بنبست انتخاباتی اسرائیل؛ نقش تعیینکننده احزاب فلسطینی زیر سایه سنگین نتانیاهو
نتایج انتخابات اسرائیل به بنبستی میان ائتلاف نتانیاهو و مخالفانش انجامیده و افزایش وزن پارلمانی احزاب فلسطینی، معادلات تشکیل دولت را پیچیدهتر کرده است. بهروز فراهانی، تحلیلگر مسائل سیاسی، در گفتوگو با رادیو زمانه تأکید میکند که اختلاف دو بلوک اصلی بیش از آنکه بر سر سیاستهای بنیادین در قبال فلسطینیها و ایران باشد، به مخالفت با شخص نتانیاهو بازمیگردد. به اعتقاد او، احزاب فلسطینی میتوانند بدون مشارکت در دولت، بر تصمیمهای آن تأثیر بگذارند. فراهانی همچنین معتقد است کنار رفتن نتانیاهو، هرچند به تغییر کیفی سیاستهای اسرائیل منجر نمیشود، ممکن است زمینه احتیاط بیشتر در برخورد با فلسطینیها و رویارویی با ایران را فراهم کند.

منصور عباس (در مرکز تصویر)، رهبر حزب عربی-اسرائیلی «رعام» (فهرست مشترک) در یک گردهمایی انتخاباتی در شهرکی عربنشین در شمال اسرائیل ـ ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶ ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
نتایج نهایی شمارش آرای انتخابات پارلمانی اسرائیل نشان میدهد که ائتلاف حامی بنیامین نتانیاهو با کسب ۵۳ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست، اکثریت پارلمانی خود را از دست داده است. احزاب مخالف نتانیاهو ۴۸ کرسی و دو فهرست عربی مجموعاً ۱۹ کرسی به دست آوردهاند. حزب لیکود با ۲۷ کرسی همچنان بزرگترین حزب پارلمان است، اما هیچیک از دو اردوگاه اصلی بهتنهایی قادر به تشکیل دولت نیستند. در این میان، افزایش چشمگیر کرسیهای احزاب عربی، آنها را به بازیگرانی تعیینکننده در معادلات تشکیل دولت تبدیل کرده است؛ هرچند مخالفت بخشی از احزاب اپوزیسیون با همکاری سیاسی با این احزاب، دستیابی به اکثریت جایگزین را دشوار میکند. به این ترتیب، انتخابات نه به پیروزی قاطع مخالفان نتانیاهو، بلکه به تضعیف موقعیت او و آغاز مرحلهای از مذاکرات پیچیده برای تشکیل دولت انجامیده است.
پیامدهای این انتخابات از رقابت بر سر نخستوزیری فراتر میرود. آینده ائتلاف راست افراطی و احزاب مذهبی، جایگاه شهروندان عرب اسرائیل در ساختار قدرت، سرنوشت اصلاحات قضایی و چگونگی مواجهه با بحرانهای امنیتی و اجتماعی از مسائل اصلی پیش روی دولت آینده خواهد بود. در عرصه منطقهای نیز ترکیب دولت جدید میتواند بر ادامه جنگ و مناسبات اسرائیل با فلسطینیها، سیاست این کشور در قبال ایران و روابط آن با ایالات متحده تأثیر بگذارد. پرسش اساسی این است که آیا نتایج انتخابات نشانه آغاز تغییر در موازنه سیاسی و اجتماعی اسرائیل است یا صرفاً بنبستی تازه در نظامی ائتلافی که حتی مخالفان نتانیاهو نیز درباره مسائل بنیادین امنیتی و منطقهای اختلافنظر دارند؟ با آقای بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی گفتوگو کردهایم:
اشتراکات سیاسی دو بلوک اسرائیل بیش از اختلافات آنهاست
بهروز فراهانی در ارزیابی نتایج انتخابات پارلمانی اسرائیل میگوید اگرچه ائتلاف بنیامین نتانیاهو اکثریت خود را از دست داده، مخالفان او نیز نتوانستهاند اکثریت لازم برای تشکیل دولت را به دست آورند. به اعتقاد او، نتیجه انتخابات نوعی بنبست میان بلوک نتانیاهو و نیروهای راست افراطی حامی او، از یک سو، و ائتلاف مخالفانش، متشکل از جریانهای راست میانه تا راست افراطی، از سوی دیگر است. فراهانی یادآوری میکند:
فراموش نکنیم که در گروه مخالفان نتانیاهو افرادی مانند نفتالی بنت و لیبرمن حضور دارند که راست افراطی و جنگطلباند و در بسیاری از سیاستها با بلوک نتانیاهو توافق دارند. بنابراین، اگر فقط این دو بلوک را در نظر بگیریم، نتیجه انتخابات در کوتاهمدت به بنبست سیاسی در اسرائیل منجر شده است. هیچیک از دو طرف، با توجه به اختلافاتی که دارند، نمیتوانند بهتنهایی اکثریت را به دست آورند. در نتیجه، وارد مجموعهای از معاملات و چانهزنیهای سیاسی خواهند شد؛ معاملاتی که نتانیاهو معمولاً در آنها مهارت بیشتری دارد.
