ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

مرز شرقی ایران در شرایط جنگی؛ از جیش‌العدل تا داعش خراسان

فاطمه امان، کارشناس مسائل امنیتی خاورمیانه و جنوب آسیا، در گفت‌وگو با زمانه با بررسی تفاوت‌های ماهوی میان جیش‌العدل و داعش خراسان، تأکید می‌کند که تهران با دو پدیدهٔ جداگانه در مرزهای شرقی روبه‌روست. او همکاری امنیتی ایران و پاکستان را در دو سطح «فوری» و «راهبردی» ارزیابی کرده، نقش طالبان در مهار داعش خراسان را دوگانه می‌داند و دربارهٔ روایت رسمی جمهوری اسلامی از تهدیدات شرقی هشدار می‌دهد که «اصل تهدید واقعی است، اما هر ادعای امنیتی قابل راستی‌آزمایی مستقل نیست.»

پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، مسعود پزشکیان در تهران (حدود ۸ اوت ۲۰۲۶، در نشست خبری روز خبرنگار) گفت که در جریان جنگ ۴۰روزه تلاش شده بود به پاسگاه‌های مرزی شمال‌غرب و جنوب‌شرق حمله شود و برای ایجاد ناآرامی نیرو وارد کشور شود، اما افغانستان و پاکستان نیرو مستقر کردند و اعلام کردند اجازه نمی‌دهند کسی از خاک آن‌ها وارد ایران شود و آشوب به‌پا کند. او از جیش‌العدل نام نیاورد، اما اشاره به نفوذ از مرز شرق و نقش همسایگان عملاً به همان نگرانی همیشگی تهران از جبهه شرق و عقبهٔ این گروه در بلوچستان پاکستان برمی‌گردد.

از طرف دیگر دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی هرچندگاه یک بار ادعا می‌کند که تروریست‌های داعش از غرب و شرق در تلاش‌اند که وارد ایران شوند اما نهادهای امنیتی تاکنون مانع شده‌اند و حتی برخی از رهبران این گروه را «زنده‌گیری» کرده‌اند.

واهمه حکومت به قدری زیاد است که وقتی چهارشنبه یازدهم شهریور خبر رسید یک خودرو در بلوار وکیل‌آباد مشهد به تجمع مردم حمله کرده، مهدی محمدی، مشاور قالیباف، از احتمال حمله تروریستی همزمان با حملات نظامی آمریکا به تأسیسات ایران در جنوب کشور خبر داد و روز بعد آن را تکذیب کرد. رسانه‌ها درنهایت نوشتند راننده مست بوده.

حالا این پرسش مطرح است که این واهمه‌ها تا چه حد با واقعیت‌های میدانی منطبق است؟با فاطمه امان، کارشناس مسائل امنیتی خاورمیانه و جنوب آسیا گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

ایران در شرق با دو تهدید متفاوت روبه‌رو است

فاطمه امان، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه، می‌گوید ایران در مرزهای شرقی با دو نوع تهدید جداگانه مواجه است و نباید جیش‌العدل و داعش خراسان را یکی دانست. به گفتهٔ او، جیش‌العدل اساساً تهدیدی محلی و منطقه‌ای است که پایگاه اجتماعی و عملیاتی‌اش عمدتاً در بلوچستان، به‌ویژه مناطق مرزی ایران و پاکستان، قرار دارد و هدف اصلی‌اش جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی و امنیتی ایران است. امان این تهدید را دارای جغرافیا، مطالبات و حوزهٔ عملیاتی نسبتاً مشخص و محدود توصیف می‌کند؛ هرچند تأکید دارد که این گروه در سال‌های اخیر توانسته حملات مهم‌تر و پرهزینه‌تری انجام دهد.

در مقابل، امان داعش خراسان را گروهی جهادی و فراملی می‌داند که افغانستان برای آن مرکز مهمی است، اما نیروها و شبکه‌هایش به آن کشور محدود نمی‌مانند:

داعش خراسان توانسته از پاکستان، آسیای میانه و به‌خصوص از میان اتباع تاجیک و ازبک، و حتی از خارج از منطقه، نیرو جذب کند. حملهٔ کرمان در سال ۲۰۱۶ نشان داد که تهدید این گروه علیه ایران فرضی یا صرفاً تبلیغاتی نیست. این گروه هم انگیزهٔ حمله به ایران را دارد و هم در مواردی توان عملیاتی خود را نشان داده است.

امان در همان حال یادآور می‌شود که میان این گروه‌ها همیشه مرز کاملاً مشخصی وجود ندارد و جابه‌جایی افراد، انتقال تجربه، قاچاق سلاح و حتی همکاری‌های مقطعی میان گروه‌های افراطی در منطقه ممکن است:

از دیدگاه دستگاه امنیتی ایران طبیعی است که بخشی از این تهدیدها در یک چارچوب کلی دیده شوند. با این حال به نظر می‌رسد تهران در ادبیات رسمی عمداً این تفاوت‌ها را تا حدی محو می‌کند. اصطلاحاتی مانند «گروه‌ک تروریستی» یا «گروه‌های تکفیری» دست حکومت را باز می‌گذارد تا طیف وسیعی از تهدیدها را زیر یک عنوان قرار دهد. از نظر تبلیغاتی و امنیتی این کار برای تهران مفید است، چون می‌تواند مرز شرقی را به‌عنوان یک محیط امنیتی واحد تصویر کند.

