ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

اعتراضات دانش‌آموزی فرانسه؛ نارضایتی اجتماعی و فرصت سیاسی چپ

بهروز فراهانی، فعال سیاسی چپ ساکن فرانسه، در گفت‌وگو با رادیو زمانه، اعتراض‌های دانش‌آموزی این کشور را بازتاب نارضایتی‌های انباشته از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دولت مکرون می‌داند. او با محکوم کردن خشونت پلیس فرانسه، تأکید می‌کند که به سبب نقش نهادهای مدنی و امکان مهار قدرت پلیس، میان این برخوردها و سرکوب سازمان‌یافته معترضان در جمهوری اسلامی تفاوتی کیفی وجود دارد. فراهانی همچنین معتقد است که حضور فعال نیروهای چپ رادیکال در کنار دانش‌آموزان می‌تواند موقعیت سیاسی آنان را در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۷ تقویت کند.

اعتراضات اخیر در فرانسه که از دبیرستان‌ها و مطالبات مربوط به وضعیت آموزش آغاز شد، به‌سرعت از محدوده مدارس فراتر رفته و به بستری برای بیان نارضایتی‌های گسترده‌تر اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است. کاهش هزینه‌های عمومی، فشار معیشتی، نگرانی از آینده شغلی نسل جوان و نابرابری‌های اجتماعی در پس‌زمینه این اعتراض‌ها قرار دارند. هم‌زمان، برخورد پلیس و شمار بالای بازداشت‌ها این پرسش را مطرح کرده که آیا تأکید دولت بر کنترل امنیتی می‌تواند اعتراض‌ها را مهار کند یا خود به عاملی برای گسترش نارضایتی بدل خواهد شد.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که فرانسه به انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۷ نزدیک می‌شود و فضای سیاسی کشور با بحران بودجه، تضعیف نیروهای میانه و رشد راست افراطی روبه‌روست. از سوی دیگر، ورود اتحادیه‌ها، معلمان و تشکل‌های دانشجویی و دانش‌آموزی می‌تواند اعتراض‌های نسلی را به جنبشی گسترده‌تر پیوند بزند. در گفت‌وگو با بهروز فراهانی می‌پرسیم آیا آنچه امروز در خیابان‌های فرانسه می‌بینیم موجی گذرا از اعتراض است یا نشانه‌ای از بازآرایی عمیق‌تر نیروهای اجتماعی و سیاسی این کشور؟

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

اعتراض دانش‌آموزان بازتاب نارضایتی‌های عمیق‌تر جامعه فرانسه است

بهروز فراهانی در گفت‌وگو با رادیو زمانه، گسترش سریع اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه را نشانه انباشت نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی در این کشور می‌داند. به گفته او، اعتراضاتی که از مطالبات دانش‌آموزان آغاز شدند، به‌سرعت حمایت اتحادیه‌های کارگری، معلمان، بازنشستگان و والدین را به دست آوردند. از نگاه فراهانی، سرعت این همگرایی یکی از ویژگی‌های وضعیت مبارزه طبقاتی در فرانسه است.

او ریشه این نارضایتی‌ها را در سیاست‌های نئولیبرالی نزدیک به ده سال حکومت امانوئل مکرون جست‌وجو می‌کند:

در نزدیک به ده سال حکومت امانوئل مکرون، سیاست‌های نئولیبرالی به‌طور پیگیر و پیاپی اجرا شده‌اند. این سیاست‌ها نظام آموزش‌وپرورش، نظام بهداشت و اساساً هرآنچه از دولت رفاه در فرانسه باقی مانده را تضعیف کرده‌اند و مردم را به‌تدریج به استفاده از خدمات بخش خصوصی سوق داده‌اند. این همان چیزی است که هسته اصلی ایدئولوژی و سیاست‌های نئولیبرالی را تشکیل می‌دهد. در نتیجه، در میان اقشار و طبقات مختلف جامعه فرانسه شاهد نارضایتی‌های گسترده‌ای هستیم.