بااینحال، به گفته فراهانی، عاملی که محاسبات هر دو بلوک را بر هم زده، موفقیت انتخاباتی احزاب فلسطینیتبارهای اسرائیل است. او تأکید میکند که افزایش وزن پارلمانی این احزاب، موقعیتی پیشبینینشده در سیاست اسرائیل ایجاد کرده و خروج از بنبست کنونی را دشوارتر ساخته است.
فراهانی با اشاره به سیاستهای دو بلوک در قبال ایران و فلسطینیها میگوید در مسائل بنیادینی مانند جنگ با ایران، ادامه اشغال غزه و سیاستهای اسرائیل در کرانه باختری، تفاوت چشمگیری میان آنها وجود ندارد.
او برای توضیح این اشتراکات به موقعیت آویگدور لیبرمن اشاره میکند:
لیبرمن که در جناح آیزنکوت و مخالف نتانیاهو قرار دارد، در مناطق اشغالی زندگی میکند. بخش مهمی از مهاجران روستبار اسرائیلی نیز در مناطق اشغالی زندگی میکنند. بنابراین، نمیتوان انتظار داشت که اگر دولت آیزنکوت تشکیل شود و لیبرمن نیز، که قطعاً در آن وزیر خواهد بود، در دولت حضور داشته باشد، تفاوت کیفی میان سیاستهای آن دولت و سیاستهای کنونی نتانیاهو در غزه و کرانه باختری مشاهده شود. این مسئله بسیار مهمی است. اشتراکات این دو بلوک بسیار بیشتر از اختلافات آنهاست.
فراهانی نتانیاهو را سیاستمداری ماکیاولی توصیف میکند که با ایجاد انحصارهای سیاسی و برقراری مناسبات نزدیک با میلیاردرهای اسرائیلی، بخش مهمی از فضای سیاسی کشور را تحت سلطه خود قرار داده است. او معتقد است تلاش نتانیاهو برای حفظ قدرت، ارتباط مستقیمی با پروندههای فساد او دارد. به گفته فراهانی، احتمال زندانی شدن نتانیاهو در صورت خروج از قدرت، انگیزهای جدی برای ادامه نخستوزیری اوست.
فراهانی در این زمینه به سابقه محکومیت و زندانی شدن اهود اولمرت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، اشاره میکند و آن را نمونهای از امکان پیگرد قضایی بالاترین مقامات سیاسی این کشور میداند.
به اعتقاد او، نتانیاهو برای حفظ موقعیت خود تلاش خواهد کرد برخی نمایندگان احزاب راستگرا و راست افراطی، از جمله جریانهای نزدیک به لیبرمن و نفتالی بنت، را به سوی ائتلاف خود جلب کند. فراهانی تأکید میکند:
آینده نتانیاهو به باقی ماندنش در قدرت بستگی دارد. بنابراین، تمام تلاش خود را خواهد کرد تا برخی از نمایندگان منتخب احزاب مختلف راستگرا و راست افراطی، از جمله جریانهای مرتبط با لیبرمن و نفتالی بنت، را به سوی خود جلب کند.
