده، ولی علاوه بر اون، یک پایین آمدن قدرت خرید مردم و افزایش تورم نسبت به درآمدهای ثابتمانده رو داریم .
خب این مثل جنبش جلیقهزردها که در ۲۰۱۸ آغاز شد، دوباره در اینجا هم اول اگر خاطرتون باشه ماهیگیرها اعتراض کردند به خاطر بالا بودن قیمتها، کامیوندارها همینطور اعتراضشون بود و این تبدیل شد به یک اعتراض عمومی برای دفاع از قدرت مصرف Reset. خب من وقتی میگم در اینجا قدرت مصرف، باید چند تا نکته رو هم خدمتتون عرض کنم که مهم هستند؛ اولاً نرخ بیکاری در فرانسه به شدت بالا رفته و الان رقم بیکاری رسمی بر حسب دادههای «اینسه» (INSEE) به ۸.۳ درصد رسیده که رقم بالاییه. ولی نکتهای که از این هم شاید باید برای ما مهمتر باشه، نرخ رشد اقتصادیه؛ نرخ رشد اقتصادی در فرانسه برای سال ۲۰۲۶ مطابق پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول ۰.۴ درصد است .یعنی نه تنها از ۱ بلکه از نیم هم کمتر شد (که پیشتر پیشبینیها ۰.۶ بود) . و این خیلی براتون شاید مهم باشه که مثلاً همین اکنون در این دو ترمی که بوده، اگر محاسباتمون بر مبنای کوارتر (فصل) باشه، برای دو قسمت سال ۲۰۲۶ رشد منفی ۰.۱ درصد بود؛ یعنی به طور قطعی میشه گفت در فرانسه هم رکود وجود داره و هم تورم . من البته در پیشبینیهایی که راجع به جنگ خلیج فارس کرده بودم به دو کشور همیشه اشاره داشتم: فرانسه و ایتالیا؛ و گفته بودم در این دو کشور فقط تورم نخواهد بود، بلکه تورم و رکود تواماً خواهد بود و این یه واقعیتیه .
در عین حال باید پرسید میزان بدهیهای دولت چقدره؟ چون این نشون میده چقدر دولت قدرت مانور داره . مثلاً من از میشل روکار صحبت کردم در سال ۱۹۹۰ که چقدر بودجه تخصیص داد. در اینجا ما باید در نظر بگیریم که کسری بودجه دولت ۵ درصد GDP (تولید ناخالص ملی) هست . این رقم به ویژه براتون مهم میشه اگر ببینید مجموعه بدهیهای بخش دولتی به ۱۱۹ درصد تولید ناخالص ملی میرسه، یعنی رقمی حدود ۳.۵ تریلیون یورو هستش که خیلی زیاده .بنابراین فرانسه در صدر کشورهایی هستش که بدهی دولت داره و مارژ مانورش کمه. البته من توضیح میدم که نیمی از این بدهیها از سال تقریباً ۲۰۲۳ ناشی از بخشودگیهای مالیاتیه؛ دولت اومده حق و سهم بیمههای اجتماعی کارفرما رو از جیب خودش پرداخت کرده و بنابراین کادویی بوده که هر سال ۶۳ میلیارد یورو آقای مکرون به بنگاهها داده و نه خانوارها. و این سیاست توزیعی در واقع دو سر داره: مردم و خانوارها متضرر، ولی بنگاههای عظیم منتفع شدند .
