
شش افسانه تقلیلگرایانه در روایت اعتراضات دیماه
ااین مقاله شش روایت تقلیلگرایانه از خیزش دیماه را به چالش میکشد: تفکیک آن به مرحلهای «اقتصادی» و سپس «سیاسی»؛ نسبتدادن بحران به یک جناح نئولیبرال در حکومت؛ انتقال مسئولیت کشتار از دستگاه سرکوب به فراخوان رضا پهلوی؛ تقلیل بسیج گسترده ۱۸ دی به همان فراخوان و نادیدهگرفتن تکثر نیروهای حاضر در خیابان؛ چشمپوشی از مسئولیت سیاسی فراخوان بعدی پهلوی در ۲۰ دی، پس از آشکارشدن نشانههای کشتار؛ و تبدیل اختلاف بر سر شمار قربانیان به «جنگ اعداد». در برابر روایتهایی که خیزش را به پروژهای از پیش طراحیشده فرو میکاهند یا عاملیت مردم را محو میکنند، نویسنده میکوشد با بازسازی خط زمانی اعتراضها، میان عاملیت متکثر خیابان، مسئولیت مستقیم حکومت در کشتار و مسئولیت سیاسی دیگر بازیگران تمایز بگذارد.






