احزاب فلسطینی میتوانند بدون مشارکت در دولت، بر سیاستهای آن تأثیر بگذارند
فراهانی احزاب فلسطینیتبارهای اسرائیل را برندگان واقعی انتخابات میداند. به گفته او، این احزاب با افزایش وزن پارلمانی خود به موقعیتی رسیدهاند که میتوانند در تعیین سرنوشت دولت آینده نقش مهمی ایفا کنند. او برای توضیح اهمیت این تحول، ابتدا به جایگاه فلسطینیتبارهای اسرائیل میپردازد؛ جمعیتی که به گفته او، پس از رویدادهای سال ۱۹۴۸ در سرزمین خود باقی ماندند و اکنون حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد جمعیت اسرائیل را تشکیل میدهند. فراهانی میگوید:
وقتی از آپارتاید در اسرائیل صحبت میکنیم، وجود این حق رأی بههیچوجه ناقض آن ارزیابی نیست. نوع آپارتایدی که در اسرائیل وجود دارد، با آپارتاید آفریقای جنوبی متفاوت است؛ جایی که سیاهپوستان حتی از حق رأی نیز محروم بودند. اما در اسرائیل، فلسطینیها با محدودیتهای حقوقی، نابرابری در دسترسی به منابع طبیعی، مشاغل دولتی و خدمت در ارتش و محدودیتهای متعدد دیگری روبهرو هستند.
او به محدودیت گسترش محدوده شهرهای فلسطینینشین اشاره میکند و میگوید افزایش جمعیت این شهرها با امکان متناسب ساختمانسازی و توسعه شهری همراه نشده است. به گفته فراهانی، ایجاد کسبوکارهای جدید نیز با موانع اداری گستردهای روبهروست و در مواردی متقاضیان ممکن است پس از ۱۰ تا ۱۵ سال انتظار، پاسخ منفی دریافت کنند. او این محدودیتها را از عوامل فشار اقتصادی بر شهروندان فلسطینیتبار میداند.
فراهانی همچنین به قانون جدید اعدام اشاره میکند و یادآوری میکند که در این قانون، نظامهای قضایی متفاوتی برای یهودیان اسرائیلی و فلسطینیها در نظر گرفته شده است.
او در ادامه، وضعیت مناطق اشغالی را نمونه روشنتری از تبعیض ساختاری توصیف میکند. به گفته او، شهرکنشینان اسرائیلی ساکن این مناطق در انتخابات اسرائیل رأی میدهند، درحالیکه فلسطینیهای ساکن همان مناطق از چنین حقی برخوردار نیستند.د فراهانی تأکید میکند که وجود سازوکارهای دموکراتیک در میان شهروندان یهودی اسرائیل، با اعمال تبعیض علیه فلسطینیها منافاتی ندارد:
در رابطه با فلسطینیها، محدودیتها و تبعیضهای گستردهای وجود دارد.بنابراین، برخورداری فلسطینیتبارهای اسرائیل از حق رأی، با توصیف ساختار حاکم بهعنوان آپارتاید تناقضی ندارد؛ توصیفی که سازمانهای حقوق بشری، بهویژه بتسلم، سازمان حقوق بشری اسرائیلی، نیز از آن استفاده کردهاند. نوع آپارتاید متفاوت است. با این حال، وضعیت تازهای که پس از انتخابات ایجاد شده، باعث شده است از احزاب فلسطینی بهعنوان «تعیینکنندگان پادشاه» یاد کنند؛ یعنی نیروهایی که میتوانند تعیین کنند چه کسی قدرت را به دست بگیرد. به نظر من، این تعبیر تا اندازهای خوشبینانه است؛ زیرا همانطور که در پاسخ به پرسش نخست گفتم، سیاستهای دو بلوک نتانیاهو و مخالفانش در قبال فلسطینیها تفاوت کیفی چندانی ندارد.
او توضیح میدهد که آنچه نیروهای مخالف را متحد کرده، بیش از هر چیز مخالفت با شخص نتانیاهو و مجموعه سیاسی پیرامون اوست، نه اختلاف بنیادین درباره سیاستهای امنیتی، نظامی یا دیپلماتیک اسرائیل. به گفته فراهانی، حضور احزاب فلسطینی در یک دولت ائتلافی میتواند موجب فروپاشی بلوک مخالف نتانیاهو شود؛ زیرا چهرههایی مانند لیبرمن، نفتالی بنت و حتی یائیر لاپید بهآسانی حاضر نخواهند شد در دولتی مشترک با احزاب عربی مشارکت کنند. او هشدار میدهد:
همین مسئله میتواند بلوک مخالف نتانیاهو را از هم بپاشد و بخشی از آن را به سوی نتانیاهو سوق دهد و در نهایت اکثریت لازم را برای او فراهم کند.