فراهانی می‌گوید در همین دوره، ثروت چند ده خانواده متعلق به یک درصد ثروتمند جامعه دو برابر شده و نزدیک به دو میلیون نفر بر اساس معیارهای فرانسه به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند. او همچنین یادآوری می‌کند که در ده درصد خانواده‌های فرانسوی، والدین برای تأمین سه وعده غذای فرزندانشان ناچارند از یک وعده غذای خود صرف‌نظر کنند. به اعتقاد او، وجود چنین شرایطی در یکی از قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان نشان‌دهنده پیامدهای سیاست‌های اقتصادی دولت است.

فراهانی در توضیح مطالبات اولیه دانش‌آموزان به کمبود معلم، کاهش ساعات واقعی آموزش، وضعیت نامناسب ساختمان‌های مدارس و نبود امکانات ابتدایی اشاره می‌کند:

برای مثال، در برخی مناطق فرانسه، از جمله شهر کرتی، که این جنبش از آنجا آغاز شد، میزان غیبت معلمان به ۳۰ درصد می‌رسید. برخی دانش‌آموزان می‌گفتند در درس‌هایی مانند زبان‌های خارجی یا ریاضیات، تنها دو سوم ساعت‌های آموزشی مقرر توسط معلمان پوشش داده می‌شد. از سوی دیگر، در ماه‌های مه و ژوئن، هنگامی که گرمای طاقت‌فرسا در ساعات حضور دانش‌آموزان در کلاس‌ها به ۳۰ تا ۴۰ درجه می‌رسید، حتی یک پنکه ساده در کلاس‌ها وجود نداشت، چه رسد به دستگاه‌های تهویه مطبوع. دانش‌آموزان از شدت گرما کلافه می‌شدند و نمی‌توانستند مطالب معلم را به‌درستی درک کنند.

 از نظر فراهانی، همین مطالبات ابتدایی در بستری از نارضایتی عمومی قرار گرفتند و به همین دلیل اعتراض‌ها با سرعت گسترش یافتند.

فراهانی تظاهرات ششم اکتبر را یکی از بزرگ‌ترین تجمع‌های دانش‌آموزی و دانشجویی تاریخ فرانسه توصیف می‌کند و می‌گوید ابعاد آن با تظاهرات اول ماه مه مقایسه شده است. به گفته او، حمایت اتحادیه‌های کارگری، تشکل‌های معلمان و والدین و نهادهای حقوق بشری، از جمله عفو بین‌الملل و فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر، دولت مکرون را غافلگیر کرد.

او برای توضیح عمق مشکلات اجتماعی به افزایش شمار متقاضیان غذای رایگان در نهادهایی مانند «رستوران‌های قلب» اشاره می‌کند که میزان مراجعه به این مراکز در تاریخ چند دهه‌ای فعالیتشان بی‌سابقه بوده است.

با این حال، فراهانی انتظار ندارد که اعتراض‌ها الزاماً به‌صورت پیوسته ادامه یابند. به اعتقاد او، دولت ممکن است با وعده‌هایی و برخی اقدامات عملی، دامنه جنبش کنونی را کاهش دهد، اما نارضایتی‌های ساختاری در عرصه‌های دیگر دوباره بروز خواهند کرد.

نباید تصور کنیم که وجود نارضایتی‌های گسترده و انباشته لزوماً به معنای تداوم بی‌وقفه یک جنبش اعتراضی است. ضرباهنگ مبارزات اجتماعی در کشوری مانند فرانسه چنین نیست. ما با شرایط انقلابی روبه‌رو نیستیم، بلکه با نارضایتی عمومی مواجهیم که باید مراحل معینی را طی کند تا شاید به جنبشی عظیم، مانند جنبش مه ۱۹۶۸، تبدیل شود.  

او در عین حال بر یک ویژگی متمایز اعتراض‌های کنونی تأکید دارد: برخلاف بسیاری از جنبش‌های گذشته که در واکنش به تصویب یک قانون یا اجرای اصلاحات دولتی شکل می‌گرفتند، این بار دانش‌آموزان با ابتکار خود و با مطالباتی مشخص وارد میدان شده‌اند. به همین دلیل، فراهانی این جنبش را «تعرضی» و نه «تدافعی» توصیف می‌کند.