من میخوام اول یه تصویری از فرانسه بهتون بدم برای اینکه روشن بشه چرا دولت قدرت عقبنشینی از طریق یک سری اصلاحات نداشته. تنها موردی رو که دولت در آخر اکتبر با دانشآموزان صحبت میکنه، مسئله گزینشه که موسوم هست در فرانسه به «پارکورسوپ» (Parcoursup)؛ یعنی اینکه شما الان یه پلاتفرمی میرید وقتی میخواید بعد از گرفتن دیپلمتون در دانشگاه ثبتنام بکنید، بر حسب معدلتون دانشگاههایی که مورد گزینشتونه علامتگذاری میکنید. خب یه تعدادی که نمرات بهتری دارند در رأس قرار میگیرند و امکان برای همه نیست . یک کنکور ورودی که تقریباً ۹۰ درصد میتونن و ۱۰ درصد نمیتونن؛ و این ۱۰ درصد باز کیا هستن؟ خب همونایی هستن که مدارسشون سقفش داره سر خودشون خراب میشه؛ محلههای فقیرنشین که اینا علیالاصول بخش مهاجرین مغربی هستن (الجزایر، مراکش، تونس) یا در موجهای اخیر کسانی که از سوریه و افغانستان آمدند . اینا کسانی هستند که کمترین امکانات رو در اختیار داشتند و دانشآموزانی که در چنین مدارسی هستند به طور متوسط ۱ سال کمتر از دانشآموزان مناطق دیگر پاریس تحصیل میکنند؛ چرا؟ برای اینکه معلم ندارند. یعنی آسانسور اجتماعی (پروموشن) در جامعه حذف شده؛ این آسانسور اجتماعی در زمینه آموزش و پرورش در فرانسه لغو شد. حالا من اینجا میخوام بهتون بگم که این قصه اگر در مورد فرانسه نگاه میکنیم، خوبه نگاه کنیم همچنین به مسئله بهداشت، بیمههای اجتماعی و بخش مربوط به اون چیزی که موسوم شده به «دولت رفاه» .
ببینید یکی از چیزایی که امروز خشونت پلیسی این وزارت کشور (آقای نونز) دارن صحبت میکنند اینه که اولاً باید در نظر بگیرید این خشونت مسبوق به سابقه است. فقط سرکوب جمعیت دانشآموزی نیست که یکی رو کور کردند یا دستش قطع شده به خاطر نارنجک یا گاز اشکآور، بلکه باید این رو در ارتباط با استفاده مکرر دولت آقای مکرون از «ماده ۴۹.۳» قانون اساسی ببینیم . نظامی که در فرانسه هست نیمه ریاستجمهوریه. یکی از چیزایی که اقتدار رو بهش نشون میده قانون اساسی جمهوری پنجم و همین ماده ۴۹.۳ است. ۴۹.۳ یعنی چی؟ یعنی اینکه اگر دولت نتونه اکثریت آرا رو در مجلس برای لایحهای به دست بیاره، میتونه متوسل بشه به ۴۹.۳، یعنی به رأی مجلس نگذاره. مجلس حق داره دولت رو سانسور کنه («موسیون دو سانسور» یا زیر سؤال بردن دولت) . این چهجوری انجام میشه؟ باید نصفی از نمایندگان (یعنی مثلاً ۲۹۸ نفر از ۵۷۷ نفر) رأی بدن تا بتونند دولت رو استیضاح کنند که این انحلال کابینه است و نه انحلال مجلس . شما نگاه کنید از سال ۲۰۲۲ تا حال حاضر به کرات هفت هشت بار آقای مکرون از این قانون ۴۹.۳ استفاده کرده؛ یعنی راه بحث دموکراتیک رو بستند، از جمله در مورد مسئله پنشنها (حق بازنشستگی که سن رو از ۶۲ به ۶۴ سال رسوند) و تصویب بودجه دولت. اون چیزی که در قانون اساسی برای موارد استثنا بود تبدیل به قاعده شد.