جمع‌بندی امان این است که ایران واقعاً با دو پدیدهٔ متفاوت روبه‌رو است:

جیش‌العدل تهدیدی فوری‌تر، محلی‌تر و مشخص‌تر در مرز پاکستان است؛ داعش خراسان تهدیدی گسترده‌تر و تا حدی غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر است که دامنه فعالیت و شبکه‌های آن تا افغانستان و آسیای میانه نیز  گسترش دارد. تهران این تفاوت را در سطح عملیاتی می‌داند، حتی اگر در روایت عمومی گاهی هر دو را در یک سبد قرار دهد.

همکاری با پاکستان در جنگ اخیر فراتر از مهار جیش‌العدل بود

همکاری امنیتی ایران و پاکستان پس از بحران ۲۰۰۸ و جنگ با آمریکا و اسرائیل پوشش «دفاع ملی» گرفته است. این پرسش مطرح است که همکاری بیشتر علیه جیش‌العدل در بلوچستان پاکستان است یا تهران نگران است که تضعیف طالبان و آشفتگی افغانستان، داعش خراسان را به مسیر نفوذ به ایران تبدیل کند؟

فاطمه امان می‌گوید اگر تعبیر «دفاع ملی» به این معنا باشد که پس از جنگ اخیر همکاری امنیتی ایران با پاکستان دیگر فقط مسئلهٔ کنترل جیش‌العدل در بلوچستان نیست و در چارچوب گسترده‌تری از امنیت و دفاع کشور دیده می‌شود، این تعبیر قابل قبول است؛ اما نباید آن را به معنای وجود توافق یا چارچوب رسمی میان دو کشور زیر عنوان دفاع ملی دانست، چون چنین چارچوبی وجود ندارد.

به گفتهٔ امان، آنچه در جریان جنگ رخ داد از این جهت اهمیت دارد که به روایت پزشکیان، پاکستان در مرز خود نیرو مستقر کرد و اجازه نداد از خاکش برای نفوذ به ایران و ایجاد ناامنی استفاده شود. او نتیجه می‌گیرد که اگر این روایت مبنا قرار گیرد، نقش پاکستان در آن مقطع خاص فقط مهار جیش‌العدل نبوده و جلوگیری از گشوده شدن جبههٔ امنیتی جدید در شرق، در شرایط جنگ، خود بخشی از دفاع از کشور محسوب می‌شود. امان در همان حال تأکید می‌کند:

در همکاری امنیتی روزمره میان ایران و پاکستان، جیش‌العدل همچنان تهدید فوری‌تر و مستقیم‌تری است. بحران سال ۱۴۰۳ این موضوع را روشن کرد: ایران اهدافی را در خاک پاکستان مورد حمله قرار داد و پاکستان متقابلاً به اهدافی در خاک ایران حمله کرد. فعالیت گروه‌های مسلح در بلوچستان برای مدتی کوتاه روابط دو کشور را وارد بحران مستقیم کرد. پس از آن هر دو طرف انگیزهٔ بیشتری برای همکاری اطلاعاتی و کنترل مرزی پیدا کردند.

جنگ اخیر به باور امان لایهٔ دیگری نیز به نگرانی تهران افزوده و آن افغانستان است. او می‌گوید:

اگر تنش میان پاکستان و طالبان بیشتر شود یا کنترل طالبان بر برخی مناطق افغانستان ضعیف‌تر گردد، داعش خراسان می‌تواند از این بی‌ثباتی استفاده کند. از این نظر برای تهران امنیت پاکستان و افغانستان تا حدی به هم پیوسته است.

نقش طالبان را امان دوگانه و پیچیده توصیف می‌کند. از یک سو طالبان و داعش خراسان دشمن جدی یکدیگرند و ایران و طالبان منافع مشترکی در مهار داعش دارند؛ از سوی دیگر تهران نمی‌تواند مطمئن باشد که طالبان توانایی کنترل همهٔ شبکه‌های جهادی و مسلح در افغانستان را دارد، به‌ویژه که اختلاف طالبان و پاکستان بر سر  "تحریک طالبان پاکستان"، که اسلام‌آباد حکومت طالبان را به پناه دادن به آن متهم می‌کند، خود به یکی از عوامل بی‌ثباتی تبدیل شده است. امان هشدار می‌دهد که گسترش این درگیری‌ها می‌تواند فضای مرزی افغانستان و پاکستان را برای گروه‌های دیگر نیز مساعدتر کند.