میان خشونت پلیس فرانسه و سرکوب معترضان در ایران تفاوتی کیفی وجود دارد

بهروز فراهانی برخورد پلیس فرانسه با دانش‌آموزان معترض را به‌شدت محکوم می‌کند و می‌گوید شدت خشونت مأموران حتی برای بخش بزرگی از جامعه فرانسه حیرت‌آور بوده است. به گفته او، دانش‌آموزانی که خواستار امکانات ابتدایی آموزشی، حضور منظم معلمان، ایمنی ساختمان مدارس و رعایت سقف قانونی شمار دانش‌آموزان در کلاس‌ها هستند، با برخوردهایی بسیار خشن مواجه شده‌اند.

او افزایش خشونت پلیس را با سیاست‌های اقتصادی دولت مکرون مرتبط می‌داند:

از زمانی که مکرون، به‌عنوان نماینده سرمایه مالی و بانکداری فرانسه، به قدرت رسیده و سیاست‌های نئولیبرالی را اجرا کرده است، خشونت پلیس در برخورد با جنبش‌های اعتراضی مردمی به سطحی رسیده که در کمتر دوره‌ای از تاریخ فرانسه شاهد آن بوده‌ایم. به اعتقاد من، این وضعیت نشان‌دهنده گرایش به قهر و خشونت در دولت‌هایی است که از سیاست‌های نئولیبرالی دفاع می‌کنند.

او یادآوری می‌کند:

فراموش نکنیم که مارگارت تاچر و رونالد ریگان، به‌عنوان نخستین نمایندگان این گرایش، هنگام به قدرت رسیدن با چه خشونتی با نهادهای سازمان‌یافته جنبش کارگری برخورد کردند. سرکوب پلیسی و حتی استفاده از ارتش را در بریتانیا، به‌ویژه در جریان اعتصاب معدنچیان، به یاد بیاوریم. در آمریکا نیز برخوردهای خشن پلیس در دوران ریگان وجود داشت و تا امروز ادامه یافته است. این سنت‌ها در آن کشور حتی خشن‌تر و ریشه‌دارتر از فرانسه هستند.

فراهانی معتقد است که در فرانسه نیز از زمان روی کار آمدن مکرون، شدت خشونت پلیس افزایش یافته است. او سرکوب جنبش جلیقه‌زردها را نمونه‌ای از این روند می‌داند و می‌گوید شدت برخورد پلیس و ژاندارمری با آن جنبش، به‌زعم او، تنها با رویدادهای سال ۱۹۶۸ قابل مقایسه بوده است.

به اعتقاد او، برخوردهای کنونی نیز نباید صرفاً به تصمیم‌های فردی مأموران نسبت داده شوند. فراهانی می‌گوید وزارت کشور و شخص وزیر از صدور دستورهایی برای مدارا با دانش‌آموزان و معترضان خودداری کرده‌اند و در عمل دست پلیس را باز گذاشته‌اند.

او با اشاره به گسترش فیلم‌برداری شهروندان با تلفن‌های هوشمند می‌گوید تصاویر متعددی از خشونت پلیس ثبت شده و امکان انکار یا نسبت دادن همه آن‌ها به دست‌کاری تصویری دشوارتر شده است.  فراهانی از طرح ۲۴ شکایت علیه پلیس، ثبت و پیگیری ده‌ها شکایت دیگر و انتظار برای رسیدگی به موارد بیشتر سخن می‌گوید.

او همچنین یادآوری می‌کند که بیش از شش هزار و پانصد دانش‌آموز بازداشت موقت شده‌اند، در حالی که تنها حدود ۱۴ یا ۱۵ نفر به اتهام تخریب اموال عمومی یا درگیری با پلیس بازداشت شده‌اند. فراهانی هدف از بازداشت دیگران را عمدتاً ارعاب و اعمال فشار بر معترضان ارزیابی می‌کند.