به همین دلیل ائتلافهای متعددی صورت گرفت در مجلس برای سانسور کردن دولتش و کابینه به دفعات تغییر کرده. الان کسایی رو که دور و بر آقای مکرون میبینید باند مکرونیست هستند؛ این کسی که ژیله (وزیر آموزش پرورش) یا نونز، اینا تو کابینههای مختلف مکرون بودند. در مورد وزارت کشور آمد یه سری پروندهسازی کرد در مورد حزب ملانشون و گفتند که ما رفتیم توی وسایل یکی از اعضا مواد مخدر پیدا کردیم؛ یعنی صحنهسازی و تقلبهای اینجوری. خشونتی که پلیس انجام میده برای اینه که اساساً قادر نیست در مقابل این نهضت اجتماعی روش اصلاحات رو در پیش بگیره . دولت ادعا میکنه که این اعتراضات رو حزب افراطی چپ (فرانسه نافرمان به رهبری ژان-لوک ملانشون) دامن زده، در صورتی که این اعتراضات به ملانشون ربطی نداره؛ این وضعیت دبیرستانها و دانشگاههای فرانسه، وضعیت قدرت خرید و بالا رفتن هزینههای زندگیه. در حالی که تورم بالا میره، دستمزدها ثابت مونده و مردم دچار فقر شدند. ما دوباره شاهد فقر مطلقیم؛ صف میکشند برای گرفتن غذا از مراکز خیریه («رستورانهای قلب») و به این صف نه فقط بیخانمانها بلکه دانشجویان هم افزوده شدند .
کامبیز غفوری:
این چیزهایی که دارید میگید آقای دکتر وهابی، من متوجه میشم چقدر دوستان در سوشال مدیا سطح رو میبینند و دور از عمق و واقعیت هستند. چون شما دقیق ما رو پله به پله بردید به اینکه متوجه بشیم چرا اگر مهاجران دیده میشوند، دلیلش فقر اون منطقهایست که به حاشیه رانده شدند . در صورتی که این ترجمه شده از طرف بسیاری از دستراستیها که میگفتند مهاجرا آمدند و دارن پاریس رو میگیرند.
دکتر مهرداد وهابی:
کافیه دیروز تو خیابون میدیدید؛ همه سفیدپوستای فرانسوی بودن. آخه مگه میشه ۱ میلیون و ۵۷۳ هزار نفر در سراسر فرانسه اعتراض کنند و بگید مهاجرین کردند؟ اونهایی هم که مغازهها رو میشکنند، یک بخشیشون آنارشیستها هستند؛ ما تو لیموژ آنارشیست جوان فرانسوی رو دیدیم که اعتقاد دارند هر جایی رد پای دولت هست باید داغونش کرد . اینا خارجی و مهاجر نیستند، نهضت آنارشیسم در فرانسه ریشه چندصد ساله داره.
ما با پدیدهای شاهد هستیم که ضدیت با دولته. یکی از درخواستهای مهم اینه که قانون اساسی جمهوری پنجم عوض بشه و یک جمهوری ششمی شکل بگیره . در فرانسه سیستم خدمات اجتماعی بعد از جنگ جهانی دوم (از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۶) زیر نظر سژته تشکیل شد که بر مبنای «ل سوسیال» (Le Social) بود، یعنی خود کارگران و شهروندان تأمینات اجتماعیشون رو اداره کنند و نباید با مالیات عمومی یکی بشه ۰از سال ۱۹۹۶ زیر حکومت آقای آلن ژوپه بود که دولت رفاه به معنای دولتی شکل گرفت و به محض اینکه ایجاد شد بدهکار شد. امروز کیفیت خدمات عمومی نازل شده، بخش تأمینات اجتماعی ورشکسته است و آموزش و پرورش ضعیف شده. از طرف دیگه هزینههای ارتش بعد از جنگ اوکراین بالا رفته و رابطه معکوسی بین بودجه آموزش و پرورش و بودجه ارتش و پلیس وجود داره.