فراهانی در مقابل، پیشنهاد احزاب فلسطینی برای حمایت از دولت مخالف نتانیاهو بدون مشارکت در کابینه را راهکاری هوشمندانه ارزیابی میکند. بر اساس این پیشنهاد، دولت اقلیت تشکیل میشود و احزاب فلسطینی در رأیگیریهای تعیینکننده، از جمله مواردی که ممکن است به سقوط دولت منجر شود، با رأی ندادن علیه دولت، امکان ادامه فعالیت آن را فراهم میکنند.
به گفته او، این حمایت بدون قیدوشرط نخواهد بود و احزاب فلسطینی خواستار آن شدهاند که دولت آینده دستکم بخشی از مطالبات آنها، بهویژه درباره غزه و سیاستهای مربوط به فلسطینیها، را در نظر بگیرد.
فراهانی همچنین مشارکت گسترده فلسطینیتبارها در انتخابات را تحولی مهم میداند و میگوید میزان مشارکت آنها نسبت به انتخابات سال ۲۰۱۶ دو برابر شده است.
به اعتقاد او، این مشارکت گسترده معادلات پیشین را بر هم زده و بلوک مخالف نتانیاهو به رهبری آیزنکوت را ناگزیر کرده است مطالبات احزاب فلسطینی را در محاسبات خود وارد کند.
او معتقد است در صورت توافق میان این نیروها، امکان تشکیل دولت اقلیت به رهبری آیزنکوت وجود دارد؛ دولتی که با حمایت پارلمانی احزاب فلسطینی، بدون حضور آنها در کابینه، به فعالیت خود ادامه دهد.
فراهانی بر این باور است که حتی خروج یکی از دو جریان وابسته به لیبرمن یا نفتالی بنت نیز لزوماً مانع ادامه فعالیت چنین دولتی نخواهد شد، اما خروج همزمان هر دو جریان میتواند بنبست سیاسی بزرگتری ایجاد کند.
او تأکید میکند که تحقق این سناریو به مذاکرات و موازنه نیروها بستگی دارد و هنوز نمیتوان درباره نتیجه نهایی آن قضاوت کرد.
بااینحال، به اعتقاد فراهانی، افزایش قدرت پارلمانی احزاب فلسطینی میتواند دولت احتمالی آیزنکوت را وادار کند در سیاستهای خود نسبت به فلسطینیها، بهویژه در غزه و کرانه باختری، از شدت اقدامات پیشین بکاهد.
کنار رفتن نتانیاهو تغییر بنیادین ایجاد نمیکند، اما ممکن است از شدت سیاستهای جنگی بکاهد
فراهانی معتقد است کنار رفتن احتمالی بنیامین نتانیاهو به تغییر کیفی در سیاستهای اسرائیل در قبال غزه، فلسطینیها و ایران منجر نخواهد شد، اما ممکن است احتیاط بیشتری را در تصمیمگیریهای نظامی و منطقهای به همراه داشته باشد:
اقدامات بیرحمانه و نسلکشانهای که نتانیاهو و ارتش او در غزه مرتکب شدهاند و همچنان از آنها دفاع میکنند، وضعیت خاصی ایجاد کرده است. با توجه به محکومیتهایی که در دادگاه کیفری بینالمللی مطرح شده، بلوک مخالف نتانیاهو، در صورت رسیدن به قدرت، ممکن است در این زمینه از شدت اقدامات بکاهد و رویکرد ملایمتری در پیش بگیرد. بهویژه اینکه هیچیک از اعضای این بلوک با چنین احکام یا اتهاماتی در دادگاه کیفری بینالمللی مواجه نشدهاند و بنابراین، دست بازتری برای نشان دادن انعطاف در مذاکرات خواهند داشت.