فراهانی به نکته مهمی اشاره می‌کند: گرایش سیاسی نیروهای پلیس. می‌گوید:

نکته دیگری که نباید فراموش کرد، گرایش سیاسی بخش بزرگی از نیروهای پلیس یونیفورم‌پوش فرانسه است. نظرسنجی‌ها و پژوهش‌های روزنامه‌نگارانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند، همگی نشان می‌دهند که بیش از نیمی از این نیروها به حزب خانم لوپن رأی می‌دهند و گرایش‌های شدید راست افراطی، فاشیستی و ضدخارجی دارند. این نیروها با جوانان نیز برخوردی خصمانه دارند و گاه آنان را با خارجی‌ها یکسان می‌انگارند. آنان تحت تأثیر این استدلال عوام‌فریبانه قرار دارند که اگر شمار خارجی‌ها کمتر بود، منابع مالی بیشتری برای تأمین امکانات عمومی وجود داشت و چنین مشکلاتی پدید نمی‌آمد.

 فراهانی در توضیح مشکلات پلیس، به مواردی از ضعف سواد اداری برخی مأموران نیز اشاره می‌کند. با وجود این انتقادهای شدید، فراهانی مقایسه برخورد پلیس فرانسه با سرکوب اعتراض‌ها در جمهوری اسلامی را گمراه‌کننده می‌داند.

او استفاده تبلیغاتی حامیان جمهوری اسلامی از تصاویر خشونت پلیس فرانسه را محکوم می‌کند و معتقد است که میان دو وضعیت تفاوتی کیفی وجود دارد:

پلیس فرانسه، با وجود تمام خشونتی که به کار برده، مسلسل سنگین در برابر تظاهرکنندگان قرار نداده و آنان را با دوشکا و گلوله به رگبار نبسته است. معترضان را با استفاده از نیروهای بسیج، لباس‌شخصی‌ها و نیروهای آتش‌به‌اختیار به خاک و خون نکشیده است. به نظر من، جمهوری اسلامی بهتر است در این زمینه سکوت کند و خود را با کشوری مقایسه نکند که، با وجود تمام خشونت‌ها و برخوردهای پلیسی‌اش، دارای نهادهای دموکراتیک است.

از نگاه فراهانی، تفاوت اساسی در ساختار سیاسی و اجتماعی دو کشور و امکانات مهار قدرت پلیس است. او به نقش اتحادیه‌های کارگری، سازمان‌های حقوق بشری، نهادهای مدنی و سطح آگاهی سیاسی جامعه فرانسه اشاره می‌کند و معتقد است وجود این نهادها محدودیت‌هایی برای عملکرد پلیس ایجاد می‌کند. در مقابل، به اعتقاد او، نیروهای سرکوب در جمهوری اسلامی از امکان گسترده‌تری برای اعمال خشونت، کشتار، شکنجه و تجاوز علیه معترضان برخوردار بوده‌اند. فراهانی تأکید می‌کند که این تفاوت ساختاری را نمی‌توان با نمایش تصاویر خشونت خیابانی در دو کشور نادیده گرفت.

حضور چپ رادیکال در اعتراض‌ها می‌تواند موقعیت انتخاباتی آن را تقویت کند

بهروز فراهانی معتقد است که احزاب چپ رادیکال فرانسه، به‌ویژه فرانسه نافرمان، جوانان حزب کمونیست و حزب نوین ضدسرمایه‌داری، در اعتراض‌های اخیر حضوری فعال و مؤثر داشته‌اند.

او به‌طور خاص بر نقش نمایندگان پارلمانی فرانسه نافرمان تأکید می‌کند و می‌گوید آنان در موارد متعددی خود را میان پلیس و تظاهرکنندگان قرار داده‌اند تا از برخورد خشونت‌آمیز مأموران جلوگیری کنند. فراهانی برای توضیح این نقش به عملکرد شهردار سن‌دنی اشاره می‌کند:

نمونه درخشان آن، شهردار شهر سن‌دونی است که از اعضای فرانسه نافرمان است. تصاویر او در سراسر جهان منتشر شده است. در این تصاویر می‌بینیم که چگونه خود را میان پلیس و دانش‌آموزان قرار می‌دهد تا مانع حمله مأموران شود. از سوی دیگر، هنگامی که عده‌ای سطل زباله‌ای را آتش زده و برای مسدود کردن مسیر به مقابل مدرسه منتقل کرده بودند و خطر سرایت آتش به مدرسه وجود داشت، شهردار شخصاً سطل زباله را گرفت و از آنجا دور کرد. این‌ها اقداماتی نمادین و درخشان بودند. محبوبیت فرانسه نافرمان در میان جوانان و دانش‌آموزان، که پیش‌تر نیز از وجود آن آگاه بودیم، اکنون با قدرت بیشتری آشکار شده و به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است.