رشد اقتصادی کل اروپا ضعیف و نزدیک به رکود مزمنه؛ رشد متوسط بر حسب دادههای OECD حدود ۱.۱ درصده. بالاترین رقم مال اسپانیاست (۲.۵ درصد)، آلمان ۱.۱ درصد، و ضعیفترین مال فرانسه (۰.۴ درصد) و ایتالیا (۰.۵ درصد) است. در حالی که نرخ بهرهای که دولت برای قرضه ۱۰ ساله میده ۵ درصده؛ وقتی شما ۵ درصد سود بابت قرضه میدید ولی رشد اقتصادی شما ۰.۴ درصده، دارید به طرف ورشکستگی میرید.
امروز مهمترین بخش، بخش دیجیتاله (سیلیکون ولی، چین). طبق گزارش صندوق بینالمللی پول در اکتبر ۲۰۲۶، اقتصاد جهانی تحت فشار دو چیز بود: منازعات جنگ خلیج فارس سوم (که باعث کاهش رونق شد) و فعالیت شرکتهای دیجیتال (که باعث افزایش رونق شد) . این شرکتهای دیجیتال آمریکایی دارن سرمایه اروپا رو میبلعند. بیش از نصف بدهیهای فرانسه دست خارجیاست. دولت برای جلب سرمایه مجبور لست نرخ بهره قرضه رو بالا ببره تا بتونه با شرکتهای دیجیتال رقابت کنه و در نتیجه بودجهای برای خدمات عمومی و آموزش باقی نمیمونه . ما با دو پدیده همزمان روبرو هستیم: رونق دیجیتال افزایش پیدا میکنه ولی دولت ورشکستهتر میشه، و رونق افزایش پیدا میکنه ولی قدرت خرید مردم کاهش مییابد.
فرانسه خودش رو برای انتخابات ریاستجمهوری ماه می آماده میکنه. نشریه اکونومیست مقالهای داشت به نام «سقوط لیبرالیسم در اروپا» و اشارهاش به این بود که سنتریستها (مثل مکرون) دارن سقوط میکنند و پۆپولیستهای چپ و راست دارن بالا میان .در نظرسنجیها آرای مکرون و سوسیالیستها پایینه، در حالی که مارین لوپن حدود ۳۵ درصد آرا رو داره .
در کل اروپا (اسپانیا، پرتغال، ایتالیا، بلژیک) ما با بحران مسکن، افزایش قیمت انرژی و مواد خوراکی و تنزل خدمات عمومی روبرو هستیم؛ یعنی بازتولید اجتماعی نیروی کار دچار بحران شده . مردم مالیات میدن ولی خدمات دریافت نمیکنند . دولت به جای رفرم، روش سرکوب رو پیش گرفته و جنبش رو به انحطاط میکشونه؛ دست پلیس رو باز میذاره تا غارت بشه تا بعد بگه تقصیر چپهاست، در حالی که معترضان خشونت نمیخوان چون دایره جنبش رو کوتاه میکنه . اصلیترین مسئله دوره حاضر، تسخیر داراییهای عمومیه (چه ملموس مثل نفت و چه غیرملموس مثل دیتا و اطلاعات) از طریق ائتلاف بین سرمایه مالی، شرکتهای دیجیتال و دولت؛ و این یعنی فقر انبوه برای اکثریت و ثروت برای یک اقلیت .ما در ماه ژوئن ۲۰۲۷ کتابمون رو با عنوان «Cambridge Handbook of Political Capitalism» بیرون خواهیم داد که این مسائل رو مفصل تشریح کرده .
کامبیز غفوری:
خیلی ممنونم بابت علمی که با ما به اشتراک گذاشتید و ثابت کردید شرایط آنقدر سطحی نیست که خیلیها با یک نسخه بگویند مهاجران و مسلمانان آمدند و اینطور شد. حتی آقای ایلان ماسک و ترامپ هم همین حرفا رو تکرار میکنند. ممنونم از شما عزیزان همراه همیشگی عصرانه؛ این برنامه رو به دیگران هم معرفی کنید و لینکش رو بفرستید. تا عصرانه بعد بدرود.].






نظرها
نظری وجود ندارد.