او این همکاری را در دو سطح می‌بیند: در سطح فوری، مسئلهٔ اصلی میان ایران و پاکستان همچنان جیش‌العدل و امنیت بلوچستان است؛ در سطح گسترده‌تر، نگرانی تهران آن است که بی‌ثباتی در افغانستان و پاکستان به داعش خراسان فضای بیشتری برای مانور بدهد. به گفتهٔ امان، مفهوم دفاع ملی را می‌توان در همین چارچوب فهمید:  

برای تهران، پاکستان و افغانستان دیگر فقط همسایگانی نیستند که انتظار می‌رود گروه‌های مسلح را در خاک خود کنترل کنند. در شرایط جنگی، جلوگیری از استفاده از خاک آن‌ها برای نفوذ به ایران یا گشودن جبههٔ جدید در شرق، مستقیماً با امنیت و دفاع ایران پیوند پیدا می‌کند.

تهدید داعش خراسان واقعی است، اما هر ادعای امنیتی را نباید بی‌مدرک پذیرفت

فاطمه امان می‌گوید اصل تهدید داعش خراسان علیه ایران وجود دارد و مهم‌ترین شاهد آن از جمله حملهٔ کرمان - در دی ماه ۱۴۰۲ در مراسم قاسم سلیمانی، و مرداد ۱۴۰۲ در حرم شاهچراغ شیراز، است که نشان داد این گروه هم انگیزهٔ حمله به ایران را دارد و هم می‌تواند شبکه‌ای برای اجرای عملیات در خاک ایران به کار گیرد. از همین رو امان تأکید می‌کند نمی‌توان هر بار که مقامات جمهوری اسلامی دربارهٔ خطر داعش یا تلاش برای نفوذ سخن می‌گویند، اصل موضوع را صرفاً تبلیغات حکومتی دانست. او می‌افزاید داعش خراسان در سال‌های اخیر در جذب نیروهای فرامرزی بسیار موفق بوده است؛ اتباع تاجیک در چند عملیات مهم این گروه نقش داشته‌اند و شبکه‌های آن در افغانستان، پاکستان و به‌ویژه در مناطقی از آسیای میانه فعال بوده‌اند. بنابراین از نگاه امان، نگرانی ایران از ورود این افراد از مرزهای شرقی دست‌کم از نظر امنیتی نگرانی غیرمنطقی نیست.

با این حال امان میان یک تهدید واقعی و قابل‌اثبات بودن هر ادعای دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی فاصلهٔ بسیاری می‌بیند:

وقتی وزارت اطلاعات، سپاه یا سایر نهادهای امنیتی اعلام می‌کنند تعدادی عضو داعش را زنده‌گیری کرده‌اند یا شبکه‌ای نفوذی را پیش از عملیات کشف کرده‌اند، در بسیاری موارد اطلاعات مستقل و قابل‌اتکایی در اختیار رسانه‌ها یا نهادهای خارج از حکومت قرار نمی‌گیرد تا بتوان ادعا را بررسی کرد. گاهی هویت افراد، جزئیات عملیات یا مدارک ارتباط آن‌ها با داعش منتشر نمی‌شود.

امان می‌گوید شخصاً هر مورد را جداگانه ارزیابی می‌کند. اینکه داعش خراسان برای ایران تهدید است واقعیتی قابل راستی‌آزمایی است؛ اما اینکه هر فردی که حکومت بازداشت می‌کند واقعاً عضو داعش باشد، یا هر شبکه‌ای که معرفی می‌شود همان باشد که ادعا می‌شود، مسئلهٔ دیگری است و به شواهد مستقل نیاز دارد.

او همچنین به سابقهٔ طولانی جمهوری اسلامی در استفادهٔ وسیع از ادبیات امنیتی اشاره می‌کند و یادآور می‌شود:

اصطلاحاتی مانند تروریسم تکفیری، عامل بیگانه و شبکهٔ نفوذی گاهی برای مسائل کاملاً متفاوت به کار گرفته شده‌اند. در شرایط جنگی این مسئله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. حکومت طبیعتاً انگیزه دارد نشان دهد کشور همزمان از جهات مختلف تهدید شده است؛ از اسرائیل و آمریکا تا داعش و جیش‌العدل. این روایت می‌تواند برای افزایش کنترل مرزی و تشدید فضای امنیتی در داخل کشور به کار رود.

جمع‌بندی امان این است که تهدید داعش خراسان، به‌ویژه پس از حملهٔ کرمان، واقعی است؛ اما روایت رسمی جمهوری اسلامی می‌تواند تهدیدی واقعی را بزرگ‌تر، گسترده‌تر و مبهم‌تر ارائه دهد و مواردی را که امکان راستی‌آزمایی مستقل ندارند نیز در همان چارچوب قرار دهد. از نگاه او اصل تهدید را باید جدی گرفت، اما هر ادعای مشخص دستگاه امنیتی را نباید بدون مدرک پذیرفت.

*این مصاحبه را حسین نوش‌آذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.