فراهانی عامل دیگر را تغییر افکار عمومی در ایالات متحده میداند؛ کشوری که مهمترین حامی اسرائیل به شمار میرود. او معتقد است جنگ غزه و تحولات کرانه باختری موجب تغییر چشمگیری در نگرش بخشی از جامعه آمریکا شده و موقعیت لابیهای حامی اسرائیل را تضعیف کرده است:
در آمریکا نوعی زلزله سیاسی رخ داده است. آیپک، یکی از قدرتمندترین لابیهای این کشور، در پی کشتار غزه و وضعیت کرانه باختری چنان مورد انتقاد قرار گرفته که برای نخستین بار در تاریخ خود اعلام کرده است بهصورت آشکار از هیچ نامزدی حمایت نخواهد کرد. دلیل این تصمیم، به اعتقاد من، آن است که اکثریت قریب به اتفاق نامزدهایی که در انتخابات اخیر آمریکا با افتخار از حمایت یا کمک مالی آیپک سخن گفته بودند، شکست خوردند. این مسئله نشانه تضعیف لابی طرفدار اسرائیل است؛ لابیای که روابط بسیار نزدیکی با نتانیاهو دارد.
او در ادامه به موقعیت ویژه نتانیاهو در ساختار سیاسی آمریکا اشاره میکند و میگوید نخستوزیر اسرائیل به دلیل سالها اقامت در ایالات متحده، دوران طولانی حضور در قدرت و روابط شخصی و حزبی گسترده، از نفوذی برخوردار است که دیگر سیاستمداران اسرائیلی بهآسانی نمیتوانند جایگزین آن شوند.
فراهانی به روابط نزدیک نتانیاهو با اطرافیان دونالد ترامپ، از جمله جارد کوشنر، اشاره میکند و این مناسبات را نمونهای از شبکه ارتباطات شخصی او میداند.
به اعتقاد فراهانی، کنار رفتن نتانیاهو میتواند این شبکه را دچار اختلال کند و دولت جانشین برای دستیابی به همان سطح از نفوذ در سیاست آمریکا به زمان نیاز خواهد داشت.
او همچنین میگوید تداوم وضعیت غزه و حملات شهرکنشینان در کرانه باختری، از جمله مواردی که به کشته شدن شهروندان آمریکایی انجامیده، حساسیت افکار عمومی آمریکا را افزایش داده است. فراهانی معتقد است مجموعه این عوامل میتواند دولت احتمالی آیزنکوت را به اتخاذ سیاستهایی ملایمتر و ارائه برخی امتیازات وادار کند. بااینحال، او تأکید میکند که چنین تغییراتی به معنای دگرگونی بنیادین در سیاست اسرائیل نسبت به فلسطینیها نخواهد بود.
در مورد ایران نیز فراهانی معتقد است نیروهای حاضر در بلوک مخالف نتانیاهو، همانند او، از گزینه جنگ حمایت میکنند، اما درباره زمانبندی، دامنه و شیوه حمله اختلافنظر دارند. او میگوید:
آنها احساس میکنند دوران قلدری و یکهتازی در این زمینه به پایان رسیده است. برخلاف نتانیاهو که دائماً ترامپ را تشویق میکند فوراً به ایران حمله کند، تاکنون هیچیک از رهبران احزاب سیاسی بلوک آیزنکوت و حتی شخص آیزنکوت، آشکارا خواستار حمله به ایران نشدهاند. از این منظر، تفاوتهایی میان دو بلوک وجود دارد، هرچند این تفاوتها کافی نیست.
او در این زمینه به سابقه نظامی آیزنکوت اشاره میکند و میگوید آیزنکوت که در گذشته رئیس ستاد ارتش اسرائیل بوده، درباره آغاز جنگی تازه محتاطتر از نتانیاهو عمل خواهد کرد. فراهانی همچنین تأکید میکند که وابستگی احتمالی دولت آیزنکوت به حمایت پارلمانی احزاب فلسطینی میتواند محدودیت دیگری بر سیاستهای آن ایجاد کند. به اعتقاد او، چنین دولتی برای حفظ موقعیت خود ناگزیر خواهد بود بخشی از مطالبات فلسطینیها را در نظر بگیرد و بهویژه در کرانه باختری از شدت اقدامات خود بکاهد. فراهانی در جمعبندی ارزیابی خود میگوید کنار رفتن نتانیاهو، در شرایط کنونی، میتواند تحول مثبتی برای طرفداران صلح باشد، هرچند نیروهای جایگزین او در جهتگیریهای اساسی سیاسی و امنیتی تفاوت کیفی با بلوک کنونی ندارند.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.









نظرها
نظری وجود ندارد.