فراهانی با اشاره به حضور شخصی خود در تظاهرات ۲۸ اکتبر از گرایش‌های ضدسرمایه‌داری در میان معترضان جوان سخن می‌گوید:

در طول تظاهرات، شعارها را می‌شنیدم و گرایش‌های ضدسرمایه‌داری را در میان این جوانان، که کارگران آینده خواهند بود، مشاهده می‌کردم. این وضعیت برای من بسیار دلگرم‌کننده بود. رادیکالیسم این جوانان چشمگیر بود. در عین حال، با متانت بسیار رفتار می‌کردند. از پلیس هیچ ترسی نداشتند، اما بی‌دلیل نیز مأموران را تحریک نمی‌کردند. آنان سطح بالایی از انضباط، شعور و آگاهی سیاسی از خود نشان دادند؛ آگاهی سیاسی‌ای که کاملاً طبقاتی بود.  

فراهانی شمار شعارهای ضدسرمایه‌داری، مخالف سیاست‌های نئولیبرالی و منتقد نظام سرمایه‌داری را با شعارهای تظاهرات اتحادیه‌های کارگری، از جمله راهپیمایی‌های اول ماه مه، مقایسه می‌کند و این گرایش را برای آینده جنبش‌های اجتماعی فرانسه امیدوارکننده می‌داند.

او در مقابل، از تلاش راست و راست افراطی برای بهره‌برداری سیاسی از اعتراض‌ها سخن می‌گوید:

می‌دانید که پنج میلیاردر راست‌گرای افراطی در فرانسه ۹۰ درصد رسانه‌های بزرگ این کشور را کنترل می‌کنند. یکی دو نفر از آنان آشکارا از راست مذهبی کاتولیک دفاع می‌کنند و با مسئله مهاجرت و به‌ویژه مسلمانان فرانسه، یا دقیق‌تر بگویم فرانسوی‌های مسلمان، برخوردی هیستریک دارند. این جریان‌ها تلاش کردند از فضای ایجادشده نهایت استفاده را ببرند، اما نتیجه معکوس گرفتند. زیرا جنبش با همگرایی و حمایت بخش‌های گسترده جامعه روبه‌رو شد و به نمادی از مخالفت اکثریت جامعه فرانسه با این سیاست‌ها تبدیل شد. در نتیجه، راست افراطی نتوانست به هدف خود برسد.

با این حال، فراهانی معتقد است که این تلاش‌ها نتیجه معکوس داشته است؛ زیرا اعتراض‌های دانش‌آموزی با حمایت بخش‌های گسترده جامعه روبه‌رو شده و به نمادی از مخالفت عمومی با سیاست‌های دولت تبدیل شده‌اند.

او می‌گوید هرچند بخش بزرگی از دانش‌آموزان معترض هنوز به سن رأی دادن نرسیده‌اند، حضور فعال نمایندگان چپ رادیکال و دفاع آنان از مطالبات دانش‌آموزان و دانشجویان، تصویر عمومی این احزاب را بهبود بخشیده است.

از نگاه فراهانی، این تأثیر به‌ویژه درباره فرانسه نافرمان محسوس بوده و می‌تواند در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده به سود این جریان تمام شود.

او در نهایت ارزیابی می‌کند که حمایت گسترده جامعه از مطالبات دانش‌آموزان، همراه با نقش‌آفرینی نمایندگان چپ رادیکال، می‌تواند تلاش‌های تبلیغاتی رسانه‌های راست و راست افراطی را خنثی کند و موقعیت انتخاباتی نیروهای چپ را تقویت کند.

*این مصاحبه را حسین نوش‌آذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.